شنبه 28 مرداد 1396

Saturday 19 August 2017

شما اینجا هستید:خانه/اقتصاد سیاسی بین المللی/ضرورت چرخش پارادایمی در سیاست خارجی ایران (گذار از ژئوپلیتیکِ وحشت خاورمیانه ای به ژئواکونومیِ امید آسیایی)

ضرورت چرخش پارادایمی در سیاست خارجی ایران (گذار از ژئوپلیتیکِ وحشت خاورمیانه ای به ژئواکونومیِ امید آسیایی)

نویسنده :  دوشنبه, 04 بهمن 1395    17:46    سرویس اقتصاد سیاسی بین الملل

اختصاصی اینترنشنال-سرویس اقتصاد سیاسی بین الملل/ بر خلاف دوران جنگ سرد که تمرکز قدرت در قالب نظم دو قطبی از ویژگی های بارز آن محسوب می شد، در فضای کنونی بین المللی با پراکندگی قدرت مواجه هستیم؛ تا جایی که از نظم چند قطبی یا حتی نظم غیرقطبي سخن به میان آمده است. تاثیر این پراکندگی قدرت، سیال شدن نظم بین الملل و ایجاد فضای جدید کنش در محیط های منطقه ای است، چرا که توان و ارادۀ قدرت های بزرگ سنتی (عموماً غربی) برای درگیری مستقیم در مناطق کاهش یافته به نحوی که و بیشتر مایلند از طریق حضور غیرمستقیم و جهت دهی به موازنۀ قوای سیال منطقه ای ایفای نقش کنند. به همین نسبت، این قدرت های نوظهور و منطقه ای هستند که به بازیگرانی فعال تبدیل شده اند و می کوشند در فضای جدید کنش، قدرت و نفوذ خود را ارتقاء بخشند. در چنین شرایطی، حاکم شدن منطق ژئواکونومیک و فرصت های همکاری و شکوفایی نهفته در آن، نظم و ثبات نسبی را برای برخی مناطق (شرق آسیا) به ارمغان آورده است. در مقابل، سیطرۀ منطق ژئوپلیتیکِ وحشت ، بی ثباتی، جنگ و درگیری را در برخی از دیگر مناطق (خاورمیانه) موجب شده است. در اين ميان، ايران با توجه به نقش بین المللی و موقعيت جغرافيايي خود در ميانة دو منطقه با دو منطق متفاوت واقع شده است؛ يكي آسيا در مفهوم كلي خود كه به نظر مي رسد بيشتر به سوي ژئواكونومي اميد ميل مي كند و ديگری خاورميانه كه در دام ژئوپليتيك وحشت گرفتار آمده است.
ضرورت و اهمیت چرخش سياست خارجي ايران از ژئوپليتيك وحشتِ خاورمیانه ای به ژئواكونومي امید آسیایی در این امر نهفته است که ما شاهد بحران های تصاعدی، انباشتی و مُسری در خاورمیانه هستیم به نحوی که صحبت کردن از همکاری و به ویژه همکاری اقتصادی و همگرایی و ایجاد نظم منطقه ای همکارانه در چنین شرایطی بیشتر به یک شوخی شبیه است. در همین شرایط بحران زده، اگر افق دید و سطح تحلیل را به ورای خاورمیانه و جنوب غرب آسیا گسترش دهیم، مناطق دیگری را می بینیم که اساساً با منطق ژئواکونومیک، چارچوب همکاری و رقابت را به گونه ای میان خود تنظیم کرده اند که نظم و ثبات نسبی منطقه شان حفظ شده است. دو استدلال اصلی در همین ارتباط قابل طرح است:
1) امکان بازسازی نظم منطقه ای در خاورمیانه در چارچوب منطق/پارادایم ژئوپلیتیک و از طریق غلبۀ نظامی-امنیتی اگر نگوییم ناممکن، بسیار دشوار است. این منطقه در دام درگیری های ژئوپلیتیک وحشت گرفتار شده است. مناقشات قومی-مذهبی، تروریسم، فروپاشی دولتها، جنگهای داخلی و غیره با ماهیتی تصاعدی، انباشتی و مُسری در منطقه به چشم می خورند و تصویری از درگیری های بی انتها را ترسیم می نمایند. در شرایط موجود چشم انداز بازسازی نظم منطقه ای نامحتمل به نظر می رسد چرا که نه امکان و ارادۀ نظم سازی توسط قدرتهای بزرگ وجود دارد، نه شرایط ایجاد نظم هژمونیک توسط یک قدرت واحد منطقه ای مهیاست و نه دورنمای یک نظم همکارانه به چشم می خورد.
2) ایران با توجه به جایگاه خود در میانۀ دو منطقه با دو منطق متفاوت قرار گرفته؛ آسیا در مفهوم کلی خود با منطق ژئواکونومیک و خاورمیانه با منطق ژئوپلیتیک. ما همه از دشواری های انجام چرخش پارادیمی در سیاست خارجی ایران آگاهیم، ولی هرچه درگیری های ژئوپلیتیک، نظامی و امنیتی خاورمیانه/جنوب غرب آسیا بیشتر می شود، ضرورت و اهمیت چرخش به سوی ساختارهای ژئواکونومیک آسیا نیز افزایش می یابد. بدیهی است این چرخش پارادایمی به معنای رها کردن و خاتمۀ نفوذ خاورمیانه ای ایران نیست چرا که واقعیات جغرافیایی و ژئوپلیتیک، حضور ایران در خاورمیانه را برای حفظ امنیت ملی کشور حیاتی ساخته است. منظور از چرخش پارادایمی تحولی ذهنی-عینی است که بتواند حوزه های نفوذ (خاورمیانه، جنوب غرب آسیا، آسیای مرکزی و...) و نوع نفوذ (امنیتی-نظامی، اقتصادی-فرهنگی و ...) را در راستای منافع ملی اولویت بندی نموده و با تخصیص بهینۀ منابع محدود کشور، با اتخاذ سیاست های دستاورد-محور (و نه صرفاً رسالت-محور)، امنیت پایدار و شکوفایی ملی را به ارمغان آورد.
همچنان که می دانیم، پارادایم ها، معیارهای درونی صدق و کذب خود را دارند و می توانند در یک سیکلِ خود-ارجاع، حوزه های موضوعی خاص مورد علاقۀ خود (و نه حوزه های مهم از دید سایر پارادایم ها) را به عنوان مسائل اصلی و حیاتی، به گونه ای مطرح کنند که پاسخ درست به آن "مسائل" نیز در دل همان پارادایم (و نه دیگر پارادایم ها) وجود داشته باشد. به عبارت دیگر "مسئله" در یک پارادایم به گونه ای طرح می شود که راه حل/پاسخ درست نیز از دل همان پارادایم استخراج شود. به نظر می رسد سیاست خارجی ایران در شکل کلی خود از چنین آفت پارادایمی رنج می برد. به این معنا که پارادایم غالب/حاکم بر سیاست خارجی کشور (خاورمیانه ایِ امنیتی-نظامی) در سیکلی خود-ارجاع، مسائل حیاتی کشور را به گونه ای طرح می کند که پاسخ انحصاری مسائل سیاست خارجی کشور نیز صرفاً در همین پارادایم و باورمندان و مجریان آن قابل حصول باشد و از آنجا که پارادایم، معیارهای صدق و کذب درونی خود را دارد، همه چیز در سیاست گذاری های ناشی از این پارادایمِ غالب، ظاهراً منطقی و معقول به نظر می رسد. چون به اصطلاح، خودش برگه های امتحانی خود را تصحیح می کند و طبیعتاً به آن نمرۀ قبولی می دهد. در صورتی که پارادایمی دیگر (آسیاییِ اقتصادی-فرهنگی) می تواند مسائل حیاتی را به گونه ای کاملاً متفاوت طرح کرده و به پاسخ های اساساً متفاوت در سیاست خارجی برسد. از این رو باز کردن پنجره ای جدید در سیاست خارجی در قالب پارادایم ژئواکونومی امید آسیایی برای پرهیز از آفت انحصارگرایی پارادایمی و نیز تامین امنیت پایدار ملی و نیز افزایش گزینه های کنش استراتژیک کشور حیاتی است.

telegram channel

درباره نویسنده

مسعود موسوی شفائی

مسعود موسوی شفائی

  • هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس
  • پژوهش‌گر حوزه اقتصاد سیاسی
  • تماس: m.moosavi@theinternational.ir

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته
 
 
No result...