سه شنبه 25 مهر 1396

Tuesday 17 October 2017

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/جنگ های مبهم و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

جنگ های مبهم و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

  • در منطقه‌ای که حوزه امنیتی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آید، وقوع این جنگ‌ها و بحران‌ها فارغ از هر موضوع دیگر، مانند موریانه در حال تخریب بنیان دولت‌بودگی در منطقه است. به عبارت دیگر، این جنگ‌ها، که هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان آنها وجود ندارد، فارغ از آن‌که علل شکل‌گیری آنها چیست، یا آن‌که مقصر وقوع آنها کیست، تداوم آنها اساس دولت‌های ملی را در منطقه با تهدیدات جدی مواجه ساخته است.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  شنبه, 30 ارديبهشت 1396    15:22    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال-سرویس گفتمان منافع ملی/ یکی از پدیده‌هایی که می‌توان آن را از ویژگی‌های دوران پساجنگ سرد در منطقه آسیای غربی و مشخصاً حوزه محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران به حساب آورد، وقوع جنگ‌هایی است که می‌توان آنها را حداقل به لحاظ شکلی، و نه الزاماً محتوایی، جنگ‌های مبهم نام‌گذاری کرد. مهمترین ویژگی این جنگ‌ها، ابهام در جبهه‌بندی نیروهای متعارض علیه یکدیگر است. در این جنگ‌ها هیچ صف‌بندی مشخصی وجود ندارد و علاوه بر آن‌که دائماً نیروهای تازه‌ای وارد عرصه نبرد می‌شوند، نیروهای موجود نیز به سادگی ممکن است تغییر صف بدهند. برخی از نیروها در حالی که تصور می‌شود در یک جبهه قرار دارند، عملاً اهداف متفاوت و حتی متعارضی را دنبال می‌کنند و متقابلاً برخی نیروهایی که تصور می‌شود در مقابل یکدیگر قرار دارند، هنگامی که شرایط اقتضا کند ممکن است همکاری‌هایی با یکدیگر داشته باشند. دلیل دیگر مبهم بودن این جنگ‌ها آن است که آنها را نه می‌توان جنگ داخلی تلقی کرد و نه جنگ بین‌دولتی. در حالی که حوزه وقوع جنگ داخلی است، اما حضور بازیگران مختلف اعم از داخلی و خارجی، عملاً این جنگ‌ها را به جنگی منطقه‌ای و یا حتی بین‌المللی تبدیل کرده است. اگرچه برخی از تحلیلگران به این جنگ‌ها نام جنگ نیابتی یعنی جنگی که نیروهای داخلی به نیابت از قدرت‌های بیرونی انجام می‌دهند را داده‌اند، اما چنین عنوانی نقش و اهمیت نیروهای داخلی و سطح استقلال آنها را مورد کم توجهی قرار می‌دهد. تقریباً تمامی نیروهای داخلی که در بحران‌هایی مانند افغانستان، عراق، سوریه، یمن و حتی لیبی نقش‌آفرین هستند (مانند طالبان، القاعده، داعش، نیروهای کرد، ارتش آزاد سوریه، حوثی‌ها و حزب‌الله)، از سطوح متفاوتی از انگیزه‌ها، اهداف و استقلال عمل برخوردار هستند.
در افغانستان، نیروهای مختلف در این کشور درست زمانی که مجاهدان پیروز شده در جنگ علیه شوروی در حال تثبیت دولت جدید بودند، با ظهور طالبان وارد مرحله‌ای از جنگ‌های داخلی شدند که عملاً تاکنون پای اغلب قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از امریکا، اروپا و ناتو گرفته تا روسیه، چین، ایران و پاکستان را به آن باز کرده است. در دو سال اخیر با ورود داعش به افغانستان صحنه بازی در این کشور حتی پیچیده‌تر از گذشته نیز شده است. چهار بازیگر اصلی بیرونی در جنگ افغانستان یعنی پاکستان، امریکا، ایران و روسیه طی چهار دهه‌ای که از زمان اشغال این کشور توسط ارتش اتحاد جماهیر شوروی می‌گذرد همواره در موقعیت‌های متفاوتی نسبت به یکدیگر قرار داشته‌اند. ایران و امریکا به عنوان دو کشوری که رویارویی آشکاری را در سطح بین‌المللی با یکدیگر دنبال می‌کنند، در افغانستان تجربه‌های متفاوتی از همکاری غیر مستقیم در نبرد علیه شوروی و طالبان گرفته تا همکاری مستقیم در جریان کنفرانس بن و در مواردی تقابل‌های شدید لفظی و حتی عملی را پشت سر گذاشته‌اند. نسبت امریکا با روسیه نیز در افغانستان در دوران پس از جنگ سرد تا حدود زیادی نامشخص بوده است. اگرچه روس‌ها در سال 2001 از حمله امریکا به طالبان حمایت کردند، اما رفتارهای روسیه در موضوع افغانستان هیچگاه برای امریکایی‌ها نشان از حمایت بی قید و شرط نداشته است. جایگاه پاکستان در بحران افغانستان نیز عملاً تاکنون یکی از ستون‌ها و دلایل اصلی ابهام در این بحران بوده است. در حالی که شواهد موجود حکایت از مداخله مستقیم پاکستان در شکل‌گیری و قدرت‌یابی طالبان دارد، این کشور از زمان حمله امریکا به طالبان مهمترین متحد منطقه‌ای امریکا محسوب می‌شود. علاوه بر این، پاکستان تاکنون آسیب‌های زیادی را در نتیجه اقدامات تروریستی گروه طالبان و برخی گروه‌های مشابه متحمل شده است. در یکی دو سال اخیر با ورود داعش به افغانستان مجدداً دسته‌بندی‌ها در افغانستان دچار تغییر شده و روس‌ها که تا همین اواخر طالبان را منبع اصلی تغذیه افراط‌گرایی در آسیای مرکزی تلقی می‌کردند، اکنون بر اساس اخبار منتشر شده، با هدف مقابله با داعش مذاکراتی را با طالبان برگزار کرده‌اند. در این میان، نوع بازی برخی از کشورهای عربی در بحران افغانستان نیز تاکنون بر ابهام و پیچیدگی این بحران افزوده است.
در عراق نیز از زمان سقوط صدام حسین تاکنون نبردهایی در جریان است که هنوز هیچ تحلیلگری نمی‌تواند دقیقاً بگوید که در عراق چه کسی علیه چه کسی می‌جنگد. تقابل‌ها و حتی همکاری‌های آشکار و پنهان ایران و امریکا در بحران عراق در کنار حمایت‌های نه چندان مخفی برخی از کشورهای عربی از جریان‌های تروریستی در عراق و پیچیدگی‌های موجود در میان نیروهای سیاسی عراق و سه بخش عمده آن یعنی شیعیان، اکراد و جریان‌های سنی، عملاً مدیریت بحران عراق را غیر ممکن و در بهترین حالت بسیار سخت کرده است. پیوند خوردن مسأله عراق با مسأله سوریه از طریق موضوع داعش، مسأله کردها و جاه‌طلبی‌هایی که ترکیه در هر دو کشور دنبال می‌کند، هم سطح بحران را گسترش داده است و هم بر ابهام‌ها و پیچیدگی‌های آن افزوده است. در بحران سوریه هم تنوع و تعدد بازیگران از یک سو و اهداف چند لایه هریک از این بازیگران از سوی دیگر در کنار چرخش‌هایی که گاه و بیگاه در رفتار بازیگران مشاهده می‌شود و مهمتر از همه سیاست‌هایی که اسرائیل برای بهره‌برداری بهینه از این بحران دنبال می‌کند، چشم‌انداز حل و فصل سریع بحران را کاملا ناامید کننده ساخته است.
بحران یمن هم در سال‌های اخیر در همان مسیری در حال طی شدن است که پیش از این در عراق و سوریه شاهد آن بوده‌ایم. تلاش عربستان برای باز کردن پای امریکا به بحران یمن و کسب حمایت این کشور در حمله احتمالی به بندر حدیده امکان دستیابی به یک راه‌حل مرضی‌الطرفین را سخت‌تر می‌سازد.
چنانچه چندپارگی سیاسی و نظامی در لیبی، شکنندگی وضعیت در لبنان و مسأله فلسطین هم به این فهرست اضافه شود، می‌توان مشاهده کرد که در منطقه‌ای که حوزه امنیتی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آید، وقوع این جنگ‌ها و بحران‌ها فارغ از هر موضوع دیگر، مانند موریانه در حال تخریب بنیان دولت‌بودگی در منطقه است. به عبارت دیگر، این جنگ‌ها، که هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان آنها وجود ندارد، فارغ از آن‌که علل شکل‌گیری آنها چیست، یا آن‌که مقصر وقوع آنها کیست، تداوم آنها اساس دولت‌های ملی را در منطقه با تهدیدات جدی مواجه ساخته است.

telegram channel

درباره نویسنده

محمود شوری

محمود شوری

  • دکترای روابط بین الملل
  • پژوهشگر حوزه اوراسیا و کارشناس مسائل روسیه
  • تماس: m.shoori@theinternational.ir

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته