دوشنبه 30 مهر 1397

Monday 22 October 2018

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/اورشلیم یا قدس؛ سردرگمی نخبگان عرب

اورشلیم یا قدس؛ سردرگمی نخبگان عرب

  • آمریکا هیچگاه، در مذاکرات صلح اسرائیلی-فلسطینی، میانجی بی طرفی نبوده است. با این حال، هرچند مذاکرات صلح، سال‌ها است که در بن‌بست قرار دارد، پذیرش قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، نه عامل این بن بست که نتیجه آن بود.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  شنبه, 23 دی 1396    09:47    سرویس نگاه از بیرون

آرش صفار 

اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/ پس از اعلام به رسمیت شناسی قدس به عنوان پایتخت اسرائیل توسط ترامپ، در یک ماه گذشته شاهد موضع گیریهای متعددی از جانب سران ساف(نماینده شورای ملی فلسطین) بوده ایم. جبریل رجوب (ابو رامی) عضو کمیته مرکزی جنبش فتح اعلام کرد جنبش آماده پذیرفتن مقاومت مسلحانه برای مقابله با اشغالگری اسرائیل است. اگر چه فتح هیچگاه به طور رسمی گزینه مقاومت مسلحانه را نفی نکرده است اما به گفته رجوب، آن را به عنوان یک وسیله، نه هدف مد نظر داشته است. وی با بیان این که هدف فتح دستیابی به دولتی مستقل با پایتختی قدس است، از مردم فلسطین برای پیوستن به فتح دعوت کرد.
محمود العامول، معاون دبیر کل فتح اعلام کرد: قرارداد اسلو تمام شده است، بنابراین فلسطینیها حق دارند به هر شکلی از مقاومت متوسل شوند. نبیل شعث (ابو رشید) مشاور محمود عباس در امور خارجه و روابط بین الملل اعلام کرد که شورای مرکزی ساف درباره لغو قرارداد اسلو بحث خواهد کرد. شورای مرکزی ساف، نماینده شورای ملی فلسطین است و قرارداد اسلو در این نهاد به تصویب رسیده است، به گفته شعث اجلاس آتی شورای مرکزی ساف که قرار است 14 و 15 ژانویه برگزار شود، همچنین درباره پس گرفتن به رسمیت شناسی دولت اسرائیل گفتگو خواهد کرد.

از سوی دیگر، ابو مازن اعلام کرد که به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، از سوی ایالات متحده، عملا دو نتیجه در پی داشته است؛ یکی پایان میانجیگری آمریکا در مذاکرات اسرائیلی-فلسطینی و دیگری بن‌بست مذاکرات.

به نظر می‌رسد این موضعگیری‌ها بیشتر از آن که نشان از تغییری استراتژیک در رهبری ساف و بزرگ‌ترین عضو آن، فتح ،داشته و به معنی نوعی رادیکالیسم در برابر اشغالگری و سکوت جامعه جهانی در برابر زیرپا گذاشتن حقوق بین‌الملل توسط اسرائیل باشد، نشانه نوعی سردرگمی است. سردرگمی ناشی از فقدان هرگونه استراتژی؛ اولا در برابر توسعه طلبی اسرائیل و سپس در جهت تحقق دولت مستقل فلسطینی حتی در سرزمینی دوپاره، در مرزهای سال 1967.

این سردرگمی که نه تنها در میان سران فلسطینی، بلکه در سطحی کلی‌تر در میان نخبگان عرب، حاکم است، به دلیل شکست روش‌های مختلف مقابله با اسرائیل، از بدو تاسیس است. سه جنگ اعراب-اسرائیل در سال های 1948، 1956 و 1967، با شکست مطلق اعراب همراه بوده و تنها جنگ 1973، موفقیت اندکی برای ایشان در پی داشته است.

از سوی دیگر مبارزات چریکی فلسطینی‌ها در برابر اسرائیل، اگر چه با موفقیت‌هایی همچون نبرد الکرامه همراه بود، قدرت‌گیری فتح در فلسطین و تشکیل ساف، عملا نتیجه سیاسی برجسته‌ای در برابر اسرائیل همراه نداشته است. به عبارت دیگر مبارزات مسلحانه گروه‌های فلسطینی، خللی در توسعه‌طلبی اسرائیل ایجاد نکرد.
فقدان نتایج سیاسی به نفع فلسطینی‌ها در پی مبارزات مسلحانه ایشان از یک سو و از بین رفتن پایگاه‌های مبارزان فلسطینی در اردن در پی حوادث سپتامبر سیاه و سپس لبنان در پی جنگ داخلی این کشور و اشغال مناطق جنوبی آن توسط اسرائیل، سبب شد تا زمینه برای کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه و شروع مذاکرات صلح مهیا شود. پیمان اسلو نتیجه این پروسه بود.

طی پیمان اسلو که در 1993 منعقد شد، ساف دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت و اسرائیل نیز ساف را به عنوان نماینده مردم فلسطین در مذاکرات پذیرفت و تشکیلات خودگردان فلسطین کنترل نوار غزه و بخش‌هایی از کرانه باختری (موسوم به مناطق A) را بر عهده گرفت. قرار بود طی پنج سال، با مشخص شدن مسائلی همچون، مرزها، نگرانی‌های امنیتی، آوراگان و قدس، زمینه برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی فراهم شود. اگر چه فتح به عنوان بزرگترین و بانفوذترین عضو ساف، شاخه نظامی خود، گردان‌های شهدای الاقصی، را حفظ کرد، بر اساس قرارداد اسلو درگیر پروسه مذاکرات برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی شد.
با گذشت نزدیک به 25 سال از پیمان اسلو، نه تنها مذاکرات برای تحقق قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت نتیجه ای نداشته است، بلکه تداوم روند شهرک‌سازی اسرائیل در کرانه باختری، به طوری که امروزه بیش از 600هزار شهرکنشین در مناطق C کرانه باختری زندگی می کنند، عملا چشم‌انداز تشکیل دولت فلسطین در این مناطق را از بین برده است.

طی این سال ها حمایت ایالات متحده از توسعه‌طلبی اسرائیل و سکوت بین‌المللی در برابر زیر پا گذاشتن حقوق بین‌الملل، به ویژه کنوانسیون چهارم ژنو، به جز در مقاطعی کوتاه، جریان داشته است. به عبارت دیگر، آمریکا هیچگاه، در مذاکرات صلح اسرائیلی-فلسطینی، میانجی بی طرفی نبوده است.

کوتاه سخن، مذاکرات صلح، سال‌ها است که در بن‌بست قرار دارد؛ پذیرش قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، نه عامل این بن بست که نتیجه آن بود. علیرغم اعتراضات در کشورهای عربی و همچنین رای منفی 128 کشور به تصمیم آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل، اسرائیل با کشورهای متعددی برای انتقال سفارت خود به قدس وارد مذاکره شده است و به نظر می رسد این مخالفت ها تاثیری بر اراده اسرائیل و حامیان آن نخواهد داشت. به نظر نمی‌رسد خروج از مذاکرات صلح، مقاومت مسلحانه و باز پس‌گیری شناسایی دولت اسرائیل توسط فلسطینیها، چیزی جز بازگشت به گذشته، به واسطه سردرگمی در انتخاب شیوه مقابله با توسعه‌طلبی اسرائیل باشد.
به نظر می‌رسد فقدان هر گونه ایده، در میان نخبگان عرب در مورد شیوه برخورد با اسرائیل که ناشی از شکست تمام روش‌های گذشته است، بزرگ‌ترین پیروزی اسرائیل بوده است. شاید بتوان طرح صلح ملک عبدالله، که بعدتر به طرح صلح عربی معروف شد را آخرین ابتکار نخبگان عرب در برخورد با اسرائیل دانست. ایده کلی این طرح پایان دادن به نزاع و برقراری روابط عادی با اسرائیل از جانب همه اعضای اتحادیه عرب، در برابر عقب‌نشینی اسرائیل به مرزهای 1967 بود. در آن زمان، تصور کلی بر این بود که برقراری روابط عادی همه اعراب با اسرائیل، نکته‌ای است که اسرائیل از آن استقبال خواهد کرد و بنابراین مسیر صلح خاورمیانه را هموار میکند، اگر چه در همان زمان نیز ایهود اولمرت، نخست وزیر وقت اسرائیل، علیرغم تایید نکات مثبت این طرح، اعلام کرد مذاکره بر سر آن به معنی پذیرش تمام بخش‌های آن از جانب اسرائیل نیست. امروز به نظر می‌رسد، حتی پیشنهاد برقراری روابط عادی همه اعراب با اسرائیل نیز، نتوانسته است توسعه‌طلبی اسرائیل را متوقف کند.

اسرائیل، مانعی برای ضمیمه‌سازی کل فلسطین در مقابل خود نمی‌بیند، این مسیر هموار، بیشتر از آن که نتیجه حمایت آمریکا و سایر قدرت‌های موثر باشد، ناشی از سردرگمی نخبگان عرب است. این سردرگمی اسرائیل را به این نتیجه رسانده که نیاز فوری به صلح با اعراب در مقابل امتیازدهی در مساله فلسطین وجود ندارد، چرا که "اسرائیل هیچ کجا نمی‌رود. او توانسته 70 سال بدون صلح… یکی از اعضای ثابت جامعه بین‌المللی باشد و می‌تواند 7هزار سال، به عنوان دولت، بدون صلح، به این عضویت ادامه دهد".

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته