يكشنبه 27 مرداد 1398

Sunday 18 August 2019

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/استراتژی نظامی روسیه در جنگ جهانی سوم؛ ژئوپلیتیک چریکی

استراتژی نظامی روسیه در جنگ جهانی سوم؛ ژئوپلیتیک چریکی

  • امکان اجرای طرح های عملیاتی جدید یکی از اصلی ترین اهداف پوتین است که در قالب دکترین موسوم به دکترین گراسیموف پیگیری می شود. دکترین گراسیموف یا آنچه تحت عنوان جنگ های هیبریدی شناخته می شود، روسیه را قادر به اجرای طیف جدیدی از عملیات های نظامی کرده است که متکی بر نیروهای متعارف توانمند هستند و برخلاف توان اتمی، به صورت واقع گرایانه قابلیت کاربرد بیشتری دارند

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  یکشنبه, 30 دی 1397    09:25    سرویس نگاه از بیرون

اینترنشنال_سرویس آسیا/ رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه، ژنرال ، والری گراسیموف (Valery V. Gerasimov)، مقاله‌ای در 2013 نوشته و در آن مطالبی را درباره علوم نظامی مدرن و آینده آن آورده است؛ که اکنون با عنوان دکترین گراسیموف آن را می‌شناسند. در این بیانیه آمده است که در جهان امروز مرز بین جنگ و صلح تیره و تار است و تکنیک‌های پنهانی از طرق پراکسی‌ها و در سایه، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. او این روش را «جنگ غیرخطی» نامید و منتقدان عنوان «ژئوپلیتیک چریکی» را برایش برگزیدند.
گراسیموف در یک چارت مراحل ورود به بحران و روش‌های پاسخ به آن را ترسیم کرده است. او روش‌های پاسخ را بطورکلی به دو دسته نظامی و غیر نظامی تفکیک کرده است؛ و تأکید بیشتری بر روش‌های غیرنظامی داشته است. در کل استفاده اصلی از روش‌های نظامی، هشدار به دشمن و پشیمان و یا ناتوان کردن او از حمله است. روش‌های غیر نظامی، برای تضعیف دشمن از داخل، تضعیف روحیه، از بین بردن توان حمله دشمن از داخل، خریدن وقت، و در نهایت پیدا کردن راهی برای مذاکره و معامله است.

گراسیموف در مقاله مذکور بر این نکته تاکید دارد که قواعد نبرد تغییر کرده و نقش روش‌های غیرنظامی در صحنه نبرد پررنگ‌تر شده است. نقش هکرها، رسانه‌ها، تاجران، افشاگری‌‌های فضاحت‌ رهبران دشمن، اخبار دروغین، در کنار روش‌های معمول نظامی سرنوشت جنگ بعدی را تعیین خواهد کرد. نکته‌ جالب توجهی که گراسیموف در مقاله خود اشاره کرده، این است که در جنگ جهانی دوم افراد درخشانی پا به عرصه گذاشتند و ایده‌‌های نوین نظامی مطرح کردند که سرنوشت جنگ را تغییر داد. ولی در حال حاضر با همه امکانات فراوان جدید، کمتر نظریه‌پردازی پیدا می‌شود که بتواند استراتژی و تاکتیک‌های نظامی هایبریدی طراحی کند که در آن از این امکانات جدید درست بهره‌برداری کرده، هزینه پیروزی را پایین آورد و دشمن را قبل از اینکه متوجه شود از کجا ضربه میخورد، از پا درآورد.

دیگر در بین رهبران نظامی روسیه حرفی از MAD و یا Mutually Assured Destruction نیست. بحث انتقام کور و نفرت هم نیست. سناریوی ضربه اول یا First Strike هم در دکترین نظامی آن‌ها جایی ندارد. برنامه آن‌ها اجرای عملیاتی است که دشمن حتی متوجه حضور آن‌ها نشود و اگر هم بشود آن را جدی نگیرد و عکس‌العمل مناسب نشان ندهد. هدف عملیات نظامی هم این است که رهبران دشمن را به مذاکره با شرایط دیکته شده وادار کند.

تفکر استراتژیک نظامی پوتین

برنامه نوسازی ارتش روسیه علاوه بر نوسازی تجهیزات و تسلیحات، چند هدف عمده نظامی دیگر را نیز پیگیری کرده است. امکان اجرای طرح های عملیاتی جدید یکی از اصلی ترین اهداف است که در قالب دکترین موسوم به دکترین گراسیموف پیگیری می شود. این دکترین مجموعه ای از طرح های عملیاتی چندگانه نظیر آنچه در اوکراین دیده شد را شامل می شود که بر استفاده از لجستیک چابک و جابجایی بسیار سریع نیروها، استفاده از نیروهای ویژه و هوابرد، عملیات های اطلاعاتی وسیع، و عملیات های محدود پنهان استوار است. دکترین گراسیموف یا آنچه تحت عنوان جنگ های هیبریدی شناخته می شود، روسیه را قادر به اجرای طیف جدیدی از عملیات های نظامی کرده است که متکی بر نیروهای متعارف توانمند هستند و برخلاف توان اتمی، به صورت واقع گرایانه قابلیت کاربرد بیشتری دارند. این طرح های عملیاتی نوین، ظرفیت بالقوه ارتش روسیه را برای سیاستمدارن بالفعل می کنند. دکترین دریایی روسیه نیز که مورد بازنگری اساسی قرار گرفته است تا پس از حدود سه دهه زمینه بازگشت روسیه به آبهای آزاد را فراهم کند. گسترش قدرت دریایی روسیه به عنوان بعد جدیدی نفکر نظامی روسیه، رکن اساسی در نمایش جهانی قدرت نظامی روسیه است.

اصلاح وضعیت نیروی انسانی بخش دیگری از برنامه نوسازی را شامل می شود که دستیابی به هدف 490 هزار سرباز حرفه ای و کاهش تدریجی وابستگی به نظام سربازگیری را تا سال 2020 پیگیری می کند. اگرچه نرخ زاد و ولد پایین در روسیه، جذب افسران جوان را به چالشی استراتژیک تبدیل کرده است اما روند کنونی نشان می دهد دستیابی به این هدف دور از ذهن نیست. افزایش قابل توجه آمادگی رزمی هدف استراتژیک دیگر برنامه نوسازی است. یکی از اساسی ترین خواست های پوتین از فرماندهان نظامی در سال های اخیر این بوده است که ارتش بتواند در کمترین زمان، جابجایی های سریع و گسترده نیرو در داخل سرزمین روسیه انجام دهد تا امکان انتقال توان رزمی پراکنده در سرزمین وسیع روسیه و تمرکز آن بر روی یک منطقه درگیری مشخص فراهم آید. این خواست سیاسی بخش مهمی از الگوی تفکر استراتژیک پوتین را آشکار می کند.

در اختیار داشتن این قابلیت توان بالقوه عظیم ارتش روسیه را در سطح بالایی کاربردی می سازد به این معنی که آزادی عمل پوتین در هرگونه مواجهه با ناتو در اروپا و یا آمریکا در قطب شمال را نه بر روی کاغذ بلکه به صورت عملیاتی افزایش می دهد و این واقعیتی نیست که از دید تحلیلگران امنیتی پنهان بماند. بدین منظور مانورهای ویژه و بسیار متنوع ارتش روسیه در سالهای اخیر نقطه اوج خود را در رزمایش زاپاد 2016 به نمایش گذارد. مانور زاپاد 2016 تمرینی بود برای بسیج تمامی منابع ملی روسیه از جمله ارتش برای یک رویارویی گسترده در مرزهای غربی روسیه، که به خوبی توان بالای دولت در بسیج کابینه، صنایع و کلیه زیرساختهای ملی برای حمایت از یک درگیری فرضی متعارف وسیع در شرق اروپا را به نمایش گذاشت. واقعیتی که بیش از هرچیز استراتژیست های غربی را نگران کرد، آمادگی فراتر از انتظار نیروها برای لجستیک چابک، قابلیت بالای کابینه دولت در مدیرت صحنه، و در پایان توان عملیاتی متعارف ارتش روسیه بدون استفاده از نیروهای اتمی برای شکست ناتو در شرق اروپا است.
منبع: اسپوتنیک

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته