يكشنبه 2 ارديبهشت 1397

Sunday 22 April 2018

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/ایران و قدرت‌های بزرگ/ خانه تکانی در وزارت خانه

ایران و قدرت‌های بزرگ/ خانه تکانی در وزارت خانه

  • با توجه به تغییر ساختار وزارت خارجه که بنا به گفته سخنگوی آن وزارت خانه : " این تغییرات جدید یکی از بزرگترین اتفاقاتی است که وزارت خارجه بعد از انقلاب داشته، اکنون منطقی است، از وزارت خارجه پرسیده شود در مقابل جهان در حال تغییر فعلی چقدر آماده و مجهز است تا از منافع کشور دفاع کند؟ آیا این دستگاه فرض بنیانی خود را بر موثر بودن نهادهای برخاسته از جنگ جهانی دوم قرار داده است ؟ اگر بنای سیاست خارجی بر ساختارهایی مثل سازمان ملل نهاده شده است لاجرم یکی از نیازهای پایه، تعریف رابطه کشور با قدرتهای بزرگ یعنی اعضائ دائمی شورای امنیت سازمان ملل است. اینکه ایران چه تعریفی از این قدرتها دارد و آنها را چگونه می بیند و جایگاه هریک در روابط خارجی کجاست؟ بررسی رفتار فعلی ایران واجد آن است که ظرفیت پاسخگویی به این سئوالات بطوری که بتوان از آن اجماع، برداشت کرد وجود ندارد

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  سه شنبه, 17 بهمن 1396    16:04    سرویس گفتمان منافع ملی

اینترنشنال_سرویس گفتمان منافع ملی/ با توجه به تغییر ساختار وزارت خارجه که بنا به گفته سخنگوی آن وزارت خانه : " این تغییرات جدید یکی از بزرگترین اتفاقاتی است که وزارت خارجه بعد از انقلاب داشته که تمامی ملاحظات کیفی در این تغییر ساختار دیده شده است. یکی از اهداف آن چابک سازی وزارت امور خارجه است. در این ساختار وزیر، معاون، وزیر و مدیر کل در نظر گرفته شده و دو لایه به طور کامل حذف شده است."


با توجه به این تغییرات شاید غیر منطقی نباشد که اکنون از وزارت خارجه پرسیده شود در مقابل جهان در حال تغییر فعلی چقدر آماده و مجهز است تا از منافع کشور دفاع کند؟ این وزارت خانه در ادامه ممکن است با سئوالهای بیشتری روبرو شود مثل اینکه : آیا این دستگاه فرض بنیانی خود را بر موثر بودن نهادهای برخاسته از جنگ جهانی دوم قرار داده است ؟ به نظر وزارت خارجه، سازمانها و شبکه های اجتماعی نوین در وابستگی به این نهادهای تاریخی تعریف می شوند یا برای خود استقلال دارند؟ آیا ایران ظرفیت بکارگیری سیاست روشنی در قبال این شبکه‌ها و سازمان‌های نوین دارد؟ ایران چه جایگاهی برای قدرت های موسوم نوظهور تعریف کرده و چه انتظاری از آنها دارد؟
بررسی رفتار فعلی ایران واجد آن است که ظرفیت پاسخگویی به این سئوالات بطوری که بتوان از آن اجماع برداشت کرد وجود ندارد. اگر بنای سیاست خارجی بر ساختارهایی مثل سازمان ملل نهاده شده است لاجرم یکی از نیازهای پایه، تعریف رابطه کشور با قدرتهای بزرگ یعنی اعضائ دائمی شورای امنیت سازمان ملل است. اینکه ایران چه تعریفی از این قدرتها دارد و آنها را چگونه می بیند و جایگاه هریک در روابط خارجی کجاست؟

شرایط فعلی اینگونه است:
آمریکا رابطه ویژه ای با ایران دارد. البته سیاست های آقای ترامپ و اهداف دولت جدید آمریکا خیلی واضح نیست. نحوه تعامل این کشور با سازمانهای بین المللی و ساختارهایی که بر اساس قانون گردانده می شوند از جمله سازمان ملل نیز در ابهام قرار دارد . تنها خاصیت آمدن ترامپ برای ایران واضح تر شدن مسائل سیاسی داخلی در رابطه با آمریکا است. دیگر بخشی از نخبگان سیاسی کشور که گه گاه با خوشبینی به این رابطه نگاه کرده و در بسیاری از موارد ایران را منشاء و باعث مشکلات میدانستند به حاشیه رانده شده اند و تقریبا هم اکنون می توان گفت در " حاکمیت " نظر گاهی که بخواهد تعریفی غیر از دشمنی و خصومت از این رابطه داشته باشد عملا در انزوا قرار گرفته است . بطور کلی آمریکا می خواهد حاکمیت فعلی نباشد و این حاکمیت نیز برنامه ای برای واگذاری قدرت ندارد.


روابط با انگلیس در هاله ای از "ابهام استراتژیک " قرار دارد . از یک طرف برای برقراری مجدد رابطه که تابحال سه بار قطع شده و گشایش سفارتخانه ها تلاش بی وقفه صورت می گیرد و همه از رئیس جمهور به پایین برای آن مایه می گذارند و از طرف دیگربا کلیه مواهب بوجود آمده از برقراری رابطه مخالفت و مانع تراشی می شود . اگر فعالیت سفارت ایران در لندن مورد توجه قرار گیرد کمتر موضوعی در روابط دوجانبه ، توسعه روابط ، ملاقاتهای سیاسی با عناصر ذینفوذ انگلیسی، نمایندگان مجلس و رایزنی های بین المللی ..... را می توان یافت .
به هر دلیل نا معلوم، ایرغم جایگاه مهم انگلیس در جهان و خصوصا نظرات متفاوت این کشور با آمریکا در مسائل منطقه خودمان تا بحال شاهد رایزنی هدفدار مقامات ایرانی با انگلیسی نبوده‌ایم. معلوم نیست چرا مسئولین ایرانی این فرصت را نادیده می گیرند . آیا هنوز ایران دولت انگلیس را متحد آمریکا دانسته و بر این منوال می خواهد با آن برخورد کند ؟ ظاهرا برای دولتمردان ایرانی کل اهمیت رابطه با انگلیس عبارت است از تسهیلات صدور ویزا برای اتباع ایرانی در ایران. آیا نهایت "منافع" ایران در این گونه امور است ؟


روسیه جایگاه خود را در روابط خارجی ایران آرام آرام مشخص می کند . تا دوسال پیش ایران در هیچ یک از متون رسمی روابط ارزشمند روسیه با جهان قرار نداشت. روابط اقتصادی گسترش نمی یافت و محدودیت های زیادی بر آن بار بود. اما مشاورت و رایزنی های ایران و روسیه در دو سال اخیر و همکاری دو کشور در حل یکی از پیچیده ترین مناقشات منطقه ای یعنی سوریه جایگاه روابط را به مدار بالا تری منتقل کرده است .حالا بحث گسترش روابط توسط بسیاری از مقامات تاکید می گردد اما آیا شرایط و ملاحظات این جایگاه را ماتعریف کرده ایم یا خود روسیه مدیریت روابط را بدست گرفته و ایران باید دنباله رو باشد؟ البته ظاهرا این جایگاه علیرغم رفیع بودن هنوزاز قوام استراتژیک برخوردار نیست اما در حال حاضر می توان ارزیابی نمود که روسیه در تامین امنیت ایران نقش بازی می کند.


اما فرانسه رابطه عشق و نفرت را با ایران پس از انقلاب اسلامی داشته است . از یک طرف نظرات نسبتا مستقلش در تحولات جهانی ایران را به وی جلب می کند و از طرف دیگر پرچمداری "ارزشهای غربی" باعث شده است این روابط دستخوش بحرانهای جدی و مکرر شود. در جریان مذاکرات برجام فرانسه یکی از موانع جدی پیشرفت مذاکرات بود و فشار عذاب آوری را بر تیم ایرانی وارد کرد و از طرف دیگر اولین کشوری بود که پس از توافق آقای فابیوس وزیر خارجه اش را به ایران فرستاد و مهمترین قراردادهای پس از برجام در حوزه های نفت و خودرو نیز به این کشور تعلق دارد . اکنون نیز تحت عنوان حمایت از" برجام " نا باورانه تلاشی را برای وادار کردن ایران به پذیرش شرایط جدید مورد نظر آقای "ترامپ " آغاز کرده است !!


نهایتا چین، دومین قدرت اقتصادی جهان و اولین شریک تجاری بیش از صد و سی کشور، منجمله ایران که چین را دوست "استراتژیک " خود می‌خواند. بنیان این رابطه "استراتژیک " در گسترش تجارت و تعاملات نفتی نهفته است . بخشی از ارتباطات ایران و یا هر کشوری با چین بعنوان بزرگترین تولید کننده اقلام مصرفی و صنعتی آنقدر طبیعی است که از آن نمیتوان برداشت سیاسی و یا تصمیم گیری و برنامه ریزی خاصی کرد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم اگر کالای مصرفی ارزان می خواهید مجبورید با چین رابطه داشته باشید . و یا در مورد فروش نفت آیا اصلا انتخاب دیگری در جهان وجود دارد؟ چین بزرگترین مصرف کننده نفت است و عقل سلیم تجاری و یا منافع ملی و یا هر تصمیم دیگری ایران را بسوی چین رهنمون می کند . ایران باید بخشی از نفت را به چین بفروشد و چین هم بر اساس اصل تنوع سازی منابع خرید حتما مقداری نفت از ایران خواهد خرید . بنابر این در این بخشها کار خیلی طبیعی انجام می گیرد و ربطی به سیاست گذاری، برنامه‌های استراتژیک و یا هر فکر و برنامه ای که معمولا مسئولین در برنامه های خود به آن اشاره می کنند ندارد.
گزارشات وزارتخانه هایی مثل وزارت اقتصاد و یا صنعت معدن تجارت درمورد چین در اکثر موارد شبیه گزارشات هواشناسی است که بالاخره ابر و باران و باد و درجه حرارت و غیره بدون دخالت سازمانهای مسئول در فعل و انفعال هستند. چین سالانه دو هزار ملیارد دلار واردات و دو هزار و دویست ملیارد دلار صادرات دارد. کل رابطه اقتصادی ایران با چین کمتر از 40 ملیارد دلار است. بنابراین بازی با آمار و تکرار آن بصورت نقطه به نقطه و یا هر ترفند تبلیغاتی و سیاسی دیگر "بی هویتی" روابط ایران و چین را تغییر نمی دهد. در واقع تکلیف این رابطه از نظر سیاسی و جهت گیری آن خیلی مشخص نیست. تعریفی از تمایلات بین المللی چین و تاثیراتش بر سیاست بین الملل صورت نگرفته و جایگاهش در سیاست های ایران مشخص نیست . آیا امنیت و سیاست و به تعبیری آنچه استراتژی تعریف می شود می تواند در روابط ایران و چین نقشی بازی کند ؟
اما چه تعریفی از قدرت های نوظهور وجود دارد؟ برزیل، هند و آفریقای جنوبی چه نقشی در تامین امنیت و یا تامین نیاز های اقتصادی و سیاسی ایران خواهند داشت ؟
ساختار جدید وزارت خارجه چه تغییری در تعاریف فوق بوجود خواهد آورد ؟

telegram channel

درباره نویسنده

حسین ملائک

حسین ملائک

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته