چهارشنبه 7 خرداد 1399

Wednesday 27 May 2020

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/بن‌بست سیاسی اسرائیل: تصمیم لیبرمن یا نوک کوه یخ؟

بن‌بست سیاسی اسرائیل: تصمیم لیبرمن یا نوک کوه یخ؟

  • با گذشت کمتر از یک هفته از اعلام نتایج، دو موضع‌گیری لیبرمن، چشم‌انداز تشکیل کابینه را چندان روشن نکرده است. از یک‌سو لیبرمن اعلام کرده است که از طرح پیشنهادی حزب آبی و سفید برای ممنوعیت اعطای پست نخست‌وزیری به هر یک از اعضای کنست که پرونده باز قضایی دارند، حمایت خواهد کرد؛ طرحی که به شکل مشخص نتانیاهو را هدف قرار داده است. از سوی دیگر لیبرمن در پیامی به نتانیاهو، بر انجام تعهد خود برای جلوگیری از برگزاری انتخابات چهارم در اسرائیل، تأکید کرده است؛

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  یکشنبه, 18 اسفند 1398    20:23    سرویس نگاه از بیرون

نویسنده: آرش صفار

اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/ سومین انتخابات کنست نیز نتوانست اسرائیل را از بن‌بست سیاسی -که حدود یک سال است با آن روبه‌رو است- خارج کند. نتایج نهایی انتخابات 2 مارس نشان می‌دهد که هیچ از دو بلوک نتوانسته‌اند اکثریت لازم (61 کرسی) را به خود اختصاص دهند. ائتلاف راست مجموعاً 58 کرسی (لیکود 36، یامیناه 6، یهودیت متحد توراتی 7 و شاص 9 کرسی) و ائتلاف چپ 55 کرسی (آبی و سفید 33، فهرست مشترک عربی 15 و ائتلاف کارگر-مرتص 7 کرسی) را به خود اختصاص دادند و «حزب اسرائیل خانه ما» به رهبری آویگدور لیبرمن 7 کرسی را از آن خود کرد.نتایج نشان می‌دهد که همچون دور گذشته، تصمیم حزب لیبرمن، متغیر اصلی برای خروج از بن‌بست یا تداوم آن است. ائتلاف اسرائیل خانه ما با هر یک از دو بلوک، آن‌ها را قادر به تشکیل دولت خواهد کرد.

با گذشت کمتر از یک هفته از اعلام نتایج، دو موضع‌گیری لیبرمن، چشم‌انداز تشکیل کابینه را چندان روشن نکرده است. از یک‌سو لیبرمن اعلام کرده است که از طرح پیشنهادی حزب آبی و سفید برای ممنوعیت اعطای پست نخست‌وزیری به هر یک از اعضای کنست که پرونده باز قضایی دارند، حمایت خواهد کرد؛ طرحی که به شکل مشخص نتانیاهو را هدف قرار داده است. از سوی دیگر لیبرمن در پیامی به نتانیاهو، بر انجام تعهد خود برای جلوگیری از برگزاری انتخابات چهارم در اسرائیل، تأکید کرده است؛ اینکه لیبرمن چگونه این تعهد را به انجام خواهد رساند، پرسشی اساسی است. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی چند حالت متصور باشد که تحقق هر کدام -اگرچه ممکن استاسرائیل از بن‌بست کنونی خارج کند- با موانع جدی روبه‌رو است:

ائتلاف لیبرمن با بلوک چپ: هر چند لیبرمن پیش‌تر اعلام کرده بود که با هیچ‌یک از دو چهره اصلی (نتانیاهو و گانتز) ائتلاف نخواهد کرد، به نظر می‌رسد انجام تعهدی که لیبرمن برای خود در نظر گرفته، با موضع قبلی وی سازگار نیست. بااین‌حال شرکت در ائتلافی با حضور لیست مشترک عربی، عدول جدی از مواضع یهودگرای اسرائیل خانه ما محسوب می‌شود و احتمال گسست –هم در پایگاه اجتماعی و هم میان رهبران و منتخبان- حزب لیبرمن را افزایش می‌دهد. این مسئله علاوه بر تضعیف جایگاه وی در سپهر سیاسی اسرائیل، احتمال چرخش نمایندگان منتخب اسرائیل خانه ما به سمت ائتلاف راست را افزایش می‌دهد و مسیر نخست‌وزیری نتانیاهو هموار می‌کند. بااین‌حال انتشار پوستری توسط یائیر نتانیاهو که در واکنش به احتمال ائتلاف لیبرمن با بلوک چپ، خواستار تغییر نام حزب وی به «فلسطین خانه ما» شده است، نشان می‌دهد که چنین ائتلافی محتمل است.

ائتلاف لیبرمن با بلوک راست: لیبرمن پیش‌تر به‌عنوان وزیر دفاع در کابینه ائتلافی نتانیاهو حضور داشته است. با این افزایش اختلافات وی با احزاب راست مذهبی، مخالفت با سیاست نتانیاهو در قبال غزه و پرونده فساد مالی نتانیاهو، سبب شده تا وی به یکی از بزرگ‌ترین مخالفان نتانیاهو تبدیل شود. به نظر می‌رسد، شخص نتانیاهو یکی از مهم‌ترین موانع ائتلاف لیبرمن با بلوک راست باشد، به طوری که تغییر رهبری در لیکود، ممکن است مسیر ائتلاف اسرائیل خانه ما را با بلوک راست هموار سازد؛ بااین‌حال لیکود بر وفاداری به نتانیاهو و حمایت از وی تأکید کرده است.

انتخاب مستقیم نخست‌وزیر: بر اساس «قانون پایه» اسرائیل، نخست‌وزیر عملاً رهبر حزب مسلط در کنست است؛ با این وجود تعدد احزاب و ویژگی‌های اجتماعی سبب شده است که تا به حال هیچ حزبی موفق به کسب اکثریت لازم برای تشکیل کابینه نشود و حزب حائز اکثریت نسبی مجبور به تشکیل کابینه ائتلافی باشد. ناپایداری کابینه در چنین شرایطی سبب شد تا طی سال‌های 1996 تا 2001، نخست‌وزیر با انتخابات مستقیم مشخص شود. بنیامین نتانیاهو، ایهود باراک و آریل شارون از این طریق به نخست‌وزیری رسیدند. با این وجود به جز شارون که مورد حمایت هر دو حزب لیکود و کارگر بود، این سیستم نتوانست مشکل ناپایداری کابینه را حل کند و در نتیجه در سال 2001 مجدداً انتخاب نخست‌وزیر توسط کنست احیا شد. در جریان بن‌بست یک سال گذشته، نتانیاهو، پیشنهاد برگزاری انتخابات مستقیم میان خود و گانتز را مطرح کرده است؛ بااین‌حال این پیشنهاد مورد استقبال گانتز و سایر نخبگان اسرائیل قرار نگرفته است.فارغ از اینکه کدام یک از حالت‌های بالا –یا هر حالت دیگری- روی دهد و نتیجه آن بر انسداد کنونی سیاست اسرائیل چگونه باشد، به نظر می‌رسد عدم موفقیت در عبور از بن‌بست فعلی با برگزاری سه انتخابات در یک سال، نشان‌دهنده کژ کارکردی‌های گسترده‌تری در جامعه و سیاست اسرائیل است که بن‌بست کنونی تنها بازتاب آن‌ها است. شاید بتوان برخی از این کژکارکردی‌های را در قالب رئوس زیر برشمرد:

- عدم گردش نخبگان علیرغم برخورداری از یک سیستم مبتنی بر دموکراسی: نگاهی به رزومه نخبگان اسرائیل در نزدیک به دو دهه اخیر نشان می‌دهد که علیرغم یک نظام انتخاباتی ضامن گردش نخبگان، رهبران اسرائیل عمدتاً از میان گروه محدودی از افراد سیاسی-نظامی بوده‌اند که بسته به موقعیت حزبی در کنست، جایگاه نخست‌وزیر، وزیر خارجه و وزیر دفاع را به خود اختصاص داده‌اند. خروج افراد از این حلقه، عموماً تنها از طریق مرگ (شارون) یا محکومیت در پرونده‌های فساد مالی (اولمرت) روی داده است.

- شخصی شدن سیاست: همراه با روند کند گردش نخبگان، شاهد شخصی شدن سیاست در اسرائیل بوده‌ایم؛ به گونه‌ای که به‌خصوص در سیاست خارجی، ویژگی‌ها و نوع روابط شخصی نخست‌وزیر با رهبران خارجی از اهمیت بالاتری نسبت به رویه‌ها و سازوکارهای سیاستی و بوروکراتیکبرخوردار بوده است. شاید اوج این شخصی‌شدگی سیاست را بتوان در دوره 10 ساله نتانیاهو و روابط وی با رهبران آمریکا و عرب جست.

- فقدان اجماع اجتماعی: تعدد احزاب با گرایش‌های متنوع، در جامعه‌ای حدوداً 9 میلیون نفری، نشان‌دهنده تنوع و عدم تجمیع گرایش‌ها و رویکردهای اجتماعی است. به نظر می‌رسد، در حالی که ساکنان کنونی مناطق تحت تسلط اسرائیل از پیشینه‌های متنوع ملی از هر پنج قاره جهان برخوردارند، جامعه و نخبگان از ایجاد مجموعه‌ای از اصول مورد توافق -فراتر از ضرورت تشکیل و حفظ دولت یهودی در سرزمین موعود- ناتوان بوده است. همین فقدان اجماع، سبب ناتوانی احزاب در کسب اکثریت لازم کنست برای تشکیل دولت بوده است؛ به عبارت دیگر به نظر می‌رسد تنوع گرایش‌های اجتماعی حاصل از فقدان توافق میان گروه‌های مختلف اجتماعی مانعشکل‌گیری ساختار دو یا سه حزبی در اسرائیل و الزام ائتلاف‌های چند حزبی برای تشکیل کابینه شده است.

- مسئله اقلیت عرب: حدود 20 درصد از جمعیت اسرائیل را عرب‌ها تشکیل می‌دهند. با این وجود نه تنها نشانه‌ای از وجود یا شکل‌گیری یک نگرش دربرگیرنده و همه‌شمول اجتماعی-سیاسی وجود ندارد، بلکه دقیقاً خلاف آن را شاهد بوده‌ایم. نشانه این امر را می‌توان در «تابوی ائتلاف با لیست مشترک عربی» موجود میان احزاب و جامعه اسرائیل در دید (در حالی که این جریان سومین جریان قدرتمند کنست محسوب می‌شود). در واقع همان گرایش اجتماعی-سیاسی که «قانون دولت-ملت یهود» را در سال 2018 به تصویب رساند و عملاً 20 درصد از جامعه را رسماً به شهروند درجه دو تبدیل کرد، مانع از در نظر گرفتن جریان سیاسی دارای بیش از 10 درصد از کرسی‌های کنست، به‌عنوان یک جریان سیاسی معمول و پذیرفته‌شده در سیاست اسرائیل است.

در مجموع، نظر می‌رسد فارغ از نتیجه بن‌بست فعلی، سیاست در اسرائیل در بستر انسدادهای اجتماعی و سیاسی مهم‌تری در جریان است که ناشی از ماهیت و تاریخ 70 ساله آن است و بنابراین می‌توان انتظار داشت که هر راهکاری برای خروج از وضعیت کنونی، تنها مسکنی است که در دوره‌های کوتاه،کارآمد خواهد بود و انتظار بن‌بست‌های بیش‌تر، چندان غیرمنطقی نیست.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته