يكشنبه 1 بهمن 1396

Sunday 21 January 2018

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/سیاست جزیره‌ای ایران در شبه قاره

سیاست جزیره‌ای ایران در شبه قاره

  • جمهوری اسلامی ایران به شکل جالبی موفق شده است همۀ رقیبان منطقه‌ایِ خود را در کنارِ همۀ دوستان بالقوۀ خود در منطقه قرار دهد. قوتِ این استراتژیِ ایران به حدی است که حتی مواضع خصمانۀ کشوری در قوارۀ امارات متحدۀ عربی در برابر پاکستان هم نمی‌تواند گرایش پاکستان به همکاری با این کشور را که به روشنی در موضعی ضد ایرانی، چه در یمن و چه در بحران قطر قرار دارد، تغییر دهد

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  دوشنبه, 04 دی 1396    21:51    سرویس نگاه از بیرون

اختصاصی اینترنشنال-سرویس آسیا/ چندی پیش خبری به ظاهر کم‌اهمیت در رسانه‌های پاکستان منتشر شد که در میان موج خبریِ ناشی از تصمیم ترامپ برای انتقال سفارت ایالات متحده در اسرائیل به قدس طنین خاصی پیدا نکرد. خبر این بود که پرویز مشرف در گفتگویی اعلام کرد که دولت پاکستان باید در کنار عربستان و امارات قرار گرفته و با قطر مقابله نماید. او که در ماه‌های اخیر با کنار رفتن یکی از جدی‌ترین دشمنان سیاسی خود، نواز شریف، جانی دوباره گرفته است، تلاش زیادی می‌کند تا با طرح دوبارۀ خود به عنوان سیاست‌مداری مقتدر و ملی‌گرا، راه را برای تداوم آیندۀ سیاسی خود باز کرده و به این عرصه باز گردد. او در این زمینه از حمایت ارتش هم برخوردار است و در عین حال، تلاش دارد که حمایت گروه‌های عموماً رادیکالِ مذهبی را هم جذب نماید و به عنوان مهره‌ای مؤثرتر در انتخابات سال پیش روی میلادی ایفای نقش نماید؛ اظهار نظر چندی پیش او مبنی بر اینکه خود را جدی‌ترین پشتیبان لشکر طیبه، یکی از گروه‌های شبه‌نظامی تروریستیِ پاکستانی دانسته بود، در همین راستاست. در حقیقت، یکی از جدی‌ترین سناریوهایی که برای انتخابات سال آیندۀ پاکستان مطرح است، ائتلاف بخش‌هایی نزدیک به ارتش با گروه‌های مذهبی و نیز حزب تحریک انصاف در برابر دو حزب سنتی صحنۀ سیاسی پاکستان، یعنی حزب مردم و حزب مسلم لیگ نواز است؛ ضعف حزب مردم به علت سرکوب‌های دوران نواز شریف و ضعف حزب مسلم لیگ به علت پروندۀ فساد خانوادۀ نواز شریف باعث شده تا فضای مساعدی برای چنین مانورهایی فراهم بیاید و یکی از مهمترین پرسش‌های پیش رو در مورد انتخابات سال 2018 این است که آیا چنین ائتلافی که از حمایت ارتش برخوردار بوده و در عین حال بر ناکارآمدی‌های دولت نواز و احساسات مذهبی مردم پاکستان سوار شده است، خواهد توانست آونگ سنتی قدرت در پاکستان را از حرکت باز دارد یا خیر؟


اما این تنها سویۀ ماجرا نیست. سویۀ دیگر این است که سفیر امارات در هند هم در گفتگویی که با فاصلۀ کمی پیش از آن خبر منتشر شده بود، از قرابت این کشور با هند سخن گفته و اعلام کرده بود امارات در مبارزه با تروریسم با این کشور همکاری می‌کند، همکاری‌ای که سال‌هاست آغاز شده است و یکی از کم‌سابقه‌ترین همکاری‌های اطلاعاتی در این حوزه در منطقه بوده است؛ و همه می‌دانند که منظور هند از تروریسم، پاکستان است. بالاخره مسئله وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانیم همین مقام سال گذشته و به دنبال حمله‌های تروریستی منسوب به پاکستان در هند، گفته بود امارات از هند برای هدف قرار دادن تروریست‌ها در عمق خاک پاکستان حمایت می‌کند. اگر این مواضع را در کنار گسترش اخیر روابط هند و عربستان سعودی و سفر سال گذشتۀ مودی به این کشور قرار دهیم، تصویر جالب توجهی شکل می‌گیرد: جمهوری اسلامی ایران به شکل جالبی موفق شده است همۀ رقیبان منطقه‌ایِ خود را در کنارِ همۀ دوستان بالقوۀ خود در منطقه قرار دهد. قوتِ این استراتژیِ ایران به حدی است که حتی مواضع خصمانۀ کشوری در قوارۀ امارات متحدۀ عربی در برابر پاکستان هم نمی‌تواند گرایش پاکستان به همکاری با این کشور را که به روشنی در موضعی ضد ایرانی، چه در یمن و چه در بحران قطر قرار دارد، تغییر دهد.


اینکه چنین وضعیتی از کجا سرچشمه می‌گیرد خود موضوع یک پژوهش مفصل علمی است؛ احتمالا ساخت دولت در ایران در این مسئله بی‌تأثیر نیست. همچنین می‌توان از گرایش غرب‌گرایانه (به معنای عطف توجه به مرزهای غربی کشور) یا خاورمیانه‌محور در سیاست خارجی ایران به عنوان کاندیدهای احتمالی سخن به میان آورد. اما مسئلۀ اصلی، درک تهدید چنین وضعیتی و اندیشیدن در مورد راه‌های برون رفت از آن است.


در حقیقت در سیاست بین‌الملل امروز شواهد بی‌شماری وجود دارد که حاکی از اهمیت استراتژیک آسیا است. بازیِ بزرگ قرن، نه در خاورمیانه، بلکه در آسیا جریان خواهد داشت. این تعبیر و تعبیرهای دیگری مانند صفحۀ شطرنج اصلی (Main Chessboard) که استراتژیست‌ها در مورد آسیا به کار می‌برند همگی در همین راستاست. با این حال سیاست خارجی ایران در مرزهای شرقی به هیچ‌وجه وزنی متناسب با این وضعیت ندارد، تا حدی که با معماهایی مانند آن‌چه اشاره شد روبه‌رو می‌شود.


سیاست خارجی ایران در خاورمیانه منطبق بر منطق هزینه و فایدۀ اقتصادی نبوده است؛ قوانینی مختص به خود داشته است که با هر هزینه‌ای از آن‌ها پیروی شده است. اما سیاست ایران در آسیا گرفتار چنین مسائلی نیست. ایران می‌تواند در آسیا خیلی اقتصادی‌تر، هم به معنای علم اقتصاد و هم به معنای پارسیمونیالیستیِ آن رفتار کند. به این اعداد توجه کنید: حجم صادرات پاکستان به ایران عموماً در بازۀ 100 تا 200 میلیون دلار در سال است و کل ارزش تجارت میان دو کشور، به عنوان مثال در سال 2011 اندکی بیشتر از 430 میلیون دلار بود، هرچند این رقم در سال‌های پس از آن افزایش پیدا کرده است. در مقابل حجم تجارت پاکستان با امارات متحدۀ عربی در سال 2015-2016 بالغ بر 7.7 میلیارد دلار بوده و در سال مالی بعد از آن نیز بیش از 9 درصد افزایش پیدا کرده است. در طرف دیگر، امارات یک صندوق سرمایه‌گذاری با اعتبار 70 میلیارد دلار در هند دارد. همچنین حدود دو و نیم میلیون هندی در امارات و سه میلیون هندی هم در عربستان سعودی زندگی می‌کنند. (کمابیش همین تعداد شهروند پاکستانی هم در شبه‌جزیرۀ عربستان زندگی و کار می‌کنند) با فرض اینکه هرکدام از این افراد به طور میانگین مقدارِ اندکِ چهار هزار دلار در سال پول برای خانوادۀ خود می‌فرستند و در واقع، وارد اقتصاد هند می‌کنند، هند سالیانه 12 میلیارد دلار درآمد فقط از طریق شهروندان مشغول به کار خود در عربستان سعودی و 10 میلیارد دلار از طریق شهروندان خود در امارات درآمد خالص، بدون سرمایه‌گذاری و یا هزینۀ استهلاک کسب می‌کند. این در حالی است که کل هزینۀ سرمایه‌گذاری پروژۀ بندر چابهار که بزرگترین پروژۀ مشترک تاریخ ایران و هند است، به 500 میلیون دلار هم نمی‌رسد.


حتی اگر مبنا را منافع استراتژیک ایران قرار دهیم و نه منافع اقتصادی و حتی اگر اولویت را به منابع استراتژیک ایران در منطقۀ خلیج‌فارس و خاورمیانه بدهیم، مشخص است که ساده‌ترین راه پیش‌روی ایران برای حفظ منافع خود در پیوند با شبه قارۀ هند، فراهم کردن هرچه بیشتر پیوند‌های اقتصادی با کشورهای این منطقه است. با توجه به آن‌چه در مورد صحنۀ انتخابات سال آیندۀ پاکستان گفته شد، چشم‌انداز نزدیکی از چرخش در سیاست خارجیِ این کشور به سوی ایران وجود ندارد. در مقابل، هند انگیزه‌های خوبی برای توسعۀ روابط با ایران دارد. چابهار می‌تواند یک شروع خوب و یک کانون منطقه‌ای از همکاری ایران و هندوستان باشد، به شرطی که محدود به توسعۀ یک اسکله و نصب برخی تجهیزات بندری نباشد و بازیگران دیگری مانند افغانستان و ترکمنستان نیز به شکل مؤثری وارد این مجموعه شوند.


ایران در مرزهای شرقی خود با خلأ برنامه‌‌ریزی‌های استراتژیک و نوعی سیاست جزیره‌ای بدون پیوستگی منطقی رو‌به‌روست و زمان در این مورد به سرعت بر خلاف منافع ملی ایران در حال گذر است. تدوین یک استراتژی واحد و منسجم و تشکیل کارگروه‌هایی برای گریز از پیچیدگی‌های بوروکراتیک تنها انتخابی است که چشم‌انداز روشنی را در این مورد پیش روی ما قرار می‌دهد.

telegram channel

درباره نویسنده

حامد عسگری

حامد عسگری

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته