چهارشنبه 7 خرداد 1399

Wednesday 27 May 2020

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /ایران در متن رقابت چین و ایالات متحده

ایران در متن رقابت چین و ایالات متحده

  • پایانِ "پایان تاریخ" فرا رسیده است. رقابت ژئوپلتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر چین و ایالات متحده شدت یافته و به مهمترین عامل تاثیرگذار بر روند تحول در سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. متاثر از این رقابت راهبردی فزاینده، محیط امنیتی کشورهای مختلف و از جمله ایران در حال دگرگون شدن است و گمانه های جدیدی در مورد چشم انداز سیاست خارجی و امنیتی این کشور متاثر از این رقابت مطرح می شود.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  چهارشنبه, 13 فروردين 1399    14:33    سرویس قدرت های بزرگ

اینترنشنال/سرویس منافع ملی/ پایانِ "پایان تاریخ" فرا رسیده است. رقابت ژئوپلتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر چین و ایالات متحده شدت یافته و به مهمترین عامل تاثیرگذار بر روند تحول در سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. متاثر از این رقابت راهبردی فزاینده، محیط امنیتی کشورهای مختلف و از جمله ایران در حال دگرگون شدن است و گمانه های جدیدی در مورد چشم انداز سیاست خارجی و امنیتی این کشور متاثر از این رقابت مطرح می شود.

با شدت یافتن رقابت راهبردی چین و ایالات متحده این مفروض به‌تدریج مطرح می‌شود که ایران می‌تواند بالقوه برنده این رقابت باشد. در این قالب گفته می شود که ایران می تواند با بازیگری در میانه رقابت این دو قدرت، آزادی عمل خود را افزایش دهد و از این رقابت تشدید شونده منابع استراتژیک جدیدی برای خود ایجاد نماید. این مفروض در رسانه های ایران و در اتاق های فکر فراگیر است. نویسنده در این مقاله استدلال می نماید که این مفروض فراگیر با چالش های مهمی مواجه است.

نخستین چالشی که برای این مفروض ایجاد می‌شود ریشه در تاریخ دارد. تاریخ آزمایشگاه روابط بین الملل است. هیچ حوزه ای به اندازه تاریخ در درک روابط بین الملل و تئوریزه نمودن آن اهمیت ندارد. تاریخ سیاست خارجی کشور های کوچک و متوسط وبه ویژه تاریخ سیاست خارجی ایران نشان می‌دهد که این کشور در اندک دوره‌هایی در قرون اخیر توانسته از رقابت راهبردی قدرتهای بزرگ بهره گیرد. آنچه در اغلب ادوار تاریخ مدرن سیاست خارجی ایران رخ داده، تبدیل شدن به قربانی سیاست قدرت های بزرگ و رقابت های راهبردی آنها بوده تا بهره‌گیری از این رقابت‌ها در جهت ارتقاء موقعیت بین المللی این کشور. از همین روست که تاریخ سیاست خارجی ایران به شدت تلخ است .تاریخ ایران نشان می‌دهد که این کشور در بازیگری هنرمندانه میان قدرت‌های بزرگ و بهره‌گیری از رقابت های آنها در راستای منافع خود به شدت ناکام بوده است.

بنابراین این مفروض از آزمون تاریخ چندان سربلند بیرون نمی آید. در رشته روابط بین الملل به ویژه در مکتب رئالیسم گفته می شود که تاریخ همواره در حال تکرار است و رقابت راهبردی کنونی میان چین و ایالات متحده نوعی تکرار رقابت راهبردی میان قدرتها در قرون گذشته است. بنابراین اینکه ایران نتوانسته از رقابت راهبردی قدرت ها در قرون پیشین چندان بهره ببرد، زمینه را برای بهره گیری از رقابت چین و آمریکا هم چندان فراهم نمی کند.

دوم آن که قدرت های بزرگ از امکانات بسیار بیشتری برای بازی دادن قدرت های کوچک و متوسط برخوردارند. این مفروض که ایران می‌تواند از رقابت های این دو قدرت استفاده کند یک روی سکه است، اما روی دیگر آن است که این قدرت ها نیز به تدریج در رقابت پیچیده شونده خود ایران را به عنوان یک ابزار می‌نگرند. از آنجا که آنها از امکانات بسیار بیشتر و توانمندی‌های بالاتری برخوردارند از شانس بیشتری برای بازی دادن ایران برخوردارند تا اینکه بواسطه مانورهای ایران بازی داده شوند.

سوم آنکه تاریخ روابط بین الملل نشان داده است که با تشدید رقابت میان قدرت های بزرگ آن ها می کوشند سایر کشورها به ویژه قدرت های متوسط و کوچک را در مدار خود قرار دهند. این روند در روابط پیچیده شونده چین و آمریکا آغاز شده است آمریکا به شدت به متحدین خود فشار می آورد تا از توسعه روابط با چین پرهیز کنند و از دیگر سو چین به تدریج در حال ایجاد شبکه ائتلافی در جهان است شبکه‌ای که تحت امر چین باشد و در روابط راهبردی خود برمبنای استراتژی کلان بیجینگ رفتار کند. این روند سیاست خارجی ایران را با دشواری‌های فزاینده مواجه می‌کند.ایران در دهه های اخیر کوشیده تا فاصله خود را از قدرت‌های بزرگ حفظ کند. قرار گرفتن در مدار هریک از قدرت های بزرگ با اصول اساسی سیاست خارجی ایران نمی‌خواند. مهمتر آنکه بنیان اجتماعی سیاست خارجی این کشور را تضعیف خواهد کرد.

چهارم آنکه تاریخ نشان داده تشدید رقابت راهبردی قدرت های بزرگ در سیاست بین الملل عمدتاً به ضرر کشورهای کوچک و متوسط تمام شده است. در دوره هایی که روابط بین الملل به شدت متاثر از رقابت قدرت های بزرگ بوده کشورهای کوچک و متوسط به درجات متفاوتی ضرر کرده‌اند. موقعیت ایران در دو جنگ جهانی اول و دوم به عنوان دوره های اوج رقابت قدرت های بزرگ را اگر به یاد بیاوریم این نکته روشن خواهد شد. در هر دوی این جنگها ایران به شدت تحت تاثیر پیامدهای ویرانگر رقابت قدرت‌های بزرگ قرار گرفت، به درون فضای آن کشیده شد و از آن به عنوان بازنده بیرون آمد. در وضعیت کنونی نیز ژئوپلتیکی شدن فزاینده سیاست بین الملل و تشدید رقابت میان چین و ایالات متحده برخلاف آنچه در ایران تصور می شود لزوماً به نفع این کشور نخواهد بود. به عبارت دیگر کشیده شدن فزاینده به درون فضای رقابت قدرت های بزرگ میتواند به تخلیه بیشتر ظرفیتهای استراتژیک ایران منجر شود.

پنجم آنکه با تشدید رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده در سال های اخیر نشانه های چندانی از گسترش ازادی عمل ایران دیده نمی شود .به عبارت دیگر در این دوره کوتاه نشانه های چندانی از بهره مندی ایران از رقابت فزاینده چین و ایالات متحده وجود ندارد. برعکس، آنچه رخ داده آن است که با خروج ایالات متحده از برجام شرکت‌های بزرگ چینی از ایران خارج شده اند، مراودات با چین کاهش یافته و این کشور عملاً جز گفتار درمانی کار مهمی در راستای جبران خسارت های ناشی از خروج آمریکا از برجام برای ایران صورت نداده است. به عبارت دیگر چین به طور گزینشی و بر مبنای الزامات منافع اقتصادی خود و نه بایدهای رقابت جهانی با ایالات متحده، در قبال ایران رفتار کرده است. از دیگر سو ایران به اهرمی در چانه زنی های راهبردی چین و ایالات متحده بر سر پایان دادن به جنگ تجاری بدل شد. چینی ها با مهارت از کارت ایران در این مناقشه بهره بردند. البته نباید در مورد اهمیت این کارت در این جنگ بزرگنمایی کرد، اما مهارت چین در بهره گیری از آن مثال زدنی است.

سخن نهایی آنکه ایران به طور فزاینده ای تحت تاثیر رقابت چین و ایالات متحده قرار خواهد گرفت. با پیشرفت این رقابت فضای کنش سیاست خارجی ایران بیش از گذشته پیچیده خواهد شد. در چنین شرایطی پذیرفتن بی چون و چرای مفروض مورد بحث در این مقاله و سیاستگذاری بر مبنای آن احتمالا آسیب های مهمی به منافع ملی وارد خواهد آورد. تاریخ سیاست خارجی ایران نشان داده که بهره گیری از رقابت قدرت های بزرگ عمدتا یک توهم است تا استراتژی پیچیده و خلاقانه. بهتر آن است که به همه قدرت ها و کنش های آنان با بدبینی بنگریم و کشور را از آفات این رقابت ها تا حد ممکن دور نگه داریم. این سخن گرچه در شرایط کنونی خیلی آرمانگرایانه است، اما یکی از اصول تامین کننده منافع ملی در جهان آشوبناک کنونی است.

telegram channel

درباره نویسنده

محسن شریعتی نیا

محسن شریعتی نیا

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته