سه شنبه 26 تير 1397

Tuesday 17 July 2018

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/روابط ایران و ترکیه در سالی که گذشت: لزوم فهم مشترک از کنشگری امنیتی و اقتصادی ترکیه

روابط ایران و ترکیه در سالی که گذشت: لزوم فهم مشترک از کنشگری امنیتی و اقتصادی ترکیه

  • بطور سنتی، جمهوری ترکیه به عنوان یک بازیگر اقتصادی نزد افکار عمومی منطقه و کشورمان شناخته شده است. با روی کار آمدن رهبران اسلام گرای حزب عدالت و توسعه و تداوم موفقیت های انتخاباتی آنها در سایه حمایت بورژواهای آناتولی (ببرهای آناتولی) اساساً ترکیه با بازتعریف جایگاه خود در ساختار اقتصاد جهانی در دهه ی اول هزاره جدید، خود را به عنوان یک دولت تجارت پیشه به جامعه بین المللی معرفی کرد. خروجی فوری چنین رویکردی، امنیت زدایی از چهره امنیتی ترکیه در دهه 1990 بود. اما با وقوع انقلاب های عربی

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  شنبه, 26 اسفند 1396    14:54    سرویس نگاه از بیرون

اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/ بطور سنتی، جمهوری ترکیه به عنوان یک بازیگر اقتصادی نزد افکار عمومی منطقه و کشورمان شناخته شده است. با روی کار آمدن رهبران اسلام گرای حزب عدالت و توسعه و تداوم موفقیت های انتخاباتی آنها در سایه حمایت بورژواهای آناتولی (ببرهای آناتولی) اساساً ترکیه با بازتعریف جایگاه خود در ساختار اقتصاد جهانی در دهه ی اول هزاره جدید، خود را به عنوان یک دولت تجارت پیشه به جامعه بین المللی معرفی کرد. خروجی فوری چنین رویکردی، امنیت زدایی از چهره امنیتی ترکیه در دهه 1990 بود. اما با وقوع انقلاب های عربی و خواست رهبران اسلام گرای ترکیه برای بیشینه سازی نفوذ مادی و گفتمانی خود در نظم درحال ظهور خاورمیانه، حرکت به سمت اتخاذ رویکردهای امنیتی در روابط خارجی بویژه در کانون های بحران منطقه اجتناب ناپذیر بود. بعبارتی، خاورمیانه ای شدن رفتارهای سیاست خارجی ترکیه در دوره بعد از سقوط و عدم کامیابی نیروهای اخوانی در مصر، تونس و سوریه (2013) و شکل گیری حفره های امنیتی در جغرافیای جنوبی و جنوب شرقی این کشور، رهبران عدالت و توسعه را بتدریج وارد یک بازی بزرگ مملو از عدم قطعیت های امنیتی هزینه ساز ساخت. نتیجه اینکه، ترکیه در حال حاضر در کنار کنشگری اقتصادی در منطقه، به یک بازیگر امنیتی نیز تبدیل شده است.
امنیتی شدن رفتارهای سیاست خارجی ترکیه در چند سال اخیر بطور محسوس در روابط خارجی دوجانبه و چندجانبه آن مشهود است. کافی است به این نکته توجه کنیم که بسیاری از اقدامات سیاسی و جهت گیری های راهبردی ترکیه در روابط خارجی این کشور تحت تاثیر نگرانی های امنیت ملی یا ترس از انزوای راهبردی در ترسیم ترتیبات امنیت منطقه ای درحال ظهور از سوی رقبا بوده است. از جنگ داخلی در سوریه و برآمدن استراتژیک کردهای این کشور گرفته تا فعالیت های تروریستی جریان های تکفیری و تحرکات تجزیه طلبانه رهبران کردستان عراق و همچنین تلاش رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی در جغرافیای همجوار، به کنشگری امنیتی ترکیه شکل و جهت داده اند.


ایران به عنوان همسایه قدرتمندی که 560 کیلومتر مرز مشترک با ترکیه دارد و از نظرگاه راهبردی ترک ها مهمترین رقیب منطقه ای این کشور شناسایی شده است، از این قاعده مستثنی نبوده است. به سخنی دیگر، ترکیه در نیم دهه گذشته بتدریج به یک کنشگر امنیتی در روابط خارجی و سیاست خاورمیانه ای ایران تبدیل شده است. بگونه ای که حتی مناسبات اقتصادی دو کشور در سال های گذشته به شدت تحت تاثیر برخوردهای امنیتی تهران و آنکارا بویژه در کانون های بحران خاورمیانه عربی قرار گرفته است.
باوجوداین، بنظر می رسد که در سال گذشته توازنی در تداوم تعاملات بالای اقتصادی و روابط امنیتی ( رقابت- همکاری) برقرار شده است. این مسئله بدون تردید ناشی از عملگرایی دو کشور در ایجاد همکاری به منظوری تقابل با تهدیدات امنیتی مشترک در جغرافیای همجوار بوده است. به اعتقاد نگارنده، رویدادهای سال گذشته در روابط دوجانبه به عنوان یک نقطه عطف، روابط ایران و ترکیه را وارد مرحله جدیدی کرده است که همراه با عمل گرایی ژئواکونومیکی و انعطاف پذیری ژئوپلیتیکی در برقراری موازنه منطقه ای و دفع تهدیدات مشترک امنیتی در خاورمیانه آشوبناک بوده است. اما در کنار عمل گرایی ژئواکونومیکی، قاعده مند ساختن روابط امنیتی با ترکیه بویژه در مناطقی که عمق راهبردی ایران محسوب می شود، ضروری می نماید. اساساً بنظر می رسد که مراکز تصمیم گیری کشور فهم مشترک و نقشه راه مشخصی نسبت به کنشگری امنیتی ترکیه در تعاملات دوجانبه و رقابت یا همکاری های منطقه ای با این رقیب دیرینه و متنفذ ندارند.
حجم روابط اقتصادی ایران و ترکیه در دهه گذشته بطور قابل ملاحظه¬ای توسعه یافته است. حجم روابط تجاری دو کشور از 1 میلیارد دلار در سال 2000 به 10 میلیارد دلار در سال 2010 و 16 میلیارد دلار در سال 2011 افزایش پیدا کرده است. بیشترین حجم مبادلات تجاری بین آنکارا و تهران در سال 2012 است که بخاطر حجم بالای صادرات طلا از ترکیه به ایران در این سال، رقمی بالغ بر 22 میلیارد دلار را به ثبت رسانده است. اما بخاطر تحریم های بین المللی اعمال شده از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران و همچنین کاهش درآمدهای نفتی ایران، این رقم در سال 2013 به کمتر از 15 میلیارد دلار کاهش یافته است. از این دوره به بعد، حجم کل روابط تجاری بین ایران و ترکیه روند نزولی طی می کند بگونه ای که میزان مبادلات دو کشور به کمتر از 10 میلیارد دلار در سال 2015 و 2016 رسیده است.
مهمترین دلیل گسترش روابط اقتصادی و تداوم حجم قابل توجه تجاری دو کشور نیاز ایران به محصولات صنعتی ترکیه بویژه تحت وضعیت تحریم های اقتصادی و نیاز ترکیه به منابع انرژی و محصولات هیدروکربنی ایران بوده است. ترکیه بعد از چین و امارات متحده عربی سومین بازار صادرات و واردات به ایران است و ایران جایگاه ششم در واردات و رتبه سوم در بازار صادراتی ترکیه را دارا می باشد.
از سوی دیگر، با اجرایی شدن موافقت نامه تجارت ترجیحی بین ایران و ترکیه در سال 2015، پیش بینی می شد که حجم روابط اقتصادی دو کشور به هدف 30 میلیارد دلاری در سال نزدیک شود. اما به رغم خوشبینی های اولیه، تحت تاثیر سردی روابط سیاسی دو کشور در نتیجه ی منازعه در کانون های بحران خاورمیانه بویژه سوریه، و وجود برخی موانع اساسی گمرکی و زیرساختی، حجم روابط تجاری دو کشور نه تنها افزایش نیافت بلکه نسبت به سالهای گذشته روند نزولی طی کرد. براساس این موافقت نامه ترجیحی، ترکیه برای 140 محصول کشاورزی ایران و ایران برای 125 محصول صنعتی ترکیه تعرفه ترجیحی اعمال کرده است.
تجزیه و تحلیل تجارت بین ایران و ترکیه (قبل و بعد) از اجرای موافقت‌نامه نشان می‌دهد که انتخاب ایران در کالاهای مورد نظر برای درخواست ترجیح از ترکیه حاوی دو نکته مهم است؛ یکی آنكه ايران در انتخاب فهرست اقلام (صادرات به تركيه) خود به درستي عمل نكرده است. (اقلامي را انتخاب كرده كه به طور متوسط در پنج سال قبل از اجراي موافقت‌نامه در ٨٠ درصد آنها هيچ‌گونه صادراتي به تركيه نداشته است يا تركيه در واردات اين اقلام از ايران گزارشي ندارد) و ديگري آنكه طرف ايراني اقلام كم‌ارزش را براي دريافت ترجيح انتخاب كرده است كه حاصل اين دو مورد، دست‌نيافتن به اهداف ايران در دريافت ترجيح از تركيه است. از نقطه نظر کارشناسی، طرفهای ترک اقلامی که توان و پتانسیل صادراتی قابل توجهی به بازار ایران داشته را با مهارت و به دقت تعیین کرده و طرفهای ایرانی ضمن انتخاب اقلام بی اهمیت و با توان صادراتی پایین فقط به کمیت تعرفه ها توجه داشته اند.
در حوزه ی گردشگری، ترکیه اولین مقصد توریست های ایرانی است که با 2.3 میلیون نفر ورودی گردشگر در سال 1396 بیش از 1.8 میلیار دلار درآمد عاید ترکیه کرده است. این رقم رکوردی بی سابقه محسوب می شود. در حال حاضر، ایران بعد از روسیه و آلمان سومین مبدا گردشگری ترکیه است. دلایل مختلفی در روند رو به رشد آمار گردشگران ایرانی به ترکیه وجود دارد که کارشناسان اقتصادی مهم‌ترین عامل آن را سیاست‌های نادرست تعیین برابری نرخ ارز غیرواقعی حتی در بازار آزاد می دانند که هزینه سفر را به طور مصنوعی برای گردشگران پایین‌تر از مقدار واقعی آن کرده است. دلایل دیگری نیز در این زمینه دخیل هستند که کاهش ارزش لیر ترکیه در پی ناآرامی‌ها و تحولات سالهای اخیر این کشور، یکی از علل مهم دیگر محسوب می‌شود.
در حوزه انرژی، ایران در سال 1396 نزدیک به 10 میلیارد متر مکعب گاز به ترکیه صادر کرده است. قرارداد خرید گازی ترکیه از ایران در سال 2026 به پایان می رسد و پیش بینی می شود که بوتاش در تجدید قرارداد خود در حدود 14 میلیارد مترمکعب گاز از ایران وارد کند. این حجم بیش از هر متغیری به توانایی ایران در بهره برداری از ظرفیت های ذخایر گازی خود و عدم اعمال تحریم های بین المللی دیگر از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا در انعقاد قراردادهای گازی ایران با بازارهای بین المللی دارد. از سوی دیگر، میزان مصرف داخلی ایران نیز به شدت درحال افزایش است و مانع از رشد حجم صادرات می شود. اما موانعی نیز در توسعه حجم صادرات کشورمان به ترکیه وجود دارد.
قیمت و مقدار گاز صادراتی دو مولفه اصلی در تجارت انرژی ترکیه با ایران محسوب می شوند. به لحاظ قیمت، گازی که بوتاش ترکیه از ایران وارد می کند گران ترین بخش واردات گاز این کشور است. بنابر اظهارات مقامات بوتاش ترکیه، قیمت هر هزار متر مکعب گاز ایران، ۴۹۰ دلار است. در حالی که گاز آذربایحان حدود ۱۵۰ دلار و روسیه ۶۵ دلار ارزان تر است. از طرفی در سال های قبل ایران به دلیل مشکل در تامین نیاز داخلی در زمستان، در مواردی صادرت گاز ترکیه را قطع یا محدود کرده است. همچنین چند بار هم خط لوله به دلیل خرابکاری های پ.ک.ک صدمه دیده و صادرات موقتا متوقف شده که در مواردی هم ترکیه ابراز نارضایتی کرده است. نارضایتی از قیمت و نحوه صدور گاز به ترکیه موجب احاله اختلافات دو کشور به دادگاههای بین المللی شد که نتیجتاً سال گذشته ایران مکلف به پرداخت 1.9 میلیارد دلار غرامت و تخفیف 13.3درصدی در نرخ گازهای صادراتی به ترکیه شد.
با وجود این، حجم روابط اقتصادی ایران و ترکیه در سال 96 روند رو به افزایشی را نشان می دهد. روندی که بیش از هر متغیری تحت تاثیر شروع همکاری های دوجانبه و چندجانبه سیاسی - امنیتی در سال جاری بوده است. حجم روابط اقتصادی ایران و ترکیه در سال 1396 رقمی بالغ بر 11.2 میلیارد دلار است که نسبت به سال 95 تقریباً 1.4 میلیارد دلار افزایش داشته که ایران با حجم صادرات 7.7 میلیارد دلار (ترکیه 3.4 میلیارد دلار) بیش از ترکیه از روابط تجاری دوجانبه در سال جاری سود برده است (موازنه تجاری 4.5 میلیارد دلار به نفع ایران مثبت بوده که در سال 95 حتی 266 میلیون دلار کسری تجاری داشته ایم). در مقابل ترکیه برای جبران کسری تجاری بدون تردید در راستای سرمایه گذاری بیشتر در حوزه انرژی ایران و همچنین توسعه بازراهای صادراتی کالاهای خود در ایران حرکت خواهد کرد. فراز و نشیب روابط دوجانبه ایران و ترکیه بیش از هر چیزی تحت تأثیر همگرایی یا واگرایی منافع ایدئولوژیکی و امنیتی بوده است. روابط متقابل اقتصادی هم آن را تقویت یا از تعمیق تنش دیپلماتیک جلوگیری می‌کند.
در حوزه مناسبات اقتصادی دوجانبه، تحلیل روابط تجاری دو کشور در دهه گذشته نشان می دهد که روابط آنها بیشتر مبتنی بر منافع کوتاه مدت اقتصادی طرفین بوده تا پیگیری منافع ناشی از همکاری بلندمدت و راهبردی. دو کشور صرفاً به تداوم روابط اقتصادی در بخش های زودبازده و منعطف تجاری تمایل داشته اند و بخاطر بی اعتمادی سیاسی متقابل هرگز به دنبال سرمایه گذاری بلندمدت در حوزه های صادراتی و وارداتی یکدیگر نبوده اند. بطورکلی، تحلیل اقتصادسیاسی روابط ایران و ترکیه نشان می دهد که نوعی عدم تقارن در روابط اقتصادی آنها وجود دارد؛ اول اینکه همکاری های سیاسی به موازات توسعه روابط اقتصادی گسترش نیافته است؛ دوم، حجم روابط اقتصادی بین دو کشور به شدت به حوزه مبادلات انرژی وابسته است؛ و سوم اینکه، تجارت انرژی بین دو کشور به شدت به حوزه تجارت گاز طبیعی محدود شده است.
در حوزه مناسبات دیپلماتیک و مراودات امنیتی نیز سال 96 دوره ی پر ترافیکی در بهبود روابط سیاسی و فهم مشترک از تحولات منطقه ای بین آنکارا و تهران بوده است. دیپلماسی چندجانبه دو کشور در مجموعه نشست های آستانه و سوچی برای برون رفت از بحران سوریه، اقدامات مشترک نظامی برای ایجاد آتش بس و ایجاد منطقه عاری از تنش در سوریه که با سفر تاریخی سرلشگر باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، (مرداد 1396) به آنکارا قوت گرفت، سفر رئیس جمهور اردوغان به تهران (مهر 1396) برای ارائه یک نقشه راه مشترک به منظور مدیریت تحولات شمال عراق و متعاقب آن اقدامات مشترک سیاسی تهران و آنکارا برای جلوگیری از استقلال کردستان عراق، و در نهایت در کنار هم قرار گرفتن دو کشور در رابطه با مبارزه علیه تروریسم و همکاری های سیاسی در بحران اخیر میان قطر و محور عربستان سعودی از مهمترین رویدادهای تحول ساز در روابط ایران و ترکیه در سال جاری بوده است که به عنوان یک نقطه عطف روابط دو کشور بویژه در حوزه همکاری های سیاسی و امنیتی را وارد مرحله ای نوینی ساخته است که در صورت تداوم فهم مشترک از نگرانی ها و حوزه نفوذ منطقه ای، چشم انداز مثبتی را نشان می دهد.
در این میان، مسئله ای که نیاز به تحلیل و واکاوی بیشتر از سوی مراکز تصمیم گیری کشور دارد، فهم صحیح از کنشگری امنیتی ترکیه در منطقه و تاثیر آن در تغییر و تداوم روابط سیاسی و اقدامات مشترک امنیتی بویژه در مناطق حوزه نفوذ ایران در سوریه، عراق و خلیج فارس است. اتاق فکر رئیس جمهور اردوغان به این نتیجه رسیده است که رویکرد و اجماع نظر مشترکی میان مراکز تصمیم گیری ایران نسبت به ترکیه در روابط دوجانبه و تعاملات منطقه ای وجود ندارد. برحسب موضوع مراودات، سفیر و فرستاده های ویژه آنکار در تهران، به منظور تامین خواسته های خود به مراکز مختلف مراجعه می کنند. بطور مثال در رابطه با مناسبات اقتصادی دولت حاکم در ایران مخاطب آنکارا است در حالی که در موضوعات امنیتی و راهبردی آنها اشاره ای به اظهارنظرها و طرح های وزارت امور خارجه یا نهادهای اجرایی کشور ندارند و بیشتر به دنبال گفتگو با مراکز تصمیم گیری نظامی و امنیتی کشورمان هستند. در حالت بالعکس این قاعده صادق نیست. چنین خلاء ی در فهم مشترک از کنشگری سیاسی، اقتصادی و امنیتی ترکیه میان اتاق فکرهای نظام مانع از ترسیم و اتخاذ سیاست های کارآمد نسبت به رفتارهای چندجانبه ترکیه در روابط دوجانبه و رقابت و همکاری های منطقه ای می شود. شناخت مشترک و بالاجماع از رفتارهای راهبردی ترکیه بویژه کنشگری امنیتی آن در چنین وضعیتی که وارد مرحله ای جدیدی از همکاری ها و رقابت با این کشور شده ایم ضروری است.
جان کلام اینکه، ترکیه جدیدی که اردوغان بویژه در آستانه انتخابات 2019 هر روز از آن سخن می راند با ترکیه ی نیم دهه گذشته که بیشتر ناظر بر کنشگری اقتصادی آن بود، متفاوت است. تعامل با ترکیه جدید نیازمند بازتعریف جایگاه راهبردی آن در استراتژی کلان سیاست خارجی کشور است. رسیدن به فهم مشترک از کنشگری اقتصادی- امنیتی ترکیه از الزامات این بازتعریف است. ترکیه با دوری از ساختارهای راهبردی و نهادی غربی بویژه ناتو و اتحادیه اروپا، از یک سو در فرهنگ استراتژیک خود به دنبال متوازن ساختن روابط خود با غرب و شرق است و از سوی دیگر ناگزیر به سمت برقراری شراکت راهبردی و ایجاد همکاری های امنیتی هرچند مقطعی در جغرافیای پرآشوب خود حرکت می کند. روسیه و ایران در اولویت برقراری چنین توازنی در برابر غرب و تهدیدات فوری آنها در راستای براندازی رژیم اردوغان هستند. پیش شرط گسترش و تعمیق همکاری های امنیتی و وارد ساختن آن به ائتلاف خودی در کانون تحولات منطقه ای، پذیرفتن دغدغه های امنیت ملی این کشور و قاعده مند ساختن اقدامات مشترک سیاسی – نظامی در مناطق نفوذ و عمق راهبردی ایران است. شناخت صحیح و مشترک از ترکیه به عنوان یک بازیگر همزمان اقتصادی و امنیتی در جغرافیای همجوار با تداوم سیر مثبت همکاری های دوجانبه و چندجانبه در حوزه های مختلف می تواند پاسخگوی بسیاری از نگرانی های امنیت ملی کشور در مناطق همجوار باشد و از هزینه های احتمالی اقدامات یک جانبه گرایانه در کانون هایی که درد مشترکی بین ما و ترک ها وجود دارد، بکاهد.

telegram channel

درباره نویسنده

ولی گل محمدی

ولی گل محمدی

  • دکترای روابط بین الملل
  • پژوهشگر حوزه خاورمیانه و ترکیه

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته