سه شنبه 22 آبان 1397

Tuesday 13 November 2018

شما اینجا هستید:خانه/اقتصاد سیاسی بین المللی/چگونه سیاست «اول‌امریکا» می‌تواند به خط لولۀ گاز ایران-پاکستان کمک کند؟

چگونه سیاست «اول‌امریکا» می‌تواند به خط لولۀ گاز ایران-پاکستان کمک کند؟

  • به گزارش اینترنشنال به نقل از المانیتور، ایران از به قدرت رسیدن عمران خان در پاکستان خشنود است. حتی قبل از مراسم تحلیف وی به عنوان نخست وزیر جدید پاکستان، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در تماسی تلفنی به وی تبریک گفته و عمران خان را به تهران دعوت کرده بود. این خوشحالی 2 دلیل عمده دارد

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  شنبه, 10 شهریور 1397    14:25    سرویس اقتصاد سیاسی بین الملل

اختصاصی اینترنشنال-سرویس اقتصاد سیاسی بین‌الملل/ به گزارش اینترنشنال به نقل از المانیتور، ایران از به قدرت رسیدن عمران خان در پاکستان خشنود است. حتی قبل از مراسم تحلیف وی به عنوان نخست وزیر جدید پاکستان، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در تماسی تلفنی به وی تبریک گفته و عمران خان را به تهران دعوت کرده بود. این خوشحالی 2 دلیل عمده دارد.
این احتمال وجود دارد که اسلام آباد در بهبود روابط تهران و ریاض نقش میانجی را ایفا کند. به علاوه، دولت جدید پاکستان می تواند پروژه معطل مانده خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان را به نتیجه برساند. اما سوال اینجاست که آیا ایران در شرایط فعلی توان عملیاتی کردن این پروژه را دارد و واقعا می تواند آینده انرژی پاکستان را متحول سازد؟

بر اساس گزارش سال 2017 بی پی، ایران با 1183 تریلیون فوت مکعب، دارای بزرگترین ذخیرۀ اثبات شدۀ گاز طبیعی در جهان بوده و از روسیه (حائز 1139 تریلیون فوت مکعب ذخائر اثبات شده) پیشی گرفته است. از سوی دیگر، میزان تولیدایران 202.4 میلیارد متر مکعب (5.7 درصد، مقام سوم دنیا) و میزان مصرف ایران200.8 میلیاردمترمکعب در سال 2016 بوده است. همچنین، در حالی که هند و پاکستان هر دو آهنگ رشد مصرف سالیانۀ پایینی در بازۀ زمانی ده ساله 2005 تا 2015 داشتهاند (هند 2.5 درصد، پاکستان 2.1 درصد)، میانگین نرخ رشد تولید ایران در بازۀ ده سالۀ منتهی به 2015، 6.4 درصد بوده است و این مقدار در سال 2016 دو-دهم درصد هم افزایش داشته است. در مقابل، میانگین نرخ رشد مصرف ایران هم طی همین بازۀ زمانی دقیقاً 6.4 درصد و در سال 2016 5 درصد، یعنی 1.4 درصد کمتر از میزان رشد تولید بوده است. بهعبارت دیگر، حتی در اوج تحریمهای بین المللی (2011 تا 2015) که میزان سرمایهگذاری در صنایع انرژی ایران به سمت صفر میل کرده بود هم کماکان میانگین نرخ رشد مصرف در ایران فراتر از میانگین نرخ رشد تولیدِ آن نبوده است؛ این در حالی است که پیشبینی میشود حتی با فرض ثابت ماندن نرخ رشد تولید، نرخ رشد مصرف روندی نزولی را در پیش بگیرد. بنابراین در بدترین سناریو هم با گذشت زمان، توان صادراتیِ گاز ایران افزایش پیدا خواهند کرد.

این مسئله در هر حال نسبت مستقیمی با سرمایه گذاری در صنایع گاز، به ویژه سرمایه گذاری خارجی دارد. در تمام طول دورۀ 2005 تا 2015، میزان کل سرمایه گذاری خارجی مستقیم ایران هرگز از 1.2 میلیارد در سال فراتر نرفته و به جز سالهای 2005 و 2006 همواره کمتر از 800 میلیون دلار در سال بوده است. با این حال تنها یک سال پس از اینکه 805 میلیون دلار سرمایهگذاری خارجی سال 2016 محقق شد، میزان تولید گاز در پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی ایران و جهان، به دوبرابر افزایش پیدا کرد. این روند با کناره گیری توتال از قرارداد 12 میلیارد دلار توسعۀ فاز یازدهم پارس جنوبی که به دنبال خروج امریکا از برجام اعلام شد، در معرض تهدید قرار گرفته است. تصمیم توتال که طبیعتاً دال بر بی میلیِ دیگر شرکتهای معتبر حوزۀ نفت و گاز برای سرمایه گذاری در ایران هم هست، یادآور شرایطی است که پیش از این موجب خروج هند از این پروژه شده بود.

با این حال، در زمان حاضر وضعیت به گونه‌ای است که برخی رویدادها می‌تواند به سود ایران کار کند. هرچند تحریم‌های دونالد ترامپ صنعت نفت و گاز ایران را به عنوان هدف اصلی خود تعریف کرده است، ماهیت یک‌سویۀ این تحریم‌ها توان آنها را در مقایسه با تحریم‌های بین‌المللی ایجاد شده توسط اوباما پیش از برجام، کاهش می‌دهد. همچنین، سیاست «اول‌امریکا» ی دونالد ترامپ و درگیری‌های تجاری و تعرفه‌ایِ پیامد آن با اروپا و چین و تا حدی هند، می‌ـواند انگیزۀ اقتصادی بیشتری به این کشورها برای عدم‌پیروی بدهد.

نشانه‌های مثبت این شرایط از الان قابل ردگیری است. جایگزینی شرکت دولتی نفت چین CNPC به جای توتال در فاز 11 پارس جنوبی، قرارداد سرمایه گذاری گازپروم در میدان گازی فرزاد بی، و قول 50 میلیارد دلاری روسیه برای جایگزینی سرمایه گذاران اروپایی که به علت تحریمهای امریکا ایران را ترک میکنند، برای ایران حیاتی بوده و میتواند آسیب تحریم‌های یک‌جانبۀ امریکا را کنترل کنند. در نتیجه و بر اساس چشم انداز فعلی، ایران هم ذخایر اثبات شده، هم آهنگ متناسب رشد تولید/به/مصرف داخلی و هم سرمایه گذاری خارجی لازم را برای تأمین گاز مورد نیاز برای خط لولۀ IP یا حتی IPI دارد.

موضوع دیگر این است که آیا اسلام آباد انگیزه کافی برای از سرگیری مجدد این پروژه را دارد یا خیر. این پروژه در ابتدا قرار بود با مشارکت هند اجرا شود در آن زمان، قرار بود خط لوله صلح روزانه 60 میلیون متر مکعب گاز را از ایران به پاکستان و هند انتقال دهد، اما پس از خروج هند از این پروژه، این رقم به نصف کاهش یافت. برای مقایسه، خط لوله ترکمنستان- افغانستان- پاکستان-هند (تاپی) که یک خط لوله رقیب و مورد تشویق آمریکاست قرار است روزانه 90 میلیون متر مکعب گاز را منتقل کند.

نگرانی دیگر استفاده از گازی است که قرار است از طریق خط لوله صلح به پاکستان منتقل شود. پاکستان در ابتدا قصد داشت از این گاز برای تولید برق استفاده کند. در حال حاضر شکاف 4 تا 7 هزار مگاواتی میان عرضه و تقاضای برق در پاکستان وجود دارد. اما گاز صادراتی ایران برای استفاده در نیروگاه های پاکستان بیش از حد گران است. تولید برق از گاز تولید داخل پاکستان که عمدتا از استان بلوچستان این کشور به دست می آید، به ازای هر یک میلیون واحد حرارتی 3.5 دلار هزینه دارد، در حالی که این رقم در مورد گاز ایران 12 دلار است. به علاوه، با توجه به پیشرفت پروژه چند میلیارد دلاری کوریدور اقتصادی چین و پاکستان، اسلام آباد در آینده نزدیک قادر خواهد بود برق را از طریق نیروگاه هایی که مصرف زغال سنگ دارند تولید کند. همچنین اسلام آباد در تلاش است تا بخشی از مشکل کمبود برق خود را از طریق پروژه های دیگری نظیر پروژه کاسا 1000 برطرف نماید. در مجموع به نظر می رسد که این عوامل نیاز پاکستان به خط لوله صلح را دست کم از نظر تولید برق کاهش خواهد داد.

اما این بدان معنا نیست که اجرای خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان عملی نیست. هرچند نیروگاه های زغال سنگ سوزی که در قالب پروژه کوریدور اقتصادی چین و پاکستان احداث می شوند، موجب کاهش اهمیت خط لوله صلح می گردد، اما این پروژه می تواند از طرق دیگر به احیا پروژه خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان کمک کند. هدف از پروژه کوریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، تبدیل بندر گوادر به قطب انرژی منطقه است. پاکستان به زودی می تواند به گزینه ای برای صادرات مجدد گاز ایران در قالب ال ان جی تبدیل شود. این موضوع در عین حال که می‌تواند امکانی جدید جهت صادرات گاز را برای ایران (که تلاش‌های آن برای تأسیس ترمینال‌های ال‌ان‌جی به دلایل محتلف با شکست همراه شده است) فراهم نماید، می تواند انگیزه ای برای دولت عمران خان جهت عملیاتی کردن پروژه خط لوله صلح باشد.

telegram channel

درباره نویسنده

حامد عسگری

حامد عسگری

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته