سه شنبه 30 مرداد 1397

Tuesday 21 August 2018

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /تحریم‌های غیر هسته‌ای دستور کار آتی واشنگتن علیه ایران

تحریم‌های غیر هسته‌ای دستور کار آتی واشنگتن علیه ایران

  • تداوم کنشگری جمهوری اسلامی ایران برخلاف منافع ایالات متحده در خاورمیانه موجب شده تا ایالات متحده از یکسو توافق هسته‌ای را برای نیل به اهداف خود در قبال ایران و رفتار این واحد سیاسی در عرصه بین‌الملل ناکافی دانسته و درصدد استفاده از روش‌هایی دیگر برای دگرگونی در رفتار ایران برآید؛ و از سوی دیگر با فرض موفقیت تحریم‌های جامع علیه برنامه هسته‌ای ایران در محدود سازی آن کشور در قالب توافقی چند جانبه، در پی بازتولید و به کارگیری مجدد ابزار تحریم در سایر حوزه‌های موضوعی باشد.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  شنبه, 13 خرداد 1396    17:17    سرویس قدرت های بزرگ

سهیل گودرزی
  کاندیدای دکترای روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
اختصاصی اینترنشنال-سرویس قدرت های بزرگ/ توافق وین میان ایران و شش قدرت جهانی در سال 2016 با هدف رفع تحریم های اقتصادی بین‌المللی علیه برنامه هسته ای ایران در ازای شفافیت و محدودیت موقت صنایع هسته ای منعقد شده و به اجرا درآمده است. توافق هسته ای و حصول به نتیجه مشترک حول موضوع توان اتمی ایران میان قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای با منافع متفاوت و گاه متعارض در بدو امر افق روابطی سازنده‌تر برای پرداختن به موضوعات امنیتی و منطقه ای مشابه را روشن تر ساخته و نیل به الگویی پایدار در مدیریت تعارض میان ایران و ایالات متحده را نیز دست یافتنی تر نشان می داد. با گذشت قریب به دو سال از اجرای توافق و در شرایط تغییر نخبگان سیاسی در ایالات متحده و نیز تحولات شگرف و سریع منطقه خاورمیانه به‌نظر می‌رسد نه تنها این توافق نتوانسته تحت منطق تسری به سایر حوزه های موضوعی تسری یابد؛ بلکه حتی آینده دستاوردهای ناشی از آن نیز محل ابهام باشد.
طی دوازده سال مناقشه هسته ای میان ایران و غرب، یکی از اهدافی که به کرّات از سوی ایالات متحده برای تن دادن به ابتکار مذاکرات اعلام می‌شد تغییر رفتار ایران نه صرفاً در زمینه هسته‌ای بلکه در سایر زمینه‌ها اعم از کنشگری منطقه‌ای، نوع برخورد با حقوق بشر و... بوده است؛ امری که به‌نظر می‌رسد حتی با حصول برجام و محدودیت‌های فنی و نظارتی کماکان به ظهور نرسیده و جمهوری اسلامی با محدود کردن توافق یاد شده به فناوری هسته‌ای تقریباً تغییر محسوسی در سایر عرصه‌های کنشگری خود به‌وجود نیاورده است.
همین مسئله یعنی تداوم کنشگری جمهوری اسلامی ایران برخلاف منافع ایالات متحده در خاورمیانه موجب شده تا ایالات متحده از یکسو توافق هسته‌ای را برای نیل به اهداف خود در قبال ایران و رفتار این واحد سیاسی در عرصه بین‌الملل ناکافی دانسته و درصدد استفاده از روش‌هایی دیگر برای دگرگونی در رفتار ایران برآید؛ و از سوی دیگر با فرض موفقیت تحریم‌های جامع علیه برنامه هسته‌ای ایران در محدود سازی آن کشور در قالب توافقی چند جانبه، در پی بازتولید و به کارگیری مجدد ابزار تحریم در سایر حوزه‌های موضوعی باشد. به عبارت دیگر اگر در پی تحریم نفتی و مالی، توافق وین بدست آمده و تهدید اشاعه تسلیحات هسته ای از بین رفته است، تحریم‌هایی با کارکرد همسان نیز می‌تواند به تغییر الگوی کنشگری جمهوری اسلامی در زمینه حمایت از شیعیان منطقه، نوع حکمرانی در تناسب با معیارهای حقوق بشر، ارتباط با همسایگان و به دیگر سخن تغییر در الگو و انتظار این کشور از نقش خود در ترتیبات منطقه‌ای منجر شود.
بر این اساس و بر مبنای سیاست خارجی و امنیتی ترامپ برای مهار ایران در چارچوب مرزهای خود به نظر می رسد اعمال تحریم های غیر هسته ای علیه بخش هایی مشخص از توانمندی های جمهوری اسلامی شاکله اصلی سیاست ترامپ در قبال ایران را تشکیل خواهد داد. تحریم های غیر هسته ای که عمدتاً ناظر بر چند حوزه خاص نظیر تسلیحات موشکی، کنشگری منطقه ای (در قالب حمایت از تروریسم و بی ثبات سازی منطقه ای) و احتمالاً حقوق بشر خواهد بود بالقوه می تواند تأثیراتی همسان با تحریم های جامع سال‌های 2012 تا 2014 برجای نهد. سه عامل تأثیرگذار در تحریم های غیر هسته ای با مختصات پیش گفته عبارتند از: «تکثر» و عدم منحصر شدن به یک موضوع و حوزه خاص، «تراکم» و دامنه فراگیری گسترده و نهایتاً «تنفذ» و واجد بیشترین تأثیر ممکن بودن. به‌نظر می‌رسد موارد اول و دوم فارغ از ساخت سیاسی و آینده تحولات ایران بوده و مورد سوم در صورتی که سیاست خارجی ایران شکل رادیکالیزه به خود گیرد اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.
بر این اساس به نظر می‌رسد از دیدگاه ایالات متحده رفتار تحریمی ایالات متحده در قالب تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه جمهوری اسلامی در صورتی واجد بیشترین اثرگذاری هستند که پیش از هر چیز همراه با درک درست و دقیق از هدف تحریم باشند. از آن گذشته لازم است تا راهبرد خروج از وضعیت تحریم و نیز مکانیسم، فرایندها و برنامه‌های رفع تحریم همزمان با تنظیم و اعمال آن مشخص شوند. این امر استفاده به موقع از مجموعه ابزارهای تشویقی و تنبیهی در برخورد با کشور مورد تحریم را میسر می‌سازد. همچنین رفع تحریم باید با تداوم فشار برای دگرگونی در سایر حوزه‌های غیر تحریمی (و مورد اختلاف) همراه باشد؛ در این راستا کابینه ترامپ احتمالاً از دو مکانیسم اجرایی بهره خواهد گرفت: نخست آن‌که تحریم‌های ثانویه علیه شرکت‌های خارجی مرتبط با بخش‌های مورد تحریم جمهوری اسلامی را وضع کرده و بعضاً فعال می‌سازد و دوم آن‌که با همکاری نهادهای نظارتی نظیر کنگره یا وزارت خزانه داری بخش های اقتصادی مرتبط با نهادهای هدف تحریم در داخل جمهوری اسلامی را شناسایی کرده و مورد تحریم قرار می‌دهد. و نهایتاً هدف از هر گونه تشدید یا تعلیق تحریم‌ها علیه ایران الزاماً تغییر رفتار از سوی این کشور خواهد بود.
سیاست تحریم ایالات متحده علیه تهران طی سال‌های پیش رو بیش از هر چیز ویژگی هدفمند بودن را با خود به همراه داشته و مشخصاً بر روی تغییر رفتار تهران در کنشگری منطقه‌ای متمرکز خواهند شد. چراکه مجموعه اقدامات و سیاست‌های ترامپ طی ماه‌های گذشته نشان داده که ثبات در منطقه و اولویت «نظم» بر «مرز» در خاورمیانه اصلی‌ترین دستورکار منطقه‌ای او در محیط پیرامونی ایران خواهد بود؛ ثباتی که بنا به تصور کاخ سفید تنها از رهگذر دگرگونی در رفتار ایران به دست خواهد آمد. این امر موجب می‌شود تا مجموعه سیاست ها و اقدامات در راستای تحریم غیر هسته‌ای طی سال‌های پیش رو به شکل گیری یک منطق رفتاری با هدف فشار بر جمهوری اسلامی منجر ‌شود که طی آن ایالات متحده با هدف کنترل رفتارهای منطقه ای جمهوری اسلامی به سیاست ورزی در قبال این کشور بپردازد.
سه بخش اصلی این رفتار راهبردی علیه ایران شامل تنبیه، اجبار و بازدارندگی خواهد بود؛ در مکانیسم تنبیه، آمریکا با اعمال تحریم های غیرهسته ای علیه ایران می تواند تهران را به واسطه آنچه رفتارهای مجرمانه و بی ثبات کننده می خواند تنبیه کند. از آن گذشته قالب تنبیهی فشارهای اقتصادی می تواند به کارامدی بیش از پیش هنجارهایی که به زعم آمریکا از سوی ایران نقض شده‌اند منجر شود. در بحث از اجبار، تحریم های غیرهسته ای کنگره با افزایش تدریجی هزینه های تداوم همکاری سایر واحدها در رفتارهای تحریم پذیر ایران می تواند به عنوان ابزاری برای قطع همکاری ها با تهران (حال و آینده) مورد استفاده قرار گیرد. و نهایتاً بازدارندگی که بر اساس آن و در تحلیل نهایی، اعمال تحریم های غیرهسته ای علیه ایران دارای یک کارکرد بازدارنده و پیش دستانه نیز هست؛ از رهگذر بازدارندگی ایالات متحده از یکسو رفتارهای به زعم آمریکا مخرب تهران را با عینی کردن هزینه های آن مهار کرده و از سوی دیگر به سایر کنشگران تجدید نظر طلب یادآوری می کند که تداوم رفتارهای ناقض هنجارهای بین المللی با هزینه های جدی همراه خواهد بود.
بنا به تجربه تحریم‌های هسته‌ای به نظر می‌رسد اگرچه تنبیه و بازدارندگی احیاناً اهداف مشخصی را دنبال می کنند اما تحریم های غیرهسته ای تنها در صورت اجبار آمیز بودن می‌توانند به‌طور جدی اثرگذار باشند و در واقع اهمیت تحریم های غیرهسته ای جدید برای ایالات متحده در صورت داشتن وجه اجبار آمیز فقط و فقط در ارتباط آن ها با تغیر رفتار ایران است.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته