يكشنبه 26 آذر 1396

Sunday 17 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/آسیا/ایران در شبکه‌های منفعت‌محور سیاست خارجی مصر

ایران در شبکه‌های منفعت‌محور سیاست خارجی مصر

  • سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی شکل و جهت می‌گیرد. البته گاه شبکه‌هایی از روابط منفعت‌محور در طول سال‌ها سیاست خارجی را در کنترل گرفته و به‌تدریج خودتوجیه‌گر می‌شوند. دیدگاه مصر در مورد ایران دیرزمانی است که در فضای چنین شبکه‌هایی شکل گرفته و می‌گیرد.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  چهارشنبه, 03 آبان 1396    17:52    سرویس آسیا

اختصاصی اینترنشنالل- سرویس آسیا/ سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی شکل و جهت می‌گیرد. البته گاه شبکه‌هایی از روابط منفعت‌محور در طول سال‌ها سیاست خارجی را در کنترل گرفته و به‌تدریج خودتوجیه‌گر می‌شوند. در این شرایط، سیاست خارجی دیگر لزوماً، همچون گذشته، در امتداد سیاست داخلی و در راستای تحقق اهداف اقتصادی، سیاسی، نظامی و یا فرهنگی داخلی تفسیر نمی‌شود. این ابعاد البته می‌تواند در فهم و یا حداقل در توجیه سیاست خارجی به کار رود. مسئله محوری اما همان شبکه‌ها است که روابط منفعت‌محور خارجی را با ثبات - ذهنی و یا عینی- داخلی مرتبط ساخته، مانع نوآوری در سیاست خارجی می‌شود. دیدگاه مصر در مورد ایران دیرزمانی است که در فضای چنین شبکه‌هایی شکل گرفته و می‌گیرد. سه شبکه اصلی در این زمینه قابل‌احصا است:

نخست، شبکه شکل‌گرفته پیرامون مناسبات مصر و ایالات‌متحده است. کمپ دیوید مصر را از دشمن منافع امریکا به دوست آن تبدیل کرد. مصر به یکی از بزرگ‌ترین دریافت‌کنندگان کمک اقتصادی و نظامی از ایالات‌متحده تبدیل شد. روابط دو کشور در زمینه‌های نظامی و امنیتی و تسلیحاتی و نیز سیاسی، آموزشی و فرهنگی گسترش یافت و برخی از نهادهای مهم دو کشور را در شبکه‌ای گسترده از روابط به یکدیگر گره زد. این شبکه به‌ویژه با محوریت نظامیان و دستگاه‌های امنیتی مصر استمرار یافته و در برابر تغییر مقاومت می‌کند. نتیجه عملی وجود و رسوخ این شبکه، همراهی نسبیِ قاهره با سیاست منطقه‌ایِ ایالات‌متحده است.

دوم، شبکه شکل‌گرفته پیرامون مناسبات مصر و اسرائیل است. از هنگامه کمپ دیوید، مصر از وضعیت دشمنی با اسرائیل خارج شد و به‌رغم ناتوانیِ آن در عادی‌سازیِ رابطه با تل‌آویو، در معادلات کلان منطقه به حاشیه رانده شد. روابط با اسرائیل به‌تدریج گسترش امنیتی و سیاسی قابل‌توجهی پیدا کرد اگرچه به سطوح اجتماعی تسرّی نیافت. با این حال، این روابط با محوریتِ دستگاه‌های امنیتی، شبکه منسجمی مشتمل بر گردش اطلاعات، مبارزه با مخالفان و کنترل جریان‌های گریز از مرکز در دو طرف مرز ایجاد کرد. نتیجه عملی این شبکه، همکاری دو طرف در مهار جریان‌های مبارزه‌جوی فلسطینی و نیز تلاش مصر برای ایفای نقش میانجی میان فلسطینیان و اسرائیل و کلان‌تر از آن، میان عرب‌ها و اسرائیل از سوی مصر است.

سوم، شبکه نوین‌تری است که از دهه 1990 میان عربستان و کشورهای عربی خلیج‌فارس شکل گرفت. مبنای کار این شبکه پشتیبانیِ سیاسی و نظامی مصر از برخی از کشورهای شورای همکاری در برابر پشتیبانیِ مالی و اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم این کشورها از اقتصاد بحران‌زده مصر بوده و هست. این شبکه به‌تدریج گسترش یافت. محوریت در این شبکه البته با سیاستمداران است. اگرچه روابط امنیتی و نظامی نیز در فضای آن رونق یافت. در دوره مرسی شبکه عربیِ مصر دچار چالش شد اما این چالش در دوره سیسی، به‌رغم برخی اختلافات، ترمیم شد. نتیجه عملی وجود این شبکه، کنترل رفتارهای مستقل مصر در خاورمیانه و تبدیل شدن آن به بازیگری تابع عربستان در این فضا است.

هر سه شبکه به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم در برابر بهبود روابط مصر و ایران عمل می‌کنند. شبکه نخست، نگاه مصر به رابطه با ایران را در فضای نگاه و سیاست واشنگتن در قبال تهران چارچوب‌بندی می‌کند. درنتیجه، باوجود سیاست ستیزه‌جویانه ترامپ در برابر ایران، نباید انتظار وقوع تحولی جدی در نگاه قاهره به تهران داشت. شبکه دوم، گرایش‌های امنیتی مصر را در فضای پشتیبانیِ ایران از جنبش‌هایی همچون حماس و جهاد اسلامی و تضادِ گفتمانیِ آن با اسرائیل کانالیزه می‌کند. تغییری جدی در فضای این شبکه رخ نداده است. شبکه سوم، رویکرد مصر به ایران را در امتداد ستیزه‌جویی عربستان و امارات در برابر ایران جای می‌دهد. در فضای این شبکه نیز تغییری رخ نداده است.

شبکه‌های سه‌گانه فوق، بوروکراسیِ خاص خود را دارند که در کنار اهداف خود، بر ساختار تصمیم‌گیری در مصر اثرگذار بوده و تا حد زیادی جهت‌گیری قاهره در قبال تهران را تعیین می‌کنند. در چنین فضایی، سخنان سیسی در مورد تنش‌زدایی با ایران قابل‌تأمل است. انگیزه‌های متعددی در ارتباط با این سخنان قابل‌طرح است که مهم‌ترین آن‌ها دو انگیزه دیرینه در نگاه مصر به ایران است: نخست واداشتن کشورهای خلیج‌فارس به سرمایه‌گذاری بیشتر در مصر است؛ و دوم ابراز چهره‌ای مسئولیت‌پذیر و میانه‌رو از حاکم قاهره به میزبانان اروپایی و جهانیان است.

تلاش برای بهبود روابط با مصر از دوره جنگ تحمیلی آغاز شد و به بازگشاییِ سفارتخانه‌های دو طرف انجامید. اما تاریخ این روابط در همان سطح منجمد شد. تلاش‌های بعدی به جایی نرسید و شبکه‌های سه‌گانه فوق، هم‌زمان و یا به‌صورت فردی مانع دگرگونیِ جدی در روابط دو کشور شد. در دوره سیسی نیز اگرچه سیاست منطقه‌ایِ نسبتاً مستقل وی در ارتباط با یمن و سوریه را می‌توان شاخصی بر امکان تحرّکِ مستقل مصر دانست، اما تاریخ سه دهه گذشته نشان داده است هرگاه هر سه شبکه فوق به‌صورت هم‌زمان در برابر بهبود روابط ایران و مصر عمل کرده‌اند، این روابط محکوم به منجمد شدن بوده است.

 

*حسن احمدیان، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران

 

telegram channel

درباره نویسنده

حسن احمدیان

حسن احمدیان

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته