سه شنبه 21 آذر 1396

Tuesday 12 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/قندهای پارسی که دیگر به بنگاله نمی روند: ایران، هند و سیاست مستقل ملی

قندهای پارسی که دیگر به بنگاله نمی روند: ایران، هند و سیاست مستقل ملی

  • ایران در هند چه دارد و چه چیزی بیشتر از آن می‌تواند به دست بیاورد؟ تاریخ روابط بین ایران و هند فراتر از تاج محل و سلسلۀ گورکانیان هند و الماس‌های مشهور غنیمت گرفته شده توسط سلطان محمود غزنوی، و از سوی دیگر، روزنامه های ایرانی چاپ کلکته و بوف کور چه چیزی به ما می‌آموزد؟ هند سال 2017 چه چیز جدیدی به سیاست خارجی ایران اضافه خواهند کرد و ایران سال 1396 چه چیزی به هند خواهد داد؟

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  شنبه, 11 شهریور 1396    15:37    سرویس آسیا

اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/احتمالاً عنوانِ «تاریخ روابط میان ایران و هند» یک ناظر ایرانی را پیش از هرچیز به یاد حمله‌های سلطان محمود غزنوی به هندوستان می‌اندازد و طلاها و الماس‌هایی که این پادشاه پر رمز و راز هندی به نقل از بیهقی، از «بت‌خانه‌های هندوستان» به یغما آورد. اما واقعیت این است که روابط تاریخی میان هند و ایران بسیار فراتر از این است. حدود چهارصد سال سلسله‌هایی از پادشاهان ایرانی در هند حکومت‌ می‌کرد و برای چند سده زبان فارسی، زبان رسمی دربار هندوستان و اشراف این کشور بود. پس از حملۀ اعراب به ایران بخش بزرگی از پارسیان ایرانی به هند مهاجرت کردند و تا امروز، با حفظ هویت خود به عنوان یکی از موفق‌ترین اقلیت‌های هندی شناخته می‌شوند. هنوز بخش مهمی از منابع تاریخی مکتوب هند به زبان فارسی هستند. تاج‌محل، نمادین‌ترین بنای هندوستان که به عنوانِ سمبل هند در سرتاسر دنیا شناخته می‌شود، به با یادبود همسر ایرانی پادشاه فارسی زبان گورکانی و به دست یک معمار ایرانی ساخته شده است. بسیاری از روزنامه‌های ایرانیِ عصر مشروطه در هندوستان چاپ و منتشر می‌شد و هند در کنارِ اروپا، یکی از منابع اصلیِ مدرنیتۀ ایرانی در آن دوران بود. هندوستانِ رنگارنگ و رازآلود بخشی از تاریخ ایران و آن‌گونه که صادق هدایت در «بوف کور» نشان می‌دهد، بخشی از حافظۀ تاریخی ایران است و این نه تنها غنیمت‌های سلطان محمود، بلکه یک پیوند عمیق تاریخی و فرهنگی را در بر می‌گیرد.


با این حال در چند سدۀ اخیر روابط میان ایران و هند رفته رفته از عمق تاریخی آن فاصله گرفت و به ویژه پس از استقلال هندوستان، با ایجاد کشور مستقل پاکستان، یک بازیگر متخاصم حائل میان دو کشور به وجود آمد که همجواری دو کانون تمدنی منطقه را از بین برده و روابط میان این دو کشور را وارد یک دوران از ایستایی کرد. این مکث تاریخی، که دلایل و زمینه‌هایی فراتر از هدف بحث پیش رو دارد، امروز و با تلاطم نظم بین‌المللی می‌تواند به نقطۀ پایان خود برسد؛ با این حال دو کشور برای رجعت به دوران طلایی گذشته نیازمند به دلایلی بیش از تاریخ هستند.


واقعیت این است که ایران و هند در طول قرن بیستم هر کدام از مسیر متفاوتی، سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند که هرچند سکته‌های در آن قابل پیگیری است، اما اصل آن تا به امروز پابرجا بوده است: سیاست خارجی مستقل. ایران این هدف را از دوران ملی شدن نفت و سپس به شکلی دیگر پس از انقلاب سال 1357، در قالب سیاست «نه شرقی نه غربی» دنبال کرد و هند در قالب جنبش عدم تعهد، که البته آن هم نسبتی با آرمان‌های ملی‌گرایانۀ دکتر محمد مصدق داشت. این سیاست خارجی مستقل ملی در بخش مهمی از دوران پهلوی دوم متوقف شد، اما با این حال به بخشی از فهم ایران از سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. با وجود این رویدادهای سال‌های اخیر شواهدی را به نمایش گذاشته که بسیاری از تحلیل‌گران را به این اندیشه سوق می‌دهد که در هر دو سوی این معادله، تغییراتی در حال شکل‌گیری است.


در جریان بحران سوریه، سال گذشته ایران یک پایگاه نظامی هوایی در همدان را در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار داد تا این کشور، عملیات نظامی خود در سوریه را که البته در همکاری با ایران و در راستای منافع مشترک صورت می‌گرفت، از آن‌جا انجام دهد. از سوی دیگر، به دنبال توافق هسته‌ای امریکا با هند در سال 2005 وضعیتی در هند به وجود آمد که روابط میان دو کشور نه تنها در جهت مخالف دوران جنگ سرد، بلکه در سطح همکاری‌هایی فراتر از روابط معمول دو بازیگر غیرمتحد تحلیل شد. در هر دو مورد، برخی تحلیل‌گران این وضعیت را در تعارض با شرایط گذشته دانستند و از آغاز فصل جدیدی در سیاست خارجی هر دو کشور سخن به میان آمد. روابط ایران و روسیه با عنوانِ مناقشه برانگیز و مبهمِ «استراتژیک» توصیف شد و روابط هند و امریکا با عنوانِ «شبه اتحاد» یا «اتحاد دوفاکتو» برچسب‌گذاری شد. با این حال، به نظر می‌رسد در هر دو مورد، نظم سیاسی داخلی و فهم دو کشور از سیاست منطقه‌ای و بین‌المللیِ خود با این تعابیر همراه نیست. ظاهراً نه ایران و نه هند آماده نیستند که بپذیرند روابط خود را در قالب همکاری استراتژیک با قدرت‌های بزرگ و در قالب بلوک‌بندی‌های در حال ظهور قدرت در سیستم تعریف کنند. اگر رویکرد مستقل سیاست خارجی امری واقعی، مبنایی و برآمده از ساختار ذهنی و درک رهبران ایران و هند از ضرورت‌های سیاست باشد، یک حرکت جدید لازم است تا این سیاست خارجی مستقل را بازتعریف و بر آن تأکید کند؛ حرکت جدیدی که هم به عنوانِ یک پیام-نشانه عمل کند و هم به عنوانِ منبع جدیدی برای سیاست خارجی دو کشور، چنان تصمیمی را بازمفصل‌بندی نماید.


طبیعی‌ترین حرکت در این راستا، بازگشایی فصلی جدید در روابط میان هند و ایران و تعمیق پیوندهای اقتصادی و سیاسی دو کشور است. در حقیقت ایران یک گزینۀ جذاب برای هند است که همزمان چندین مسئله از مسائل سیاست خارجی هند را در دستور کار قرار داده و به صورت بالقوه، برطرف می‌کند: یک راه دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی در اختیار این کشور قرار می‌دهد، نیازهای انرژی این کشور را به صورت پایدار تأمین می‌کند، نفوذ چین در پاکستان را موازنه نموده و همزمان یک الگوی رفتاری جدید و نشانه‌ای از حسن‌نیت برای مسلمانان هند، به ویژه در جامو و کشمیر فراهم می‌کند. در کنار همۀ این‌ها، ورود به تعامل زیربنایی با ایران به هند این امکان را می‌دهد که سیاست نزدیکی به امریکا را متعادل‌تر ساخته و نشانه‌ای از اراده به تداوم سیاست مستقل ملی خود را به داخل و خارج از کشور ارسال نماید. از سوی دیگر، ایران ضمن اینکه در تعامل با هند به یک مشتری پرمصرف و مطمئن برای منابعِ انرژیِ خود دست خواهد یافت، می‌تواند به این وسیله رابطۀ پاکستان-عربستان را متوازن نماید، از نیاز امریکا به هند برای تعدیل رفتار خصمانۀ قدرت اصلیِ سیستم بهره ببرد، با نفوذ چین روز‌افزون چین در منطقه خلیج فارس و دریایی عرب با کمترین هزینه مقابله نماید، پیوندهای خود با افغانستان و آسیای مرکزی را با کمک هند بهبود ببخشد و در نهایت، با کمترین هزینه تداوم سیاست مستقل مبتنی بر منافع ملی خود را اعلام و تضمین نماید.


تعامل هند و ایران به هر دو طرف این امکان را می‌دهد تا کنش‌گری مستقل خود را اعلام و تضمین نمایند و کماکان از تعریف منافع خود در قالب و راستای قدرت‌های بزرگ، استنکاف کنند. این دلیل خوبی است تا در کنار منافع مشترک دیگری که پیشتر به آن اشاره شد، مبنای ارتباط میان دو بازیگر تأثیرگذار آسیا قرار گیرد. شاید سده‌هاست که قندهای پارسی به بنگاله نمی‌رود، ولی فتح بابی مجدد شاید خاطرۀ شکرهای پارسی را در خاطر طوطیان هندی زنده کند. ایران و هند، فراتر از توافق‌نامه‌ها، به یک ارادۀ جدی نیاز دارند که تعامل میان طرفین را تداوم یک سنت تاریخی که با ضرورت‌های سیستم جدید تقویت شده است، تعبیر کند، و همچنین نیازمند یک نقطۀ شروع برای بازسازی آن سنت تاریخی هستند. چابهار، و نه فرزاد، نقطۀ شروع خوبی است.

telegram channel

درباره نویسنده

حامد عسگری

حامد عسگری

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته