جمعه 28 مهر 1396

Friday 20 October 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/قدرت نرم و قدرت سخت در سیاست منطقه ای ایران

قدرت نرم و قدرت سخت در سیاست منطقه ای ایران

نویسنده :  یکشنبه, 01 اسفند 1395    22:55    سرویس آسیا

اختصاصی اینترنشنال-سرویس غرب آسیا/ قدرت منطقه ای ایران به سطح کم سابقه ای رسیده است. عملکرد ایران در حمایت از حکومت های سوریه و عراق موفقیت آمیز بود. افزون بر این، حمایت ایران از حکومت اقلیم کردستان عراق مانع تسلط داعش بر آن شد. ایران همچنین به مثابۀ حامی اصلی حزب الله لبنان و جنبش حماس، نقشی مهم در مسئلۀ محوری خاورمیانه ایفا می کند. در جنگ علیه تروریسم منطقه ای، دامنۀ فعالیت های ایران و متحدان و دوستانش از کردستان عراق تا یمن را شامل می شود. بنابراین در صعود قدرت منطقه¬ای ایران نباید تردید کرد. اما مفهوم قدرت مناظره¬های نظری بسیاری به خود دیده است.
در کنار قدرت سختی که اغلب واقع¬گرایان را گرد مفهوم محوریِ دولت و نقش آن جمع می کند، مفهوم قدرت نرم مطرح می شود. جوزف نای، در سال ٢٠٠٤ در کتاب قدرت نرم: راه موفقیت در سیاستهای جهانی، این مفهوم را به مثابۀ بنیانی مطرح می¬کند که امریکا راهی جز عمل به آن برای حفظ جایگاه بین-المللی خود ندارد. قدرت نرم به توانایی اثرگذاری بر دیگر افراد و دولت¬ها برای رسیدن به نتایج مطلوب از راه تشویق و ایجاد جذابیت و نه کاربرد زور گفته می¬شود. به تعبیر کنت والتز، بانی نورئالیسم، قدرت هنگامی می‌تواند به نحوی مؤثر تبدیل به نفوذ و اثرگذاری شود که در نظام پذیرفته شده‌ای از هنجارها تعبیه شود.
صعود قدرت منطقه¬ای ایران بر مبنایی از قدرت نرم آغاز شد. حزب الله و ایران از جمله محبوب-ترین واژه¬ها در سطح منطقه¬ای در سال¬های آغازین هزارۀ سوم بودند. نظام هنجاریِ مبتنی بر مفاهیمی همچون مقاومت و ظلم¬ستیزی قدرت بالقوه ایران را به نفوذی قابل توجه در سطح منطقه‌ای تبدیل کرد. در آن هنگام، قدرت نرم ایران از قدرت سخت آن پیشی گرفته بود. به عبارتی، توازن و تناسبی میان دستاوردهای منطقه¬ای ایران (نفوذ، حضور و اعمال قدرت) با قدرت نرم آن (اثرگذاری از طریق جذابیت گفتمانی و عملی) وجود نداشت. اگرچه آن عدم تناسب به معنای از دست رفتن بسیاری از فرصت‌ها بود اما زیانی متوجه مبانی قدرت و امنیت ملی ایران نبود.
در دورۀ بهار عربی وضعیت دگرگون شد. قدرت منطقه¬ای ایران به سطحی ارتقا یافت که قدرت نرم ایران را یارای همراهی با آن نبود. تحولات منطقه خود به تنزل قدرت نرم ایران کمک کرد زیرا مفروضات نظام هنجاری پیشین را به چالش کشید. افزون بر این، صعود قدرت سخت ایران، رقبای آن را به تحرک واداشت. این نیز سبب تنزل جایگاه نظام هنجاری مبنای نفوذ و اثرگذاریِ منطقه‌ای ایران و در مجموع تضعیف قدرت نرم آن شد. بنابراین، در دورۀ جدید معادلۀ کاملاً متفاوتی شکل گرفت: قدرت سخت ایران رو به ارتقا بوده در حالی که قدرت نرم آن در سطح منطقه تنزل پیدا کرد. نتیجه اما یکی بود: توازن و تعادلی میان قدرت نرم و قدرت سخت برقرار نشد.
پیش و پس افتادن قدرت نرم ایران نسبت به قدرت سخت آن در منطقه البته تا آنجا عادی است که این عدم تناسب و توازن برای مدتی کوتاه (یک یا دو سال) و یا در قبال موضوعی مشخص (عدم تناسب اصول و ارزش‌ها با ضرورت‌های عملیاتی) بروز کند. در چنین شرایطی هزینه‌های عدم تناسب یادشده قابل تحمل و جبران خواهد بود. اما چنانچه انقطاع دو سطح قدرت دامنه‌دار باشد، هزینه ها افزایش یافته و در میان مدت و بلندمدت تناسبی با دستاوردها نخواهد داشت. در چنین شرایطی باید در اندیشۀ راهکارهای جدی برای رفع عدم توازن بود.
در حدود پنج سال اخیر موازنۀ میان قدرت سخت و نرم ایران در منطقه به سود قدرت سخت متمایل شد. قدرت سخت ایران در منطقه آشکارا ارتقا یافت اما به همان نسبت انتقاد و ابراز مخالفت با قدرت منطقه ای ایران در منطقه، به ویژه در کشورهای عربی، افزایش یافت. به عبارتی، افزایش قدرت منطقه‌ای ایران در قالب نظام هنجاری پذیرفته‌شده‌ای در سطح منطقه صورت نگرفت. سه دلیل عمده برای واقعیت یادشده قابل طرح است:
- نخست اثرگذاری قابل توجه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی رقبای ایران در سطح منطقه ای و نیز بین المللی است. رسانه های پرمخاطب، گفتمان سازی ضدایرانی، ترویج روایت های ایران هراسانه از تحولات منطقه و نیز بهره گیری از پترودلار در جهت دهی به افکار عمومی و نیز سیاست‌های کشورهای منطقه و جهان در راستای اهداف ضدایرانی، نتایج قابل توجهی در تضعیف اثرگذاری قدرت نرم ایران در منطقه و جهان داشته است؛
- کم توجهی به دیپلماسی عمومی در کنار مجاری رسمی دیپلماسی سبب کاهش اثرگذاری قدرت نرم ایران در منطقه و جهان شده است. توجه به دیپلماسی عمومی به مثابۀ یکی از ابعاد اصلی قدرت نرم در راستای احیای توازن میان قدرت نرم و سخت ضروری است. این در حالی است که دیپلماسی ایرانی بیش از هر چیز بر سطوح رسمی متمرکز است و کمتر ضرورت یادشده را مورد توجه قرار داده و می‌دهد؛
- عدم اشراف کارگزاران قدرت سخت ایران بر نتایج احتمالی تکیه بر یکی از ابعاد قدرت و بی توجهی به دیگر ابعاد آن. البته نباید از کارگزار قدرت سخت انتظار داشت که ضرورتاً بر رابطۀ دو سطح اصلی قدرت مشرف باشد اما طبعاً لازم است در نهادهای سیاستگذار کارشناسان و خبرگانی حضور داشته باشند تا همواره در این زمینه به ارزیابی و ارائۀ راهکار بپردازند.
قدرت قابل توجه ایران در سطح منطقه خود زمینۀ تهاجم به ایران را به رقبای آن می دهد. اما لازم است قدرت منطقه ای ایران از طریق تحکیم قدرت نرم آن تقویت شود. توجه ویژه به دیپلماسی عمومی راهکار اصلی در این زمینه است. در جهانی که قدرت‌های بین‌المللی نیازمند گفتمان‌سازی و طرح روایت‌های جدید برای تبدیل قدرت خود به نفوذ و اثرگذاری هستند، توجه ویژه به احیای قدرت نرم ایران، به مثابۀ قدرتی منطقه‌ای، حائز اهمیتی بنیادین برای تحکیم قدرت منطقه‌ایِ ارتقایافتۀ آن می‌باشد. بدون کار بر قدرت نرم، سیاست منطقه‌ای ایران حتی اگر دستاوردهایی داشته باشد، هزینه‌های قابل توجهی به بار خواهد آورد که در نهایت سیاستگذار را با این پرسش بنیادین روبرو می‌کند که آیا ارزشش را داشت؟

telegram channel

درباره نویسنده

حسن احمدیان

حسن احمدیان

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته