جمعه 27 مهر 1397

Friday 19 October 2018

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/ایران، مهمترین آزمون سیاست خارجی مستقل هند

ایران، مهمترین آزمون سیاست خارجی مستقل هند

  • از زمان جواهر لعل نهرو به این سو، مهمترین اصل سیاست خارجیِ هند، عدم تعهد و استقلال در تصمیم‌گیری بوده است. با روی کار آمدن نارندرا مودی و تقارن نسبیِ آن با تغییر سیاست استراتژیک ایالات متحده در آسیا که نیاز این کشور به هند را برجسته می‌کرد، برخی از تحلیل‌گران این فرضیه را مطرح کردند که به پایان دورۀ استقلال در سیاست خارجی هند نزدیک خواهیم شد.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  دوشنبه, 30 بهمن 1396    17:06    سرویس نگاه از بیرون

اختصاصی اینترنشنال_سرویس آسیا/ از زمان جواهر لعل نهرو به این سو، مهمترین اصل سیاست خارجیِ هند، عدم تعهد و استقلال در تصمیم‌گیری بوده است. این نکتۀ مبنایی که درک هندوستان از استقلال در سیاست خارجی به چه معناست و چه تفاوت‌های عمیقی با درک جمهوری اسلامی ایران از این مفهوم دارد، موضوع دیگری‌ست، اما در هر حال، اصل استقلال در سیاست خارجیِ هند همواره در طی نیم قرن اخیر فراگیر بوده و مبنای شکل‌دهی به استراتژی‌های کلان این کشور به شمار رفته است.


سیاست‌گذاران هندی به شکل جالبی موفق شده‌اند در طی تمام فراز و نشیب‌های این دوران، از جنگ سرد تا وضعیت تک‌قطبی و تا امروز که از ظهور چین به عنوان اصلی‌ترین چهرۀ استراتژیک سیاست بین‌الملل یاد می‌شود، این اصل را در سیاست خارجی خود حفظ کنند. حتی در زمان جنگ سرد که هند یک شبه اتحاد را با اتحاد جماهیر شوروی شکل داده و بزرگترین همکاری‌های تسلیحاتی و امنیتی را با این کشور دنبال می‌کرد، باز هم به عنوان بخشی از بلوک شرق به شمار نیامده و سطحی از توازن را در سیاست خارجی خود حفظ کرد.


با روی کار آمدن نارندرا مودی از حزب BJP که پس از چندین دهه حاکمیت حزب کنگره اتفاق افتاد و تقارن نسبیِ آن با تغییر سیاست استراتژیک ایالات متحده در آسیا که نیاز این کشور به هند را برجسته می‌کرد، برخی از تحلیل‌گران این فرضیه را مطرح کردند که به پایان دورۀ استقلال در سیاست خارجی هند نزدیک خواهیم شد. مبنای آن تحلیل این بود که تهدید چین برای هند و نیز سطح همکاری‌های هند و ایالات متحده بیشتر از آن خواهند بود که دیگر بتوان از یک هندِ غیروابسته و مستقل سخن به میان آورد و در عوض، رفته رفته شاهد شکل‌گیری یک بلوک ضدچینی با حضور هند و ایالات متحده خواهیم بود.


با این حال از سال 2014 به این سو، مودی تلاش کرده است که عدم تعهد هند به بلوک‌بندی‌های قدرت را حفظ کرده و یک سیاست مستقل هندی مبتنی بر منافع ملی این کشور را مبنای کار خود قرار دهد. او با طرح سیاست کلانِ «در هند بساز» (Make In India)، زنجیره‌ای از طرح‌های تولید مشترک را با کشورهای مختلف و نیز بومی‌سازی تولید‌های صنعتی را در پیش گرفته است که به یک میزان حفظ رشد اقتصادی و پی‌ریزی یک اقتصاد درون‌گرا و نیز حفظ گزینه‌های استراتژیک کشور را مبنا قرار داده است. قراردادهای تولید f-16 و سوخو به طور همزمان در داخل هند با روسیه و امریکا بارزترین نمونه‌های این سیاست هستند. در سطوح خردتر نیز تلاش برای توسعۀ روابط به طور متوازن با کشورهای گوناگون و در زمینه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی را می‌توان مورد اشاره قرار داد. اینکه مودی هم اولین نخست وزیر تاریخ هند است که به اسرائیل سفر کرده و هم اولین نخست وزیر هند که از فلسطین دیدار کرده است، اتفاقی نیست و نشان از یک برنامۀ حساب شده دارد، حتی اگر اهمیت دومی برای هند قابل مقایسه با اولی نباشد. همچنین، اتفاقی نیست که اندکی پس از سفر یک هفته‌ای نتانیاهو به هند، حسن روحانی رئیس جمهور ایران نیز به هند سفر می‌کند و علاوه بر گفتگوهای اقتصادی و امضای توافق‌نامه‌های گوناگون، یک امکانِ گسترده‌ و کم‌سابقه برای حضور در میان گروه‌های فرهنگی و سیاسیِ هند که به دلایل مختلف به ایران نزدیک هستند را پیدا می‌کند.


با این حال، سیاست مستقل ملی هند در عصر رقابت‌های استراتژیک پیچیده در آسیا امری نیست که صرفاً با ژست‌های دیپلماتیک راه به جایی ببرد. واقعیت این است که در همین دوران، هند با فشار امریکا در آژانس انرژی اتمی بر علیه ایران رأی داده است، با فشار امریکا از واردات نفت خود از ایران کاسته است (هرچند بر خلاف برخی دیگر از کشورها آن را قطع نکرد) و با فشار امریکا سرمایه‌گذاری در چابهار را سال‌ها به تأخیر انداخت. همۀ این موارد یک سیاست مستقل ملی را خدشه‌دار می‌کند، چرا که تمام آن تصمیم‌ها (فارغ از مؤلفه‌های دیگر) به زیان منافع ملی هند بوده است و اگر شما قصد در پیش گرفتن یک سیاست مستقل را دارید، باید بر مبنای منافع خود تصمیم بگیرید و نه فشار قدرت‌های دیگر. تفاهم‌نامه‌های اولیه در مورد بندر چابهار مربوط به سال 2005 است و اگر در همان زمان کارهای اجرایی پروژه شروع شده بود، مدت‌ها پیش این طرح ترانزیتی از طرح موازی بندر گوادر پیشی گرفته و الان هند در افغانستان و آسیای مرکزی نسبت به چین دست بالا را داشت.
در واقع ایران یکی از معدود مواردی است که سیاست خارجی هند را با فشار جدی قدرت‌های بزرگ مواجه کرده است. ایالات متحده استقلال عمل سیاست خارجی هند را به رسمیت شناخته است و در ازای امتیازهای بی‌سابقه و سخاوتمندانه‌ای که طی یک دهۀ اخیر و از زمان توافق‌نامۀ هسته‌ای با این کشور در 2005 به هند داده است، به ندرت تلاش کرده تا به جز مواردی که که مربوط به منافع حیاتی امریکا در ارتباط با چین می‌شود، هند را وادار به پیروی از اولویت‌های خود کند. با این وجود کماکان ایران در این مورد یک استثناء به شمار می‌رود. در چنین وضعیتی، روشن است که ایران به بزرگترین آزمون سیاست مستقل ملی هند تبدیل خواهد شد. هند منافع زیادی در رابطه با ایران دارد و صرف‌نظر از آنها با ملاحظۀ اولویت‌های سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران، آسیب جدی هم به آن منافع و هم به حیثیت سیاسی این بزرگترین قدرت در حال رشد دنیا وارد خواهد کرد.


سفر رئیس جمهور روحانی به هند، هرچند در نگاه نخست یک ژست دیپلماتیک دیگر در برابر سفر نتانیاهو به این کشور به نظر می‌رسید، پتانسیل‌های لازم برای تغییر این وضعیت را دارد. همراهیِ جواد ظریف و بیژن زنگنه در این سفر، آن هم در حالی که یک رویداد مهم مانند کنفرانس امنیتی مونیخ به طور همزمان در حال برگزاری بود و طبیعتاً وزیرخارجۀ ایران می‌بایستی در آن حضور می‌داشت، نشان از آن دارد که هم ایران و هم هند برنامه‌های مهمی برای این سفر دارند. تکمیل توافق‌نامۀ سه جانبۀ چابهار و توافق برای اجرایی کردن فاز نخست آن یکی از دستاوردهای عملی این سفر بود. همچنین چهارده توافق‌نامۀ دیگر در زمینه‌های گوناگون ترانزیتی، فناوری و انرژی دلالت بر نگاه عملیاتی هر دو طرف به همکاری‌های دوجانبه داشت.


در این میان یکی از مهمترین نکات این سفر، تأمین فاینانس پروژه‌های در دست اجرا و به ویژه، دستور هند برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های داخلیِ هند در ایران بر مبنای روپیۀ هند بود. مورد اخیر بسیاری از دغدغه‌های فاینانس پروژه‌های مشترک را برطرف کرده و این امکان را فراهم می‌کند که حتی در صورت مخالفت نظام‌های مالی یکپارچۀ ایالات متحده و تحریم‌های یک‌جانبۀ مبتنی بر دلار امریکا نسبت به ایران، سرمایه‌گذاران هندی بتوانند پروژه‌های در دست اجرا در ایران را با مشکل کمتری به پیش ببرند.


اینکه هند از این آزمون موفق بیرون خواهد آمد یا نه، بستگی به عملیاتی کردن این پتانسیل‌ها دارد. ایران پتانسیل‌های بی‌بدیلی برای هند به همراه دارد و تا جایی که به ایران مربوط می‌شود نیز به نظر نمی‌رسد که مشکلی برای همکاری با هند داشته باشد. مودی برای اینکه هند را از یک قدرت منطقه‌ای به یک قدرت بزرگ تبدیل کند، هم باید حضور خود در مناطق پیرامونی مانند خاورمیانه و آسیای مرکزی تثبیت کند و هم باید استقلال عمل خود در سیاست خارجی را اثبات نماید. غلبه بر یک تردید پانزده ساله برای ورود به یک رشته از همکاری‌های بلند مدت با ایران، همزمان یک آزمون و یک گام مهم در این مسیر خواهد بود.

telegram channel

درباره نویسنده

حامد عسگری

حامد عسگری

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته