يكشنبه 26 آذر 1396

Sunday 17 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/بحران قطر و تغییر رفتار استراتژیک عربستان

بحران قطر و تغییر رفتار استراتژیک عربستان

  • در سومین سال حکمرانیِ ملک سلمان، چالش های منطقه ای عربستان وضعیتِ پیچیده ای به خود گرفته است. جنگ در یمن و هزینه های عربستان در آن همچنان ادامه دارد؛ شکل دهی به ائتلافی عربی علیه ایران و پذیرش هزینه های آن نتوانست رفتار استراتژیک تهران را متحول کند؛ دهن کجی دوحه به ریاض نیز محدودیتِ اثرگذاری و کارآمدی سیاست خارجیِ عربستان را آشکارتر کرد.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  سه شنبه, 17 مرداد 1396    17:42    سرویس آسیا

اختصاصی اینترنشنال- سرویس آسیا/ در سومین سال حکمرانیِ ملک سلمان، چالش های منطقه ای عربستان وضعیتِ پیچیده ای به خود گرفته است. جنگ در یمن و هزینه های عربستان در آن همچنان ادامه دارد؛ شکل دهی به ائتلافی عربی علیه ایران و پذیرش هزینه های آن نتوانست رفتار استراتژیک تهران را متحول کند؛ دهن کجی دوحه به ریاض نیز محدودیتِ اثرگذاری و کارآمدی سیاست خارجیِ عربستان را آشکارتر کرد. البته گشودنِ صفحه ای تازه در روابط عربستان با عراق و ارتقای مستمر روابط با بغداد، همراهی بسیاری از کشورهای عربی با عربستان در برابر ایران و قطر و همچنین کنترلِ قدرتِ فزایندۀ انصارالله در یمن، واقعیت هایی است که بُعدِ کارآمدِ سیاست منطقه ای عربستان را نشان می دهد. اما اگر خلع سلاح انصارالله، عقب راندنِ ایران در منطقه و کنترل قطر را اهداف اصلی عربستان در سه سال گذشته بدانیم، هیچ یک از آن ها در حدی مطلوب محقق نشده است.


محور تمامی اقدامات عربستان در این سال ها رویاروییِ گفتمانی و عملی با ایران در منطقه بوده است. بیم از قدرت فزایندۀ ایران در خاورمیانه، نخبگان حاکم بر ریاض را وحشت زده می¬کند. کنترل و خلع سلاح انصارالله برای تضعیف نقش ایران به ویژه در محیط پیرامونی عربستان دنبال شد. کنترل رفتارهای استقلال جویانه قطر نیز – حداقل برای ریاض – ارتباطی مستقیم با حفظ استحکام جبهۀ عربی در برابر ایران دارد. نشانه های برآمده از ریاض نیز نشاندهندۀ این احتمال است که تقابل با ایران، تا هنگام تخلیه شدن توانمندیِ استراتژیک این کشور در سطوح منطقه ای و بین المللی استمرار خواهد یافت. ویژگی بارز این تقابل در دورۀ ملک سلمان، بهره گیری از قدرت سخت و قهرآمیز در برابر متحدان و دوستان ایران از یک سو و مخالفانِ عربِ عربستان از سوی دیگر بوده است. به همین دلیل عربستان برای اولین بار پس از حدود هشت دهه وارد جنگ علیه انصارالله – متحد یا دوست ایران – شد و به همین دلیل برای کنترل استقلال جویی قطر – مخالفِ عربِ عربستان – ائتلافی عربی تشکیل داد.


اما گذشته از جنگ یمن، بحران قطر محدودیت های استراتژیک رهیافت ملک سلمان در سیاست خارجی را برای سعودی ها آشکارتر کرد. با مهارِ فشارهای اولیه از سوی قطر، ریاض به بازبینیِ خواسته های خود پرداخت تا از بن بست استراتژیک بحران قطر خارج شود. اما دوحه که ضربۀ اولیه را هضم کرده بود، سود مقاومت را بیش از هزینه های آن یافت و مانع خروج عربستان از بن بست استراتژیک خودساخته اش شد. در برابر این رویکرد، ریاض گام به گام عقب نشسته است. کنترل زیان چنین عقب نشینی هایی از راه میانجی گری دنبال می شود، اما به رغم میانجی گری ها، چالش قطریِ عربستان همچنان ادامه دارد.


تغییر رفتار استراتژیک عربستان در برابر بحران¬های منطقه¬ای البته پیش از بحران قطر نشانه های خود را در بازسازی رابطه با عراق و تغییر تدریجیِ در رویکردِ حداکثری ریاض در مورد سوریه بروز داده بود، اما خروج بحران قطر از کنترل عربستان در کنار مهار قدرت سخت آن کشور در یمن، ریاض را با بن بست هایی آشنا کرد که آن را ناچار به تغییر مسیر کرده است. محور تغییر رفتار استراتژیک عربستان، متمرکزتر کردنِ سیاست منطقه ای از طریق کنترل بحران های دارای اهمیت ثانوی برای ریاض است. در این معنا، کنترل قطر اگرچه با مهار ایران مرتبط است اما ارزشی ثانویه دارد و در نتیجه لازم است از تبعات منفی آن بر سیاست منطقه ای عربستان کاسته شود. خلع سلاح انصارالله در یمن اگرچه با رقابت با ایران مرتبط است اما این مسئله نیز در نگاه کلان عربستان ارزشی ثانوی دارد. مهمتر از آن مهار انصارالله و کنترل قدرت اثرگذاری ایران بر یمن است. عقبگرد از حداکثرها به حداقل ها در پرونده هایی که در قیاس با رقابت با ایران ثانوی به شمار می روند زمینه ساز بروز رفتارهای نوین در سیاست منطقه ای عربستان شده است.


پشتیبانی از میانجی گری کویت – که در گام نخست به سود قطر و در برابر زیاده خواهیِ عربستان آغاز شده بود – و تأکیدِ بر ضرورت مرتفع کردنِ مشکلات با قطر – که در دیدارهای متعدد مقام¬های سعودی با مقام های عرب و غربی صورت گرفته و می گیرد، حاکی از اولین عقبگردِ جدیِ ریاض در دورۀ نوین است. اما عقبگرد مهمتر عربستان در پروندۀ یمن سر بر آورد. بنابر گزارش ها عربستان خواستار میانجی گریِ مسقط در جنگ یمن است. برخی از ابتکار محمد بن سلمان برای رسیدن به راه حلی در یمن نوشته و گفته اند. جدای از صحت و سقمِ ادعای وجود یک ابتکار، اولین دیدار سطح بالای هشام شرف، وزیر خارجۀ دولت نجات ملی (صنعا) با رئیس نمایندگی اتحادیۀ اروپا در یمن، در کنار دیدارهای هفتۀ گذشتۀ اسماعیل ولد الشيخ احمد، نمایندۀ دبیرکل سازمان ملل در بحران یمن، از عمان، عربستان و اردن، که به گفتۀ وی با دیدار نمایندۀ اتحادیۀ اروپا از صنعا مرتبط است، گویای تحرکی بین المللی در راستای کنترل بحران یمن است. این تحرک در شرایطی گسترش پیدا کرده است که جبهۀ مرزی نیروهای یمنی علیه خاک عربستان در سه هفتۀ اخیر به شدت فعال و اثرگذار شده است. به عبارتی هزینه های تداوم رویکرد پیشین عربستان بالاتر از گذشته خواهد بود.


در کنار واقعیت های یادشده، تحکیم قدرت در عربستان و گذار از آنچه برخی بحران جانشینی می نامند، سبب افزایش تمرکز در سیاست خارجی عربستان و کاهش پراکندگی در فرایند تصمیم گیری شده است. بدین ترتیب، رفتار منطقه ای عربستان نمودهایی نوین پیدا کرده است. نمودهایی که از یک سو به دنبال کاهش تمرکز بر مسائل ثانوی به سود افزایش تمرکز بر کانون سیاست منطقه ای عربستان است و از سوی دیگر گرایش محمد بن سلمان به ائتلاف سازی منطقه ای بر مبنایی که کمتر گویای هژمونی گرایی ریاض باشد را نشان می دهد. در چنین فضایی میتوان گفت وارد دورۀ سیاست خارجیِ عربستانِ محمد بن سلمان شده ایم.

telegram channel

درباره نویسنده

حسن احمدیان

حسن احمدیان

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته