پنجشنبه 23 آذر 1396

Thursday 14 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل: غبارروبی از ایران فرهنگی

سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل: غبارروبی از ایران فرهنگی

  • سخنرانی رییس جمهور در سازمان ملل افزون بر آنچه گفته اند و شنیده ایم از یک زاویه دیگر هم اهمیت دارد: سخن گفتن از ایران فرهنگی. در سخنان او هم "مروت و مدارا جویی "حافظی بود، هم "وصل کردن" مولانا و هم منطق سعدی که " چو دشنام گویی دعا نشنوی". بازگشت به ایران فرهنگی را می توان به فال نیک گرفت و امید داشت که بهاری از سالی نکو باشد...

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  پنج شنبه, 30 شهریور 1396    13:18    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال-سرویس گفتمان منافع ملی/ سخنرانی رییس جمهور در سازمان ملل افزون بر آنچه گفته اند و شنیده ایم از یک زاویه دیگر هم اهمیت دارد: سخن گفتن از ایران فرهنگی. در سخنان او هم "مروت و مدارا جویی "حافظی بود، هم "وصل کردن" مولانا و هم منطق سعدی که " چو دشنام گویی دعا نشنوی". بازگشت به ایران فرهنگی را می توان به فال نیک گرفت و امید داشت که بهاری از سالی نکو باشد.

اما نکته مهمتر آنکه او بر یکی از ستون های قدرت ایران انگشت نهاد. آنجا که گفت" ما با مولوی تا این سوی اقیانوس اطلس را در نوردیده‌­ایم. ما با سعدی در دل آسیا نفوذ کرده‌­ایم­. ما با حافظ جهان را فتح کرده ایم پس چه نیازی دیگر، به فتح جدید داریم؟" دیگرانی و در صدر آنان خیام را هم می توان بدین فهرست افزود، خیامی که پرچمدار حیرتی ایرانی در برابر هستی است و اشعارش همچون موسیقی بی واسطه برجان انسانهایی در سراسر جهان نشسته است.

این سخن رییس جمهور از آن رو اهمیت ویژه ای دارد که بالقوه می تواند باب بحثی بسیار مهم در مورد مسیر قدرت یابی ایران را بگشاید، بحثی که در ایران معاصر هیچگاه از حاشیه مباحث و مناظرات سیاست خارجی به متن نیامده و در کمتر زمانی همچون امروز ضرورت داشته است. زمینه و زمانه ای که ایران یکی از پیچیده ترین ادوار قدرت یابی خود را طی می کند.

حاشیه نشینی ایران فرهنگی در مباحث سیاست خارجی را می توان از متون بی مایه ای که این روزها به وفور از اندیشکده های قارچ گونه به زبان فارسی منتشر می شود مشاهده کرد. متونی که در اغلب موارد تقلیدی کلاغ گونه از صنعت ایده پردازی آمریکاست و نشانی از غنای فرهنگی ایران در آنها نیست.
به دیگر سخن "ایران به عنوان قدرت فرهنگی" هنوز مفهوم بندی نشده است. کوشش چندانی از سوی نهادهای پژوهشی سیاست خارجی در این راستا صورت نگرفته و دولتمردان هم اصراری به انجام آن نداشته اند. اینکه ایران فرهنگی در متن سیاست خارجی را چگونه می توان مفهوم بندی کرد و الزامات عملیاتی ناشی از آن در این حوزه کدام است؟. پرسشی که هنوز پاسخی در خور نیافته است.

در صحنه عمل هم غربت ایران فرهنگی بیش از آن روشن است که نیاز به استدلال های پیچیده داشته باشد. فراتر از تهران زبان فارسی در کابل و دوشنبه رواج دارد. جایگاه کابل و دوشنبه در سیاست خارجی ایران چندان مثال زدنی نیست. ایران هم در سیاست خارجی این دو کشور چندان اهمیتی ندارد. جوامع هم جز آنچه ضرورت های آوارگی موجد آن بوده، ارتباط معناداری با یکدیگر ندارند. هرات و سمرقند و بخارا و بلخ چندان بحثی را در سیاست خارجی ایران برنمی انگیزند واز قونیه و کاشغر سخنی در میان نیست.
روشن تر بگویم، حافظی که رییس جمهور در سخنرانی اش از او نام برد و از فتح جهان بواسطه اشعارش سخن گفت، اخیرا نسخه ای از دیوانش با قدمتی 700 ساله در هند کشف شد، نسخه ای که غزلی نو در خود داشت، غزلی با مطلع الهام بخش " بحمدالله که بازم دیدن رویت میسر شد". اما دیدن دوباره روی حافظ که می توانست به یک رویداد فرهنگی بی بدیل حداقل در درون مرزهای ایران بدل شود، چندان مورد توجه قرار نگرفت و دولت هم عنایتی بدان نشان نداد. به بیان شیوای حافظ:

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

در سطحی وسیع تر روشن است که زبان فارسی در بخش های مهمی از ایران فرهنگی رو به زوال است. از روزگاری که به بیان یکی از بزرگان ایران:

از شوق هر سروده‌ی حافظ به ملک فارس
نبض زمانه می‌زد، از روم تا خجند


بسیار فاصله گرفته ایم.

اگر سعدی امروز به کاشغر درآید بعید است باز هم این حکایت دلکش را روایت کند که "....به جامع کاشغر در آمدم، پسری دیدم نحوی به غایت اعتدال و نهایت جمال....مقدمه نحو زمخشری در دست داشت و همی‌خواند ضربَ زیدٌ عمرواً و کان المتعدی عمرواً. گفتم ای پسر خوارزم و ختا صلح کردند و زید و عمر را همچنان خصومت باقیست؟ بخندید و مولدم پرسید گفتم خاک شیراز گفت از سخنان سعدی چه داری گفتم


بلیت بنحوی یصول مغاضبا
علی کزید فی مقابله العمرو
علی جر ذیل لیس یرفع راسه
و هل یستقیم الرفع من عامل الجر


لختی به اندیشه فرو رفت و گفت : غالب اشعار او درین زمین به زبان پارسیست ، اگر بگویی به فهم نزدیکتر باشد....بامدادان که عزم سفر مصمم شد ، گفته بودندش که فلان سعدیست. دوان آمد و تلطف کرد و تاسف خورد که چندین مدت چرا نگفتی که منم تا شکر قدوم بزرگان را میان بخدمت ببستمی....."

البته نویسنده معترف است که این بحث به غایت پیچیده است. اما می توان به تدریج غبار از چهره ایران فرهنگی برگرفت، طرحی نو درانداخت، متون کهن را به سخن آورد و از عقل پرهنر بزرگان ایران برای پیشبرد سیاست خارجی کشور مدد گرفت. منوط به آنکه عظمت ایران فرهنگی را باور داشته باشیم و از زوال تدریجی این سرمایه سترگ اندیشه کنیم.

telegram channel

درباره نویسنده

محسن شریعتی نیا

محسن شریعتی نیا

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته