يكشنبه 26 آذر 1396

Sunday 17 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/گفتمان منافع ملی/ایرانِ ژئوپلتیک، ایران‌های بدیل

ایرانِ ژئوپلتیک، ایران‌های بدیل

  • نویسنده می کوشد یک گزاره کلیدی را مورد بحث قرار دهد: ایران ژئوپلیتیک ایران های بدیل را به حاشیه رانده است. مراد از ایران ژئوپلتیک ایرانی است که اهداف و دغدغه های ژئوپلیتیکی به گفتار و رفتار سیاست خارجی آن شکل می دهد و سایر حوزه ها در حاشیه این اهداف قرار می گیرد. ایران ژئواکونومیک و ایران فرهنگی به عنوان ایران های بدیل تعریف شده اند

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  سه شنبه, 09 آبان 1396    22:16    سرویس گفتمان منافع ملی

اختصاصی اینترنشنال-سرویس گفتمان منافع ملی/ نویسنده می کوشد یک گزاره کلیدی را مورد بحث قرار دهد: ایران ژئوپلیتیک ایران های بدیل را به حاشیه رانده است. مراد از ایران ژئوپلتیک ایرانی است که اهداف و دغدغه های ژئوپلیتیکی به گفتارو رفتار سیاست خارجی آن شکل می دهد و سایر حوزه ها در حاشیه این اهداف قرار می گیرد. ایران ژئواکونومیک و ایران فرهنگی به عنوان ایران های بدیل تعریف شده اند.

پایش رفتار استراتژیک ایران و واکنش هایی که به این رفتار صورت می گیرد نشان می دهد ژئوپلتیک و دغدغه های ژئوپلتیک در کانون این کنش و واکنش ها قرار دارد. در تمامی نبردهای ژئوپلتیک که در محیط پیرامونی ایران در جریان است این کشور یک طرف کلیدی نبرد محسوب میشود. از شامات تا افغانستان، ایران عمدتاً به دلیل توانمندی در تاثیرگذاری بر کانونهای بحران شناخته می شود و بر همین اساس هم به این کشور واکنش نشان میدهند. تقریباً کانون بحرانی در محیط همسایگی ایران نمی توان یافت که این کشور در آن نقشی نداشته باشد یا دغدغه نقش آفرینی در ادبیات سیاست خارجی آن مطرح نباشد.

اما با دقت در تحولات ژئواکونومیک در محیط پیرامونی ایران تصویری کاملا متفاوت پدیدار می شود. این کشور تقریباً در هیچ‌یک از روندهای کلیدی ژئواکونومیک در محیط پیرامونی خود حضور معناداری ندارد. از پروژه جاده ابریشم تا اتحادیه اقتصادی اوراسیا و تا بنادری که در اطراف ایران شکل گرفته و روز به روز توسعه بیشتری پیدا می کنند و تا ایرلاین های معروفی که در سالهای اخیر سر بر آورده اند، ایران در هیچ یک حضور معناداری ندارد. همه این تحولات در حالی به سرعت رخ می دهند که فشارهای ژئوپولتیک رقبا امان اقتصاد ایران را بریده و این کشور را به حاشیه ژئواکونومی منطقه رانده است.

هیچ خط لوله مهم انرژی از ایران یا توسط ایران به سایر کشورها کشیده نشده است. حتی در میدان معروف پارس جنوبی ایران افتخار می کند که توانسته سهم خود را با کشور ۲۰۰ هزار نفری قطر برابر سازد. ایران در ژئواکونومی نفت و گاز در قیاس با رقبا جایگاه قابل توجهی ندارد و صادرات این کشور عمدتاً در مواد خام، محصولات کشاورزی و مواد غذایی خلاصه میشود. هنوز هم نفت، کشاورزان قائنات و رفسنجان و قالیباف‌های روستاهای دور افتاده جور اقتصاد ایران را می کشند.

به عنوان نمونه ای دیگر، تعاملات دبی با ایران در دهه های اخیر چنان افسارگسیخته و یکطرفه گسترش یافته که خطر تبدیل شدن ایران به "پیرامون" دوبی را نمی توان از نظر دور داشت. رقابت اخیر ایران و ترکیه بر سر بازار قطر به روشنی نشان داد که ایران نسبت به ترکیه تا چه حد از توان رقابت کمتری در ژئواکونومی کنونی منطقه برخوردار است. مثالِ دیگر، فضای گسترش روابط اقتصادی با روسیه است که پس از تحریم های غرب علیه این کشور در اختیار ایران قرار گرفت. اما با گذشت زمان مشخص شد که ایران توانمندی چندانی برای حضور و نفوذ در بازار روسیه ندارد.
ایران دیگری که در حاشیه ایران ژئوپلتیک قرار گرفته ایران فرهنگی است. به طور تاریخی فرهنگ یکی از منابع کلیدی قدرت ایران در محیط پیرامونی این کشور بوده است. تأکیدی که در دوران مدرن از سوی برخی روشنفکران بر پیوندهای فرهنگی ایران و کشورهای همجوار و استفاده از این ظرفیت در سیاست خارجی صورت گرفته بیراه نبوده است.

اما ایران فرهنگی نیز چندان مجال بروز و ظهور پیدا نکرده است. مناسبات ایران و افغانستان به عنوان حوزه ای که فرهنگ و ایران فرهنگی باید بیش از هر جایی در آن مجال بروز و ظهور یابد از زاویه حضور و نفوذ آمریکا و ژئوپلیتیک افغانستان و نه از زاویه فرهنگ فارسی، مولانا و میراث مشترک تاریخی دو کشور، تعریف شده و به پیش رفته است. در این جغرافیا که بیشترین قرابت فرهنگی را با ایران دارد موضوعات و مبادلات فرهنگی کاملاً در حاشیه قرار گرفته اند.تعامل نخبگان فرهنگی دو کشور در حداقل قرار دارد و فراتر از شب شعرهای مقطعی، طرح های مهمی برای استفاده از این سرمایه تاریخی ارائه نشده است. کشور دیگر تاجیکستان است که به طور تاریخی از پیوندهای بسیار نزدیک فرهنگی با ایران برخوردار بوده اما تحولات اخیر در روابط دو کشور و به ویژه سرمایه گذاری عربستان بر روی اختلافات میان دو کشور نشان میدهد که ژئوپلتیک تا چه حد در شکل دهی به تعاملات ایران و تاجیکستان نقش مسلط را یافته است.

سخن بر سر کنار گذاشتن ایران ژئوپلیتیک به نفع ایران‌های بدیل نیست بلکه مسئله آن است که چهره قدرت ایران تک وجهی شده و منابع محدود ملی عمدتاً در این حوزه مصرف میشود. روشن است که ایران به عنوان یک کشور متوسط از منابع محدودی برخوردار است و هنگامی که بیش از ۸۰ درصد منابع ملی خود را صرف دغدغه های ژئوپلتیک نماید، در حوزههای بدیلی که در این مقاله بحث شد منابعی برای مصرف باقی نمی ماند سخن بر سر این نیست که ایران منافع ژئوپلتیک را رها کند و تنها به فکر اقتصاد و فرهنگ باشد بلکه سخن بر سرِ شکل‌دهی به نوعی توازن میان ابعاد قدرت ایران است؛ توازنی که از دست رفته و احیای آن شرط لازم برای ماندگاری قدرت ایران است.

telegram channel

درباره نویسنده

محسن شریعتی نیا

محسن شریعتی نیا

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته