دوشنبه 20 آذر 1396

Monday 11 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/داده پو/تاریخی/ دست ندادن با زن‌ها و مشروب نخوردن: مشکلات دیپلماسی ابتدای انقلاب

تاریخی/ دست ندادن با زن‌ها و مشروب نخوردن: مشکلات دیپلماسی ابتدای انقلاب

 یکشنبه, 02 مهر 1396    17:37    سرویس آسیا

اینترنشنال- سرویس آسیا/ مرور برخی رویدادهای سیاست خارجی ایران در سالهای گذشته می تواند به فهم بهتر آن کمک شایانی کند‌، به ویژه انکه این رویداد از زبان دست اندرکاران این حوزه و کسانی که مستقیما در آن درگیر بوده اند بیان شود. اینترنشنال می کوشد در قالب سرویس داده پو داده هایی را از روند تحول در سیاست خارجی ایران بدون شرح و تفسر منتشر کند‌.

دومین مطلب از این داده ها هم از کتاب خاطرات سید محمد صدر که سال‌ها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی نقش آفرین بوده انتخاب شده است . این کتاب تحت عنوان «انقلاب و دیپلماسی» منتشر شده است. او درباره دو موضوع دست ندادن با زنان و مشروب نخوردن دیپلمات های ایرانی در سال های اول انقلاب می نویسد:

یکی از مشکلات موجود در وزارت امور خارجه، مشکلات تشریفاتی بود. در سیاست خارجی و دیپلماسی، تشریفات به رغم اینکه در محتوای مذاکرات تأثیر چندان مستقیمی ندارد اما نقش آن اساسی، بااهمیت و بسیار مهم است و البته این مسئله در برخی موارد یکی از مشکلات ما در آغاز فعالیت در وزارت امور خارجه بود. از اولین مشکلاتی که در ارتباط با تشریفات در جمهوری اسلامی با آن مواجه بودیم، یکی دست دادن با خانمها و دیگری مشروب نخوردن در ضیافتها و مهمانی‌ها بود که داستانش مفصل است. اگرچه از همان اول، وزارت امور خارجه از طریق اداره کل تشریفات به همه سفارتخانههای خارجی در ایران و نیز سفارتخانه‌های ایران در نقاط مختلف دنیا ابلاغ کرده بود که به اطلاع وزارت امور خارجه کشورها برسانند که یک: ما با خانم‌ها دست نمیدهیم؛ دو: مشروب نمیخوریم و حتی اگر سر میز ضیافت مشروب سرو شود، نمینشینیم؛ ولی چون هنوز رفتارهای ما برایشان جا نیافتاده و پذیرفته نشده بود، مشکلاتی برایمان پیش میآورد. از جمله در سفری که در ابتدای مسئولیتم به انگلیس داشتم، خانمی از تشریفات وزارت امور خارجه انگلیس در فرودگاه لندن به استقبالم آمد. او مسئول انجام کارهای تشریفاتی هیئت ما بود تا زمان ملاقات فرا برسد. او در مراسم استقبال دستش را برای دست دادن دراز کرد؛ اما من دست ندادم و تا آمدم توضیح بدهم که ما با خانمها دست نمی-دهیم و این ناشی از اعتقادات مذهبی ما است و معنای آن بیاحترامی به خانم‌ها نیست به شدت ناراحت شد و با حالتی به هم ریخته نگاهی به من کرد و تشریفات را نیمه کاره رها کرد و رفت. با رفتن او موقع گذر از فرودگاه، پلیس گمرک لندن برخورد بدی نیز با ما نمود. فردای آن روز من برای ملاقات با همتای انگلیسی خود به وزارت امور خارجه رفتم و او با دیدن من گفت: «من خیلی عذر میخواهم که این سوال را از شما میپرسم. بین شما و خانمی که برای تشریفات شما آمده بود چه مسئلهای رخ داده است؟». گفتم: «مگر چه شده؟». گفت: «او گریه کنان به وزارت خارجه آمد و اظهار داشت که ایرانی ها به وی توهین کردهاند و ما هرچه از او توضیح بیشتری خواستیم او گریه میکرد و توضیحی نداد». البته این حرفی بود که همتای انگلیسی‌ام زد. حال واقعیت داشت یا نه، نمیدانم؛ اما من برای او توضیح دادم موضوع از چه قرار و علت آن کار من چه بوده است.

مشکل دیگر ما نخوردن مشروب بود. با اینکه همه جا اعلام کرده بودیم، مشروب نمیخوریم؛ اما باورشان نمیشد، چون مسلمان های دیگر را دیده بودند که این کار را میکنند بنابراین فکر میکردند که ما نیز میخوریم.

در سفری به مجارستان، مدیرکل خاورمیانه وزارت امور خارجه مجارستان در فرودگاه به استقبالم آمد. سوار ماشین که شدیم در مسیر رسیدن به هتل از من پرسید: «شما گفتهاید که مشروب نمیخورید. آیا چنین چیزی درست است؟». گفتم: «بله ما مشروب نمیخوریم». مکثی کرد و در گوشی و آهسته پرسید: «شما در جلسات علنی مشروب نمیخورید یا در جلسات خصوصی هم مشروب نمی‌خورید؟». گفتم: «ما نه در جلسات علنی و نه در جلسات خصوصی، در هیچ کدام مشروب نمیخوریم».

طرح این مسئله از طرف همتای مجاریم برایم پرسشی ایجاد کرد. از این رو پرسیدم، چرا چنین سوالی کرده است؟ و او توضیح داد: «دیپلماتهای عرب وقتی به مجارستان میآیند ابتدا به ما میگویند که مشروب نمیخورند؛ اما ما میبینیم که در جلسات خصوصی خلاف حرفشان عمل کرده، مشروب میخورند و وقتی ما به آنها میگوییم که شما گفتهاید مشروب نمیخورید و حالا میخورید میگویند، ما علنی مشروب نمیخوریم ولی در جلسات خصوصی میخوریم و اشکالی ندارد». با این توضیح من صریحتر تأکید کردم: «اما ما اصلا نمیخوریم و دین، ما را از این کار منع کرده است». به عبارت دیگر این کار برای ما حرام است.

در این موضوع خاص ما حتی اعلام کرده بودیم، نه فقط مشروب نمیخوریم بلکه در میهمانیهای شام یا ناهار، خود شما هم نباید بخورید، چرا که ما اصلا سر میزی که مشروب سرو شود حضور نخواهیم یافت و این مطلب را همه میدانستند و تقریبا رعایت میکردند. هرچند که یک بار در یوگسلاوی رعایت نکردند.

با دکتر ولایتی به یوگسلاوی رفته بودیم و بعد از ملاقاتهای مختلف وزیر امور خارجهشان میهمانی شام داد. به رسم معمول سر میز برایمان آب آوردند و در لیوان‌ها نیز آب سیب ریختند. رو به روی ما نیز مسئولان وزارت خارجه یوگسلاوی نشسته بودند و ظاهرا همان آب سیبی که ما میخوردیم آنها هم میخوردند. آقای حسین ملائک، رئیس اداره دوم (اروپای شرقی) کنار من نشسته بود و همین طور که غذا میخوردیم و حرف میزدیم آهسته به من گفت: «فلانی من فکر میکنم آنها (یوگسلاوها) به ما کلک میزنند». گفتم :«چه طور؟». گفت: «درست است آن چیزی که در لیوانشان میریزند همرنگ همان آب سیبی است که در لیوان ما می-ریزند؛ اما فقط رنگشان یکی است، بلکه آنها مشروب میخورند» و ما تازه متوجه شده بودیم که برنامه میهمانی تمام شد.

البته چنین رفتارهایی واقعا از آنها برمیآمد. براساس تجربه دیپلماتیکی که داشتم و دارم، یوگسلاوها که کشورشان یکی از کشورهای اروپای شرقی بود هم خباثتهای غربیها را داشتند و هم خباثت شرقی‌ها را. آنها یکی از سران کشورهای جنبش غیر متعهدها بودند، اما سیاست‌ها و رفتارهایشان پر بود از نفاق و دروغ. اصلا آنها شخصیت دیپلماتیک نداشتند.

 

منبع: کتاب انقلاب و دیپلماسی، خاطرات سید محمد صدر

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته