يكشنبه 26 آذر 1396

Sunday 17 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/فرصت‌های پیش روی ایران در «دوران جدید» چین

فرصت‌های پیش روی ایران در «دوران جدید» چین

نویسنده :  جمعه, 19 آبان 1396    22:58    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال- سرویس گفتمان منافع ملی/ کنگره نوزدهم حزب کمونیست چین بعد از یک هفته بحث و مذاکرات داخلی در تاریخ 25 اکتبر با بیانیه‌ها و تغییراتی در کادر رهبری حزب به کار خود پایان داد. در برگزاری این کنگره‌ها که هر پنج سال صورت می‌گیرد معمولاً تلاش شده است تعریف و تحلیل جدیدی از تحولات سیاسی جهان، جایگاه چین در سیاست بین‌الملل، مشکلات داخلی و راه‌حل‌های احتمالی و برنامه‌هایی برای توسعه چین ارائه و دورانی را به نام رهبری چین نام‌گذاری کنند. این بار نیز چون گذشته نام‌گذاری‌های جدید و تغییرات در کادرهای حزبی تیتر روزنامه‌های دنیا را به پیروی از ماشین تبلیغاتی چین پر کرد. «دوران جدید» که در گزارش آقای «شی جین پینگ» به آن اشاره شده است دورانی است که بنا به گزارش ارائه‌شده توسط دبیر کل این حزب با تمرکز بیشتر قدرت در دست رهبری و اصلاحات و فساد زدایی در درون حزب کمونیست، هماهنگی بیشتر ایدئولوژیکی، برخورد با فاصله طبقاتی، توسعه اقتصادی، ایده‌های جدید در حکمرانی و سیاست خارجی خود را برای رویارویی با «ناسیونالیسم جدید آمریکایی به رهبری ترامپ» که یگانه خطری است که می‌تواند مانع رشد و توسعه و قدرت‌گیری چین باشد آماده می‌کند. چین پس از تولید ثروت و اتحاد داخلی اکنون به دنبال قدرت ملی با خواستگاه قدرت نظامی جهانی برای رهبری جهان در سیاست، اقتصاد و حتی محیط‌زیست است. «دوران جدید» دورانی است که چین خود را برای «ساخت جامعه جهانی با آینده مشترک و صلح و ثبات برای همه ابناء بشر» آماده می‌کند. چین در این دوران به کشورهای جهان پیشنهاد می‌کند که اگر می‌خواهند توسعه داشته باشند و استقلال خود را نیز حفظ کنند بهتر است به مدل و پیشنهاد چین توجه کنند.

مدل سیاسی پیشنهادی چین عبارت است از یک حزب فراگیر و مشورت کننده با کلیه اقشار و طبقات و سطوح اجتماعی و با مرکزیتی قوی که ایدئولوژی و اهداف حزب را دنبال کند. از نظر چین این حزب به کلیه نیازهای دموکراتیک جامعه پاسخ داده و ریخت‌وپاش‌های نظام‌های دموکراتیک غربی را ندارد. در واقع وقتی از مخالفت چین با ارزش‌های غربی صحبت می‌شود منظور چنین ساختاری است.

با این مقدمه، تحولات و تصمیم‌گیری‌های نوین در چین به ایران چه ربطی پیدا می‌کند؟ تغییرات سیاسی و تصمیم‌گیری‌ها در چین چه تأثیری بر ایران دارد؟ چه چیزی در چین می‌تواند برای ما الگو باشد؟ ایران که به تعبیری فقط هشت‌صدم درصد روابط اقتصادی با چین را دارا است در کجای معادله جهانی با حضور چین را شامل می‌شود؟

ما از چین چه می‌خواهیم؟ جایگاه چین در روابط خارجی ایران چیست؟

سکان روابط خارجی ایران حداقل با چین در اختیار سه گروه است. یکی سوداگران و پیله‌وران که به دنبال تجارت سنتی و انتقال کالاهای با «قیمت» مناسب و نه «کیفیت» مناسب به ایران و استفاده از شرایط اقتصادی ایران به نفع خود هستند. این گروه در قالب گروهای دوستی با نام‌های مختلف و اتاق‌های بازرگانی با تیترهای متنوع و با تشکیل شرکت‌های متنوع بسیاری از راه‌های ارتباطاتی با چین را در انحصار خود گرفته و با پیدا کردن شرکای متناظر خود در چین که آنها هم عناصری سود پرست هستند به سودآوری شخصی مشغول‌اند. برای اینان تغییرات در حزب کمونیست، کنگره اول و یا نوزدهم حزب کمونیست، حمله چین به تایوان و یا جنگ بین ایران و عربستان اهمیت ثانویه دارد. اوج نمود رفتاری این گروه را در دولت نهم و دهم می‌توان شاهد بود که بدترین قراردادهای مالی و صنعتی و تجاری را به نفع خود و علیه این ملت بدبخت تحمیل مملکت کردند و اکنون نیز «متواضعانه» بر مسندهای مربوطه مشغول انجام تکالیف خود هستند.

گروه دوم شامل تعدادی استراتژیست است که همواره در هوای به دست آوردن قدرت جهانی، به قدرت‌های بزرگ مثل چین و روسیه نیز به‌عنوان ابزاری می‌نگرند که باید خاضعانه و صادقانه وسایل نیل اینان به اهداف خود را بدون چشم‌داشتی تأمین کنند. اینان با توقعات بی‌حساب معتقدند که چین باید همچون یک چک سفید در اختیار بوده و منابع مالی و سیاسی خود را بدون هیچ شرط و شروط یا تنظیماتی روانه ایران کند. این نحوه عملکرد باعث برخورد محافظه‌کارانه چین با ایران شده است.

گروه سوم که البته آنتی‌تز گروه دوم است در اوهام احتمال بلعیده شدن ایران توسط چین و روسیه دائماً بر طبل متوازن کردن چین با اروپا و آمریکا می‌کوبد و سعی دارد که رابطه گروه دوم را با چین با موانع اجرایی روبرو کند. برای اینان مهم نیست که چند ده پروژه کوچک و بزرگ روی زمین بماند اما همین‌که نگذارند توسط چین انجام شود پیروزی بزرگ روشنفکری است.

متأسفانه این سه گروه یکی درست مثل زالو منابع مالی این کشور بیمار را می‌مکد و دو دیگر مانع رسیدن بیمار به دکتر می‌شوند و برآیند آن شرایط فعلی است که هیچ‌کس از آن خشنود نیست. البته سخنوران دولتی و خصوصی زیادی وجود دارند که متون زیبایی تحویل جامعه داده و خواهند داد اما واقعاً نمی‌دانیم از چین چه می‌خواهیم و جایگاه چین در روابط خارجی ما چیست.

این نحوه عملکرد دولتمردان نه به چین که به هر قدرت عاقل دیگری توصیه می‌کند که در رابطه با ایران سیاست را به دست گرفته رابطه و جایگاه را خود تعیین کرده و ارزش‌گذاری کند.

به نظر می‌رسد چینی‌ها بعد از تلاش‌های ناکامشان برای تنظیم مراوده خوب با دولت یازدهم به این نتیجه رسیده‌اند که طرف ایرانی فقط به ملاقات با مسئولین رتبه اول چینی اهمیت داده و اغناء می‌شود و موضوعات طرح‌شده در دیدارها اهمیت نداشته و اراده‌ای برای اجرا پس از آن نیست. به‌طور مثال دو رئیس‌جمهور شش بار و وزرای خارجه چندین بار با یکدیگر ملاقات کرده‌اند که بسیار بااهمیت است اما کارها در همان فاز صفر قرار دارد.

به چین از چه زاویهای نگاه کنیم؟ به عبارت دیگر، چین چه پتانسیل‌هایی را می‌تواند در اختیار ایران قرار دهد؟

یک نگاه اقتصادی است. چین یک پیشران اقتصادی جهانی از طریق تجارت و سرمایه‌گذاری و فاینانس است و آمارهای موجود ظرفیت بالای این کشور برای همکاری را در همه امور نشان می‌دهد. برخی از این توانمندی‌ها در قالب روابط تجاری و اقتصادی معمولی قابل حصول است. چین کارخانه جهان و تولیدکننده هر آنچه صنعت به آن احتیاج دارد است. چین برای تسهیل در امور تجاری بین خودش و سایر کشورها تسهیلات زیادی قائل است. گروه اول پیش‌گفته بر این مسیر مدیریت سوداگرانه دارد.

اما می‌توان به چین از زاویه سیاسی نگاه کرد و از آن طریق مسائل اقتصادی و تجارت را ساخته و پرداخته کرد. کاری که علیرغم تئوری پردازی‌های گروه دوم در مورد آن به دلیل کارشکنی‌های گروه سوم تاکنون نتوانسته است سازمانی به آن بدهد.

غیرقابل‌انکار است که چین به وجود آورنده و تضمین‌کننده نظام بین‌المللی چندقطبی است که حیات جمهوری اسلامی احتمالاً تنها در این نظام قابل‌دوام است. با استفاده از توازن قدرت چین و آمریکاست که روسیه می‌تواند رقابت خود را با آمریکا در صحنه بین‌المللی سازمان‌دهی کند. از این زاویه می‌توان ارزیابی کاربردی از سخنرانی آقای «شی» در کنگره نوزدهم داد. تحلیل حزب کمونیست چین بر این پایه استوار است که نظام سرمایه‌داری در قرن 21 با بحران‌های زیادی روبرو خواهد بود که منجر به تضعیف قطعی آن می‌شود و نهضت سوسیالیسم به رهبری چین به‌عنوان آلترناتیو سیاسی معتبر نتیجه آن خواهد بود. از نظر حزب کمونیست چین تا نیمه قرن 21 به یک قدرت ملی بانفوذ جهانی تبدیل می‌شود. تجربه تاریخی نشان داده است که تاکنون ارزیابی‌های حزب کمونیست چین از موقعیت خود و تحولات خارجی فاصله کمی تا واقعیات داشته است.

بعد از ایران که با انقلاب اسلامی منادی راه «جدیدی» تحت عنوان مردم‌سالاری دینی با تمام کاستی‌هایش بود چین نیز راه حل سومی تحت عنوان تجربه چینی به دنیا پیشنهاد داده است. غرب لیبرال دموکرات پیشنهاد چین را مهلک‌تر برای خود ارزیابی می‌کند. این تفسیر به ایران اجازه می‌دهد فضای تنفسی خود را در کنار چین سازمان‌دهی کند. لذا اگر بخواهیم سیاست منفعت طلبانه ملی را در قبال چین داشته باشیم بهتر است چین را از زاویه سیاست در روابط خارجی خود در نظر گرفته و با سازمان‌دهی مناسبی در ارکان تصمیم‌گیری کشور رفتار خود را با چین سازمان‌دهی کنیم آن‌وقت استفاده از اعتبارات بزرگ مالی که چین به کشور داده است می‌تواند مورداستفاده جدی‌تری قرار گیرد.

 

*حسین ملائک، سفیر سابق ایران در چین

telegram channel

درباره نویسنده

حسین ملائک

حسین ملائک

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته