يكشنبه 29 مهر 1397

Sunday 21 October 2018

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/پیکان، پراید، پیام‌رسان داخلی

پیکان، پراید، پیام‌رسان داخلی

  • در شرایطی که پیروزی تلگرام بر تلویزیون قاطع و ثابت شده است، اختراع و یافتن رقیب داخلی و جدی دیگری، در برابر تلگرام به دغدغه این روزهای کشور تبدیل شده است و جلسات و بحث‌های مختلفی حول محور یافتن رقیبی، که گویا از نظر مسئولین تنها راهکار جدی است صورت می‌گیرد. موضوع این مقاله طرفداری از ایجاد چنین پیام رسانی و یا مخالفت با آن نیست، بلکه سنجش امکانات عملیاتی شدن این ایده بویژه در مقایسه با دو ایده کلان صنعتی و خود کفایی ایرانی در دهه های اخیر و توجه کردن به نکاتی در مسیر طراحی احتمالی آن است.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  سه شنبه, 29 اسفند 1396    10:38    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال_سرویس گفتمان منافع ملی/ در شرایطی که پیروزی تلگرام بر تلویزیون قاطع و ثابت شده است، اختراع و یافتن رقیب داخلی و جدی دیگری، در برابر تلگرام به دغدغه این روزهای کشور تبدیل شده است و جلسات و بحث‌های مختلفی حول محور یافتن رقیبی، که گویا از نظر مسئولین تنها راهکار جدی است صورت می‌گیرد. موضوع این مقاله طرفداری از ایجاد چنین پیام رسانی و یا مخالفت با آن نیست، بلکه سنجش امکانات عملیاتی شدن این ایده بویژه در مقایسه با دو ایده کلان صنعتی و خود کفایی ایرانی در دهه های اخیر و توجه کردن به نکاتی در مسیر طراحی احتمالی آن است. این نخستین بار نیست که محصولات خارجی یا تولیداتی که در بیرون جغرافیای این کشور صورت گرفته به عنوان یک تهدید یا به عنوان چیزی که به ما تعلق ندارد و ما باید خود تولید کننده آن شویم برجسته می‌شود.


داستان صنعت خودروسازی ایران شاید گویاترین و ماندگار‌ترین نمونه چنین کوششی باشد، کوششی که از دهه ۱۳۴0غاز شده و همچنان تداوم دارد. این کوشش در دو نظام سیاسی بسیار متفاوت از یکدیگر صورت گرفته و نتایج آن اکنون پیش روی ماست. پیکان و پراید به عنوان برندهای کلیدی این تلاش ۶۰ ساله، نتایج آن را نمایندگی می کنند. پیکان که پس از مدتی با شرمساری کنار گذاشته شد و داستان تراژیک پراید نقل محافل جوانان ایرانی امروز است و جز به لطف تعرفه و تحمیل به مصرف کننده‌ای که امکان گزینه دیگری را پیش‌رو ندارد، این محصول نمی تواند داوم داشته باشد. از همین روست که در اوج تولید این محصول و در شرایطی که پرفروش ترین خودرو در بازار ایران محسوب می شود تصمیم به تعطیلی خط تولید آن می گیرند، چرا که خود میدانند داستان از چه قرار است و تحت چه شرایطی به فروش میرود و تا چه میزان به مصرف کننده، محیط زیست و منافع ملی کشور اجحاف می‌شود.
اینکه خیابان‌های ایران، جولانگاه خودروی‌های 30 سال پیش کره جنوبی شده اند خود گویای تحقیری است که به این ملت روا داشته شده است. دلایل شکست این پروژه‌های بسیار عظیم و بسیار پرهزینه و پروژه‌های مشابه دیگری که جملگی راه به بیراهه بردند، باید پیش از هر کوشش هزینه بر دیگری برای ایجاد پیام رسان داخلی مورد توجه قرار گیرد به ویژه آنکه چنین پیام رسانی از منابع ملی و از جیب تک تک این مردمان تولید خواهد شد و شکست ان به معنای بر باد رفتن بخشی از منابع ملی خواهد بود.


اما پیامرسان داخلی در قیاس با پیکان و پراید وضعیت بسیار دشوار تری دارد به دلیل آنکه ناگزیر است در اقتصاد اطلاعاتی که تعرفه در آن نقش چندانی ندارد و فناوری به صورت فزاینده ای کاربر محور می شود، رقابت نماید. به بیان دیگر پیام رسان داخلی مجبور است از بدو تولد با واتس آپ، تلگرام و پیام رسان‌های مشابه که همین الان و پیش از شروع رقابت، تعداد کاربران برخی از آنها چندین برابر کل جمعیت ایران است و اساسا برای مخاطب جهانی طراحی شده اند رقابت نماید.


مهم‎تر آنکه دولت به معنای عام کلمه بیشتر از کمک مالی نمی‌تواند کاری در راستای حمایت از چنین پیام رسانی انجام دهد. برخلاف پیکان و پراید که دولت، آنها را به دلیل سیاستهای صنعتی خود بر مصرف کننده تحمیل کرد و با ابزار تعرفه و بستن بازار به روی تولیدات خارجی، حیات آنها را تداوم بخشید.
در اقتصاد اطلاعاتی دولت اساسا نمی تواند چنین کارکردی داشته باشد. نماد این ناتوانی دولت ها در سراسر جهان موضوع فیلترینگ است که با یک کلیک بیشتر، بر باد می‌رود. بنابراین پیام رسان داخلی در فضایی مجبور به رقابت است که با فضای پیکان و پراید تفاوت بسیار عمیقی دارد. پیام رسان داخلی مجبور است در فضای جهانی و بدون حامی قدرتمندی چون دولت رقابت نماید. در وضعیت کنونی تنها محصولات ایرانی که می توانند در جهان رقابت کنند را قالیبافان، زعفران کاران و پسته کاران ایرانی تولید می کنند. لشکر عظیم مهندسین و صنعتگران ایرانی که در دهه های اخیر از مواهب بی حد و حصر دولت و از جیب مصرف کنندگان همواره بهره برده اند تقریبا هیچ محصولی برای عرضه به بازار جهانی تولید نکرده اند، بلکه هماره کوشیده اند مصرف کننده داخلی را مجبور به خرید محصولاتشان کنند. اما مصرف کننده ایرانی در اقتصاد اطلاعاتی حق انتخاب را به دست آورده و می تواند بین واتس آپ، تلگرام و پیام رسان داخلی انتخاب کند. اساسا همین قدرت انتخاب بود که تکرار داستان پیکان و پراید در صنعت تولید گوشی های همراه را در در همان ابتدا به شکست کشاند و بازار تماما در اختیار برندهای جهانی قرار گرفت.


فراتر از این، موفقیت پیام رسان داخلی نیازمند تولید نوعی از سرمایه اجتماعی است که نه در ایران امروز بلکه در تاریخ چند صد ساله اخیر این سرزمین هیچگاه در رابطه دولت و جامعه وجود نداشته است. به بیان دیگر توجه به این نکته که پیام رسان داخلی بر چه بستری از سرمایه اجتماعی موفق می‌شود، پرسشی بسیار جدی است. پیکان و پراید بدون توجه به الزامات صنعتی جهان و پیشرفت های صنعت خودرو در پهنه جهانی به مصرف کننده ایرانی تحمیل شدند و با بستن مرزها و دیوار بلند تعرفه همچنان دوام آوردند تا زمانی که همگان به این نتیجه رسیدند که این محصولات بیش از آنکه نمادی از صنعتی شدن باشند مایه شرمساری اند و همین شرمساری فراگیر باعث شد به تدریج معنای خود را از دست بدهند و به طنزی تلخ در جامعه ایرانی بدل شوند. پیام رسان داخلی حتی فرصت چنین چیزی را هم ندارد چون از لحظه تولد باید با غولهایی رقابت کند که هم به لحاظ فناوری هم به لحاظ اینکه در متن و بطن اقتصاد اطلاعاتی قرار دارد و هم به لحاظ بهره گیری از سرمایه اجتماعی بسیار پیش افتاده اند.


خلاصه آن که پیش از پول پاشی شبیه پیکان و پراید برای پروژه پیام رسان داخلی به چند گام جلوتر از تولید آن هم بیندیشیم تا به سرنوشت پراید، پیکان و سیاستهایی که در حوزه آب و محیط زیست در سالهای اخیر در پیش گرفته‌ایم دچار نشود و بخش دیگری از منابع کمیاب این کشور به فنا نرود.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته