پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398

Thursday 25 April 2019

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /خروج نیروهای آمریکا از سوریه؛ اقدامی تاکتیکی یا رویکردی راهبردی؟

خروج نیروهای آمریکا از سوریه؛ اقدامی تاکتیکی یا رویکردی راهبردی؟

  • هدف اولیه و اصلی ورود نیروهای آمریکا در سوریه حضور داعش و انسداد مسیرهای کمک و حمایت جمهوری اسلامی از بشار اسد ، حزب الله و حماس بوده است. مقامات کاخ سفید معتقد بودند در صورت تسلط ایران در سوریه به همراه نفوذ تهران در عراق یک "مسیر مستقیم" از مبدا تهران تا بیروت ایجاد خواهد شد. در این حالت حضور آمریکا در سوریه صرفا یک اقدام تاکتیکی و تبلیغاتی نبوده است و مبتنی بر اصل محوری مهار ایران است، بنابراین تا تهدید و قدرت یابی تهران در سوریه پابرجا باشد،آمریکا در سوریه ماندگار خواهد بود و مراکز حساس در التنف را تثبیت خواهد کرد.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  پنج شنبه, 27 دی 1397    10:22    سرویس قدرت های بزرگ

نوسینده: مصطفی لطفی(پژوهشگر خاورمیانه)

اختصاصی اینترنشنال_سرویس قدرتهای بزرگ/ با فرمان ترامپ مبنی برعقب نشینی نیروهای آمریکایی از سوریه، رسانه ها، تحلیل گران سیاسی و نظامی همواره به دنبال پاسخ این سوال بوده اند که آیا فرمان اعلام خروج نیروهای آمریکایی از سوریه تصمیمی "فوری و بدون برنامه" قبلی بوده است یا این تصمیم در جهت دستیابی به اهداف خاص و معینی اتخاذ شده است؟
در پاسخ به این مسئله باید یادآور شد که هدف اولیه و اصلی ورود نیروهای آمریکا در سوریه حضور داعش و انسداد مسیرهای کمک و حمایت جمهوری اسلامی از بشار اسد ، حزب الله و حماس بوده است. مقامات کاخ سفید معتقد بودند در صورت تسلط ایران در سوریه به همراه نفوذ تهران در عراق یک "مسیر مستقیم" از مبدا تهران تا بیروت ایجاد خواهد شد.
در این حالت حضور آمریکا در سوریه صرفا یک اقدام تاکتیکی و تبلیغاتی نبوده است و مبتنی بر اصل محوری مهار ایران است، بنابراین تا تهدید و قدرت یابی تهران در سوریه پابرجا باشد،آمریکا در سوریه ماندگار خواهد بود و مراکز حساس در التنف را تثبیت خواهد کرد.
کاخ سفید زمین بازی سوریه را به راحتی و بدون هیچ گونه بدیل امنیتی و نظامی رها نخواهد کرد. لذا اقدامات تاکتیکی غرب صرفا پوسته و رفتاری با هدف مصرف داخلی کشور آمریکا خواهد بود و برنامه ای راهبردی نیست.
نشانه‌های حضور دائمی آمریکا در سوریه را اینجا بخوانید:

اینترنشنال_سرویس قدرتهای بزرگ/ با شدت یافتن درگیری ها در کشور سوریه، ابعاد بحران از یک بحران منطقه ای به یک چالش و محل رقابت قدرت های بین المللی تبدیل شد. بازیگران غربی- عربی بصورت مستقل یا در قالب یک ائتلاف با هدف نابودی گروهای تکفیری در راس آن داعش وارد خاک سوریه شدند.
با تضعیف داعش، در چند روز اخیر ترامپ فرمان عقب نشینی نیروهای آمریکایی را از سوریه صادر کرد. این تصمیم که منجر به صف بندبی مخالفان و موافقان خروج آمریکا شد با فشارهای لابی نظامی و تندرو جمهوری خواه از جمله جمیز میتیس وزیر دفاع و سناتور لیندسی گراهام تعدیل شد.
البته دامنه نگرانی ها به متحدان منطقه ای آمریکا و مخالف ایران همچون اعراب و اسرائیل نیز تسری یافت. رسانه ها نیز در کنار تحلیل گران سیاسی و نظامی همواره به دنبال پاسخ این سوال بوده اند که آیا فرمان اعلام خروج نیروهای آمریکایی از سوریه تصمیمی "فوری و بدون برنامه" قبلی بوده است یا این تصمیم در جهت دستیابی به اهداف خاص و معینی اتخاذ شده است. به عبارت دیگر آیا تصمیم خروج نیروهای آمریکا اقدامی تاکتیکی و صرفا مقطعی و در چارچوپ تحقق شعارهای ترامپ صورت گرفته است یا مقامات کاخ سفید بصورت کلان و راهبردی به اهداف و نیات خود در سوریه دست یافته اند.
در پاسخ به این مسئله باید یادآور شد که هدف اولیه و اصلی ورود نیروهای آمریکا در سوریه حضور داعش و انسداد مسیرهای کمک و حمایت جمهوری اسلامی از بشار اسد ، حزب الله و حماس بوده است. به عبارت دیگر هر گونه نوسان و تغیر و تحولی در نوع و شکل اتحاد های منطقه خاورمیانه با محوریت آمریکا با هدف مقابله و محدودسازی قدرت یابی ایران بوجود می آید. مقامات کاخ سفید معتقد بودند در صورت تسلط ایران در سوریه به همراه نفوذ تهران در عراق یک "مسیر مستقیم" از مبدا تهران تا بیروت ایجاد خواهد شد. لذا این مقامات در اعلام مواضع خود در رابطه با بحران سوریه نقش توسعه طلبانه ایران در منطقه و لزوم خروج شبه نظامیان تحت نفوذ جمهوری اسلامی را مطرح می کردند.
در این حالت حضور آمریکا در سوریه صرفا یک اقدام تاکتیکی و تبلیغاتی نبوده است. این ورود مبتنی بر اصل محوری مهار ایران و جلوگیری از سرریز گروه مقاومت به سمت متحدان عربی – اسرائیلی غرب است. تصمیم ارسال نیروی نظامی به مناطق شرقی سوریه و حمایت از کرد های سوری یک متغیر وابسته است که به دلیل حضور مستشاری و سیاسی ایران به عنوان متغیر مستقل گرفته شده است. بدین صورت تا تهدید و قدرت یابی تهران در سوریه پابرجا باشد و تضاد بین دو بازیگر مخالف سنتی استمرار یابد آمریکا در سوریه ماندگار خواهد بود و مراکز حساس در التنف را تثبیت خواهد کرد.

در روزهای گذشته برخی شواهد و نشانه های سیاسی و نظامی بروز و ظهور کرد که استدلال مذکور را تایید میکند.کشور آمریکا به عنوان راس نظام سرمایه داری همواره با دو رقیب جدی منطقه ای و بین المللی ایران و روسیه اختلافات بنیادی و رقابت های نظامی و سیاسی داشته است. این اختلافات با گسترش به درون خاک سوریه وجهی نظامی و امنیتی یافته است. از نظر استراتژیست های نظامی آمریکا حضور ایران در سوریه بصورت هدفمند و سازمان یافته تحقق یافته است. بدین صورت که تهران با کادرسازی و ایجاد نیروهای آموزش دیده مردمی در کنار نیروهای رسمی ارتش نیت اعمال نفوذ در "بلند مدت " و احاطه مرزهای اسرائیل را دارد. لذا این تثبیت مواضع بصورت طولانی نیاز به یک مسیر و خط مطمئن دارد. در واقع این خط زمینی زمینه ساز انتقال تجهیزات و امکانات نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی از ایران به عراق و از مرز زمینی عراق با عبور از مسیر نسبتا امن و خاکستری جنوب شرقی سوریه تا دمشق و بیروت امتداد می یابد. لذا پنتاگون با توجه به سیاست تحدید و مهار ایران در طی توافقاتی با برخی گروهای محلی تندرو، کنترل مبادی ورودی التنف را در تحت عنوان" مدار ۵۵درجه" بدست گرفت. این منطقه به علت وجود جاده ترانزیتی از عراق به سمت دمشق یک زمینه ی تثبیت نیروهای مقاومت بشمار می آمد که در تسلط غرب قرار گرفت. از سوی دیگر ارتش آمریکا در پی انسداد گذرگاه های مرزی و مسیرهای انحرافی علیه ایران با یک ائتلاف نظامی با کرد های شرق سوریه کنترل مرزهای شرقی را بدست آورد. با توجه به توضیحات مطرح شده هدف حضور نیروهای آمریکا در سوریه و بویژه شرق و جنوب شرق آن کشیدن یک دیوار دفاعی ضد قدرت یابی ایران است. میزان و کیفیت تجهیزات و ساختمان های احداثی نیروهای آمریکا در منطقه التنف به گونه ای است که موید حضور دراز مدت و راهبردی این نیروهاست. در این چارچوپ جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا در طی سفر چند روز گذشته خود در خاورمیانه که در پی پاسخگویی به اعتراضات و نگرانی های متحدان کردی- عربی و اسرائیلی آمریکا برنامه ریزی شده است در تلاویو اعلام کرد : " خروج نظامیان آمریکا از سوریه تنها بعد ازشکست کامل داعش و تضمین ترکیه درباره ی امنیت کردهای متحد آمریکا در منطقه صورت می گیرد".
در واقع این دو شرط به گونه ای گزینش شده است که نشانگر استمرار حضور نظامی آمریکا خواهد بود زیرا بر اساس تحلیل کارشناسان نظامی، داعش صرفا پوسته و سازمان تشکیلاتی خود را در سوریه و عراق از دست داده است و لذا عناصر مخفی و هسته های خاموش و زیر زمینی آن به همراه انبوهی از تجربه و تسلیحات پنهان شده در حالت آماده باش وجود دارند که مستعد گسترش تنش ها و درگیری هاست. اعلام شکست کامل داعش مهر تاییدی بر انگیزه غرب در جهت حفظ پایگاه التنف است و انگیزه پس پرده آنان عدم خروج از این گذرگاه تا تایید خروج کامل جمهوری اسلامی است. نشانه دیگر جهت عدم تحقق سریع تصمیم خروج کامل آمریکا فرمان عقب نشینی در فاصله زمانی چهار ماهه است که ممکن است در آینده براساس ضروریات میدانی تمدید نیز گردد.
سفر جان بولتون به سرزمین های آشغالی به نوعی در جهت تضمین امنیتی برای چشم انداز مرزهای اسرائیل در مقابل ایران بود. در واقع حساسیت سوریه برای آمریکا به لحاظ تداخل منافع اسرائیل و جمهوری اسلامی است تا حدی که ما شاهد عکس العمل سناتورهای جمهوری خواه آمریکا هستیم. سناتور لیندسی گراهام از جمله این افراد است که مخالفت شدید خود را با تصمیم ترامپ اعلام کرد. در همین راستا این سناتور پس از دیداری دو ساعته با دانالد ترامپ به رسانه ها اعلام کرد: "رئیس جمهور آمریکا در حال بررسی تاخیر در خروج نیروهای آمریکای از سوریه تا شکست کامل داعش است. او اضافه می کند :رئیس جمهور متوجه است که کار (پیروزی بر داعش) را باید به آخر برساند. "
سفر همزمان نماینده جدید آمریکا در ائتلاف علیه داعش به سوریه و دیدار با مقامات کردی شرق سوریه که متحد آمریکا برای شکست داعش قلمداد می شود نیز حاوی پیام حمایت از این نیروها در دراز مدت بوده است. اگرچه رئیس جمهوری ترکیه مواضع تندی علیه کردهای سوریه ابراز کرده است ولی توئیت جدید ترامپ عمق تفاوت دیدگاه های طرفین را نشان می دهد. دونالد ترامپ در پی مقاومت ترکیه و اصرار آن برای حمله به مناطق شمالی کردی اعلام می کند: "در صورت حمله ی ترکیه به کردهای سوریه اقتصاد آنان را نابود می کنیم." این اعلام مواضع در این جهت صورت می گیرد که پنتاگون نگران تمایل و تغیر مواضع کردهای متحد خود به سمت ایران یا دولت مرکزی سوریه و روسیه است. در همین چارچوپ با سفر جوزف دانفورد، رئیس ستاد کل نیروهای آمریکا، به ترکیه و مذاکره با مقامات نظامی و امنیتی ترک نقش کردهای سوریه و دفاع از آنان به دو منظور دنبال می شود. نخست وجود یک متحد و نیروی نیابتی در محاسبات و مذاکرات داخلی درون سوری که تحت عنوان مجلس موسسان تعیین قانون اساسی جدید مورد بررسی قرار گرفته است. دوم موقعیت کردهای سوری جهت حفاظت و انسداد مرزهای مشترک بین عراق و سوریه و مسیرهای ورودی نیروهای محور مقاومت عراق و ایران به مقصد دمشق، حزب الله و حماس خواهد بود. دیپلماسی تلفنی بین ترامپ و اردوغان منجر به اعلام ایجاد منطقه حائل 20 مایلی (40کیلومتری) شده است که توسط نیروی هوایی ائتلاف حمایت خواهد شد. ایجاد این منطقه با حمایت آمریکا و متحدان غربی آن حکایت از برنامه ریزی بلند مدت برای حفظ کردهای سوریه دارد.
با برخی شواهد و نشانه های اعلامی و عملیاتی می توان چنین تحلیل کرد که واژه خروج نیروهای آمریکایی از سوریه واژه ای صحیح و درست نیست. بدین دلیل که آمریکا صرفا به انتقال و جا به جای این نیروها به سه منطقه شمال "عراق، پایگاه القائم و الرطبه" که به تازگی تاسیس شده است، اقدام کرده است .این دو پایگاه در مسیر زمینی به مقصد گذرگاه القائم و البوکمال و در بیابان های غربی استان الانبار ایجاد شده است. در واقع موقعیت گزینش و تاسیس و تجهیز این پایگاههای نظامی از سوی واشنگتن حکایت از اراده قوی این کشور به منظور ایجاد یک سد نفوذ امنیتی-اطلاعاتی از مبدا التنف تا القائم- البوکمال خواهد بود. بر اساس این سناریو حضور نیروهای آمریکای در جنوب شرق سوریه نه تنها موقتی نخواهد بود بلکه یک قطعه از پازل امنیتی مهار جمهوری اسلامی ایران در یک منطقه گسترده تر و نسبتا قابل شناسایی توسط نیروهای نیابتی آمریکا است. سخنرانی ترامپ مینی بر استفاده از خاک عراق برای مهار و مقابله با ایران در همین چارچوپ و زاویه قابل ارزیابی خواهد. از سوی دیگر حرکت و پیشروی زیرکانه ی کشور روسیه از غرب و مرکز سوریه به مناطق شرق فرات و دیرالزور اقدامی دفعی یا فوری نبوده است. این حضور نظامی با توجه به زمان انجام آن یعنی اواخر سال ۲۰۱۸ میلادی و حدود دو ماه قبل از اعلام خروج نیروهای آمریکایی نشان از مذاکرات پشت پرده دو قدرت دارد. در همین رابطه "روزنامه الوطن" چاپ سوریه بیان می کند: حضور نیروهای روسی با تجهیزات سنگین نظامی از دیرالزور به سمت المیادین و در نزدیکی منطقه البوکمال با انگیزه منابع نفتی این مناطق دنبال می شود. اما این تحرکات نشانه ای از توافق دو بازیگر بین المللی برای پر کردن خلا ناشی از خروج نسبی و محدود نیروهای آمریکا از شرق و شمال سوریه است. با ذکر این نشانه ها و موارد میدانی در کنار رویکرد قطعی کاخ سفید برای مهار جمهوری اسلامی با هر نوع فشار منطقه ای و بین المللی و بستن مسیرهای زمینی و هوایی تهران جهت ارائه ی هر نوع کمک نظامی و بشر دوستانه به متحدان خود، سخن گفتن از خروج کلی و بلند مدت غرب از سوریه امری دشوار است.
نتیجه گیری
ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا دو محور عمده را در تصمیم سازی ها و دستورات داخلی خود لحاظ کرده است. نخست او تلاش کرده است خود را رئیس جمهوری متعهد به شعارها و مواضع انتخاباتی گذشته معرفی کند. در کنار اعلام خروج ترامپ از توافق هسته ای با جمهوری اسلامی ، شعار خروج نیروهای نظامی آمریکا از مناطق دور دست جهان و کاهش هزینه های استقرار این نیروها بسیار پر رنگ بکار گرفته شد و لذا ترامپ با اعلام خروج تدریجی این نیروها در سوریه و حتی افغانستان رویکردی انتخاباتی را در پیش گرفته است. دوم نوع نگاه آمریکا و در راس آن ترامپ به جایگاه و آینده ی نفوذ و حضور جمهوری اسلامی با آرمان های مذهبی در منطقه ی حیاتی و حساس خاورمیانه است. دولت ترامپ با انتخاب گزینه های ضد ایرانی در دستگاه های سیاست خارجی، امنیت ملی و اخیرا وزارت دفاع هدف بلند پروازانه ی علیه تمامی گروها، نیروها، کشور ها و دولت هایی که در سایه ایران رفتار میکنند تعریف کرده است. در نتیجه با استمرار و اصرار برای دستیابی به چنین هدف هایی، کاخ سفید زمین بازی سوریه را به راحتی و بدون هیچ گونه بدیل امنیتی و نظامی رها نخواهد کرد. لذا اقدامات تاکتیکی غرب صرفا پوسته و رفتاری با هدف مصرف داخلی کشور آمریکا خواهد بود و برنامه ای راهبردی نیست.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته