پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398

Thursday 25 April 2019

شما اینجا هستید:خانه/نگاه دیگران/چرا ترامپ موضوع ایران را به شورای امنیت سازمان ملل می‌برد؟

چرا ترامپ موضوع ایران را به شورای امنیت سازمان ملل می‌برد؟

نویسنده :  پنج شنبه, 15 شهریور 1397    11:47    سرویس نگاه از بیرون

سید عبدالحسین طباطبایی‌نسب

 اینترنشنال-سرویس نگاه دیگران/ ترامپ 26 سپتامبر را برای این نشست شورای امنیت انتخاب کرده که اساساً همه توجهات به سازمان ملل خواهد بود. زمان این نشست بعد از سخنرانی ایران است و آنچه قرار است ترامپ در این نشست بیان کند، شکایت از ایران در نقض «حقوق بین‌الملل» خواهد بود.
شب گذشته، نیکی هیلی، فرستاده آمریکا در سازمان ملل اعلام کرد، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور این کشور قصد دارد در 26 سپتامبر نشستی در شورای امنیت سازمان ملل متحد با محوریت ایران برگزار کند که به ‌احتمال بسیار، شخص ترامپ نیز با توجه به ریاست دوره‌ای آمریکا بر شورا در ماه سپتامبر، ریاست این نشست را بر عهده خواهد گرفت.

آنچه نیکی هیلی بیان کرده است، موضوع این نشست «تخطی ایران از حقوق بین‌الملل»، «بی‌ثباتی عمومی که ایران در سراسر منطقه خاورمیانه ایجاد کرده» همچنین درخواست از رهبران کشورها در راستای «رویکردی صریح‌تر در قابل ایران» است. با توجه به این‌که ایران قرار است در 25 سپتامبر توسط حسن روحانی مواضع خود را در خصوص مسائل بین‌المللی در مجمع عمومی سازمان ملل بیان کند، سخن از آن گفته‌ شده که احتمال دارد، شاید روحانی یا وزیر خارجه ایران نیز در این نشست شورای امنیت باشند.

بیش از این، رسما چیز زیادی در خصوص این نشست بیان نشده و هنوز ایران در خصوص این نشست موضع رسمی در پیش نگرفته است؛ اما می‌توان با توجه به پویایی‌های اخیر در روابط میان ایران و آمریکا، حدس‌هایی در خصوص این نشست داشت.

نخستین مسأله‌ای که می‌توان در خصوص اقدام دولت ترامپ برای برگزاری یک نشست در شورای امنیت سازمان ملل متحد با محوریت ایران، بیان کرد، شاید این باشد که دولت ایالات‌متحده رویکرد ایران در رجوع به نهادهای بین‌المللی را از زاویه‌ای متفاوت تقلید می‌کند. در حالی‌ که کشاکش حقوقی ایران و آمریکا در دیوان بین‌المللی دادگستری از حدود یک هفته قبل شروع شده و در گیرودار بحث‌ و جدل‌های مبتنی بر اسناد قابل رجوع قضایی، فضای بین‌المللی تا حد زیادی از تحریم‌های آمریکا متوجه این جدال شد.

مراجعه ایران به یک مرجع حقوقی ـ آن ‌هم در موضوعی که ابعاد کاملاً سیاسی و سیاست قدرت دارد ـ تاکتیکی بود که به شکل موفق منجر به برهم خوردن نظم بازی ایالات‌متحده در رویارویی با ایران شد. در واقع آنچه از پس این اقدام برآمد و از دستاوردهای مهم آن تلقی می‌شود، نه حصول نتیجه مطلوب در دیوان ـ که بسیار دور از انتظار است و اگر چنین هم باشد چندین ماه و شاید چند سال زمان می‌خواهد و شاید نوش دارویی باشد که بعد از مرگ سهراب آمده ـ بلکه اساساً نوسان و تغییر ولتاژ یکباره‌ای در رویکردهای مورد انتظار آمریکا از ایران بود.

سیاست خارجی دولت ترامپ در چند ماه گذشته و بعد از خروج از برجام ـ حتی قبل از آن ـ به ‌گونه‌ای تدوین شده بود تا قدم‌به‌قدم ایران را به نقطه مدنظر خود برساند: یا توافق مجدد بر سر برنامه هسته‌ای و یا انزوای مجدد در جامعه بین‌المللی. قطعاً و بدون شک، هدف نخست برای ترامپ مطلوب‌تر و جذاب‌تر بوده و این امر با توجه به هزینه‌های کمتر گزینه نخست و احتمال شکست بیشتر ـ یا موفقیت با هزینه بیشتر ـ گزینه دوم.

فشار بر اتحادیه اروپا قبل و بعد از خروج از برجام، تغییر کابینه و میدان دادن به عناصر تندرو در قبال ایران، بازگشت تحریم‌های سابق به همراه تحریم‌های جدید (سناریویی که حتی تحلیلگران شبکه‌ای مانند بی‌بی‌سی نیز هرگز به سمت آن نرفته بودند) دامن زدن به فشارهای سیاسی داخلی از طریق تبلیغات گسترده در خصوص فروپاشی اقتصادی نظام و افزایش تحرکات گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از مرزهای ایران و حتی نمایش‌های ترامپ در سنگاپور از پس دیدار با کیم جونگ اون، نقاط اتصال شبکه‌ای بود که ترامپ و سیاست او در قابل ایران در راستای کشاندن جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره دنبال کرد.

این شبکه، قصد دارد با ایجاد توهم افزایش هزینه برای ایران و قرار دادن ایران در موقعیت یک بازنده، احتمال ریسک کردن از سوی جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد. این ریسک چنانچه در راستای مذاکره مجدد باشد ـ که ترامپ یک ‌بار با برداشتن هرگونه پیش‌شرطی در خصوص آن شانس خود را در این مورد آزمایش کرد ـ مطلوب اول و اگر در راستای اقدامات تهاجمی و از سر دستپاچگی باشد ـ مانند اقدام جدی برای شروع یک درگیری نظامی ـ مطلوب دوم دولت ترامپ بوده است.

اما رجوع ایران به دادگستری بین‌المللی محاسبات این بازی را به نحوی غیرقابل‌پیش‌بینی برای دولت ترامپ برهم زد. این مراجعه به یک مرجع حقوقی نه به خاطر ماحصل مرافعه، بلکه به خاطر نشان دادن ماهیت رفتار ایران در برخورد با تنگنای سیاسی که آمریکا برایش فراهم کرده حائز اهمیت است: آرام و خونسرد و به ‌دور از دستپاچگی. نمی‌توان بجد گفت که تصمیم سازان سیاست خارجی ایران از قبل به این خروجی توجه کرده بودند یا خیر و یا صرفاً از روی ناگزیری به آن دست یازیدند. اما خواسته یا ناخواسته این اقدام تأثیر بسیار عمیقی بر محاسبات آمریکا از ایران داشت.

از سوی دیگر، دست ایالات‌متحده از فشار اقتصادی بیش از این بر ایران کوتاه است؛ هرچند تا همین‌جا نیز فشار این تحریم‌ها با توجه به شبکه گسترده ناکارآمد اقتصادی در داخل و به دلیل وجود فساد در لایه‌های متفاوت در سطح اجتماع و همچنین به دلیل فقدان چهارچوب در اقتصاد ایران و رانتی بودن اقتصاد – و بسیاری دیگر از دلایل که اقتصاددانان به آن اشراف کامل دارند – برای بخش‌هایی از بدنه اجتماع به‌ویژه در پایین‌دست اساسی بوده و قطعاً آثار تورمی تحریم‌های آمریکا بعد از این بیشتر خود را در اقتصاد ایران نشان خواهد داد.

اما متفق‌القول همه تحلیلگران داخلی و خارجی بر این عقیده‌اند که تحریم‌های ایالات‌متحده در دور جدید، تفاوت آشکاری با تحریم‌های بین‌المللی دوران اوباما دارد و آن عدم کارایی و انسجام آن‌ها به علت یک‌جانبه بودن و عدم پشتیبانی اروپاست. نمونه این تحلیل‌ها را بلومبرگ روز قبل به نقل از چند تن از تحلیلگران اقتصادی بیان کرد.

درنتیجه ایالات‌متحده کارت‌هایی که از تحریم در اختیار داشته، اکنون بازی کرده و اثر تحریم‌های آمریکا خود را بر اقتصاد ایران نشان داده است. در چنین شرایطی مراجعه ایران به دیوان دادگستری تلنگری ضمنی به این خالی بودن دست ترامپ از کارت‌های تحریم است و اگر با شانس حتی یک درصد رأی دیوان به نفع ایران صادر شود، تأثیر روانی آن عمیقاً شکست مطلقی برای دولت ترامپ خواهد بود، چون اثر سیاسی و واقعی رأی دیوان به نظر دور از دسترس برای ایران است.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد که ایالات‌متحده برای بازگرداندن بازی خود در قبال ایران به ریل سابق، به یک اقدام متفاوت نیاز داشت و کشاندن ایران به شورای امنیت، بهترین گزینه برای ترامپ ـ آن‌هم در زمان برگزاری نشست سالانه مجمع عمومی ـ است.

چرا ترامپ موضوع ایران را به شورای امنیت سازمان ملل می‌برد؟

ترامپ تاریخ 26 سپتامبر را برای این نشست انتخاب کرده که اساساً همه توجهات به سازمان ملل خواهد بود. زمان این نشست بعد از سخنرانی ایران است و آنچه قرار است ترامپ در این نشست بیان کند، شکایت از ایران در نقض «حقوق بین‌الملل» خواهد بود.

می‌توان به ‌سادگی دریافت که این اقدام ترامپ در درجه نخست، پاتکی به شکایت ایران در دیوان است و درواقع ترامپ از فرصت توجهات بین‌المللی در ماه سپتامبر قصد بیشترین بهره‌برداری در جهت سرهم کردن یک داستان جالب را دارد: چگونه کشوری که خود بزرگ‌ترین ناقض حقوق بین‌الملل است، می‌تواند به یک مرجع حقوقی بین‌المللی برای شکایت از دیگر کشورها مراجعه کند؟ قطعاً در این نشست، نمایش‌های کلامی و شاید تجسمی ـ مانند کار هیلی در نشان دادن قطعات موشک ـ را برای بی‌اعتبارسازی ایران از منظر حقوقی شاهد خواهیم بود.

دلیل دوم را باید در این مسأله جستجو کرد که ترامپ قصد قرینه‌سازی رفتار ایران اما در جناحی متفاوت یعنی جناح قدرت را دارد. دیوان بین‌المللی دادگستری و شورای امنیت سازمان ملل متحد، هر دو نهادهای معتبر بین‌المللی هستند، ولی عملاً یکی واجد جنبه‌های حقوقی و فاقد ضمانت اجرای سیاسی، دیگری فاقد جنبه‌های چندان حقوقی اما دارای ضمانت‌های اجرایی قوی و قدرتمند است.

دولت ترامپ با کشانیدن ایران به شورای امنیت سازمان ملل، رویکرد ایران را از زاویه‌ای متفاوت تقلید کرده که با توجه به نمادهای موجود در دو نهاد مورد مراجعه دو کشور، به‌خوبی می‌توان زبان ایالات‌متحده را در اقدام اخیر خواند: نمایش تفاوت قدرت در چهارچوبی یکسان؛ همانند ایران و دیوان، نتیجه و خروجی این نشست در شورای امنیت هم به نظر برای ترامپ و آمریکا اهمیت چندانی ندارد – بعید است که این نشست با توجه به حضور کشورهای مخالف خروج آمریکا از برجام قطعنامه و یا حتی بیانیه محکمی در محکومیت ایران داشته باشد - بلکه ماهیت اقدام آمریکا می‌تواند یادآور بازی اصلی آمریکا برای ایران باشد.

دلیل سوم را اما باید در روانشناسی فردی ترامپ جستجو کرد. آمریکا هر زمان دیگری را می‌توانست برای برگزاری نشستی با محوریت ایران در شورای امنیت جستجو کند؛ اما انتخاب این زمان، می‌تواند یادآور اتفاقاتی باشد که سال گذشته بین ترامپ و روحانی رخ داد.
چندی پیش افشا شد که ترامپ در خلال نشست مجمع عمومی سال گذشته در نیویورک، هشت بار از روحانی برای ملاقات و گفت وگو درخواست نموده که روحانی این درخواست‌ها را همگی رد کرده است. امسال قرار است ترامپ در نشست عمومی، موضوع ایران را به شورای امنیت ببرد و به شکلی جالب‌توجه بیان شده که ایران ‌هم می‌تواند در این نشست باشد و سخنرانی کند. ترامپ با این نشست، ‌ظاهرا به دنبال انتقام از ماجرای سال گذشته است. آمدن یا نیامدن ایران به این نشست برای ترامپ فرقی ندارد، چون در هر صورت او چشم‌ها را در این نشست به دهان خود خواهد دوخت؛ چه با ایران چه بدون ایران. اما اگر با درصدی از شانس و احتمال اینکه ایران نماینده‌ای در این نشست داشته باشد، ترامپ به آنچه در سال گذشته می‌خواسته، به نحوی دیگر دست می یابد؛ هرچند متکلم وحده باشد.

ایران هنوز موضع رسمی در خصوص این نشست و محتوای آن در پیش نگرفته است. می‌توان گفت که موضع ایران هیچ اهمیتی برای آمریکا ندارد و 26 سپتامبر به‌ احتمال‌ زیاد این نشست فارغ از خروجی آن برگزار خواهد شد؛ اما آنچه برای آمریکا از پس این نشست مهم خواهد بود، توان ایران در واکنش به بازگشت بازی آمریکا به ریل سابق است.

 

منبع: تابناک

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته