يكشنبه 30 ارديبهشت 1397

Sunday 20 May 2018

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/ایران پسا برجام: بازگشت به نقطۀ کانونیِ بحران

ایران پسا برجام: بازگشت به نقطۀ کانونیِ بحران

  • برای دولت جدید امریکا تخریب برجام وسیله است؛ وسیله¬ای برای بازگرداندن ایران به نقطۀ کانونیِ بحران. دولت ترامپ تنها برجام را هدف نگرفته است. هدف دیگر تغییر رژیم است. ابزار رسیدن به تغییر رژیم، تخریب برجام و بازگرداندن ایران به نقطۀ آغاز یعنی تبدیل آن به نقطۀ کانونیِ بحران در جهان است.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  دوشنبه, 10 ارديبهشت 1397    10:01    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال_سرویس گفتمان منافع ملی/ پروژۀ هسته¬ای یک پروژۀ ملی بود. به همین دلیل برجام توافقی با قدرت¬های جهانی بر سر یک پروژۀ ملّی بود و بنابراین لازم بود با اجماع داخلی پیش برود. این اجماع در نهایت به رغم برخی اختلاف¬نظرها شکل گرفت و برجام امضا شد. اکنون اما با وجود دولت افراطی و گفتمان ضدایرانی ترامپ، آیندۀ برجام با ابهام روبرو است. به موازات آن، بحث واکنش¬های ایران به خروج احتمالی ترامپ از برجام اهمیت می¬یابد.


در این زمینه سناریوهای متعددی مطرح شده و می¬شود. اما پیش از این سناریوها و برای یافتن و یا پیشنهاد پاسخی قانع¬کننده به خروج امریکا از برجام، لازم است بدانیم که برجام چه کرد. زمینۀ این پرسش آن است که آیا برجام برای ایران وسیله بود یا هدف.
طبعاً برجام صرفاً وسیله بود؛ وسیله¬ای برای کنترل و مهار سه¬گانۀ تحریم، ایران¬هراسی و مهمتر از همه، سیاست تغییر رژیم (regime change). برجام در حالت ایده¬آل، با غیرامنیتی کردن ایران و خارج کردنِ آن از نقطۀ کانونیِ بحران در جهان، سه¬گانۀ یادشده را تأمین می¬کرد. اما چنانچه برای برخی برجام هدف بوده باشد اکنون باید ناامید و مستأصل، سرنوشت آن را نظاره کنند. اما اگر برجام تنها به عنوان یک وسیله در نظر گرفته می¬شد، اکنون نیز نباید ناامید بود. زیرا روشن است که یک وسیله، در صورت کار نکردن، قابل اصلاح و یا حتی جایگزینی است. اگر برجام را وسیلۀ کنترل سه¬گانۀ خطرناک بالا بدانیم، حفظ آن تنها تا هنگامی حائز اهمیت و ضروری است که هدف خود را تأمین کند. اما آیا برجام سه¬گانۀ بالا را تأمین کرده است؟ دشوار است که صرفاً با بله یا خیر پاسخی قطعی داد.


در هر سه ضلع سه¬گانۀ یادشده نه می¬توان از کار کردنِ کاملِ برجام برای ایران سخن گفت و نه از بی¬اثر بودنِ آن. در مورد نخست، برجام تحریم¬های بین¬المللی مرتبط با پروندۀ هسته-ای را لغو کرد اما ایران – به دلیل رفتار مبهم دولت امریکا و در نتیجه، بیم سرمایه¬گذاران خارجی و نیز داخلی – بسیار کمتر از آنچه انتظار می¬رفت از رفع تحریم سود برد. در مورد دوم، طبعاً نگاه جهان به ایران به عنوان یک کشورِ برهم زنندۀ نظم و امنیت منطقه¬ای تغییر کرد و تعهّد ایران به برجام به این تغییر کمک کرد. اما در مقابل، ایالات متحده و متحدان منطقه¬ایِ آن تلاش کرده¬اند تا ایران¬هراسی را، این بار با تمرکز بر سیاست منطقه¬ایِ ایران و ارائۀ تصویر ایران به عنوان برهم زنندۀ ثبات و امنیتِ منطقه¬ای، بازتولید کنند. البته در این زمینه موفقیت چندانی به دست نیاوره¬اند. در مورد سوم، سیاست تغییر رژیم به طور رسمی از سوی اوباما در سازمان ملل و نیز در نامه¬های وی خطاب به رهبری کنار گذاشته شد. هدف آن دولت تعامل با ایران به منظور تغییر رفتار – و نه نظام – جمهوری اسلامی ایران بود. اما دولت ترامپ به وضوح و به طور رسمی و از زبان مقام¬های بلندپایۀ آن سیاست تغییر رژیم را از سر گرفته است.


بنابراین، با مرور سه¬گانۀ یادشده روشن می¬شود برجام به عنوان وسیله، به شکلی که انتظار می¬رفت، کار نکرده است. دلیل آن بدعهدی دولت ایالات متحده است. بنابراین، انگیزه¬های ایران برای ابقای برجام و پایبندی به آن نباید بالا باشد. در نتیجه، خروج ایران از برجام پس از خروج ایالات متحده با توجه به سه¬گانۀ یادشده، عقلانی¬ترین گزینه به نظر می¬رسد. اما آنچه تا اینجا مطرح شد تنها یک روی سکه است. روی دیگر سکه سیاست جدید ایالات متحده و اهداف آن است. به عبارتی، سیاستگذار ایرانی نباید تنها بر اساس چالش¬های داخلی تصمیم-گیری کند. اهداف طرف مقابل گاه از اولویت¬های داخلی نیز مهمتر و توجه به آنها ضروری¬تر است. پرسش آن است که ترامپ چه می¬خواهد؟


برای دولت جدید امریکا تخریب برجام وسیله است؛ وسیله¬ای برای بازگرداندن ایران به نقطۀ کانونیِ بحران. دولت ترامپ تنها برجام را هدف نگرفته است. هدف دیگر تغییر رژیم است. ابزار رسیدن به تغییر رژیم، تخریب برجام و بازگرداندن ایران به نقطۀ آغاز یعنی تبدیل آن به نقطۀ کانونیِ بحران در جهان است. تمرکز بر سیاست منطقه¬ایِ ایران و سخن از لزوم یک توافق مکمّل برای برجام تنها اهداف اعلامی با هدف اعمالیِ تغییر رژیم است. ایران، از دید مجموعۀ پیرامون آقای ترامپ، در حد و اندازه¬ای نیست که طرف مذاکرۀ ایالات متحده قرار بگیرد. و از همین منظر دولت اوباما مورد انتقاد این مجموعه است. بنابراین، دولت ترامپ تبدیلِ مجددِ ایران به نقطۀ کانونیِ بحران در جهان را هدف گرفته است تا بتواند نیات خود را آسان¬تر در قبال تهران پیش ببرد.


کاستن از جذابیت برجام برای ایران و محدود کردنِ انگیزه¬هایِ آن برای تداوم سیاست فعلی، یکی از مهمترین اهدافی است که دولت ترامپ دنبال می¬کند. چنانچه ترامپ مطمئن بود که تهران بلافاصله پس از وی از برجام خارج خواهد شد چه بسا پیش از این از برجام خارج شده بود. زیرا خروجِ واکنشیِ ایران از برجام کمک فراوانی به سیاستِ امنیتی کردنِ تهران در منطقه و جهان می¬کند و ایران به سادگی به نقطۀ کانونیِ بحران در جهان باز گشته و در نتیجه، سه¬گانۀ مورد نظر ایران (رفع تحریم، کنترل ایران¬هراسی و گذار از سیاست تغییر رژیم) اساساً معنای خود را از دست می¬داد.


در این شرایط ج. ا. ایران چه باید بکند. با در نظر گرفتنِ اهداف و رویکردهای دولت ترامپ در قبال ایران، گزینۀ عقلانیِ خروج از برجام میزانی از عقلانی بودنِ خود را از دست می¬دهد. زیرا ایران به محض خروج از برجام، توان قابل توجهی به دولت ترامپ در بازگرداندنِ ایران به دورۀ تحریم¬های شکننده تحت فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل خواهد داد. البته ترامپ در هر صورت چنین گزینه¬ای را در دسترس دارد. اما تفاوت خروج تهران از برجام و یا تداوم تعهد به آن در این نکته نهفته است که ترامپ با مشروعیّت بین¬المللی، تحریم-ها را علیه ایران بازگردانده و حتی مخالفانِ خود (روسیه و چین) و اطراف غیرموافق (آلمان، انگلیس و فرانسه) را همراه خواهد کرد. به عبارتی، ایران به صورت خودکار به نقطۀ کانونی بحران باز می¬گردد. در حالی که بدون تخطّی ایران از تعهدات برجامیِ خود، دولت ترامپ دشواری¬هایی جدی در قانع و همراه کردنِ دیگر اطراف بین¬المللی علیه ایران خواهد داشت. به عبارتی، خود ترامپ و سیاست¬های دولت جدید امریکا، نقطۀ کانونی بحران در نظر گرفته خواهد شد و این مسئله بُردی استراتژیک برای ایران خواهد بود.


با توجه به نکات یادشده، سیاست عقلانی ایران در برابر خروج احتمالیِ دولت ترامپ آن است که در چارچوبِ مورد توافق در برجام (کمیسیون مشترک) نقض مادی (material breach) را پیگیری کند و از این طریق به کانونی شدنِ امریکا در بحرانِ جهانی پس از آن کمک کند.
این سیاست تا هنگامی عقلانی خواهد بود که امریکا همچنان در نقطۀ کانونی بحران جای گرفته باشد. چنانچه، همچنانکه انتظار می¬رود، تحولات به تدریج به زیان ایران پیش برود و تهران، در نتیجۀ ابزارهای قابل توجه ایالات متحده در جهت¬دهی به دیپلماسیِ جهانی، به نقطۀ کانونیِ بحران تبدیل شود، تنها در آن نقطۀ تصاعد تحریم و بحران است که تداوم تعهدات به برجام چه بسا عقلانی نباشد. افزون بر این و در کنار پیگیریِ سازوکارهای قانونیِ تنبیهی علیه دولت ایالات متحده، به نظر می¬رسد جمهوری اسلامی ایران گزینه-هایی همچون تشدید فعالیتِ منطقه¬ایِ ضدامریکایی در زمینه¬های سیاسی (از جمله در عراق و لبنان) را نیز دارد.


در این میان سه اقدام مکمل از سوی ج. ا. ایران به نظر ضروری می¬رسد:
نخست مطرح کردن شفاف و بی تعارف تحولات مرتبط با برجام و سیاست دولت ترامپ با مردم و در جریان قرار دادنِ مردم با جزئیات تحولات و گزینه¬های پیش روی ایران در قالب برجام و ورای آن است. هدف از این اقدام آماده¬سازیِ افکار عمومی داخلی برای هرگونه تحول و سناریوی مرتبط با برجام است.
دوم تشکیل کمیتۀ بحران با حضور تمامیِ نیروهای مؤثر و ملی تحت نظر رهبری و از طریق شورای عالی امنیت ملی برای پیگیری تحولات برجام و پیشنهاد راهکارهای لازم برای هر مرحله است. هدف از این اقدام ایجاد انسجام داخلی و تحکیم وحدت سیاسی در ارتباط با تحولات پروندۀ ملیِ هسته¬ای و شیوۀ تعامل با جامعۀ جهانی است.
سوم آماده¬سازیِ اقتصاد کشور برای دوره-ای نوین از تحریم و فشار اقتصادی است که احتمالاً از یک سال آینده آغاز خواهد شد.


نکتۀ واپسین آنکه برجام دیگر نمی¬تواند کنترل کنندۀ فشارها بر ج. ا. ایران باشد. اما این توافق، با توجه به سیاست تهاجمیِ ترامپ، همچنان برگ برندۀ ایران به عنوان یک کشور متعهّد و مسئولیت¬پذیر است. رفتار ایران نباید این برگ برنده را از بین ببرد. در عین حال، باید از این برگ برنده و دیگر ابزارهای سیاسی ایران در منطقه برای بالا بردنِ هزینۀ سیاست ضدایرانیِ ترامپ بهره گرفت.
فاصلۀ خروج ترامپ از برجام و خروج ایران از آن، می¬تواند دوره¬ای طلایی برای دیپلماسی ایران باشد. باید از این فرصت نهایت استفاده را برای بهبود چهرۀ ایران در جهان، تحکیم تصویر بی¬مسئولیتِ دولت ترامپ و آماده¬سازی برای دوره¬ای از رویارویی در آینده-ای نه چندان دور کرد.

telegram channel

درباره نویسنده

حسن احمدیان

حسن احمدیان

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته