يكشنبه 2 مهر 1396

Sunday 24 September 2017

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/پیامدهای جناحی شدن سیاست خارجی ایران

پیامدهای جناحی شدن سیاست خارجی ایران

نویسنده :  چهارشنبه, 29 دی 1395    11:14    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال-سرویس گفتمان منافع ملی/ در یک سالی که از برجام می گذرد، یک روند را می توان تثبیت شده دانست: جناحی شدن سیاست خارجی. پارادایم های رقیب شکل روشن تری به خود گرفته اند و از مسیر مناظرات و مجادلات خبرساز آنان می توان مفاهیم کانونی رویکردشان به سیاست بین الملل را بهتر درک کرد. اما این روند بسیاری را در ایران نگران کرده. برخی ناصحانه بر آفات این روند و لزوم ممانعت از آن تاکید می ورزند و دیگرانی حتی آن را از مهمترین موانع پیشرفت کشور می دانند. اما فراتر از این دلسوزی ها و نگرانی ها، آثار جناحی شدن سیاست خارجی را چگونه می توان تبیین نمود؟
نخست آنکه به طور تاریخی در ایران سیاست خارجی ورزش پادشاهان بوده و جامعه چندان در آن نقش آفرین نبوده است. بگذریم از اینکه اساسا سیاست خارجی به معنای مدرن کلمه پدیده ای وارداتی است و چندان ریشه ای در سنت ایرانی ندارد. بنابراین سخن گفتن و مناظره و مجادله کردن در مورد این حوزه مهارتی است که ایرانیان چند دهه ای است گاهگاهی آن را تمرین می کنند و لاجرم تازه کارند. شاید از همین روست که دلهره دارند.
بنابراین نخستین دشواری ارزیابی تاثیرات جناحی شدن سیاست خارجی را می توان عمر کوتاه آن در قیاس با تاریخ بلند سیاست در این سرزمین دانست. افزون بر این تا کنون تحقیقات اندکی در مورد ابعاد و اثار جناحی شدن سیاست خارجی در همین دوره کوتاه صورت گرفته. سخن گفتن با داده در این باره دشوار است. می توان مدعی شد مباحثی که در مورد مضرات این تحول صورت می گیرد عمدتا فرضیاتی بیش نیست، فرضیاتی که هنوز به آزمون گذاشته نشده اند. نویسنده نیز در راستای این مباحث می کوشد فرضیاتی را در مورد آثار این روند طرح نماید.
نخستین فرضیه ای که در مورد آثار این تحول می توان طرح کرد آنکه جناحی شدن سیاست خارجی یک روند جهانی است و هرچه کشورها پیشرفته ترند این روند در آنها قویتر است. در آمریکا که اساسا سیاست خارجی وارد دوره پساجناح گرایی شده و مردی انتخاب گشته که اکثریت نخبگان سیاسی آمریکا و بلکه جهان از سخنان او در شگفت اند. به دیگر سخن جناحی شدن سیاست خارجی یک انتخاب نیست بلکه یک الزام در مسیر توسعه است.
فرضیه دومی که می توان طرح کرد آنکه جناحی شدن بنیان های اجتماعی سیاست خارجی را ارتقا می بخشد و آن را از مقبولیت و مشروعیت برخوردار می سازد. به دیگر سخن جناحی شدن باعث می شود جامعه به تدریج به متن سیاست خارجی بیاید، درکی پخته از منافع ملی و پیچیدگی های سیاست بین الملل کسب کند و در مسیر تعریف و تامین منافع ملی به کنشگری بپردازد.
فرضیه سوم آنکه جناحی شدن می تواند به ارتقای شفافیت در سیاست خارجی منجر شود. سیاست خارجی بویژه در کشورهای در حال توسعه رازآلود است و این رازآلودگی هنگامی که با پنهانکاری به عنوان یکی از بنیان های فرهنگ سیاسی ایرانیان ترکیب شود می تواند این حوزه را کاملا تاریک نماید. اما جناحی شدن و ایجاد مناظرات پایدار در این حوزه بالقوه می تواند از پوشیدگی آن بکاهد و چیزی بیش از ژست ها و لبخندهای دیپلماتیک را نشان دهد.
دیگر آنکه جناحی شدن می تواند به ورزیدگی کادر دیپلماتیک یاری رساند. یکی از ویژگی های سنتی دیپلمات های ایرانی علاقه وافر آنان به اتاق های در بسته و ترس مفرط آنان از رسانه و مواجه شدن با منتقدین بود. اما برجام دیپلمات ها را به میدان مناظرات سیاسی کشاند و ارتباطات آنان با جامعه را به شدت افزایش داد. بنابراین این حدس را می توان با احتیاط مطرح کرد که وزیرخارجه بعدی ایران و معاونین او باید مناظره گران حاذقی نیز باشند و دیدگاهها و مناظرات خود را در فضایی بسیار وسیعتر از اتاق های شیک و دربسته مطرح کنند و جواب و نقد بشنوند.
البته حدس ها در مورد جناحی شدن سیاست خارجی را نمی توان یکسره از منظری خوشبینانه نگریست. این تحول می تواند داده های بسیار متعددی در مورد سیاست خارجی ایران به طرف های خارجی ارسال نماید و آنان را پاک گیج نماید،چنانکه در برخی حوزه های دیپلماسی اقتصادی چنین کرده است. به دیگر سخن تثبیت جناحی شدن، می تواند پیش بینی پذیری ایران را به شدت کاهش دهد.
دیگر آنکه تعمیق فرایند جناحی شدن می تواند پشتوانه مذاکراتی دستگاه دیپلماسی کشور را تضعیف نماید. به دیگر سخن در چنین فضایی مشخص نیست که مذاکره کننده ایرانی چقدر پشتوانه دارد. پشتوانه او گاهی چنان سیال می شود که حتی ممکن است در میانه یک مذاکره برکنار شود.
دیگر آنکه جناحی شدن می تواند تودرتویی نهادی در سیاست خارجی کشور را گسترش داده و تعمیق بخشد به گونه ای که تصمیم گیری و اجرای تصمیمات را به طور فزاینده ای دشوار و کند سازد.
خلاصه آنکه که تبیین آثار این تحول ساده نیست و به تحقیقات مفصلی نیازمند است. به دیگر سخن این تحول موضوعی ناب و ناکاویده در اختیار پژوهنگان سیاست خارجی ایران قرار می دهد.

telegram channel

درباره نویسنده

محسن شریعتی نیا

محسن شریعتی نیا

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته