شنبه 2 شهريور 1398

Saturday 24 August 2019

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/نیات راهبردی اسرائیل در انتقال جبهه نبرد علیه حزب الله از سوریه به لبنان

نیات راهبردی اسرائیل در انتقال جبهه نبرد علیه حزب الله از سوریه به لبنان

  • در ماه گذشته برخی تحولات و تنش ها بین رژیم صهیونیستی با کشورهای همسایه و مخالف خود، سوالاتی را در ذهن مخاطبان دنیای سیاست مطرح کرده است که هدف این رژیم از تمرکز عملیات ها و توجه به مرزهای جنوبی لبنان چیست؟ رژیم صهیونیستی، با برجسته سازی توان موشکی حزب الله و حمایت های جمهوری اسلامی از ارتقا توان شاخه نظامی محور مقاومت در صدد اتخاذ تدابیر نظامی برای قطع این پیوند شیعی است.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  سه شنبه, 27 آذر 1397    13:13    سرویس نگاه از بیرون

نویسنده: مصطفی لطفی حمید، کارشناس خاورمیانه
اختصاصی اینترنشنال_سرویس آسیا/در ماه گذشته برخی تحولات و تنش ها بین رژیم صهیونیستی با کشورهای همسایه و مخالف خود، سوالاتی را در ذهن مخاطبان دنیای سیاست مطرح کرده است که هدف این رژیم از تمرکز عملیات ها و توجه به مرزهای جنوبی لبنان چیست؟ در واقع چه دلایلی ضرورت انتقال جبهه ی نبرد از سوریه به خاک لبنان را برای بازیگر اسرائیلی بوجود آورده است و در نهایت آیا نشانه های میدانی نظامی - امنیتی و اعلامی در سطح مقامات این رژیم مبنی بر وجود اراده و تصمیم جهت مقابله با محور مقاومت در خاک لبنان وجود دارد؟ در این نوشتار ابتدا سابقه نبرد دو بازیگر در سوریه و سپس دلایل تغیر میدان نبرد بررسی خواهد شد و در پایان نشانه ها و نتیجه گیری بیان خواهد شد.

اسرائیل در آغاز بحران داخلی بین گروه های مخالف و نظام بشار اسد در سوریه راهبرد حمایت اطلاعاتی، آموزشی، تامین مالی و تسلیحاتی از گروه های تکفیری هم مرز خود را دنبال کرد. از جمله گروه های مورد حمایت این رژیم جبهه النصره بود که حتی حمایت توپخانه ای تلاویو را نیز پشت سر خود داشت. با گسترش بحران و حضور نیروهای مستشاری و میدانی جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان گروه های تروریستی بسیاری از مواضع و متصرفات خود را از دست داده واین پیروزی ها زنگ خطر را برای اسرائیل به صدا درآورد. جبهه ی سوریه باعث اتصال زمینی و مرزی نیروهای ایران و حزب الله شد که این روند منجر به علنی کردن حملات و تجاوزات ارتش و نیروی هوای اسرائیل به صورت مستقیم علیه مواضع و منافع ایران و حزب الله گردید. این حملات اگرچه مانع ای در مقابل نبرد نیروهای مقاومت علیه داعش و سایر تکفیری ها را ایجاد نکرد ولی هزینه های تخریب تجهیزات توسط ارتش اسرائیل نیز تاثیر روانی منفی را نزد افکار عمومی بوجود آورد. در ماه گذشته این رژیم راهبرد سومی را برای مقابله با تجهیز و تسلیح حزب الله توسط جمهوری اسلامی در دستور کار اقدامات نظامی خود قرار داده است. تلاویو در یک تصمیم جدید مبتنی بر اهداف تهاجمی خود و محدودیت های سیاسی ـ نظامی منطقه ای به انتقال جبهه نبرد علیه حزب الله لبنان به درون مرزهای این کشور بخصوص جنوب لبنان اقدام کرده است. نخست باید به موضوع انتقال سامانه ی اس ۳۰۰ اشاره کرد که منجر به محدود سازی آزادی عمل جنگنده های اسرائیلی در آسمان سوریه به منظور هدف قرار دادن منافع حزب الله و ایران شده است اشاره کرد. در جریان حملات جنگنده های تلاویو به غرب سوریه و فریب پدافند هوایی سوریه، هواپیمای ترابری روسی مورد اصابت قرار گرفت و روسیه رژیم صهیونیستی را مسئول این سقوط معرفی کرده و اقدام به ارسال این سامانه ی پیشرفته در سوریه گرفت. عامل مهم دیگر افزایش هزینه های جنگ علیه حزب الله در خاک لبنان است. ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد در صورت حملات علیه حزب الله در خاک لبنان هیچ تفاوتی بین این نیروها و سایر گروه ها و مناطق این کشور قائل نخواهد شد. هدف این استراتژی ایجاد اختلاف و فعال سازی گسل های قومی و مذهبی در این قلمرو است. در صورت فعال سازی چنین تنش و اختلاف های بین جریان های مسیحی و اهل تسنن در برابر اهل تشیع سایر کشور های عربی نیز وارد کارزار درگیری خواهند شد. دلیل دیگر این رژیم ضربات سنگین به مناطق و تجهیزات حیاتی حزب الله لبنان است. از نظر کارشناسان اسرائیلی و غربی-عربی نیروهای حزب الله توانسته اند در سال های پس از جنگ ۳۳ روزه زراتخانه های موشکی و پدافندی خود را ارتقا و توسعه دهند. این تجهیزات بر خلاف گذشته توسط این نیروها و در خاک لبنان تولید می شوند که در صورت وقوع جنگ مورد حملات هدفمند رژیم آشغال گر قرار گیرد. نکته ی دیگر آماده سازی وسیع نظامی و پشتیبانی ارتش صهیونیستی به منظور شروع یک حمله ی وسیع و استمرار آن تا سقوط تمامی ظرفیت های نظامی و قدرت حزب الله است.. ولی آنچه زمینه ساز این راهبرد نظامی در موقعیت زمانی کنونی است استفاده کابینه نتانیاهو از فرصت وجود فشارهای شدید منطقه ای و بین المللی علیه جمهوری اسلامی است. از نظرگاه کارشناسان غربی ایران زیر فشار تحریم های واشنگتن و جنگ فرسایشی سوریه امکان حمایت تمام قد از حزب الله را نخواهد داشت. ضمن اینکه پرونده تهران در رابطه با کمک های نظامی در قالب انتقال موشک به حوثی های یمن و حزب الله باز است. کشورهای عربی در راس آن دولت آل سعود سیاست خارجی تهاجمی جهت انزوا و تحریم ایران آغاز کرده است.. لذا اسرائیل با به راه انداختن یک جنگ روانی گسترده در منطقه خاورمیانه با هدف ایران هراسی تلاش کرده است تا دول عرب خلیج فارس را مجاب به همکاری های نظامی و اقتصادی علیه تهران کنند. در واقع عادی سازی روابط این رژیم با عمان ، امارات متحده و بحرین در این چارچوپ قابل بازبینی است.

از نگاه اعراب خلیج تهدید بزرگ برای تزلزل امنیت اعراب نه اسرائیل که جمهوری اسلامی است و لذا عادی سازی روابط با تلاویو در همین خوانش دشمن مشترک یا اتحاد تاکتیکی برای مهار توسعه طلبی ایران به وقوع پیوسته است. از نظر اسرائیل تاکید بر موضوعات مشترک و پرهیز از مقولات تشنج زا با بازیگران حامی انتفاضه فلسطین منجر به عقب نشینی تاکتیکی و پذیرش آتش بس در نوار غزه شد. برخی از دلایل تحلیلی و میدانی که باعث تغیر راهبرد نبرد اسرائیل علیه نیروی مقاومت به سمت کشور لبنان شد مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت به برخی نشانه ها و شواهد موجود برای اثبات چنین ادعای خواهیم پرداخت.

رژیم صهیونیستی پس از محدودیت های موجود در آسمان سوریه و تحریم های جمهوری اسلامی شروع به برقراری برخی رزمایش های مشابه جنگ با حزب الله کرده است. شدت یافتن این رزمایش ها در مناطق کوهستانی و حتی در کشور قبرس حاکی از آماده سازی نیروهای ارتش صهیونیستی برای جنگ احتمالی با حزب الله در جنوب لبنان است. پس از پذیرش آتش بس در نوارغزه از سوی تلاویو و به دنبال آن اختلافات درون کابینه نتانیاهو، این رژیم اعلام کرد دلیل پذیرش زود هنگام آتش بس فعالیت های مشکوک و زیر زمینی حزب الله بوده است. نتانیاهو در تاریخ ۱۸ آبان 1397 در طی مصاحبه ای اعلام کرد که پذیرش آتش بس به دلیل اقدامات تجاوزکانه حزب الله صورت گرفته است و هرگونه عملیات آنها به شدت و بسرعت پاسخ داده خواهد شد. به موازات چنین جنگ روانی ـ تبلیغاتی توسط اتاق جنگ اسرائیل، نتانیاهو در یک سخنرانی اعلام کرده هر جا خطوط قرمز بقا و موجودیت این رژیم با خطر مواجه شود از تمامی ظرفیت های خود برای نابودی آن استفاده خواهیم کرد. او در ادامه می گوید حتی ممکن است برای دفع تهدیدهای اسرائیل دامنه ی حملات خود را تا کشور ایران امتداد دهیم. در همین راستا هاآرتص گزارش داد یگان های مرزی ارتش رژیم اسرائیل با تیر اندازی به سه سرباز مرزی حزب الله باعث فرار آنها شده است. مجموع این حساسیت های امنیتی باعث آماده باش کلیه یگان های شمالی ارتش اسرائیل شد.

بلافاصله عملیات سپر شمال با هدف مسدود سازی و تخریب کانال های ارتباطی زیر زمینی بین حماس و حزب الله آغاز شد. تا زمان فعلی ارتش صهیونیستی اعلام کرده است که به دنبال عملیات سپر شمال دو تونل حزب الله کشف و تله گذاری شده است. این رژیم با دعوت نمایندگان پانزده کشور هم پیمان خود برای اثبات وجود چنین تونل های ، مسئول نقض قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت را نیروی مقاومت معرفی کرد. همین امر باعث فشار آمریکا به شورای امنیت سازمان ملل شد تا موضوع نقض این قطعنامه توسط حزب الله را در نشست آتی خود بررسی کند. کشورهای غربی و عربی نیز به صورت مستقیم یا غیرعلنی "مقابله ی متقابل" را حق اسرائیل در نظر گرفته اند. وزیر خارجه بحرین با هشدار به نیروهای حزب الله، اقدام متقابل از سوی تلاویو علیه لبنان را قابل توجیه خواند. حمایت کشورهای عربی مانند عمان و امارات به منظوراعلام مشروعیت سیاسی اسرائیل به عنوان یک کشور و بازیگر رسمی در کنار سایر کشورهای نظام بین الملل خود پشتوانه ای برای اقدامات پرخاشگرانه آتی این رژیم خواهد بود. آنچه بروز یک جنگ را در آینده نزدیک قابل پیش بینی می کند قدرت موشکی با دقت بالای حزب الله است. از نظر تحلیل گران روابط بین الملل حزب الله لبنان از شرایط جنگ داخلی سوریه نهایت بهره برداری را داشته است بدین صورت که با کسب تجارب فنی مختلف در بین پرسنل خود، برد و دقت موشک های خود را نیز از طریق جمهوری اسلامی ارتقا داده و برخی آمارها شمار این زراتخانه حزب الله را بیش از صد هزار موشک تخمین می زنند. این توسعه ی توان رزمی محور مقاومت باعث احساس تهدید کشورهای عربی نیز شده است.

در این بین جنگ تبلیغاتی جهت تهدید افکار عمومی از سوی دو طرف را نباید نادیده گرفت و در این چارچوپ رسانه های اسرائیل پیوسته در حال بزرگ نمای توان موشکی حزب الله و دقت موشک های آن با کمک و حمایت های جمهوری اسلامی هستند. تحرکات دیپلماتیک نتانیاهو نیز در همین مقوله قابل تحلیل خواهد بود .گفتگو با دبیر کل سازمان ملل و مذاکرات با پمپو در بروکسل حکایت از تصمیمات پشت پرده مسئول وزارت جنگ تلایو دارد.

نشانه ها، اعلامیه ها، مصاحبه ها و جنگ رسانه ای بین اسرائیل با کمک اعراب خلیج فارس و رسانه های حزب الله علیه این رژیم از سویی حکایت از تصمیمات پنهانی بین محور غربی-عربی-صهیونیستی برای بحران سازی جدید در لبنان و آن هم در استانه استقرار دولت سعد الحریری به موازات اختلاف گروه های سیاسی لبنانی به منظور چینش پست های وزارتخانه ها دارد.

فشار های سعد الحریری به حزب الله برای کاهش سهم خواهی سیاسی آن و پیوستن به تحریم های غربی علیه حزب الله فضای ابهام آلودی را به تصویر می کشد. اسرائیل نیز متوجه این موضوع شده است که در صورت ایجاد ثبات در سوریه و خروج آمریکا از مناطق شرقی سوریه قادر به خنثی سازی حضور ایران و گروه های مقاومت نخواهد بود. بدین جهت نهایت تلاش خود را بکار خواهد برد تا در مدت زمان حضور جمهوری خواهان و در راس آن ترامپ زمینه های جنگ با حزب الله را فراهم آورد و از این طریق حمله ای همه جانبه و نابود کننده را علیه حزب الله طرح ریزی کند. آنچه موجب تحریک و ایجاد انگیزه رژیم آشغال گر برای آغاز حمله قریب الوقوع خواهد شد تمرکز آمریکا بر منبع و پشتوانه قدرت سیاسی -نظامی و اقتصادی حزب الله یعنی ایران است. از نظر این رژیم تحریم های بین المللی و افزایش تمرکز و نگاه ها به اقدامات منطقه ای ایران کاهش برد اقدامات نظامی حزب الله را در پی خواهد داشت.

نتیجه گیری

تاریخ تنش های اسرائیل و حزب الله لبنان مبتنی بر درگیری های کوچک و فراگیر بسیاری است اما پس از جنگ ۳۳ روزه و شکست اسرائیل در این نبرد با تصویب قطعنامه ی ۱۷۰۱ شورای امنیت، دو طرف درگیری پذیرفتند که از اقداماتی که زمینه ی تهدید و تمامیت ارضی بازیگر مقابل را تهدید کند اجتناب کنند. لذا رژیم صهیونیستی با برجسته سازی توان موشکی حزب الله و حمایت های جمهوری اسلامی از ارتقا توان شاخه نظامی محور مقاومت در صدد اتخاذ تدابیر نظامی برای قطع این پیوند شیعی است. این رژیم با اعلام آماده باش نظامی و اعلام انجام حملات نظامی فراسوی مرزهای لبنان با هدف تخریب تونل های انتقال نفرات و تسلیحات نظامی به نوعی خود ناقض قطعنامه ی شورای امنیت بشمار می آید. فضای عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل در سایه ی تهدید مشترک ایران باعث افزایش فشار بر بازوان نظامی منطقه ای ایران شده است. حزب الله لبنان نیز در سالیان گذشته و ماه های اخیر توان عملیاتی خود را در جبهه های سوریه افزایش داده است و مضافا توانسته در عرصه ی سیاست داخلی لبنان نیز با اخذ کرسی های پارلمان یک مشر‌وعیت مذهبی و سیاسی بدست آورد. شواهد و نشانه ها حکایت از یک جنگ فراگیر بین دو بازیگر منطقه ای دارد و ظرفیت طرف های جنگ میزان خسارات و هزینه های مالی و انسانی زیادی را بوجود خواهد آورد.

جمهوری اسلامی ایران بایستی ظرفیت های پدافندی حزب الله لبنان را توسعه داده تا در صورت جنگ آتی آسمان لبنان یک گستره ی بی رقیب به شمار نیاید. آنچه ارتش صهیونیستی را ضربه پذیر کرده است و در جنگ ۳۳ روزه نیز به اثبات رسید میزان و توان روحی و روانی نیروهای صهیونیستی است. این نیرو ها به شدت از افزایش کشته های جبهه خودی در هراس خواهند بود. از طرف دیگر گزینه دیگر گسترش یک جنگ روانی در درون مناطق اسرائیل و شهرک های یهودی با استفاده از موشک های نقطه زن حزب الله است. در صورت استمرار چنین راهبردی اعتراض ها به کابینه نتانیاهو بیشتر خواهد شد و این میتواند زمینه ساز سقوط حزب حاکم گردد که با استعفای وزیر دفاع و آتش بس غزه شکننده شده است.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته