دوشنبه 20 آذر 1396

Monday 11 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/نگاه دیگران/درس‌های خواجه نصیر و چرچیل برای بهره‌گیری از قدرت آمریکا

درس‌های خواجه نصیر و چرچیل برای بهره‌گیری از قدرت آمریکا

نویسنده :  سه شنبه, 04 مهر 1396    13:15    سرویس نگاه از بیرون

سيد حسام الدین هانی*

اختصاصی اینترنشنال- سرویس نگاه دیگران/ خواجه نصير طوسي، انديشمند اسلامي - ايراني و وينستون چرچيل، انديشمند و نخست وزير اسبق انگليس، در انديشۀ سياسي نشان دادند كه توان بهره برداري از قدرت برتر زمان خود را دارند. خواجه نصير طوسي با تدبير، از قدرت لجام گسيختۀ مغول براي از بين بردن دشمنان اسلام ناب استفاده كرد و وينستون چرچيل نيز با تدبير، از قدرت نظامي امريكا، براي ترفيع منافع انگليس بهره جست. تدبير سياسي خواجه نصير طوسي مهييج و خطرناك بود زيرا مغول ها وحشي و بي سواد بودند اما تدبير سياسي چرچيل، به دليل بي تجربگي سياستمداران امريكايي، در مقايسه با عصر خواجه، آسان بود. خواجه نصير در مقابل ارابۀ نظامي مغول ها قرار گرفته بود و چاره اي جز مقاومت و احتمالا له شدن و یا تلاش برای ارشاد آنها نداشت، اما چرچيل، قدرت خفتۀ امريكا را در راستاي منافع انگليس به حركت درآورد. خواجه بر مبناي «تصحيح» مغول ها اقدام كرد اما چرچيل در راستاي «اغفال» امريكا –اصطلاحی که نمایندگان کنگره در گزارشی مربوط به جنگ عراق استفاده کردند- حركت كرد. خواجه سرداران مغول را مسلمان كرد اما چرچيل، سياستمداران امريكايي را انگليسي كرد. قدرت تخريب مغول هم بد بود و هم خوب استفاده شد و به همين ترتيب قدرت امريكا، به زعم انگليسي ها، هم مي تواند خوب و هم بد باشد. خواجه از قدرت مغول براي از بين بردن ظلم استفاده كرد. اما چرچيل، بعد از جنگ جهاني دوم، از قدرت امريكا براي اشاعۀ تجاوز و ايجاد بحران استفاده كرد. بنابر آمار موسسه صلح نروژ، طي شصت سال بعد از جنگ جهانی دوم تجاوز جنگي دو كشور اروپايي انگليس و فرانسه، به تنهایی بيش از امريكا بوده است. تفاوت ديدگاه و وجه مشترك خواجه و چرچيل از نظر سياسي حايز اهميت است و با تعمق در بررسي آن مي توان در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، نوآوري كرد.اهداف مقاله بر روي تدبير سياسي چرچيل در بهره برداري از قدرت امريكا و بر مبناي اقدام خواجه در بهره برداري از قدرت مغول، متمركز است. اينكه چرچيل، نخست وزير انگليس، از آراي سياسي خواجه نصير طوسي، انديشمند اسلامي ايراني، آگاه بوده است يا خير، اطلاعي در دست نيست، اما به نظر مي رسد مي توان از مقايسۀ تدبير سياسي اين دو انديشمند، در رويكرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نوانديشي كرده بهره جست.

هدف

اگر فرض كنيم كشور امريكامغول زمان است شايد بتوان با تدبير سياسي خواجه نصير طوسي كه در مهار مغول ها بكار برد، آمريكا را مهار و تصحيح كرد و از قدرت امريكا استفادۀ بهتري به عمل آورد.

تدبير سياسي خواجه نصير طوسي

خواجه نصير طوسي بجاي مقاومت و ايستادگي در مقابل ارابۀ نظامي مغول كه كسي تاب مقاومت در برابر آن را نداشت، سوار بر آن شد و با درايت، تاثيرگزار بر سياست خارجي دستگاه حكومتي مغول و نهايتا جهان اسلام شد. غلبه در مقابل هولاكو حتمي بود، لذا خواجه نصير طوسي «سياست نفوذ» را برگزيد تا حداقل ها را حفظ كند. خواجه نصير بتدريج و به صورت هدفمند هدايت ارابۀ جنگي مغول را در دست گرفت. با تدبير خواجه نصير طوسي طولي نكشيد كه خلافت عباسي به دليل فساد، مقهور مغول شد. خواجه نصير طوسي، متفكر اسلامي و ايراني، دردربار مغول تقرب يافت و در هدايت قدرت فوق العادۀ مغول براي حمله به بغداد و سقوط مقر حكومت عباسيان موثر بود. خواجه نصير طوسي مغول ها را به مدافع تشيع و پيشبرد علم تبديل كرد. نوشته اند: اسلام از ميان طوفان مغول، بي نهايت قوي بيرون آمد و مسيحيت بي نهايت ضعيف شد.

تدبير سياسي چرچيل

قبل از جنگ جهاني دوم، انگليس يكي از چند كشور قدرتمند جهان بود. با وقوع جنگ جهاني دوم، انگليس ضعيف شد و قدرت اقتصادي انگليس اجازۀ پيروي از سياست خارجي ماقبل از جنگ دوم براي حضور در مستعمرات را نمي داد. دقيقا بعد از جنگ جهاني دوم بود كه چرچيل، به پيروي از خواجه نصير طوسي، در صدد بهره برداري از قدرت برتر برآمد تا منابع سرشار امريكا را در راستاي منافع انگليس قرار دهد. چرچيل با تدبير، قدرت برتر نظامي امريكا را به صورت هدفمند و با ايجاد سوءتفاهم بين امريكا و ديگر كشورهاي جهان، به نفع انگليس رهبري و هدايت كرد.

چرچيل در پاسخ به ژنرال شارل دوگل، رئيس جمهور اسبق فرانسه، كه بعد از شكست آلمان، از وي خواسته بود به صورت مشترك در بازسازي اروپا همياري كنند گفت: «در سياست و استراتژي بهتر است كنار قوي قرار بگيري تا اينكه در مقابل آن بايستي. امريكايي ها منابع سرشاري دارند. آنها هميشه از اين منابع در راستاي منافع امريكا بهره برداري نمي كنند. من سعي دارم امريكاييها را راهنمايي كنم. البته بدون اين كه منافع كشورم را ناديده بگيرم. من با روش پيشنهاد كردن به آنها، سعي دارم تا با نفوذ، امورات را در مسير صحيح قرار دهم». تدبير سياسي چرچيل؛ استفاده از قدرت امريكا در شكست دادن آلمان و بعد از آن، قرار دادن امريكا در مقابل شوروي بود. بدين ترتيب دو دشمن قدر انگليس، يعني آلمان و شوروي، توسط قدرت امريكا، اما به نفع انگليس مهار شدند. اسنادي وجود دارند كه چرچيل براي ورود امريكا به جنگ جهاني دوم، كنگرۀ امريكا را اغفال كرد.

وجه مشترك مغول و امريكا

امريكا مغول زمان است. قوم مغول قادر به تسلط بر دیگران بود و آمریکا هم چنین توانمندی دارد. در اذهان عمومي جامعۀ جهاني نام نيكو ندارند و در بين بردن بخشي به ظلم و فساد مشهورند. مغول و امريكا در راهبرد سياست خارجي نشان دادند كه تاثير پذيرند، چنانچه مغول از خواجه نصير طوسي و امريكا از نخست وزيران انگليس تاثير پذيرفتند. امريكايي‌ها اعتراف كرده اند كه در جنگ عراق و ساقط كردن صدام كه منجر به اشغال اين كشور شد، مورد «اغفال» كشور ثالث واقع شده اند.

وجه مشترك خواجه نصير طوسي و وينستون چرچيل

خواجه نصير طوسي و چرچيل هر دو با هجمۀ قدرت برتر يعني مغول و امريكا مواجه بودند. هر دو دانشمند با تدبير زمان خود بودند و مجبور به تعامل با قدرت برتر شدند. خواجه نصير طوسي در «هدايت و ارشاد» هولاكو سردار مغول كه كاملا با منطقه و مردم منطقه ناآشنا بود، موفق بود و چرچيل در «هدايت و اغفال» ترومن، رئيس جمهور امريكا كه نسبت به امور اروپا و سياست بين الملل بي تجربه بود، موفق بود. هر دو، خواجه و چرچيل، فاقد قدرت لازم بودند اما از قدرت برتر براي اهداف خود بهره برداري كردند. خواجه نصير «تفكر اسلام شيعي» را با قدرت مغول و چرچيل «نظام جهاني انگليسي بعد از جنگ جهاني دوم» را با قدرت نظامي امريكا بسط دادند. چرچيل در واقع نظم سياست بين الملل كه بر مبناي تفكر «آنگلو ساكسون» يا انگليسي/امريكايي استوار است را در بعد از خاتمۀ جنگ جهاني دوم تثبيت كرد كه هنوز هم ادامه دارد.

درسي براي نوآوري در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران

به عنوان نوآوري و درك پيچيدگي سياست خارجي، مي توان گفت: مغول واسطۀ از بين رفتن خلافت ظالمانۀ عباسي شد و امريكا نيز واسطۀ از بين رفتن حكومت هاي ظالمانۀ شوروي، ميلوسويچ، طالبان و صدام شد. نويسنده معتقد است؛ اگر امريكا با درایت و برنامه ای فشرده ارشاد شود، مخرب عمل نمي كند. آگاه سازي دولتمردان امريكايي كمك كننده به رشد و بلوغ سياسي رفتار امريكا خواهد بود. بي تجريگي رئيس جمهور امريكا در سياست خارجي، همواره يكي از دغدغه هاي سياسي امريكا بوده و هست و باقي خواهد ماند. سياستمداران امريكايي در مقايسه با سياستمداران اروپايي از اطلاعات سياسي و تجربۀ كمتري برخوردارند. سياستمداران امريكايي به خاطر وسعت كشور امريكا و تنوع آب و هوايي، كمتر به كشورهاي خارج سفر مي كنند و در نتيجه تجربه و اطلاعات كمتري دارند. خواجه از قدرت مغول براي برچيدن بساط ظلم عباسيان استفاده كرد. در زمان حال نيز بايد ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران اين توان را در خود ببيند كه از قدرت امريكا براي اصلاح مناسبات در منطقه استفاده كند.

خداوند به حضرت موسي (ع) گفت: به جانب فرعون روانه شو كه طغيان كرده است (طه- 24). بايد در کنگره و كاخ سفيد (دربار مغول امروز) نفوذ كرد و با تدبير خواجه نصير امريكا را به مدافع و گسترش عدالت تبديل كرد.همين امريكا؛ در سال 1956 در بحران كانال سوئز كه رژيم اشغالگر به همراهي انگليس و فرانسه به كشور مصر حمله كردند، عليه سه كشور متخاصم و به نفع كشور مصر وارد عمل شد و آنها را محكوم كرد. ريچارد نيكسون، معاون رئيس جمهور وقت امريكا، در يك سخنراني احساساتي در نوامبر 1956 گفت: «براي اولين بار در تاريخ، ما (امريكا) سياست مستقل خود از انگليس و فرانسه در مورد آسيا و افريقا را كه بيانگر سابقۀ استعماري آنها است، جدا نموده ايم. چنين سياست مستقلي تاثير برق آسايي در سرتاسر جهان خواهد داشت». در گزارش بيكر/هميلتون كه امريكايي ها در خصوص حضور امريكا در عراق تهيه كردند آمده است كه اطلاعات امريكايي ها از عراق تنها 11% است. سوال اين است كه مابقي 89% اطلاعات را چه كسي غير از رژيم اشغالگر و انگليس كه همواره در راستاي سوءاستفاده از قدرت امريكا اقدام كرده اند، در اختيار آنها قرار خواهد داد. شكي نيست كه اين دو متحد در گمراه كردن امريكا اقدام مي كنند و مي بايست و مي توان جلوي اين كار را گرفت. «خسارت حاصله از اشتباه در سياست خارجي، كمتر از خسارت جنگ نيست». هزينۀ سياست خارجي گزاف است و مي توان و مي بايست، با تدبير، آن را كاهش داد.در موضوع هسته اي ايران، جورج بوش پسر، ايران هسته اي را پذيرفته بود اما با هياهوي اروپا، امريكا به عدم پذيرش تحريك شد. دولت بوش در مقطعي پذيرفته بود كه بايد با جمهوري اسلامي مسلح به سلاح هسته اي كنار بيايد. بوش اعتراف كرده بود كه براي جلوگيري از هسته اي شدن ايران از هيچگونه اهرمي حتي تحريم برخوردار نيست و براي فشار به ايران متكي به ديگر كشورها است.

پيشنهاد می شود همان طور كه امام خميني (ره) در مورد خواجه نصير طوسي گفته است: «خواجه نصير نمي رفت (براي مغول ها) وزارت بكند، مي رفت آنها را آدم كند، مي خواست آنها را مهار كند..»، مي توان روش سياسي خواجه نصير طوسي را به ديپلماسي روز تبديل و به عنوان رويكرد جديد با امريكا مورد آزمايش قرار داد. كجاست خواجه نصير زمان؟

*کارشناس امور اروپا

 

یادداشت‌های منتشر شده صرفا بیانگر دیدگاه‌های نویسنده است. «اینترنشنال» تلاش می‌کند محلی برای نشر دیدگاه‌های گوناگون باشد.

 

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته