سه شنبه 22 آبان 1397

Tuesday 13 November 2018

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/رویکرد دو مرحله ای ترکیه به آینده سوریه

رویکرد دو مرحله ای ترکیه به آینده سوریه

  • به نظر می رسد باوجود اینکه عملیاتهای میدانی بزرگ برای محور مذکور به پایان می رسد، اما ماجرا برای ترکیه تمام شده نیست. درحال حاضر که شاهد گذار از روند عملیاتی- میدانی در سوریه به فرآیند سیاسی هستیم، آنکارا چه فرمت و سازوکاری را برای آینده سیاسی دمشق مدنظر دارد؟ آیا فصل همکاریها با محور روسیه-ایران به پایان رسیده است و آنکارا به دنبال همراهی با مکانیزم های سیاسی ژنو است؟

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  دوشنبه, 26 شهریور 1397    11:03    سرویس نگاه از بیرون

اینترنشنال-سرویس آسیا/ بعد از حدود دوسال همکاریهای میدانی در معادلات عملیاتی سوریه در قالب مکانیزمهای آستانه، گام بعدی ترکیه چه خواهد خواهد بود؟ اکنون که از عملیات ادلب به عنوان ام المعارک برای محور روسیه-ایران-سوریه یاد می شود، به نظر می رسد باوجود اینکه عملیاتهای میدانی بزرگ برای محور مذکور به پایان می رسد، اما ماجرا برای ترکیه تمام شده نیست. درحال حاضر که شاهد گذار از روند عملیاتی- میدانی در سوریه به فرآیند سیاسی هستیم، آنکارا چه فرمت و سازوکاری را برای آینده سیاسی دمشق مدنظر دارد؟ آیا فصل همکاریها با محور روسیه-ایران به پایان رسیده است و آنکارا به دنبال همراهی با مکانیزم های سیاسی ژنو است؟

اکنون هفت سال از بحران در سوریه می گذرد و در این مدت رفتار و رویکردهای ترکیه به عنوان یکی از کنشگران سیاسی و میدانی تحولات سوریه تغییرات قابل توجهی را تجربه کرده است. از سال 2013 به بعد بحران سوریه تبدیل به بخشی از سیاست داخلی ترکیه شده است که این موضوع نشان از اهمیت آن در داخل ترکیه و تاثیرگذاری بر سیاست خارجی این کشور دارد. بسیاری از نوامبر سال 2013 این موضوع را بیان کردند که سوریه تبدیل به یک بحران در سیاست خارجی ترکیه شده است. اما وقتی به تحولات سال های 2015 و 2016 نگاه می کنیم، مشخص می شود که موضوع سوریه به اندازه کودتای سال 2016 در قدرت گرفتن آقای اردوغان، بازسازی نظامی سیاسی و موازنه قدرت در داخل ترکیه تاثیرگذار بوده است. تحت تاثیر پویاییهای سیاست داخلی ترکیه و تلاش رهبران حزب عدالت و توسعه برای درونسازی مسائل سیاست خارجی و امنیتی به منظور امنیتی کردن کنشگری نیروهای اپوزیسیون، و همچنین تحولات ساختاری در محیط راهبردی خاورمیانه، رویکرد ترکیه در داخل سوریه از یک استراتژی مشخصی پیروی نکرده است.

در طول بحران سوریه، نخستین استراتژی ترکیه تغییر رژیم در این کشور بود. اما از سال 2014 رفته رفته به دلیل پیروزی ها و پیشروی های میدانی ارتش سوریه و همچنین افول نقش آفرینی نیروهای اخوانی در مصر، تونس، و سوریه موجب شد که ترکیه یک بازنگری در استراتژی اصلی خود داشته باشد و آنهم بازنگری در سیاست تغییر رژیم سوریه بود. اما از زمانی که ترکها وارد عملیات های نظامی در داخل خاک سوریه در قالب عملیات های شاخه زیتون و سپر فرات شدند، مشخص می شود که استراتژی جدید ترکیه گسترش نفوذ سرزمینی به قصد موازنه قدرت و موازنه تهدید است. زیرا اکنون دغدغه ترک ها در سوریه تنها امنیتی نیست و سوریه بخشی از عمق استراتژیک آقای اردوغان به منظور نقش آفرینی فعال در معادلات ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی غرب آسیا است. طی یک کار مطالعاتی که در سال 2008 در ترکیه صورت گرفت، معلوم شد برای هاب انرژی شدن در منطقه، ژئوپلیتیک سوریه برای ترک‌ها بسیار حائز اهمیت بود و در آن، از بشار اسد به عنوان مانع نخست در دستیابی به این هدف یاد شده بود. بنابراین بخشی از راهبرد تغییر رژیم در دمشق از سوی آنکارا قابل فهم است که صرفاً تحت تاثیر پارانویای امنیتی بنام مسئله کردی نیست.

از سوی دیگر، بخشی از امنیتی کردن مسئله کردی در داخل ترکیه ناظر بر روندهای سیاست داخلی و انتخابات 7 ژوئن 2015 است که مانع از اکثریت حزب عدالت و توسعه در پارلمان از سوی حزب کردی دمکراتیک خلق بود که یکی از زمینه‌های تقابل با چنین تحولی در سیاست کردی ترکیه، ورود به میدان تحولات سوریه به صورت نظامی و در نتیجه امنیتی کردن این معمای دیرینه بود. تیم آقای اردوغان با طرح مسئله کردی بسیج عمومی ایجاد کرد و از طرفی به تدریج به سمت ائتلاف با ملی‌گراها حرکت کرد که به نوعی ناجی پیروزی در سه انتخابات مهم اخیر حزب عدالت و توسعه بوده اند. در تحولات اخیر سیاسی ترکیه از جمله انتخابات زودهنگام و تغییر قانون اساسی حزب ملی گرای حرکت ملی تبدیل به بزرگترین متحد اردوغان و عدالت و توسعه شد. با توجه به نفوذ ملی گراها در کابینه جدید اردوغان، بنظر می رسد دورنمای مسئله کردی در ترکیه بسیار تیره و تار است.

اما موضوع مهم دیگر پناهجویان سوری در داخل ترکیه است. طبق آمار ترکیه 8/3 میلیون پناهجو را در داخل کشور پذیرش کرده است. البته بیشتر این افراد در شهرهای شرق و جنوب شرق ترکیه اسکان داده شدند و بخشی از آنها نیز در شهرهای بزرگ پراکنده شدند. هرچند که در کوتاه مدت این پناهجویان بخصوص در دوره گذار سیاسی در سوریه یک دارایی راهبردی محسوب می شوند، اما این پناهجویان مجموعه ای از بحران های اقتصادی و اجتماعی را در داخل ترکیه ایجاد کردند. آمارها نشان می دهد که کمپانی های ترکیه ای بیش از 340 هزار پناهجوی سوری را به کار گرفته اند. بخشی از دلایل رشد نرخ بیکاری در ترکیه همین پناهجویان سوری هستند. مشاهدات میدانی نشان می دهد حتی کمپ هایی که زیر نظر سازمان ملل نیز هستند، همگی عکس اردوغان را در داخل چادرهای خود نصب کردند. این نشان دولت ترکیه توانسته در بخشی از جمعیت سوریه که میتواند در آینده میان مدت کشور تاثیر گذار باشد نفوذ پیدا کرده است. بنابراین در آینده نزدیک می توان انتظار داشت که بحث پناهجویان می تواند در تلاش آنکارا به منظور وارد کردن کشورهای اروپایی به آینده معادلات سیاسی سوریه تا چه حد تاثیر گذار باشد و حتما ترکها از این اهرم حداکثر استفاده را خواهند کرد و حتی مذاکراتی نیز میان ترکیه و بروکسل در خصوص پناهجویان سوری و طرح های ترکیه در این زمینه وجود دارد که اتحادیه اروپا از آن نیز حمایت می کند. ترک‌ها از مارس 2018 روی برنامه جامعی کار می‌کنند که با 2.2 میلیارد دلار سرمایه اولیه در شهرهای تحت کنترل ترکیه در شمال سوریه، بازسازی را شروع کنند. با این اقدام، ترک‌ها می‌خواهند مدل حکومتی کارآمدی را نشان دهند، که این امر بر کاهش نفوذ سیاسی کردهای پی وای دی، مسئله پناهجویان و آینده حضور میدانی و فرهنگی ترکیه تاثیر می‌گذارد.

اما نکته آخر آینده همکاری ترکیه با محور روسیه و ایران است. در یک نگاه خوش بینانه میتوان گفت که روسیه و ایران یک شراکت راهبردی میدانی- عملیاتی بدست آورده اند. اما واقعیت آن است که در طول تاریخ ترک ها چه برای غرب و چه برای شرق یک شریک ناتمام بودند. رهبران جدید ترکیه راهبرد خود را نه براساس ائتلافها بلکه در راستای دغدغههای امنیت و منافع ملی و حزبی خود پیش می برند. به این معنا که هر مسیری که بتواند براساس تحلیل هزینه –فایده سود بیشتری عاید آنکارا بکند، مسیر درستی است. ازاینرو، نمی توان روی شراکت راهبردی بلندمت ترکیه حساب کرد. ترکیه پس از نا امید شدن از امریکا و اروپا در بحث سوریه وارد مذاکره با محور ایران و روسیه شد. هرچند بسیاری آن را غیر ممکن می دانستند اما تا حد زیادی عملیاتی شد. وقتی روسیه و ایران، ترکیه را به عنوان نماینده معارضان شناسایی کرد، آنها به این نتیجه رسیدند که می توانند در عرصه عملیاتی و میدانی نیز با این محور همکاری کنند و همکاری های محدودی نیز بین این سه کشور در داخل سوریه شکل گرفت.

امابه نظر می رسد که آنکارا یک راهبرد دو مرحله ای را نسبت به تحولات میدانی –سیاسی سوریه دنبال می کند. مساله اصلی این است که ترکها به رغم اینکه در وضعیت عملیاتی و میدانی با محو روسیه- ایران همکاری دارند، اما چالش آینده این است که ترک ها اساسا در فرایند آینده سیاسی سوریه با محور روسیه و ایران همکاری نخواهد کرد. ترکها در مسایل میدانی و نظامی روند آستانه را مدنظر قرار دادند، اما در فرایند سیاسی و نظام آینده سوریه، قطعا فرایند ژنو را مد نظر قرار خواهند داد. گام دوم آنکارا همراهی با مکانیزمهای غرب برای گذار سیاسی در سوریه خواهد بود. به همین دلیل در این زمینه هم با واشنگتن و هم بروکسل مشغول کار هستند. انتخاب جیمز جفری به عنوان مسئول سوریه از سوی کاخ سفید، ترکیه را به آینده همکاری در این زمینه امیدوار کرده و آقای جفری نیز برای حل بحران از ترکیه بارها نام برده است. دلیل اصلی آن هم این است که ایران و روسیه بر سر دو موضوع اساسی با ترکیه اختلاف جدی دارند. یکی مساله گذار در نظام سیاسی سوریه و دیگری آینده بشار اسد است. هرچند بحث تغییر رژیم اکنون مطرح نیست اما در آینده محل اختلاف است. البته سیگنال هایی پیش از انتخابات از سوی اردوغان برای مذاکره با بشار اسد ارسال شد، اما در این زمینه کنش گران اصلی ملی گرایان ترک هستند که در این زمینه نیز بسیار نقش تعیین کننده ای را ایفا می کنند، مخالفت آنها به این جریان موجب شد تا جلوی تغییر رویکرد از سوی اردوغان نیز گرفته شود. هرچند پس از ادلب کار میدانی بزرگ ایران و روسیه به پایان می رسد اما برای ترک ها ادامه دارد و در تلاش هستند بر سر منبیج و شرق فرات با امریکایی ها به توافق برسند که مذاکرات میان طرفین ادامه دارد. تلاش آنها این است که واکنش امریکایی ها را نسبت به کردها خنثی کنند. هرچند به طور کلی نمی توان به آینده همکاری میان محور ایران و روسیه با ترکیه در سوریه خوشبین بود، اما باید دید که مساله شرق فرات چگونه حل خواهد شد.

باوجود این، شایان ذکر است که اتاق فکر اردوغان به این نتیجه رسیده است که دیگر از جایگاه راهبردی در سیاستهای خاورمیانه ای غرب برخوردار نیستند. در یک دهه اخیر شاهد واگرایی قابل توجهی در روابط ترکیه ومتحدان ناتویی آن بوده ایم. واقعیت این است که ترکیه درحال کنشگری نسبتا مستقل از غرب است. اما این به معنای خروج از محور غرب نیست. راهبرد بزرگ، چندجانبه گرایی فعال است. در این راستا آنکارا تحت تاثیر تحولات داخلی و منطقهای نیازمند متنوع سازی روابط کلان و محوری خود است. محور روسیه-ایران در اولویت چنین الترناتیوی برای غرب است. می توان از سردی روابط ترکیه با غرب و همچنین از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و قابلیتهای سیاسی این کشور به منظور ترسیم نظم مطلوب و ترتیبات امنیتی ثباتساز در سوریه و منطقه بهرهبرداری کرد. به شرطی که دغدغههای فوری آنکارا مورد توجه قرار گیرد. نباید اجازه داد ترکیه به دامن غرب باز گردد که به مراتب تقابل و تعامل با آن پرهزینه خواهد بود.

منبع: اعتماد

telegram channel

درباره نویسنده

ولی گل محمدی

ولی گل محمدی

  • دکترای روابط بین الملل
  • پژوهشگر حوزه خاورمیانه و ترکیه

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته