دوشنبه 19 آذر 1397

Monday 10 December 2018

شما اینجا هستید:خانه/نگاه دیگران/دکترین جدید سیاست خارجی عربستان سعودی

دکترین جدید سیاست خارجی عربستان سعودی

نویسنده :  سه شنبه, 05 دی 1396    19:54    سرویس نگاه از بیرون

حسن حمزه
اختصاصی اینترنشنال-سرویس نگاه دیگران/ به قدرت رسيدن پادشاه سلمان در سال٢٠١٥ ، به تخت سلطنت و انتصاب شاهزاده محمد بن سلمان به عنوان وليعهد، نشانگر آغاز دوران تغییرات بی سابقه در عربستان سعودی بود .اين سونامي باعث بروز واكنش هاي چند قطبي گرديد .در حالي كه اين امر در عین شادی ناظران خارجی سبب سردرگمی آنان نیز شد، اما براي سعودي ها این تغییرات غافلگيرانه نبود.
چالش های عظیم مرتبط با بازسازی ساخت سلطنت و تحقق اصلاحات اجتماعی و اقتصادی فوق العاده و چالش های اضطراري در سیاست خارجی، با شکست های اجتناب ناپذیر در ارتباطات و گاهی اوقات اشتباه در اجراي آن همراه شد. اين امر سبب گرديد تا دوستان نگران و دشمنان شاد شوند و اين نگاه كه اين تحولات بدون هيچ گونه استراتژي در حال پياده سازي است تقويت شود. اما اين يك نگاه كاملا اشتباه است.
در حوزه سیاست خارجی، مطالعه دقیق نشان می دهد که دکترین جدید سعودی بر سه استراتژی مبتنی است: تقويت بنيه نظامي، ارزيابي مجدد ائتلاف ها و مقابله با نفوذ روبه رشد ايران.
عربستان براي چند دهه است كه به ديپلماسي (checkbook)خود آموز پرداخته است .ميانجيگري آرام، توافق های مخفی، و تضمین های ایالات متحده برای تضمین اهداف سیاست خارجی آن. رهبران عربستان سعودی میلیاردها دلار برای کمک به دوستانشان خرج کردند، که بسیاری از آن دوستان اين پول را صرف تأمین برنامه های خود (یا جیب خودشان) می‌نمودند، در حالیکه در مقابل چيز اندكي از اهداف سعودي ها محقق مي شد.
تلاش براي خريد دشمنان اغلب يا ناكام ماند يا نتيجه عكس داشت برخي همسايگان توافق نامه هايي را كه با حسن نيت امضاء شده بود تعليق كردند، در مقابل، تضمین های ایالات متحده از اعتماد و وضوح کمتري برخوردار بود. ازسوی دیگر تغييرات جغرافيايي غيرمنتظره نيز با اين ناكامي ها همراه گرديد .حمله 2003 به عراق موجی از نفوذ ایران را در این کشور سبب گرديد، و هرج و مرج ناشی از بهار عربی 2011 بر سرعت آن افزود.
دولت اوباما تصمیم گرفت نیروهای آمریکایی را از عراق خارج کند و محور خود به سمت آسيا را اعلام كرد. از طرفي ايالات متحده در وفاي به عهد خود نسبت به خطوط قرمز، پس از آنكه بشار اسد از سلاح هاي شيميايي استفاده كرد، ناكام ماند. ايران از اين خلاء امريكا استفاده كرد و جا پاي خود را در عراق، لبنان و سوريه محكم كرد. در يمن، بحرين، كويت و عربستان نيز به حمايت از گروه هاي مخالف اقدام نمود.
در پرتو این واقعیت جدید، پادشاه و ولیعهد عربستان به این درک رسیدند که عربستان سعودی در صورتي كه بخواهند به مقابله با تهدیدهای درحال رشد و سريع بپردازد دیگر قادر به تکیه بر سیاست های قدیمی نيست.
-تقويت بنيه نظامي
همزمان با پایان دوران آمریکایی در خاورمیانه، حاکمان سعودی به سرعت در حال ساخت ارتشي هستند که بیش از حد به ایالات متحده وابسته نباشد و توانايي مواجهه با تهدیدات ایران و گروه هاي جهادی را داشته باشد.
با وجود برخی استثنائات، ارتش امروز عربستان سعودی، از بسیاری جهات، متشكل از نیروهای ارتش دهه 60 است. پس از کودتای نظامی مصر و عراق در نیمه قرن گذشته، پادشاهي عربستان سعودي تصميم گرفت تا ارتش خود را دوباره طراحی کند تا به عنوان نیروی قوي و برجسته نطامي مطرح شود.
ایالات متحده همچنین در برابر تأمین منابع نفت و خرید سلاح های سنگین، از دولت سعودی حفاظت کرده است. هدف نیروهای مسلح نیز اين بود كه وفاداری خود را با ایجاد فرصت های شغلی برای شهروندان عادی و مقام های ارشد به ارمغان بیاورند. متاسفانه، این سیستم حمایتی نیز فرصت هایی برای فساد عظیم فراهم کرد.
پادشاهی عربستان در طول نخستین جنگ خود با حوثی‌ها در سال های 2009-2010 درس های سختی را آموخت، زماني که ارتش عربستان ضعیف عمل می کرد. در پاسخ، ریاض تلاش کرد نیروهای مسلح خود را با افزايش توانايي برخي نيروهاي ويژه خود تقويت كند، ارتقاء سطح آموزش در همه زمينه ها، بومي سازي توليدات نظامي، اصلاح بروكراسي نظامي، جستجوي منابع جديد نظامي و بهبود روابط با روسيه همگی در همین راستا بود.
با وجود این اما كنترل حوثی ها بر صنعا مانع آن شده كه عربستان زمان کافی برای تکمیل و بازسازی نیروهای مسلح خود فراهم کند. تجربه جنگ نيروهاي نظامي عربستان با حوثي ها، سبب شده تا نيروهاي نظامي سعودي داده‌هاي ارزشمندي را بدست آورد.
برای مثال، مبارزات مستمر نيروهاي هوايي، ضعف موجود در توانایی بمب گذاری دقیق را که در حال حاضر عذبستان برای بهبود آن تلاش می کند، را نشان می دهد.كه اين امر روبه تعديل شدن است. تغييرات اين چنيني وقت زيادي را براي اجرايي شدن كامل خواهد داشت.
-ارزیابی مجدد ائتلافها
عنصر دوم این استراتژی این است که روابط دو جانبه و چندجانبه، دوباره ارزیابی شود تا اطمینان حاصل شود که متحدان پادشاهی به اين توافقنامه ها پايبند باشند.
برای انجام این کار پادشاهی با تمرکز بر شورای همکاری خلیج (فارس)كه ائتلافي امنيتي و اقتصادي است كار را آغاز كرد. در شورای همکاری خلیج فارس، تلاش برای همكاري امنیتی اخیرا بهبود یافته، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان نیرویی مضاعف عمل کرده است، که توانایی اين شورا را برای انجام اقدام جمعی افزایش می دهد، همان گونه که در یمن اتفاق افتاد.
این سازمان همچنین توانسته است سازمان را برای رفع تهدیدات داخلی، تقويت كند. مهترين آن اعمال تحريم ها بر عليه قطر به جهت اعمال فشار برای پايان دادن به حمايت از اخوان المسلمين، مخالفان سیاسی، مبارزات رسانه ای ویرانگر علیه کشورهای همسایه، و تلاش برای همکاری جهت انجام كودتاي نظامي (با خرید) ارتش عربستان، امارات متحده عربی و بحرین، و مقامات مذهبی بوده است؛ کشوری که پادشاهی سعودی و متحدانش شاهد آن بودند که امنیت و ثبات آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
در خارج از شورای همکاری خلیج فارس، پادشاهی با ايجاد توازن در روابط خود با مصر و لبنان بازنگري كرده است. برای دهه ها، نفوذ عربستان سعودی بر این دولت ها با استفاده از دیپلماسی (checkbook) بود كه همراه با كسب درآمد فزاينده از سرمايه گذاري بوده است.
پس از کودتای 2013 علیه رژیم اخوان المسلمین مرسی، ریاض بیش از 25 میلیارد دلار به مصر پرداخت كرد. پس از دريافت اين كمك ها توسط مصر، در سال ٢٠١٤ فايل صوتي از تبادل گفتگو بين رهبران مصر منتشر شد كه در آن گفته مي شد كه رهبران عربستان و سعودي ها پول زيادي مانند برنج دارند.
اضافه بر اين آنچه كه بعدها از سياست مصر نمايان شد اين بود كه آنها بيشتر دنبال استقلال سياسي از هم پيمان خود تا حمايت از متحد آنها يعني عربستان هستند. از آن جمله مي توان به راي مثبت قاهره به قطعنامه مورد حمايت روسيه در مورد دولت بشار اسد اشاره نمود كه خشم عربستان را به دنبال داشت. به دلیل این اقدامات، عربستان سعودی در اواخر سال ٢٠١٦موقتا قرارداد تأمین بیش از هفت هزار تن از محصولات نفتی تصفیه شده با قاهره را به حالت تعلیق درآورد.
به نظر می رسد همان منطق بر رویکرد اخیر پادشاهی نسبت به لبنان تاثیر گذاشته است.اواخر سال 2013، پادشاه سابق عربستان ملك عبدالله 3 میلیارد دلار برای حمایت از نیروهای مسلح لبنان اختصاص داد. پس از آنکه بسیاری در ریاض به تخصيص اين بودجه به ارتش لبنان مخالفت کردند و نیز، سران عربستان مشاهده کردند که حزب الله به طور فزاينده اي در دولت و حاكميت لبنان نفوذ کرده است، رهبری جدید عربستان سعودی این پیشنهاد را در سال 2016 لغو کرد.
اخیرا فشار رهبران تندرو لبنانی عليه کنگره آمریکا به منظور کاهش تحریم های اعمال شده علیه حزب الله نشان داد که رهبران لبنان بر این باورند زمانی که مجبور به انتخاب بین دیپلماسی دلار سعودی و ایران شوند ایران را انتخاب خواهند کرد. در بحث جریان ترور رفیق حریری در سال 2005 این امر هویدا بود در واقع بیروت پول عربستان سعودی را دريافت مي كند اما اولویت را به تهران مي دهد.
استعفای غيرمنتظره سعد حريزي در ریاض نشان می دهد که عربستان سعودی به طبقه سیاسی لبنان (و احتمالا دولت) اخطار مي دهد كه آنها نبايد اقدامات خود و روابط سیاسی و مالی خود را در خلاف سياست هاي پادشاهی قرار دهند و يا اقداماتی انجام دهند که از حزب الله حمايت سیاسی انجام دهند که باعث افزایش مشروعیت بین المللی آن شود.
-مواجهه قدرتمند با نفوذ ايران
با گسترش سایه ایران و كاهش تاثیر امریکا، رهبران عربستان به این نتیجه رسیدند که ریاض نیاز به تغییر از موضع پاسخگو به موضع فعال در سیاست خارجی پيشگيرانه دارد، به ويژه وقتي موضوع به روابط با جمهوري اسلامي مربوط باشد.
پس از قیام بحرین در سال 2011 و تصرف صنعا توسط حوثي ها در سال 2014، مقابله با نفوذ ایران، به يك ضرورت استراتژيك در عربستان تبديل گرديد. اما در حالی که ایران می تواند به بهره برداری از خطوط گسست فرقه ای متکی باشد تا عوامل مؤثر را ایجاد کند، در مقابل چنين روشي براي سعودي ها در دسترس نبود. (تلاش عربستان براي اجراي مدل ايراني در سوريه شكست خورد). بنابراين، عربستان سعودی برای تکمیل توانایی های قدرت نرم خود نیاز به نیروی نظامی چندجانبه داشت. در حالی که مداخله نظامی عربستان سعودی به طور موفقیت آمیز در جلوگیری از انقلاب در بحرین کمک کرد، در مقابل وضعيت جغرافيايي و كوه هاي بلند یمن و قدرت فزاينده نيروهاي حوثي هم پيمان ايران یک تهدید بسیار خطرناک را ایجاد کرد.
اگر چه بحث هاي گسترده‌ای صورت گرفته است در مورد اينكه پیش بینی عربستان سعودی در حمله به یمن بر این باور اشتباه مبتنی بوده که حوثی ها به سرعت با بمباران هوايي و و حملات برق آسا شكست خواهند خورد، اما این ادعا نادرست است.
برعکس، عربستان سعودی تصدیق کرد که حوثي ها در طول نخستین جنگ خود علیه آنها از حمایت کامل حزب الله و ایران، برخوردار نبوده اند. در سالهای بعد، ایران به طور چشمگیری واردات اسلحه را افزایش داد و حزب الله آموزش های نظامي را به نیروهای حوثی تسریع کرد. (البته این ادعای عربستان است و ایران آن را تأیید نکرده است. اینترنشنال.) علاوه بر این، پادشاهی متوجه شد که مبارزه با نیروهای چریکی، و جدايي مردم غیرنظامی، یک پروسه طولانی، دشوار و طاقت فرصا خواهد بود.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و حزب الله به شدت تلاش می کنند تا توانایی حوثي ها را ارتقا دهند. (این ادعای عربستان است و ایران هرگز چنین گزارش‌هایی را تأیید نکرده است. اینترنشنال) ریاض به این نتیجه رسید که جنگيدن در حال حاضر نسبت به جنگيدن در آينده بهتر است و حتي اگر اين هزینه براي یمن (وعربستان سعودی) بالا باشد، این مبلغ در صورت در پیش گرفتن سیاست صبر می تواند بسیار بالاتر از آن باشد. هم اکنون نيز پرواضح است که عربستان به حوثی ها و جهان می گوید که اجازه تحقق و ظهور حزب الله جدیدی را در مرز جنوبی خود با هزاران موشک بالستیک که شهرهای عربستان را هدف قرار دهد نخواهد داد.
مهم است که به یاد بیاوریم که پادشاهی به اين نقطه بحرانی در زمانی که اعتبار منطقه ای ایالات متحده در پایین ترین سطح خود بود، رسید.علاوه بر محور آسیا در ایالات متحده و به دنبال عدم وفا به تعهد "خط قرمز" خود در سوریه، دولت اوباما سیگنال های واضح ارسال کردكه پس از توافق هسته اي، ریاض باید "خود مسئول اقدامات سنگین اش باشد" و زمانی که موضوع به ایران مربوط شود بايد تعامل مشترك منطقه اي را یاد بگیرد.
در حالی که آمریکایی ها در نهایت، سوخت گیری و پشتیبانی محدودی را برای حملات هوایی عربستان سعودی فراهم می کردند ریاض توانست برای جلوگیری از دستیابی ایران به صنعا حمایت شش کشور دیگر را تأمین کند، كه مهمتر از همه حمايت امارات متحده عربی بود.
در خارج از شبه جزیره عربستان، ریاض با انتخاب های استراتژیک توانست تصمیم بگیرد چگونه و در چه مكاني با ایران مقابله کند. در عراق، عربستان سعودی، با نزديك شدن به رهبران ناسیونالیست مانند مقتدی صدر و بررسی فرصت های برقراری ارتباط با دولت عبادی، با باز کردن گذرگاه مرزی عرعر برای زیارت و تجارت، تصمیم گرفت تا علیه نفوذ ایران مقاومت کند.
همچنین ریاض حمایت خود را در برخی حوزه ها قطع کرد، زیرا هزینه دیگر قابل توجیه نبود. به عنوان مثال، در سوریه، زمانی که مشخص شد که مخالفان نمی توانند اسد را از بین ببرند و به طور فزاینده ای تحت کنترل جهادی های رادیکال قرار می گیرند، ریاض ارسال سلاح و تجهیزات را متوقف کرد.
نتیجه گیری
مسلم است است که عربستان می توانست تمام این برنامه‌ها را بهتر اجرا کند، اما ریاض به طور واضح اهداف خود را نشان نداده، تا زمینه و پیش زمینه های لازم را برای اقداماتش فراهم کند یا اهداف خود را به طور موثر معرفی کند. در نتیجه، به نظر می رسد اقدامات ریاض ناگهانی و غیرمنتظره، و با تکیه بر دوستان و هم پیمانانی باشد که هیچ اعتمادی به آنها نیست.
همچنین، ریاض می تواند یک کار بهتر را انجام دهد و آن پیش بینی برخی از پیامدهای ناخواسته سیاست های جدید خود است. در حالی که این خطاها سبب آسیب جدی به تصویر عمومی ریاض شد، اما این بدان معنا نیست که عربستان سعودی دارای یک استراتژی خوب نیست.
هرچند منتقدان قادر به مقاومت در برابر اعلان ابتکار عمل سعودی نبوده اند، این مسئله باعث موفقیت فوری نمی شود. در عوض رهبران سعودی در یک جدول زمانی طولانی عمل می‌کنند و انتظار نتایج فوری را ندارند. در قطر، عربستان سعودی می تواند صبر کند؛ زیرا تحریم اقتصادی هزینه های به مراتب کمتری برای عربستان و متحدانش در قیاس با دوحه به همراه دارد.
در لبنان، ریاض می تواند روابط با ارزش بیروت را با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و متحدان خود در معرض خطر قرار دهد؛ آنها به تدریج هزینه مخالفت را افزایش می دهد؛ هزینه‌ای سیاسی که لبنان برای پوشش سیاسی حزب الله پرداخت می‌کند. به همین ترتیب در یمن، عربستان می تواند صبر کند تا مخالفان از بین بروند؛ فروپاشی اخیر اتحاد حوثی-صالح یکی از این شکاف ها است. ریاض همچنین از اشتباهات خود تجربه کسب می‌نماید. این کشور گام هایی برای مقابله با بحران های بشردوستانه یمن و همچنین هماهنگی با برخی آژانس های امدادرسانی بین المللی برداشته است. برای رهبری عربستان سعودی، نتیجه نهایی برای مقابله با نفوذ روبه گسترش ایران و شکست امریکا، مستلزم این بود که پادشاهی به طور همزمان به چالش های متعدد سیاست خارجی به سرعت و قاطعانه پاسخ دهد. این رویکرد به برخی از اشتباهات تاکتیکی منجر شد که دوستان را ناراحت و زمینه را برای منتقدان فراهم آورد. اما برای رهبری عربستان، این اشتباهات هزینۀ ناچیزی به همراه دارند.

منبع: العربیه

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته