يكشنبه 26 آذر 1396

Sunday 17 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/چالش‌های اماراتیِ بن سلمان در عربستان

چالش‌های اماراتیِ بن سلمان در عربستان

نویسنده :  یکشنبه, 12 آذر 1396    12:00    سرویس آسیا

اختصاصی اینترنشنال- سرویس آسیادر ماه های گذشته اصلاحات عربستان سخن روز بود. محمد بن سلمان به سوی گشایش های اجتماعی در حوزه حقوق زنان، فعالیت های فرهنگی و بازبینی نظام آموزشی عربستان حرکت کرد. پیشتر در این صفحه در مورد آینده اصلاحات عربستان، آشکار نبودن شخصیت و جهت حرکت «اصلاحیِ» بن سلمان را مطرح کردم. با گذر زمان و به ویژه در سایه حرکت به سوی تحکیم قدرت و بروز مسائل شتابان در درون عربستان و در روابطِ خارجیِ آن، این وضعیت در حال آشکارتر شدن است. اکنون روشن است که اصلاحات تنها و تنها در حوزه اجتماعی قابل پذیرش است. به نظر می رسد الگوی بن سلمان، مدل امارات است: آزادی اجتماعی گسترده در کنار سرکوب سیاسی حداکثری. اما مگر اصلاحات قابل تفکیک است؟ آیا می‌توان دست به اصلاحات اجتماعی زد و آزادی ها در این حوزه را گسترش داد اما در زمینه سیاسی درست در جهت مخالف حرکت کرد؟

پاسخ بن سلمان را می توان در تجربه برخی دولت های رانتیر خلیج فارس به ویژه امارات جستجو کرد. امارات توانست آزادی های اجتماعی را با اقتدارگرایی سیاسی بیامیزد و یک الگوی – تاکنون موفق – از «دولت رفاه اقتدارگرا» به نمایش بگذارد. بن سلمان نگاهی ویژه به تجربه امارات دارد. این نگاه را می توان در سطح شخصی در روابط ویژه وی با محمد بن زاید نیز دید؛ شخصیتی که برخی از وی به عنوان مرشد محمد بن سلمان یاد می کنند. در سطح سیاسی نیز می توان حاکم شدن این نگرش را در سرکوب مخالفان بالقوه و بالفعل داخلی و خاموش شدنِ حداقل صداهایِ انتقادی – از جریان دینی گرفته تا جریان های غیردینی - در عربستان دید؛ سرکوبی که با گسترش آزادی های اجتماعیِ همراه شده است. بنابراین، بن سلمان برای پیاده کردن تجربه امارات در عربستان گام برمی دارد. اما مگر یک دولت رانتیر تا چه حد توان تحمّل توسعه نامتوازن را دارد؟

این پرسش در فضای کنش های شتابان داخلی عربستان اساساً مطرح نیست. اما بن سلمان به زودی با چالش های برآمده از آن روبرو خواهد شد. محورِ «ویژن 2030» را دگرگونی ساختار اقتصادی عربستان با هدف کاهش اتکای آن به صادرات نفت تشکیل می دهد. مسائل دیگر، نکاتی پیرامونی به شمار می روند. اما تا چه حد امکان توسعه شتابان اقتصادی – مد نظر بن سلمان – و گسترش آزادی های اجتماعی بدون مواجه شدن با چالش مطالبات سیاسی وجود دارد. روشن است که برای کشور کوچک با جمعیتی قابل کنترل همچون امارات، پیامدهای چنین توسعه نامتوازنی قابل کنترل است – یا حداقل تاکنون کنترل شده است. اما عربستان بزرگتر از آن است که به سادگی بتوان مطالبات سیاسی را – که از سیاست های توسعه ای اقتصادی و اجتماعی برمی آید – کنترل کرد. البته چالش الگوی امارات برای عربستان تنها در توسعه نامتوازن خلاصه نمی شود. چالش عمده تر تجربه متفاوت دولت سازی در دو کشور است.

دو پایگاه قدرت سیاسی در عربستان از دولت نخست تا سوم سعودی، نهاد دینی و نهادِ سیاسیِ قبیله محور بوده است. پایگاه سوم به مرور بروز کرد: قدرت مالیِ انرژی محورِ عربستان. بن سلمان دو نهاد نخست را هدف گرفت و همزمان در صدد متحول کردن پایگاه سوم است. وی در حال کوتاه کردنِ دست نهاد دینی از قدرت سیاسی است. این نهاد همواره در کنار مشروعیت بخشی به رژیم حاکم، نقش مهمی در کنترل تحرکات اجتماعی ایفا کرده است. کارویژه دوم اهمیت قابل توجهی دارد و در طول دهه ها، در مبارزه نهاد دینی با تحرکات مخالفان حکومت در دهه 1960، اشغال کعبه و در دو دهه گذشته در مقابله با گفتمانِ ضدحکومتیِ القاعده و داعش بروز کرد. این کارویژه مبتنی بر امتیازات متقابلی اجرایی می شد که رژیم به نهاد دینی در سطوح اجتماعی و آموزشی می داد. با قطع شدن این امتیازات، اجرایی شدنِ کارویژه یادشده نیز به تدریج تنزّل خواهد یافت. امارات اساساً با این مؤلفه از قدرت بیگانه بوده و در طول تاریخ کوتاه خود تأثیری از آن نپذیرفته است.

دوم آنکه بن سلمان پایگاه سیاسی قبیله محور عربستان را هدف گرفته است. وی خاندان حاکم را در سطحی بی سابقه دچار شکاف کرده است. قبیله حاکم در طول سده ها، شبکه ای حامی پرور در جامعه عربستان بنا کرد. هزاران شاهزاده آل سعود نقشی محوری در تحکیم قدرت سیاسی از طریق ارتباطات قبیله ای، سیاسی و اقتصادی ایفا می کردند. بن سلمان البته طبعاً می تواند با اعطای امتیازات سیاسی و اقتصادی به قبایل رقیب، شبکه خاص خود را بنا نهد. اما رویکرد وی به قدرت سیاسی – که بر فردی تر و مدرن تر کردنِ آن مبتنی است – با چنین تحولی همخوانی ندارد. افزون بر این، هدف گرفتنِ خاندان حاکم، افزون بر شاهزادگان سعودی، اعتماد عمومی چهره های اثرگذار قبیله ای عربستان به وی را تنزّل داده و می دهد. به همین دلیل، هدف گرفتنِ پایگاه قبیله ای قدرت سیاسی و شبکه چندسده ای حامی پرورِ آن می تواند چالش زا باشد. پایگاه قبیله ای قدرت سیاسی در امارات بر موازنه ای مبتنی است که در دهه 1970 میان هفت قبیله حاکم بر هفت امارت آن شکل گرفت. طبعاً آل نهیان و آل مکتوم به تدریج ساختار دَوَرانیِ قدرت میان هفت امارت را به شکل بیضی میان دبی و ابوظبی تغییر دادند. این ساختار از دهه 1970 تحکیم شد و تا امروز تحولی عمده در آن بروز نکرده است. بنابراین، در این زمینه نیز امارات الگوی مناسبی برای بن سلمان نبوده و نیست.

سوم آنکه بن سلمان درصدد متحول کردن پایگاه مالیِ قدرت سیاسی در عربستان است. این تحول در امارات به صورتی تدریجی و در طول سه دهه پیش رفت و حاصل اجماع نخبگی با محوریتِ دبی و ابوظبی بوده است. افزون بر این، استقلال نسبیِ امارات هفت گانه در پیشبرد تغییرات ساختاری و کنترل پیامدهای آن، ارتباط الگوی امارات به تحولات نوین عربستان را ناچیز می کند. در عربستان نه اجماع نخبگی وجود دارد و نه استقلال نسبیِ مناطق و استان‌ها. در واقع یکی از دلایل استمرار ساختار رانتی اقتصاد عربستان، بیم پادشاهان پیشین عربستان از چالش های تحولات فراگیر بوده است. به نظر می رسد بن سلمانِ جوان چنین ملاحظاتی ندارد. در این زمینه باید در انتظار تأثیر تحول ساختاری بر اقتصاد عربستان و به ویژه رابطه حکومت و جامعه باشیم.

در مجموع، تحولات فراگیر در عربستان شروع شده است. این تحولات در سطوح اقتصادی، اجتماعی و ساختاری رخ می دهد. در عین حال بن سلمان در حال تحکیم قدرت فردی خود در این کشور در سطح سیاسی است. برخی از نظریه پردازان، توسعه نامتوازن را ریشه انقلاب اسلامی و یا حداقل یکی از عوامل اصلیِ آن دانسته اند. تحولات فراگیر همچنین اتحاد جماهیر شوروی را زمینگیر کرد. تجربه سوم در عربستان در حال وقوع است. اصلاحات ساختاری اقتصادی نیز – که معمولاً با سیاست های ریاضت اقتصادی همراه است – در بسیاری از کشورها آشوب های اجتماعی به بار آورده است. هدف گرفتنِ دو پایگاه دینی و قبیله ای طبعاً زمینه سیاسی و اجتماعیِ مناسبی برای پیشبرد اصلاحات ساختاری ایجاد نمی کند. به همین دلیل بن سلمان عربستان را در مسیری خطرناک قرار داده است. البته توان مالی (ذخیره ارزی قابل توجه، درآمد حاصل از فروش سهام آرامکو و نیز فروش نفت) توان کنترلیِ قابل توجهی در اختیار بن سلمان قرار می دهد. با این حال، چالش ها می تواند عمیق تر و گسترده تر از توانِ کنترلیِ یادشده بروز کند.

*حسن احمدیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

telegram channel

درباره نویسنده

حسن احمدیان

حسن احمدیان

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته