پنجشنبه 22 آذر 1397

Thursday 13 December 2018

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /مثلث چین، هند و ایران

مثلث چین، هند و ایران

نویسنده :  شنبه, 02 بهمن 1395    14:37    سرویس قدرت های بزرگ

اختصاصی اینترنشنال-سرویس قدرت های بزرگ/ بازتعریف جهت و سامان سیاست خارجی هند در سال های اخیر و تعامل و نزدیکی بیشتر با آمریکا و همچنین مورد خطاب قرار دادن هند در اسناد دفاعی آمریکا به عنوان یک بازیگر مولد امنیت در اقیانوس هند و بخشی از زنجیره استراتژی چرخش به سمت آسیا علاوه بر اینکه می تواند نشان دهنده تعمیق بیشتر روابط این دو کشور در آینده باشد همچنین می تواند میزان و حجم رقابت¬های استراتژیک این کشور با چین را نیز به خصوص در اقیانوس هند در سال های آتی افزایش دهد. طبیعی است که شکل گیری و تداوم چنین روندی می تواند اصل رقابت استراتژیک را به محتوای اصلی بازی دو کشور چین و هند در آینده نزدیک تبدیل نماید. روندی که می¬تواند در چگونگی انتخاب های آینده جمهوری اسلامی ایران و نوع تعامل با این دو کشور نیز بسیار موثر باشد. شاهد مثال این مسئله را می توان در گزارش کمیسیون بررسی روابط امنیتی و اقتصادی چین و امریکا به خوبی مشاهده نمود. گزارش کمیسیون بررسی روابط امنیتی و اقتصادی چین در امریکا بیان می دارد که سرمایه گذاری چین در بندر گوادر و سواحل مکران در واقع تلاشی برای ایجاد یک هاب تجاری و ترانزیتی برای آسیای مرکزی و به صورت همزمان توسعه نفوذ استراتژیک در این مناطق و نهایتا توسعه روابط ژئو استراتژیک دریایی این کشور است. همین فهم مسلط از رفتار چین در نزد هند و آمریکا است که باعث شده است تا هندی ها تمام تلاش خود برای حضور و نفوذ در بندر چابهار ایران را به عنوان عاملی برای خنثی نمودن تلاش¬های چین و گسترش تمایلات استراتژیک این کشور را در دستور کار قرار دهند. همچنین اهمیت این مسئله را می¬توان در سفر هیات¬های چینی و هندی به چابهار نیز مشاهده نمود. تقریبا با هر سفر هندی ها به چابهار سفری از سوی هیات¬های چینی به این منطقه و بالعکس نیز انجام پذیرفته است. بر اساس آنچه در فوق بیان شد باید این نکته مهم را یادآور شد که جنس نگاه چین و هند با نگاه جمهوری اسلامی ایران به منطقه چابهار متفاوت است. به بیان دیگر در حالیکه جنس نگاه دو کشور چین و هند به چابهار بیشتر نگاه استراتژیک و ناشی از حاکمیت و تسلط شاخص رقابت استراتژیک در روابط دو جانبه است، نگاه جمهوری اسلامی ایران به چابهار به خصوص در نتیجه فضای ایجاد شده پسابرجام نگاهی اقتصادی است و از همین رو علاوه بر اینکه ممزوج کردن این دو نگاه کمی دشورا است، همچنین می بایست تلاش نمود تا آثار راهبردی و استراتژیک چنین تعاملاتی با دو کشور چین و هند نیز به خوبی مد نظر قرار گیرد. البته لازم به ذکر است که تسلط و حاکمیت رقابت استراتژیک در روابط دو کشور چین و هند به صورت کلان و نسبت به مسائل منطقه¬ای به خصوص چابهار می¬تواند برای جمهوری اسلامی ایران به تولید فرصت نیز منجر شود. به این معنا که جمهوری اسلامی ایران می¬تواند توان دیپلماسی اجبار اقتصادی خود را که تاکنون در استراتژی های کلان کشور به آن توجه نشده بود را برای اولین بار تقویت نماید. به بیان دیگر چابهار می تواند اولین پرونده در حوزه دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران باشد که کشور بتواند از خروجی رقابت استراتژیک میان چین و هند به صورت بهینه استفاده نموده و تامین حداکثری منافع ملی کشور را باعث شود. در هر حال باید گفت که این شاخص رقابت استراتژیک در روابط دو جانبه چین و هند در دیگر حوزه¬های نزدیک از جمله افغانستان و اسیای مرکزی نیز در حال دنبال شدن است و یکی از اهداف استراتژی جاده ابریشم چین نیز تطبیق هند با قاعده نویسی چین برای نظم منطقه¬ای است.
نکته مهم¬تری که می¬بایست در ارتباط با مثلث استراتژیک چین هند و ایران بیان داشت آن است که هیچ-کدام از دو متغیر چین و هند نمی توانند ظرفیت های استراتژیکی در حوزه های امنیتی در اختیار ایران قرار دهند. همانگونه که بیان شد هندی های به دلیل برخورداری از سیاست خارجی آمریکا – محور از واگذاری چنین ظرفیتی به ایران ناتوان هستند و چینی¬ها هم به دلیل وابستگی به منابع انرژی خاورمیانه اساسا تمایلی به انتخاب میان ایران و دیگر بازیگران کلیدی منطقه از جمله عربستان سعودی در حال حاضر ندارند چرا که انتخاب استراتژیک میان این دو بازیگر به خصوص انتخاب ایران می تواند توازن را میان دو کشور کمرنگ نموده و منافع و امنیت انرژی چین را به مخاطره بیاندازد. در سال 2015 عربستان 15 درصد و ایران 8 درصد از نیازهای انرژی چین را تامین نمودند. ایران از این بابت در رتبه چهارم تامین نیازمندی¬های انرژی چین بوده است.
مسئله نهایی که می¬توان در ارتباط با بهره برداری ایران از فضای رقابت استراتژیک میان دو کشور چین و هند بیان داشت را می توان در قالب استراتژی پیشنهادی مشترک والت و میرشایمر برای امریکا و پیشنهاد اتخاذ استراتژی Offshore Balancing برای این کشور تبیین کرد. اگرچه والت و میرشایمر بیان می دارند که امریکا می بایست سیاست کنترل از راه دور و ورود انتخابی در معادلات منطقه¬ای به منظور برقراری توازن را دنبال نماید لیکن یک استثناء برای این مسئله قائل می شوند و آن هم چین است. این دو متفکر بیان می دارند که استراتژی کنترل از راه دور تنها یک استثنا ء دارد و آن هم چین است. بنابراین با استفاده و بازی با کارت چین در صورت برنامه ریزی دقیق و صحیح اگر نتوانیم از آمریکا امتیاز بگیریم لااقل از متحدین منطقه¬ای این کشور مانند هند می توان امتیاز گرفت. شاید بتوان سفر مودی به آمریکا و گفتگو با باراک اوباما نسبت به ارتباط با ایران در بجث چابهار و چراغ سبز وی به هند را بتوان یکی از امتیازهای این مسئله از نظر ایران و تلاش برای مهار پروژه ها و ابتکارات منطقه¬ای چین از نظر آمریکا و هند دانست. همچنین باید تاکید کرد که استراتژی کنترل در صحنه( Onshore balancing) چین توسط امریکا در شرق اسیا و تلاش برای تقویت سیستم متحدین استراتژیک خود از جمله ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین و استرالیا و ارتباط و اتصال هند با این سیستم که به « ناتوی کوچک » نیز در برخی ادبیات رسانه ای معروف شده است و چین را تحت فشار قرار داده است این کشور را وادار نماید تا از ظرفیت عدم همسویی ایران با سیاست های آمریکا بهره برداری نماید که طبیعی است می توان از این مسیر نیز امتیازاتی هرچند محدود را از این کشور دریافت کرد.

telegram channel

درباره نویسنده

محمد زارع

محمد زارع

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته