شنبه 16 فروردين 1399

Saturday 4 April 2020

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/تراژدی میانمار: انسان بد دولت، انسان بی‌دولت

تراژدی میانمار: انسان بد دولت، انسان بی‌دولت

  • تراژدی دوام دار میانمار بار دیگر ابعاد وسیع رسانه‌ای یافته است. انسان‌هایی که لگدکوب، آواره و بیچاره شده‌اند به سرخط خبرها آمده‌اند. اما فراتر از عواطف انسانی که بس مهم است، این رخداد رنج آور را چگونه می‌توان مفهوم بندی کرد؟

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  پنج شنبه, 16 شهریور 1396    23:10    سرویس نگاه از بیرون

مردم چشمم به خون آغشته شد

در کجا این ظلم بر انسان کنند

اختصاصی اینترنشنال- سرویس آسیا/ تراژدی دوام دار میانمار بار دیگر ابعاد وسیع رسانه‌ای یافته است. انسان‌هایی که لگدکوب، آواره و بیچاره شده‌اند به سرخط خبرها آمده‌اند. اما فراتر از عواطف انسانی که بس مهم است، این رخداد رنج آور را چگونه می‌توان مفهوم بندی کرد؟

مسلمانان روهینگیا انسان‌های بی دولت‌اند، انسان‌هایی که حتی دولتی هابزی آن‌ها را به شهروندی نمی‌شناسد و این اساس درگیری موجود است. برخلاف عمده جمعیت جهان که متأثر از جهانشمولی هنجارهای وستفالیایی و مهمتر از همه جهانگیر شدن دولت مدرن، شهروند شده‌اند، به دولتی ارتباط یافته و نوعی قرارداد اجتماعی بر روابط آنان و دولتشان حاکم است، اما مسلمانان و هندوهای روهینگیا هنوز بزرگترین گروه قومی‌اند که به چنین امتیازی دست نیافته‌اند. دولتی هم حاضر نیست چنین امتیازی به آنان دهد. این امتیاز که ممکن است در خیلی از کشورها به چشم نیاید یا حتی مایه سرافکندگی باشد. اما حداقل در جهان در حال توسعه زمانی که از گروهی از انسانها دریغ می‌شود، وضعیت تراژیک آنان جهانی را به درد می‌آورد.

گرچه بخش مهمی از جمعیت جهان انسان‌های بد دولت یا به بیان دقیق‌تر شهروندان بد دولت‌اند، اما انسان بی دولت حداقل در جهان در حال توسعه برخلاف آنچه آنارشیست‌ها می‌گفتند موجود بی چاره تری است. دولت حتی اگر نه نماینده خیر عمومی که شر لازم هم باشد، وجود آن در خیلی جاها درد و رنج زندگی انسان‌ها را کاهش می‌دهد. شاید از همین روست که این نهاد در معنای مدرن آن نه تنها از 1648 از بین نرفته بلکه تقریباً همه رقبا را به شکست کشانده است. شاید از همین روست که مسلمانان روهینگیا شهروندی یکی از هابزی ترین دولت‌های موجود در جهان را می‌خواهند، دولتی که از 1962 با سرنیزه حکم رانده و هنوز هم قلچماق‌ها در آن دست بالا را دارند.

اما این تنها مسلمانان میانمار نیستند که بی دولتی‌شان تراژیک شده است. در بخش‌های مهمی از خاورمیانه و آفریقا انسان‌ها از دست دولت‌ها و گروههایی شقی‌تر از دولتها سر به کوه و بیابان نهاده‌اند. بهار عربی و هوس زودگذر دموکراسی خواهی در زمینه و زمانه‌ای که شرایط ابتدایی برای تحقق آن وجود نداشت نیز به این موج دامن زد. لیبی نمونه آشکار این وضعیت است. شهروندانی که با دولتی هابزی قرارداد اجتماعی سستی داشتند و این قرارداد برهم خورد. اما با رفتن قذافی مهمانی شام شکل نگرفت بلکه انسان به گرگ انسان تبدیل شد. جنگ همه علیه هم شکل گرفت، جنگی و جنگ‌هایی که انسان‌های بد دولت را ”دلتنگ دولت‌های هابزی" کرد. افغانستان نمونه دیگری است که ایدئولوژی وارداتی چپ در دهه 1970 و سپس تهاجم رفقا برای اصلاح دولت هابزی، سلسله جنگ‌هایی ویرانگر را بار آورد جنگ‌هایی که نه تنها بینان دولت بلکه بنیان جامعه را از هم گسست و به مرتجع‌ترین و خشن‌ترین نیروها پر و بال داد.

تراژدی میانمار نمادی از یک بحران ژرف حکمرانی هابزی در بخش‌های مهمی از جهان در حال توسعه، بویژه جنوب و غرب آسیاست. تداوم این بحران احتمالاً انسان‌های بیشتر و بیشتری را از وضعیت بددولتی به وضعیت بی دولتی می‌کشاند. روند به سوی دلتنگی طیف وسیع‌تری از مردمان این سرزمین‌ها برای دولت‌های هابزی گرایش دارد.

telegram channel

درباره نویسنده

محسن شریعتی نیا

محسن شریعتی نیا

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته