چهارشنبه 28 شهريور 1397

Wednesday 19 September 2018

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/پایان پدرخواندگی دولت‌ها

پایان پدرخواندگی دولت‌ها

  • فیلترینگ در ایران مانع از انتشار و گردش اخبار و اطلاعات توسط کاربرانی نشده است که راه¬های مختلف دورزدن آن را فراچنگ آورده‌اند. هرچند، دولت‏ها هنوز هم می¬توانند از قدرت و حکومت‏مندی بهره گیرند، اما تا زمانی که راه‏هایی براي استفاده همزمان از چندین شبکه راهبردي موازي وجود دارد، بهره گیري از ظرفیت هاي دولتی و تلاش همه جانبه براي استفاده از قدرت، معمولاً چندان دوام و پایایی نمی¬یابد. بنابراین بیاییم قانون گریزی را برای شهروندانمان تبدیل به عادت واره نکنیم. بیاییم به قدرت با دیگران بیندیشیم و نه به قدرت بر دیگران.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  جمعه, 14 ارديبهشت 1397    13:27    سرویس گفتمان منافع ملی

نویسنده: سمیه خداخواه (دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس )

اینترنشنال_سرویس گفتمان منافع ملی/ در روزهای اخیر اخبار ضد و نقیضی مبتنی بر فیلتر شدن تلگرام در کشور شایع بود و اکنون شاهد فلیتر شدن آن هستیم. قبل از پرداختن به فیلترینگ تلگرام اجازه دهید کمی در باب زیست جهان مجازی سخن بگوییم. اينترنت و فناوری­های اینترنت پایه در سالهای اخیر تداعي­گر مرگ فاصله­ها در جغرافياي ذهنی بوده­اند. انسان امروز بر مکان و زمان غلبه يافته است، صداهايي که شنيده نمي­شدند حالا شنيده مي­شوند و آن تمرکزگرائي شديد در رسانه­هاي حاکم سنتي با تمرکززدائي شديدتري در رسانه­هاي ديجيتالي به چالش کشيده شده است. زیست جهان ما بواسطه فناوری های اینترنت پایه به یک جهان چند آوایی بدل شده که صداهای ریز و خفه شده در آن امکان بروز و ظهور یافته­اند و آوای بینامتنیت در جهان معاصر طنین انداز شده است.

رسانه های اجتماعی مجازی بطور ساختاری ابزاری هستند که استفاده از آن نیاز به مهارت ویژه فنی یا سرمایه‏گذاری اقتصادی قابل توجه ندارد. به این ترتیب هر شهروند یا گروه اجتماعی می‏تواند با سرمایه اندک قدم اولیه برای سهم خواهی در فضای عمومی را بردارد. در عصر حاضر شهروندان می توانند به واقع خود به مثابه چشم و گوش جامعه عمل کنند. اصحاب قدرت از بدو تاریخ نقش ناظر کبیر را برای زیردستان خود داشته­اند، اما این زیردستان اکنون می­توانند ناظر بر اصحاب قدرت باشند؛ حداقل به مراتب بیشتر از آنچه پیش از این بوده است. کنترل این نوع از رسانه ها بسیار مشکل تر از سایر رسانه ها و دیگر اشکال ارتباطی است.

ايران نیز باوجود وجود اينترنت كم سرعت و فيلترينگ، فضاي سايبري بسيار فعال و پركاري را از خود نشان داده است. به ویژه آنکه جوان بودن میانگین جمعیتی جامعه ایرانی (در کنار سایر عوامل)، بر دامنه و شدت تاثیرات رسانه‏های اجتماعی مجازی می‏افزاید. لذا در سالهای اخیر با ظهور هر شبکه اجتماعی طبقه جوان ایرانی به سرعت این ابزارهای جدید را به جعبه ابزار مجازی خود اضافه کرد. در فضای جدید خبرها، تفسیرها و نوشته ها با سرعت برق و باد به همه جا راه می یابند و به همه کس می رسند و دولت مانند گذشته نمی تواند نقش پدرخوانده پرقدرتی را بازی کند که تصمیم می گرفت چه چیزی را مردم باید بدانند و از چه چیزی نباید آگاه شوند. بدین گونه است که میل زیستن چون کنشگری فعال و تاثیرگذار ذهنیت جدید جامعه­ای می شود که حصارهای همیشگی خود را می‏تواند کنار بگذارد و بر روانشناسی انفعالی پیشین غلبه کند.

اما در باب نسبت شهروندان ایرانی و فیلترینگ، ورود و حضور ایرانیان در فضای مجازی (و به تبع آن رسانه‏ های اجتماعی) مقارن بود با دو رویداد: از یک سو این فضا عرصه و گشایشی بود برای تعامل و گفتگویی مردمی و عامیانه که بدون سوژة مسلط و حاکم، طرفین گفتگو به تعاملی هم سطح می­پردازندکه در عرصه جهان واقع نظیر آن کمتر رخ نمایی می نمود؛ از سویی دیگر این حضور مقارن شد با محدود سازی از سوی ناظر کبیر و وجه حكومت‏مندي بیشتر با فيلتر، حك كردن و برخوردهاي سلبي به استقبال این بستر رفت. نوع برخورد ناظر کبیر با این فضا بیشتر از جنس مونولوگ بود تا دیالوگ.

شهروندان ایرانی در سالهای اخیر کوچیدن در فضای مجازی را بسیار خوب آموخته و با آن خو گرفته اند. روزگاری نه چندان دور عرصه تعاملشان فیس بوک بود و توییتر. آنان که فیلتر شدند ایرانیان به وایبر کوچیدند. وایبر که محدود شد شاهدکوچ بزرگ آنان به تلگرام بودیم. تا کجا باید فیس بوک ها، توییترها، وی چت ها و تلگرام ها بیایند و نقش بستری را برای زیست عمومی و تعامل هم سطح بین شهروندان و کارگزارن قدرت ایجاد کنند که در جهان واقع کمتر مجالی برای بروز یافته­ است.

شاید بهتر باشد قبل از هر نوع برخورد سلبی، به پسینه معنایی آن نیز توجه کنیم. نکته قابل تامل در باب این نوع از برخوردها این است که ناظر کبیر سهواً شهروندانش را بسوی قانون شکنی و قانون گریزی سوق می­دهد. ناظر کبیر با این نوع از واکنش ها به شهروندان خود راه‏های دور زدن قانون را به شیوه های مختلف می آموزد و با گذشت زمان و تکرار آن، این موضوع تبدیل به یک عادت واره برای شهروندان می شود. حکم فلیترینگ از سوی مراجع قضایی و اجرایی در حکم قانون و نمادی از نمایش قدرت است. اما در عصر اطلاعات و با وجود فیلتر شکن‏های متنوع و فناوری‏های نوینی چون بلاک­چین­ سخن از محدودسازی و فیلترینگ، ساده‏سازی موضوع و پاک کردن صورت مساله است. زیست جهان بشر امروزی زیست جهانی بدون مرز است و این نوع اقدامات شهروندان را بسوی مقاومت و شکل گیری هویت مقاومت در جامعه به تعبیر کاستلزی سوق می دهد. هویت مقاومت در بیان کاستلز، هویتی که به دست کنش‌گرانی ایجاد می‌شود که در اوضاع و احوال یا شرایطی قرار دارند که از طرف منطق سلطه بی‌ارزش دانسته می‌شود. از همین‌روی سنگرهایی برای مقاومت و بقا بر مبنای اصول متفاوت یا متضاد با اصول مورد حمایت نهادهای جامعه ساخته می‌شود. در اینجاست که پادقدرت بروز و ظهور می یابد، چیزی که در هر جامعه‌ای برای به نقد کشیدن روابط نهادینه شده قدرت شکل می‌گیرد. اینجاست که جامعه به سوی تقابل و جدال قدرت و پاد قدرت پیش می رود.

اما کلام آخر، فیلترینگ در ایران مانع از انتشار و گردش اخبار و اطلاعات توسط کاربرانی نشده است که راه­های مختلف دورزدن آن را فراچنگ آورده‌اند. هرچند، دولت‏ها هنوز هم می­توانند از قواي قهریه و حکومت­مندی بهره گیرند، اما تا زمانی که راه‏هایی براي استفاده همزمان از چندین شبکه راهبردي موازي وجود دارد، بهره گیري از ظرفیت هاي دولتی و تلاش همه جانبه براي استفاده از قدرت، معمولاً چندان دوام و پایایی نمی­یابد. بنابراین بیاییم تا قانون گریزی را برای شهروندانمان تبدیل به عادت واره نکنیم. بیاییم به قدرت با دیگران بیندیشیم و نه به قدرت بر دیگران.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته