شنبه 21 تير 1399

Saturday 11 July 2020

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/وزن‌کشی کشورها در سیاست خارجی ایران

وزن‌کشی کشورها در سیاست خارجی ایران

  • وقتی جمهوری اسلامی ایران مد نظر نخبگان و سیاستمداران کشورهای خارجی، به خصوص در کشورهای غربی و عربی قرار می گیرد، بندرت اختلاف نظرفاحش نسبت به شناخت آنها از جمهوری اسلامی ایران مطرح می گردد. اما بر عکس در جمهوری اسلامی ایران به غیر از امریکا و تعداد معدودی از کشورها، نسبت به وزن و جایگاه دیگر کشورها در روابط بین الملل، نه تنها اجماعی وجود ندارد بلکه اختلاف نظر اساسی وجود دارد

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  پنج شنبه, 29 آذر 1397    17:40    سرویس گفتمان منافع ملی

نویسنده: سید حسام الدین هانی 

 اختصاصی اینترنشنال-سرویس گفتمان منافع ملی/ در روابط بین الملل، وزن اقتصادی، قدرت تکنولوژیکی و نظامی و حتی ارزش پاسپورت ومیزان فساد دولتی و ظرفیت توریستی و توانمندی قدرت نرم کشورها قابل اندازه گیری است و بعضا از طریق موسسات تحقیقاتی در معرض اطلاع عموم واقع می گردد. وقتی جمهوری اسلامی ایران مد نظر نخبگان و سیاستمداران کشورهای خارجی، به خصوص در کشورهای غربی و عربی قرار می گیرد، بندرت اختلاف نظرفاحش نسبت به شناخت آنها از جمهوری اسلامی ایران مطرح می گردد. اما بر عکس در جمهوری اسلامی ایران به غیر از امریکا و تعداد معدودی از کشورها، نسبت به وزن و جایگاه دیگر کشورها در روابط بین الملل، نه تنها اجماعی وجود ندارد بلکه اختلاف نظر اساسی وجود دارد که در نتیجۀ آن طی چهل سال گذشته از عمر انقلاب اسلامی، دولت های مختلف در جمهوری اسلامی ضمن مواجه شدن با تغییر مواضع و سیاست کشورها به خصوص در زمینه توافقات اقتصادی، خسارات زیادی را متحمل شدند. به نظر می رسد می توان و می بایست با ارزیابی و شناخت دقیق، در برنامه ریزی آتی، انتظارات از توان آن کشور در روابط بین لملل و به طبع دوجانبه را تعریف کرد و در مراودات مد نظر قرار داد. نقل است در جنگ کانال سوئز در سال 1954 میلادی، دو کشور فرانسه و انگلیس در حمایت از رژیم اشغالگر علیه کشور مصر، بر این تصور واهی بودند که دولت امریکا از تجاوز آنها حمایت خواهد کرد و امریکا نکرد و شکست تحقیرآمیزی نصیب فرانسه و انگلیس شد. در هر دو کشور دولت ها ساقط شدند و بعد از مدتی آنتونی ایدن، نخست وزیر انگلیس بر اثر تحقیر از سوی دولتمردان امریکا، دق کرد و مرد. در جمهوری اسلامی ایران نیز انتظار این بود که دو کشور چین و روسیه از قطعنامه 1929 حمایت نکنند، ولی کردند و خسارات ناشی از عدم ارزیابی رفتار دو کشور، غیر قابل جبران بود. در حال حاضر نیز اجماع معقول و یا "نزدیک به حقیقت"، به عنوان مثال در مورد وزن و اندازه و انتظار جمهوری اسلامی ایران از کشورهای هند، برزیل و یا افریقای جنوبی و اندونزی وجود ندارد تا در تصمیم گیری ها و در مواقع بحرانی به خصوص در مراودات اقتصادی مورد بهره برداری واقع گردد. در مذاکرات برجام بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای روسیه، امریکا، انگلیس، چین و آلمان و فرانسه، برخلاف انتظار که امریکا را مانع اصلی مد نظر داشتیم، کشور فرانسه بیشتر از امریکا مانع تراشی می کرد. بین اروپا و امریکا، و یا مجموع آنها و یا یکی منهای دیگری، با کدام یک از آنها با چالش بیشتری مواجه هستیم، مشخص نیست و اجماع داخلی میسر نیست. یکی از روش های شناسایی وزن کشورها، علاوه بر بررسی وزن منطقه ای آنها، مطالعه روابط آنها با امریکا و یا اعضای دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد. به عنوان مثال کشور هند، برای برخورداری از حمایت ابرقدرت شوروی در مجامع بین المللی و پیشگیری از فشار کشورهای غربی، روابط استراتژیک با شوروی برقرار کرده بود. به همان نسبت،کشور پاکستان برای ایجاد توازن علیه کشور هند، از حمایت قاطع امریکا و نسبتا خوب کشور چین و اعراب خلیج فارس برخوردار بود. جمهوری اسلامی ایران برای تنظیم روابط با دو کشور هند و پاکستان، قطعا می بایست با توجه به ملاحظات "وزن" دوکشور در منطقه، روابط با یکدیگر و روابط با متحدین، انتظارات در روابط دوجانبه را تنظیم نماید در غیر اینصورت با مشکلات ناخواسته ای مواجه می شود که ممکن است غیر قابل جبران باشد. با توجه به تخصص نویسنده در حوزه اروپا، در این مقاله نسبت به جایگاه و ارزیابی کشورهای آلمان و فرانسه و انگلیسارزیابی و نظریه ابراز می گردد که به نظر می رسد مناسب باشد تا متخصصین امر در دیگر حوزه های جغرافیایی، نسبت به وزن کشورهای مهم، مثلا گروه 20، ارزیابی دقیقی ارایه تا در روابط جمهوری اسلامی ایران به صورت دوجانبه و انتظارات در منطقه و بین الملل مورد بهره برداری واقع گردد.

ارزیابی وزن و انتظار جمهوری اسلامی ایران از:

آلمان: کشور آلمان بدلیل تاریخ گذشته که همواره "گروگان" آن است از وزن سیاسی مطلوب و همطراز با دیگر کشورهای مستقل برخودار نیست. این کشور تنها در سایه همکاری و یا ارایه خدمات به سه کشور پیروز جنگ جهانی دوم در کمپ غرب به ترتیب؛ فرانسه، انگلیس و امریکا قادر به ایفای نقش سیاسی/اقتصادی است. بدلیل کشتار یهودیان نیز این کشور همگرایی شدیدی با رژیم اسراییل دارد و برای پیشگیری از اوج گیری احساسات ناسیونالیستی و ضدیت با یهودیان، کشورهای امریکا، انگلیس و فرانسه و رژیم اشغالگر اسراییل نفوذ غیر قابل تصوری در زیرساخت های سیاسی/اقتصادی و به خصوص رسانه ای در این کشور دارند. نیروهای نظامی امریکا، انگلیس و فرانسه در این کشور مستقرند و رسانه های آلمان تحت تاثیر و نفوذ صهیونیست ها است و نه تنها آلمان از اجازه ایجاد ارتش مستقل برخوردار نیست، در سیاست خارجی نیز بدون توجه به نقطه نظراتانگلیس و فرانسه اصلا مشارکت ندارد. جالب است یادآور شود مخالفت آلمان با جنگ عراق، در سایه مخالفت فرانسه قرار داشت که هر دو مورد تقبیح انگلیس و امریکا واقع شدند و در غیر اینصورت، آلمان مجبور به حمایت می شد. آلمان در خاورمیانه با اجازه و ارایه خدمات به امریکا و انگلیس، در منطقه درگیر و یا شرکت می کند. در افریقا نیز در راستای حفط منافع فرانسه به خدمت گرفته می شود و کلا در مسایل نظامی و امنیتی بیشتر مطیع ناتو/انگلیس/امریکا است و در مسایل اقتصادی/اروپایی مطیع فرانسه است. آلمان طبق توافق الیزه 1964 بشدت تحت نظرو تاثیر منافع و اهداف فرانسه در تصمیم گیری های اروپایی است. آلمان در سیاست های فرااروپایی نیز طبق توافق کنفرانس های دوران جنگ جهانی دوم، که کشورهای پیروز سیاست بین الملل را طراحی کردند، به خصوص در کنفرانس یالتا، کشور آلمان (به طبع ژاپن و ایتالیا، دو کشور دیگر شکست خورده در جنگ جهانی دوم) زیر نظر سیاسی امریکا و انگلیس قرار گرفته و با اجازه آنها اقدام می کند. با توجه به تعریف فوق از وزن و جایگاه آلمان در روابط بین الملل، عدم اجازه داشتن برای ملاقات توسط خانم مرکل، صدراعظم آلمان با جناب آقای روحانی، رئیس جمهور ایران قابل توجیه است. آلمان همواره مجبور به پرداخت غرامت و تامین یک سوم بودجه اتحادیه اروپایی است که برای تهیه آن، اجازه فروش اجناس غیر حساس به جمهوری اسلامی ایران را دارد که بعضا ملاحظه می شود در پروژه های حساس، با فشار انگلیس و امریکا، علی رغم روابط شخصی و احساسی خوب مقامات ایران و آلمان، مجبور به عقب نشینی شده است.لذا به نظر می رسد روی کشور آلمان نمی توان به صورت درازمدت و استراتژیک سرمایه گزاری کرد. بهره برداری کوتاه مدت اقتصادی/تجاری و آمادگی برای دگرگونی در روابط دو کشور باید همواره مد نظر باشد. آلمان همیشه برای غرب به عنوان دروازه ورود و یا نفوذ به جمهوری اسلامی ایران ایفای نقش می کند زیرا از زوایه دید غرب، از نگاه مثبت مقامات جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. طی چهل سال گذشته، آلمان در روابط با جمهوری اسلامی ایران، همواره پیروی سیاست های انگلیس و فرانسه بوده است. آلمان "پادوی" انگلیس و فرانسه و امریکا نه تنها در روابط دوجانبه با جمهوری اسلامی بلکه در روابط بین الملل است.

فرانسه: کشور فرانسه بعد از دوران حکومت آقای سارکوزی بشدت به دو کشور انگلیس و امریکا نزدیک شده است. به علت ضعف اقتصادی و تکنولوژیکی، فرانسه منافع خود را در انطباق با سیاست های انگلیس و امریکا می بیند و فقط در مسایل اروپایی سعی دارد خط مشی مستقل و به نفع فرانسه/اروپا را دنبال کند. فرانسه در افریقا و خاورمیانه به تنهایی ایفاگر نقش نیست و سعی دارد با حمایت از سیاست های امریکا/انگلیس در خاورمیانه، در مقابل، در افریقا از پشتیبانی سیاسی/نظامی دو کشور برخوردار باشد. فرانسه در روابط سیاسی دوجانبه با جمهوری اسلامی ایران، با مانور و ترفند در نشان دادن سیاستی مستقل، در نهایت پیروی سیاست های انگلیس/امریکا بوده و می باشد و بعضا بیشتر از امریکا/انگلیس منافع رژیم اشغالگر را مد نظر دارد. انگلیس برای فرانسه در کشورهای سوریه و لبنان ایفای نقش قایل است و در مقابل، فرانسه منطقهخلیح فارس و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان حوزه نفوذ انگلیس پذیرفته است.

انگلیس: همانطور که انگلیس مسئولیت حمایت از رژیم صهیونیستی را از دهه 1970 میلادی به امریکا منتقل کرد، بتدریج با اعمال نفوذ در سیاست خارجی امریکا و استحکام "روابط ویژه" به معنی "درهم تنیدگی" در سه حوزه اطلاعاتی، هسته ای و نظامی با امریکا، از "قدرت سخت" امریکا علیه منطقه خلیج فارس استفاده می کند. تجاوز مشترک دو کشور انگلیس/امریکا به عراق آنهم بدون مجوز شورای امنیت و در مخالفت با جامعه جهانی، بیانگر امکان اقدام نظامی مجدد این دو کشور در خاورمیانه می باشد. امریکا قادر به انجام عملیات نظامی بدون مشارکت انگلیس و بهره برداری از اهرم های نفوذ انگلیس در کشورهای منطقه نمی باشد. انگلیس نقش موثری در تحریک امریکا برای انجام عملیات نظامی دارد که اسناد زیادی در این خصوص تحت عنوان "اغفال" امریکا در جنگ عراق وجود دارد. مراقبت از سیاست های مخرب انگلیس باید بیشتر از امریکا در منطقه مد نظر باشد. امریکا "قدرت سخت" انگلیس در منطقه و علیه جمهوری اسلامی ایران است. تنها انگلیس قدرت مهار امریکا را دارد و باید تدابیری اتخاذ گردد تا فشار بر روی امریکا عملا از طریق انگلیس اعمال گردد و با تشخیص هوشیارانه از هرگونه اقدام تحریک آمیز انگلیس برای تحریک امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری به عمل آورد.چه بسا با گروگان گرفتن انگلیس از منظر نظامی و برد موشکی بتوان استراتژی بازدارندگی علیه اقدام نظامی امریکا را بتوان فراهم کرد و در دستورکار قرار داد.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته