جمعه 28 مهر 1396

Friday 20 October 2017

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /نقش " زمان " در کنش استراتژیک چین

نقش " زمان " در کنش استراتژیک چین

  • نقش " زمان " در کنش استراتژیک چین

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  دوشنبه, 09 اسفند 1395    00:51    سرویس قدرت های بزرگ

اختصاصی اینترنشنال-سرویس قدرت های بزرگ/ یکی از واقعیت¬هایی که نمی¬توان به سادگی از کنار آن گذشت و به خصوص با روی کار آمدن شی جین پینگ شدت بیشتری نیز به نسبت گذشته پیدا نمود در واقع به تحول تدریجی در نگاه چین به جهان خارج مربوط می¬شود. چین از سال 1979 تا¬کنون تلاش داشته است تا سه ضمانت رفتاری از خود در برابر جهان خارج نشان و ارائه نماید. اولین ضمانت در واقع ضمانت به آمریکا به عنوان حافظ نظم موجود و پرهیز از به چالش کشیدن نظم مستقر بوده است. دومین ضمانت، ضمانت به همسایگان و تلاش برای ارائه یک رفتار منعطف و توام با احتیاط با همسایگان و سومین ضمانت هم ضمانت به شهروندان این کشور مبنی بر ایجاد یک آینده و زندگی بهتر برای شهروندان این کشور مر بوط می¬شود. تلاش برای حفظ تعادل میان این سه-گانه راهبردی و موفقیت در انجام و اجرای بهینه این استراتژی از سال 1979 تا سال 2008 چین را از یک بازیگر ناقض و شکننده (broker) قواعد بین¬المللی به یک بازیگر شکل¬دهنده (shaper) معادلات منطقه-ای و بین¬المللی و در حال حاضر و پس از روی کار آمدن نسل پنج رهبری در چین یعنی شی جین پینگ و همقطارانش در سال 2012، این کشور به کشور سازنده ( maker) در نظم بین¬الملل نیز تبدیل شده است. چین در حال حاضر با 258 ماموریت دیپلماتیک در رتبه دوم و پس از آمریکا با 307 ماموریت دیپلماتیک قرار گرفته است. عضو بیش از 100 سازمان بین المللی و 300 کنوانسیون بین المللی است، با 129 کشور پیوند سرمایه¬گذاری دو جانبه و با 96 کشور نیز توافق اجتناب از مالیات مضاعف دارد.
اگرچه می¬توان دلایل متفاوت و متعددی را از جمله ارجحیت نگاه تکمیلی به نسبت نگاه تغییری در نگاه تصمیم¬سازان و الیت سیاسی چین،تلاش برای آموزش و آموختن مناسب از محیط و تحولات محیطی را در این مسئله و تکامل مسیر سیاست خارجی چین بیان کرد لیکن یکی دیگر از مهم¬ترین مواردی را که می¬توان در این زمینه بیان کرد به فهم و ادراک درست و صحیح چین و الیت سیاسی این کشور از شاخص و مفهوم " زمان " و نقش این شاخص در اتخاذ تصمیمات راهبردی مربوط دانست. شاید بتوان ماهیت این ادراک درست از شاخص زمان در نزد تصمیم¬سازان چینی را از سال 2008 تا سال 2016 دانست که اساسا جهت و سامان سیاست خارجی چین به نسبت گذشته کمی¬ متحول و به سمت اتخاذ رهیافت¬های جسورانه¬تر و برون گرایانه¬تر حرکت نمود و این حرکت با روی کار آمدن شی جین پینگ که در برخی باورهای ابزاری با هوجین¬تائو رئیس جمهور سابق چین متفاوت بود، تکمیل¬تر شد. شاید به جرات بتوان گفت که این دوره هشت ساله یعنی از 2008 تا 2016به لحاظ دستاوردهایی که در حوزه¬های سیاسی و نهادی برای چین حاصل شد، یکی از بهترین دوره¬های حیات سیاسی این کشور بوده است.
سال 2008 در نگاه بخش زیادی از متفکرین ادبیات روابط بین‌الملل به عنوان یک «زلزله تکتونیک» میان دوره‌ای که در آن هژمونی آمریکا مورد سؤال واقع نشده بود و دوره عدم قطعیت پساهژمونیکی که تنها چین در آن از ثبات لازم برخوردار است، نگریسته شده است. دوره پسا جنگ سرد از 1990 تا سال 2008 را می‌توان دوره‌ای دانست که نظم بین‌الملل اولاً در حول محور آمریکا گردش داشت و ثانیاً این نظم آمریکایی یک نظم باثبات و قدرتمند نگریسته می¬شد. از سال 2008، اگرچه برخی بحران‌های مالی و اقتصادی نیز در برخی از مناطق مانند بحران مالی آسیایی در سال 1997 اتفاق افتاد ولی این بحران‌ها نتوانست ایده تزلزل در نظم مستقر را باورمند کند. اما بحران سال 2008 جدای از آنکه منجر به یک تنزل شدید اقتصادی در میان کشورهای مختلف شد لیکن ایده تزلزل «نظم آمریکامحور» را هم لااقل برای بخشی از متفکرین چینی باورمند و برجسته کرد و دقیقا به دلیل همین فهم "درزمانی" از تحولات جهانی است که چین توانست در نتیجه گشایش این پنجره فرصت برخی از نیات اصلاحی و تنظیمی خود را به نظم مستقر اضافه نماید.
در همین ارتباط نیز بری بوزان برای توصیف چگونگی دست‌یابی چین به اهداف خود از دو مفهوم «توسعه صلح‌آمیز مثبت یا گرم» و «توسعه صلح‌آمیز منفی یا سرد» استفاده می‌کند. وی معتقد است که تلاش‌های دنگ شیائوپنگ برای ایجاد یک محیط دوستانه و صلح‌آمیز همسایگی و بین‌المللی و افزایش اعتمادسازی در این مسیر را می‌توان در راستای مفهوم اول یعنی «توسعه صلح‌آمیز مثبت» و اقدامات و رفتارهای شی جین پینگ را نیز در راستای مفهوم دوم یعنی «توسعه صلح‌آمیز منفی» می‌داند که نهایتاً باعث ایجاد محدودیت بیشتر برای چین خواهد شد.
همانگونه که بوزان نیز بیان داشته است این فهم "درزمانی" چین از تحولات در ساختار و سلسله مراتب قدرت بین¬المللی به خصوص از سال 2008 تا 2016 چین را به سمت توسعه صلح¬آمیز منفی و یا در شکل رادیکال¬تر خود وارد دوره "رقابت استراتژیک" هم با برخی از همسایگان در محیط پیرامونی و هم در برخی حوزه¬ها با آمریکا نمود به گونه¬ای که دو اصل و ضمانت بیان شده در ابتدای این گزارش یعنی ضمانت به آمریکا به عنوان حافظ نظم موجود و پرهیز از به چالش کشیدن نظم مستقر و همچنین ضمانت به همسایگان و تلاش برای ارائه یک رفتار منعطف و توام با احتیاط با محیط پیرامونی تا حدودی به مخاطره افتاده باشد. شاید به دلیل فهم همین مخاطره احتمالی و همچنین روی کارآمدن دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهوری امریکا که در عین حال تلاش دارد تا دستکارهای بیشتری در محیط امنیتی چین انجام دهد، باشد که به نظر می¬رسد موج دومی از سیاست در چین در حال شکل¬گیری است که مهم¬ترین محتوای آن اتخاذ یک سیاست انقباضی و یک گام به عقب برای عبور از دوره عدم قطعیت پیوند خورده با انتخاب دونالد ترامپ باشد. البته در کنار این مسئله می¬توان در پیش بودن نوزدهمین کنگره ملی خلق چین در نیمه دوم سال 2017 و تلاش برای تمرکز بر امور داخلی این کشور را نیز بسیار موثر دانست.
درحال حال علاوه بر نقش و تاثیری که انتخاب ترامپ و همچنین در پیش بودن کنگره ملی خلق چین می-تواند بر اتخاذ این سیاست انقباضی داشته باشد تلاش چین برای تثبیت دستاوردهای هشت ساله خود به خصوص در دریای چین جنوبی و ساخت و سازهای نظامی که این کشور در جزایر موجود در این دریا انجام داده است، پیشبرد بهتر امورات بانک توسعه زیرساخت آسیایی و همچنین پیشبرد نرم اهداف استراتژی کمربند اقتصادی جاده ابریشم نیز از زمره مهم¬ترین اهداف چین در اتخاذ این سیاست انقباضی یا اعلامی انقباضی باشد. شاید بتوان یکی از مهم¬ترین نمودهای این سیاست جدید به خصوص در محیط همسایگی چین که هم می¬تواند به اصلاح نگرش تهدیدی همسایگان چین و هم زمینه¬ای برای شکل¬دهی به نگرش دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید آمریکا منجر شود را به انتشار سند سیاست¬های چین در منطقه آسیا پاسفیک در 12 ژانویه سال 2017 دانست.
زمان انتشار این سند یعنی تنها چند هفته قبل از روی کار آمدن دونالد ترامپ و همچنین قبل از برگزاری اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (داووس) در سویس نشان می¬دهد که چینی¬ها حداقل تا آینده¬ای کوتاه تمایلی به ورود به حوزه رقابت استراتژیک با آمریکا و متحدان منطقه¬ای این کشور را نداشته و در همان حال تلاش دارند تا مجموعه انباشت منابع قدرت گذشته در این منطقه را که می¬توان تغییر جهت برخی از بازیگران منطقه به سمت چین، انجام ساخت و سازهای نظامی در جزایر دریای چین جنوبی، ایجاد چند صدایی در آسه.آن و تلاش برای تقویت قدرت دریایی خود باشد را تثبیت و نگهداری نمایند. اگرچه چین در این سند کشورهای منطقه را به دو دسته کشورهای کوچک و متوسط و همچنین کشورهای بزرگ که شامل آمریکا، هند، روسیه و ژاپن می¬شود تقسیم کرده است و از کشورهای دسته اول در گویشی هشدارگونه خواسته است تا در اتخاذ جهت¬گیری¬ها و انتخاب های سیاست خارجی خود با احتیاط بیشتری برخورد نمایند لیکن هنگامی که به بحث کشورهای بزرگ وارد می¬شود بنا بر تعهد به گشترش روابط همکاری گرایانه و تلاش برای بسط و توسعه این روابط قرار داده شده است.
البته این نکته را هم باید یادآور شد که هنوز نمی¬توان برای موفقیت یا عدم موفقیت این درایت و استراتژی چینی¬ها قضاوت خاصی را انجام داد لیکن به نظر می¬رسد که بر خلاف آنچه چین در سند سیاست های خود در منطقه آسیا پاسفیک بیان کرده است که شرایط و اختلافات کاملا تحت کنترل می¬باشد، این شرایط چندان هم در ماه¬های آتی تحت کنترل نباشد یا از کنترل خارج شود و چین را وادار نماید که همچنان مسیر " رقابت استراتژیک " را دنبال نماید.

telegram channel

درباره نویسنده

محمد زارع

محمد زارع

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته