جمعه 28 مهر 1396

Friday 20 October 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/خاورمیانه، عرصه ای برای هژمونی حزبی AKP در ترکیه

خاورمیانه، عرصه ای برای هژمونی حزبی AKP در ترکیه

  • به منظور تحکیم پایه های قدرت و حفظ حکومت تک حزبی، حزب عدالت و توسعه از طریق استراتژی درونسازی مسائل سیاست خارجی به دنبال غالب ساختن ساخت هویت و قدرت مبتنی بر قرائت اقتدارگرایانه خود در جامعه ترکیه بوده است. این استراتژی متضمن داخلی کردن مسائل و چالش های سیاست خارجی و بهره برداری از آنها برای اهداف داخلی است. خاورمیانه ی عربی در نیم دهه گذشته به عرصه ای برای بازتعریف هویت ملی، جغرافیای ملی، و منافع ملی ترکیه و در نتیجه هژمونی حزبی عدالت و توسعه تبدیل شده است.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  چهارشنبه, 28 تیر 1396    16:41    سرویس آسیا

اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/ منطق اصلی سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه مبتنی بر یک نوع جدید از ناسیونالیسم است. ناسیونالیسمی که با لایه های مذهبی و محافظه کار، رویکردهای سیاست خارجی ترکیه را به سمت جهان گرایی و هویت گرایی سوق داده است.

در دوره بعد از 2011، بنیان های کمالیستی سیاست خارجی سنتی ترکیه بتدریج به حاشیه رفته و با تغییر اساسی در موازنه قدرت داخلی، حزب عدالت و توسعه به مرکز اصلی سیاست و حکومت در ترکیه تبدیل شده است. بازسازی اساسی در روابط بین دولت و جامعه و ارتش و دولت بویژه بعد از کودتای نافرجام 15 جولای بدین معنی بود که ارتش دیگر از نقش محوری در سیاست خارجی برخوردار نیست. تحول قابل توجه دیگر در داخل خود حزب عدالت و توسعه بوده است. عناصر لیبرال شامل محافظه کاران مذهبی، ملی گراهای ترک و تعامل گرایان کرد که بخش وسیعی از ائتلاف داخلی حزب حاکم را تشکیل می دادند، بتدریج از صحنه قدرت سیاسی به حاشیه رانده شدند. ازاینرو، ویژن سیاست خارجی گروه اصلی به نمایندگی اردوغان در نبود مکانیزم نظارتی و موازنه گر می توانست اجرایی شود. علی الخصوص، عبدالله گل که در مدت ریاست جمهوری خود نقش موازنه گر در سیاست خارجی داشت، با حذف وی از دایره اصلی قدرت و سیاست حزب عدالت و توسعه، سیاست خارجی ترکیه دچار نوعی خلاء راسیونالیستی شده است. بنعالی یلدریم تا حدودی این نقش را برعهده گرفته است.

رهبران حزب عدالت و توسعه تحولات انقلابی خاورمیانه عربی را فرصتی برای ایجاد تحولات اساسی در سیاست داخلی تفسیر می کردند. احمد داوداغلو در می 2011 اعلام کرد که بهار عربی همچنین یک بهار ترکی است. بدین معنا که تحولات محیطی فرصت استثنایی برای ساقط کردن میراث نظامیان در حکومت و سیاست ترکیه را فراهم ساخته بود و رهبران AKP در چنین شرایطی قیام های عربی را به عنوان روندی مشابه برای غلبه بر قدرت ساختاری رهبران سکولار و نظامیان غرب گرا تفسیر می کردند که می توانست در میان مدت اسلوب های سیاسی و هویتی حزب حاکم در سپهر سیاست داخلی و جامعه مدنی را نهادینه سازد. تا حدودی موفق بوده اند.

با پیروزی بلامنازع انتخاباتی در سال 2011، رهبران حزب حاکم با فاصله گرفتن از هویت دمکرات محافظه کار(هویت غالب در دو دوره قبلی) به تدریج هویت حزبی و متعاقب آن هویت و منافع ملی را بازتعریف کردند. تعریف جدید از هویت حزبی و هویت ملی از یک سو مستلزم بازتعریف منافع ملی و از سوی دیگر تغییر رویکردهای محتاطانه سیاست خارجی سنتی غرب گرا و کمالیستی بود. با افزایش قدرت سیاسی در سپهر داخلی، حزب عدالت و توسعه از طریق داخلی کردن مسائل سیاست خارجی شروع به تحکیم هویت اسلامی بین خود و حامیان اسلام گرای آن کرد. در این راستا، رهبران حزب حاکم با فاصله گرفتن از ژئوپلتیک تدافعی و نگاه ملی-سرزمینی محدود به سمت یک ژئوپلتیک تهاجمی و جغرافیای وسیع اسلامی با تاکید بر نگاه فرهنگی فراملی-فراسرزمینی شامل خاورمیانه، قفقاز، بالکان، و شمال آفریفا حرکت کردند.

وقتی از داوداغلو در رابطه با چرایی تغییر رویکردهای ژئوپلتیکی سیاست خارجی ترکیه قبل و بعد از انقلاب های عربی پرسیده شد، چنین اظهار داشت که، هویت ملی ترکیه درحال شدن است، هویت ملی و منافع ملی جدید نیازمند جغرافیای جدید است. و اضافه کنیم که جغرافیای جدید نیازمند راهبردهای سیاست خارجی جدید است که بتواند منافع ملی و هویتی تعریف شده از سوی رهبران حزب حاکم را تامین کند.
متغیرهای هویتی در فهم چنین چرخشی اهمیت وافری دارند. تلقی از سیاست خارجی به عنوان یک عرصه آلترناتیوی که نخبگان می توانند بحث های هویتی خود را در آن سیاسی کنند، به تقطیر چنین پیچیدگی در فهم تغییر سیاست خارجی ترکیه یاری می رساند. واضح تر بگوییم که نخبگان زمانی که به دنبال سیطره ی هویتی در سپهر سیاست داخلی هستند، رقابت هویت های ملی را به عرصه سیاست خارجی حواله می دهند. براین اساس، اردوغان با پیگیری هژمونی هویتی حزبی خود(اسلام گرایی عثمانی) در عرصه خارجی از طریق مداخله و اتخاذ رویکردهای فعال در تحولات خاورمیانه عربی، از یک سو به دنبال غلبه بر هویت های ملی رقیب و از طرف دیگر، به دنبال گسترش حمایت از اسلام گرایی عثمانی در سپهر سیاست داخلی بوده است.

برونسازی رقابت های هویتی در عرصه سیاست خارجی، زمانی که موانع عمده ای برای هژمونی شدن هویت حزب حاکم در سپهر سیاست داخلی وجود داشته باشد، می تواند استراتژی موفقی برای پیشبرد راهبردهای هویتی باشد؛ زیرا قوانین و رقبای هویتی در سیاست خارجی متفاوت هستند و حساسیت های داخلی وجود ندارد. در مقابل، با غلبه بر رقبای هویتی خارجی و رسیدن به جایگاه هژمونی هویتی در سطوح منطقه ای یا بین المللی، بسترهای غلبه بر رقبای هویتی داخلی و تبدیل شدن به هژمونی هویتی در صحنه سیاست داخلی فراهم می شود. رویکردهای هویتی در سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه بعد از انقلاب های عربی بستری فراهم ساخت که نخبگان حزب حاکم می توانستند برای کسب موقعیت هژمونی هویتی با رقبای داخلی و رقبای بین المللی به رقابت بپردازند.

جهت گیری های جدید سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه که در یک کلمه می توان آن را نوعثمان گرایی خواند، در واقع جزء لاینفک یک پروژه ملی گرایی جدید بوده است که از سوی رهبران حزب حاکم در دهه گذشته ساخته و عملیاتی شده است. بعبارت دیگر، نوعثمان گرایی در سیاست خارجی به تلاش حزب عدالت و توسعه برای ساخت یک نوع جدیدی از ملی گرایی و یک مفهوم جدیدی از ملت، جغرافیای ملی، و منافع ملی مربوط می شود. میزان قابل توجهی از هم آوایی بین فهم جدید حزب عدالت و توسعه از ملی گرایی و رفتار سیاست خارجی تجدیدنظرطلبانه ی ترکیه در یک دهه گذشته نشان می دهد که برداشت رهبران حزب حاکم از ملی گرایی درحال تبدیل شدن به ایدئولوژی رسمی حکومت ترکیه است. ایدئولوژی ای که متفاوت از کمالیسم و سکولاریسم است.

در نتیجه ی بحران های داخلی، قدرت داخلی AKP از سال 2013 روند نزولی طی می کند. این روند نزولی آهسته اما پیوسته بوده است. هژمونی حزب عدالت و توسعه در سیاست ترکیه درحال افول است و رفتارهای سیاسی آن دیگر نه براساس رضایت بلکه مبتنی بر اجبار و فشار می باشد. به منظور تحکیم پایه های قدرت و حفظ حکومت تک حزبی خود، AKP از طریق استراتژی درونسازی مسائل سیاست خارجی به دنبال تعمیق قطب بندی در جامعه ترکیه بوده است. این استراتژی متضمن داخلی کردن مسائل و چالش های سیاست خارجی و بهره برداری از آنها برای اهداف داخلی است. درونسازی مسائل سیاست خارجی هرچند بصورت موقتی موجب کاهش فشارهای داخلی گردید، اما کشیده شدن مسائل حاد سیاست خارجی به خیابان های ترکیه و عمومی ساختن تهدیدات امنیتی ناشی از رفتارهای تهاجمی AKP در سوریه و عراق، انطباق منطقی رفتارهای سیاست خارجی ترکیه با شرایط ساختاری درحال تغییر منطقه ای را دشوار ساخت. بعبارت دیگر، درونسازی مسائل سیاست خارجی از طریق بازنمایی های ایدئولوژیک، ناسونالیستی، و بطور کلی مقدس مآبانه از سوی رهبران AKP، انعطاف پذیری آنها در مواجهه با شرایط متحول محیطی به شیوه ای منطقی را سخت کرد و ازاینرو، اردوغان ناگزیر به پیگیری راهبردهای تهاجمی، ایدئولوژیک، و امنیتی در صحنه سیاست خارجی بوده است. زیرا اردوغان بعد از 2013، پایه های قدرت، مشروعیت، و بنیان های معنایی هژمونی حزبی خود را براساس اتخاذ و تداوم راهبردهای جاه طلبانه و ایدئولوژیک در سیاست خارجی مبتنی ساخته است.

telegram channel

درباره نویسنده

ولی گل محمدی

ولی گل محمدی

  • دکترای روابط بین الملل
  • پژوهشگر حوزه خاورمیانه و ترکیه

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته