شنبه 2 آذر 1398

Saturday 23 November 2019

شما اینجا هستید:خانه/نگاه دیگران/لزوم عمل گرایی در روابط استراتژیک ایران و چین

لزوم عمل گرایی در روابط استراتژیک ایران و چین

نویسنده :  جمعه, 12 مهر 1398    21:18    سرویس نگاه از بیرون

اینترنشنال_سرویس آسیا/در اواخر شهریور ماه  به ضیافتی  نیمه رسمی که  به افتخار معاون مدیرکل امور غرب آسیا و شمال افریقای  حزب کمونیست چین توسط یک نهاد حاکمیتی و دو مرکز علمی ایرانی برپا شده بود دعوت شدم. ایشان که مصادف با برگزاری جشن های هفتادمین سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین به ایران سفرکرده بود در این جلسه در مقابل تعدادی از مسئولین اجرایی و علمی کشور قرار گرفت  تا به نظرات آنها را در مورد روابط ایران و چین و به مشکلاتی که آنها احساس می کنند در روابط  وجود دارد و باید به آن پرداخت گوش فرا دهد.

شنیدن نظرات تعداد محدودی از مدعوین ایرانی که از بین صاحبان مناصب اجرایی و علمی انتخاب شده بودند  قابل توجه بود. در بدو جلسه نظرات سیاسی و یک تحلیل کلی از روابط بیان شد که نشان میداد از بعد نظری متفکران ایرانی، روابط ایران و چین را در عرصه مطالعات  ادبیات مختلف و ادغام آن با آرزوهای  خود کار جالبی کرده اند. اما آن نظرات  بسیار متفاوت تر از توصیف فعلی  یا میان مدت روابط بود. دنیای آینده ای که با چین ترسیم می نمودند  البته ناشی از علاقه مفرط آنها به توسعه روابط  بر مبنای 95 درصد امید و پنج درصد واقعیات بنا شده بود. لیکن وقتی طرف چینی دربخشی از وقت صحبت خود به این اشاره کرد که آمریکا واقعیتی در روابط ایران و چین است  مشخص بود که طرف ایرانی آمادگی این امتزاج سیاسی را به آسانی ندارد.  

یکی از صاحب منصبان فعلی که البته سمت های عالی در روابط خارجی و حتی کار مستقیم با چین داشته و دارد  نکته ای را بیان نمود که تقریبا توصیف واقعی از روابط ایران و چین بود. وی گفت: " روابط ایران و چین استراتژیک است اما این کلمه باید در عمل پیاده شود ". این جمله در واقع و البته متاسفانه عمق فهم و بنیان نظری، علمی و اجرایی  اکثر بخش های کشور  در رابطه با چین را می رساند.  وی همچنین اشاره کرد که تا کنون  فعالیت مطبوعاتی و مصاحبه های متعددی بنفع چین در کشور انجام داده است  که لزوم  و هدف طرح این مطلب را در این سطح متوجه نشدم.  

صاحب منصب یک دستگاه حاکمیتی در نوبه خود تلاش داشت طرف چینی که از نظر سطح بروکراتیک به مراتب پایین تر از خودش بود را در مورد مسائل و مشکلات مالی روابط توجیه کند. معلوم نبود اوکه  بنا به گزارش خود به جلسه  در یکی دوسال گذشته بیش از ده بار  به چین سفر کرده و حتما با مسئولین هم رده و یا بالاتر از خودش در مورد این مسائل صحبت  و مذاکره داشته  از این مقام پاییین تر از خودش چه انتظاری داشت و اصلا چرا در مقابل ایشان قرار گرفته بود.

دوست و همکار دیگری که بیشتر در حوزه نفت و قدری هم در صحنه سیاست خارجی فعایت داشته در وقت خود تلاش داشت به طرف چینی "بیاموزد " که حوزه نفتی خلیج فارس بسیار با اهمیت است و پروژه هایی برای همکاری دوجانبه وجود دارد که  چینی ها از آن " اطلاع " ندارند و تنها ایشان میتواند راهنمایی لازم را به آنها انجام دهد.

با خود فکر کردم که برداشت طرف چینی که صحبت خود را حول این جمله  محوری  بسط میدهد که : بدلیل تحریم های موجود و تحریم های یک جانبه برخی از کشورها سطح روابط با آنچه که دوستان انتظار دارند فاصله زیادی دارد.  از این جلسه چه میتواند باشد؟

-       نا متناسب و نا همگن بودن  تحلیل های سیاسی  با  نظرات  و پیشنهادات.

-       عدم وجود سازمان و تشکیلات فکری  سازمان یافته در کشور  حتی در سطح مدیریت یک جلسه.

-       خود عرضه کردن افراد و اینکه هرکس میخواهد خودش را جلو انداخته و کار خود را پیش برد و توجهی به سایر بخش ها ندارد. 

بالاخره الویت های موجود در روابط ایران و چین با توجه محدودیت های موجود چیست ؟ واقعا چه کسی هدایت روابط ایران و چین را مدیریت می کند ؟   

telegram channel

درباره نویسنده

حسین ملائک

حسین ملائک

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته