سه شنبه 21 آذر 1396

Tuesday 12 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/پروژۀ جانشینی در عربستان سعودی کانون بحران شبه جزیره

پروژۀ جانشینی در عربستان سعودی کانون بحران شبه جزیره

  • از آنجا که امیر قطر رابطه بسیار نزدیک و مثبتی با محمد بن نایف دارد(پسر عموی محمد بن سلمان). به طوری که در جریان برگزاری نشست ریاض(20 می 2017) تنها مقام عربستانی که با امیر قطر استقبال گرم، خوش وبش و مصافحه سیاسی کرد، محمد بن نایف بود. همین مسئله درگیری جدیدی را میان ولی عهد و جانشینش به وجود آورده است.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  جمعه, 26 خرداد 1396    14:12    سرویس آسیا

محمدرضا حق‏شناس  
کاندیدای دکترای روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس 
 اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/ محمد بن سلمان در تلاش برای سبقت گرفتن از " محمد بن نایف"، ولیعهد کنونی، از هیچ اقدام و تلاشی فروگذار نبوده است. به زعم تحلیل‏گران منطقه‏ای، دیدار دو جانبه شاهزاده محمد بن سلمان با ترامپ،در ماه مارس 2017، دو ماه پس از روی کار آمدن وی در کاخ سفید و اخیراً نشست ریاض در 20 می 2017 ، نقطه تحولی در روابط تاریخی دو کشور بوده است. در واقع این دو رویداد مهم از دو بعد کلان و خرد حائز توجه است. از یک سو، پس از یک دوره اصطکاک سیاسی و سردی روابط دو کشور در دوره اوباما، این سفر در جهت بازسازی و ترمیم‏گرایی قابل فهم است. از سوی دیگر، این نشانگر جایگاه کلیدی و ضرورت پیشبرد روند برجسته‏سازی نقش محمد بن سلمان در هرم قدرت سیاسی و تصمیم‏گیری خاندان سلطنتی عربستان سعودی است.
نشست ریاض: بحران قطر
در راستای هماهنگی/توافق سیاسی و برنامه ریزی قبلی از سوی محمد بن سلمان، دو ماه بعد، ترامپ، نخستین سفر بین المللی خود را (19می 2017) به غرب آسیا و بر خلاف سلف خود(اوباما به مصر به عنوان قلب جهان عرب/به زعم سخنگوی پیشین کاخ سفید/ سفر کرد)"به محوریت عربستان و اسرائیل، متحدان سنتی استراتژیک خود، در جهت "اوبامازدایی" راهبرد منطقه‏ای آمریکا، "ترمیم‏گرایی" و "حمایت کاسبکارانه" انجام داد. لذا با امعان نظر بر این گزاره نظری معقول، که می‏توان بر آن اتفاق نظر داشت، باید اذعان داشت، که هم در مقوله اصطکاک سیاسی و واگرایی آمریکا و عربستان و هم ترمیم‏گرایی و بازهمگرایی دو کشور، ایران و ضرورت مهار و کنترل آن، متغییر کلیدی و اساسی است. بر همین اساس، با هم‏افزایی رویکرد ضد ایرانی آمریکای ترامپ و همچنین ملک سلمان، سیاست‏های اعلامی و اعمالی سه نشست عربی-آمریکایی، آمریکایی –اسرائیلی و آمریکایی- اسلامی( حضور بیش از 50 کشور اسلامی) با کانون محوری ضرورت مبارزه با تروریسم و فشار چندجانبه بر حامیان بزرگ گروه‏های تروریستی(به زعم آمریکای ترامپ) در جهت اجماع‏سازی و نهایتاً ائتلاف‏گرایی نوین منطقه‏ای/ نهادی اسلامی/ عربی /سنی(در قالب تشکل احتمالی ناتوی عربی/سنی) علیه ایران/ شیعی /فارسی بود.


اما در همین میان، با انتساب سخنانی به امیر قطر( والبته رد مصرانه آن از سوی وی با طرح هک سایت الحزیره از سوی عربستان و همچنین پافشاری مصرانه عربستان مبنی بر صحت انتساب آن به وی) مبنی بر نقش مثبت و ثبات‏ساز ایران در منطقه، مخالفت با تحریم و قرار دادن جریان‏های فلسطینی/ اخوانی حماس، حزب الله لبنان و اخوان المسلمین در لیست گروه‏های تروریستی، خاکستر ققنوس تنش بین دو کشور مدعی عضو شورای همکاری شعله ور شد. به طوری که واکنش جبهه ضد قطری/ اخوانی( عربستان، امارات، بحرین و مصر) نسبت به جبهه ضد ایرانی و شیعی پررنگ‏تر شد. عدم عقب‏نشینی قطر از مواضع خود، منجر به بیانیه مشترک مصر، عربستان و بحرین و امارات و قرار دادن 59 شخصیت و 12نهاد در قطر در فهرست تروریسم شد و سرانجام با تشدید بحران، قطع تعامل دیپلماتیک ، محاصره اقتصادی و ارتباطی زمینی، هوایی و دریایی با آن کشور را به دنبال داشته است. لذا به زعم نگارنده، بحران فعلی کشور عربستان با قطر نه معطوف به بیرون و یا صرفا عدم همراهی قطر و گسست در ائتلاف ضد ایرانی، بلکه معطوف به داخل و مسئله حساس جانشینی در عربستان است. در واقع اگر مسئله صرفاً حفظ وحدت ائتلاف عربی/سنی ضد ایرانی باشد، کشور عمان به عنوان عضو بی ماجراجوی/مطیع شورای همکاری خلیج فارس، متحد نزدیک امریکا و همچنین داشتن سطح مناسبات سیاسی بالا با ایران، در این مقوله باید نسبت به قطر در اولویت باشد.


رقص تغییر جانشینی:
با وجود تغییرات و عزل و نصب‏های سریالی(چهار مرحله) ملک سلمان در کابینه خود و نهادسازی‏های موازی(شورای امنیت ملی)، باید اذعان داشت، هرگونه ضرورت اقدام پیشدستانه برای جانشین‏سازی، مستلزم جلب نظر مثبت و حمایت آمریکا( رقص شمشیر ملک سلمان با ترامپ) از یک سو و همچنین انحراف افکار عمومی داخلی به بیرون(بحران‏سازی مقطعی) و اقناع و همراهی هسته‏ها و بلوک‏های قدرت به ویژه شورای بیعت( نهاد هموارساز انتقال مسالمت‏آمیز قدرت) با گزینه پیشنهادی پادشاه کنونی است. بر این اساس، با توجه به پیشینه توطئه در خاندان سطنتی سعودی(به عنوان نمونه دوران ملک سعود و ملک فیصل) و همچنین منطبق بر این ضرب المثل عربی که"من علیه برادرانم هستم،من و برادرانم علیه پسرعموهایم و من و برادران و پسرعموهایم همگی علیه جهان هستیم"، بهانه و دستاویز سیاسی نیاز است، تا این سناریو جانشین‏سازی عملیاتی شود.
بر همین مبنا، از آنجا که امیر قطر رابطه بسیار نزدیک و مثبتی با محمد بن نایف دارد(پسر عموی محمد بن سلمان). به طوری که در جریان برگزاری نشست ریاض(20 می 2017) تنها مقام عربستانی که با امیر قطر استقبال گرم، خوش وبش و مصافحه سیاسی کرد، محمد بن نایف بود. همین مسئله درگیری جدیدی را میان ولی عهد و جانشینش به وجود آورده است. از همین رو با توجه به رابطه نزدیک و عدم تمایل محمد بن نایف برای فشار بر قطر، تنش عربستان و امارات با قطر در این مقطع زمانی(بیماری و کهولت ملک سلمان) با مسئله حساس انتقال قدرت در عربستان پیوند خورده است. لذا جهت کنار زدن و به حاشیه بردن محمد بن نایف در معادله قدرت، حملات گسترده و سریع امارات و عربستان به قطر به بهانه حمایت آن کشور از گروه‏های تروریستی( النصره، اخوان المسلمین و حماس) در دستور کار قرار گرفت.
اما سوال کلیدی که قابل طرح است، اینکه چرا مسئله تروریسم؟ در جواب باید گفت، طرح اتهام حمایت قطر از گروه‏های تروریستی در این مقطع زمانی از آن نظر کلیدی و قابل توجه است، که نقطه ضعف و اتهام قطر، نقطه مثبت و اعتبار محمد بن نایف در داخل کشور خود و همچنین عامل برتر نزدیکی و نفوذ وی به امریکا به ویژه در سازمان‏های اطلاعاتی و امنیتی آن کشور است. بر این اساس طبق قاعده "دوست دشمن/ یا رقیب من، دشمن من است"، ایجاب می‏کند که با طرح اتهام/برچسپ زنی و برجسته‏سازی تناقض استراتژیک( قهرمان مدال آور مبارزه با تروریسم/محمد بن نایف/ دوست و رفیق گرمابه حامی گروه‏های تروریستی/ شیخ تمیم بن حمد آل ثانی است) زمینه بی‏اعتبارسازی، مشروعیت/مقبولیت‏زدایی و کاهش هزینه به حاشیه راندن رقیب را تعقیب کند. همچنان که پست‏های مفتی‏های سعودی از جمله "محمد العریفی" و "عائض القرنی" در شبکه‏های اجتماعی این روند را شروع کرده‏اند. در یکی از عکس‏های منتشر شده برای نخستین بار، محمد بن سلمان در دست راست و محمد بن نایف در سمت چپ ملک سلمان دیده می شوند.


پیرو همین ادعای ترسیم نقشه برای نزدیک شدن محمد بن سلمان به تاج پادشاهی، جانبداری و تمجید ترامپ از عربستان و سرزنش قطر در بحران جاری، خود گویای آن است که ملک سلمان چراغ سبز پروژه جانشین‏سازی فرزندش را گرفته است. در واقع عدم مخالفت و تایید ترامپ از به قدرت رسیدن محمد بن سلمان و محمد بن زاید آل نهیان، ولی عهد ابوظبی، به این دو کشور قدرت داده است، تا سناریوی حمله به دوحه را برنامه‏ریزی و اجرا کنند. همان طور که پیش‏تر ذکر آن رفت، سفر 21 مارس محمد بن سلمان به آمریکا دو ماه قبل از نشست ریاض و همچنین سفر 17 می ولی عهد ابوظبی به امریکا دو روز قبل از سفر ترامپ به عربستان(20 می)، انعقاد توافقات خرید تسلیحاتی چند میلیارد دلاری(دو میلیارد دلاری با امارات و بیش از100 میلیارد دلاری با عربستان) با دو کشور و همچنین حمایت آمریکای ترامپ از عربستان در بحران یمن و استقبال از سند چشم‏انداز 2030، به عنوان دو بال قدرت‏نمایی محمد بن سلمان، تاییدی بر پیشبرد ،تسهیل و تسریع پروژه جانشین‏سازی محمد بن سلمان است.

در پایان اینکه، باید گفت، گرچه نوعی هم‏پیوندی بین اجرای پروژه جانشنین‏سازی زود هنگام محمد بن سلمان و کنار زدن محمد بن نایف در عربستان با تداوم تنش با قطر وجود دارد، اما چگونگی و مدت زمان تداوم تنش، به تحقق مطلوب پروژه جانشینی‏سازی محمد بن سلمان از یک سو و مقاومت قطر در برابر فشارهای سیاسی آمریکای ترامپ و همچنین محاصره اقتصادی و انسداد خطوط ارتباطی ازطرف جبهه ضد قطری شورای همکاری و مصر السیسی بستگی دارد. البته با توجه به احتمال قوت گرفتن هر گونه گزینه کودتا در قطر( ملک سلمان زمانی که وزیر دفاع بود، در کودتای 1996-1997 قطر نقش داشت. بر همین اساس در زمان حاضر با توجه به قرار گرفتن فرزندش به عنوان وزیر دفاع و خودش در جایگاه پادشاه سعودی و در دستور کار قرار گرفتن حمایت از قبیله عنزه، رقیب آل ثانی در قطر) و در نتیجه اجبار امیر قطر به عقب‏نشینی، تداوم وضعیت موجود نوعی بازی دو سر باخت برای امیر قطر/شیخ تمیم بن حمد آل ثانی است. لذا احتمال می‏رود، امیر قطر برای برون رفت از این بازی دو سر باخت، در کوتاه مدت به معامله سیاسی با عربستان و یا باج‏دهی/معامله اقتصادی با آمریکا و یا هر دو گزینه دست بزند.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

1 نظر

  • پیوند نظر شیما سه شنبه, 13 تیر 1396 17:29 ارسال شده توسط شیما

    سلام پژوهشگر ارشد نویسنده این متن به یاد داشته باشند که کلمه به زعم هنگامی استفاده می شود که نقل قول یا ایده ای رااز کسی نقل کرده و آن را مورد قبول نداند. نه اینکه در اثبات مدعای خویش از این کلمه استفاده کنند:
    به زعم تحلیل‏گران منطقه‏ای، دیدار دو جانبه شاهزاده محمد بن سلمان با ترامپ،در ماه مارس 2017، دو ماه پس از روی کار آمدن وی در کاخ سفید و اخیراً نشست ریاض در 20 می 2017 ، نقطه تحولی در روابط تاریخی دو کشور بوده است.
    مثلا دانشجوی دکتری هستند... زشت نیست این بی سوادی؟

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته