يكشنبه 26 آذر 1396

Sunday 17 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /معجزه چین و تلاش برای ساخت مکتب چینی

معجزه چین و تلاش برای ساخت مکتب چینی

  • چین در تاریخ توسعه اقتصادی جهان به جد یک معجزه را تجربه کرده است. علاوه بر آن، چین و روسای جمهور این کشور به‌خصوص شی جین پینگ به دنبال یک معجزه دیگرند و آن هم ساخت یک «مکتب چینی» است که بتواند برای مشکلات و معضلات جهانی برنامه و راه حل ارائه کند. اگرچه مباحث بسیاری از سوی اندیشمندان مختلف در ارتباط با ناتوانی این کشور در این مسیر وجود دارد و هر کدام هم دلایل خاص خود را بیان می‌کنند، لیکن چینی‌ها ساخت این «مکتب» را امکان‌پذیر دانسته و معتقدند که شرایط موجود نظم جهانی، فرصت تاریخی بسیار خوبی را برای این امر در اختیار این کشور قرار داده است و زمانی که چنین «رنسانس بزرگی» در چین اتفاق افتد، انقلابی اساسی در «پارادایم ساخت دانش» هم اتفاق خواهد افتاد و پس از آن «مکتب یا رهیافت چینی» هم ایجاد و به منصه ظهور خواهد رسید.

    Submit to FacebookSubmit to Twitter

نویسنده :  دوشنبه, 17 مهر 1396    23:26    سرویس قدرت های بزرگ

اختصاصی اینترنشنال- سرویس قدرت‌های بزرگ/ به جرات می‌توان گفت که فرایند نوسازی و مدرنیزاسیون چین به‌خصوص در حوزه اقتصادی، معجزه‌ای اساسی را تجربه کرده و کسانی که این عنوان را برای رفتار و حرکت رو به جلوی چین به کار برده‌اند نیز چندان بی‌راه نگفته‌اند. رتبه اقتصادی چین در جهان و در زمان آغاز فرآیند اصلاحات رتبه یازدهم بود. این کشور در سال 2005 فرانسه را پشت سر گذاشت و به رتبه پنجم رسید. در سال 2006 انگلستان را پشت سر گذاشت و به رتبه چهارم اقتصاد جهانی نائل شد. در سال 2007 آلمان و در سال 2009 هم ژاپن را پشت سر گذاشت و به رتبه دوم اقتصاد جهانی دست یافت و نهایتاً صنعت تولید این کشور نیز در سال 2010 آمریکا را پشت سر گذاشت و به مقام اول جهانی تبدیل شد.

همزمان با این معجزه اقتصادی، چین یک معجزه انسانی را هم در زمینه توسعه و بهبود امید به زندگی تجربه کرد و تقریباً 700 میلیون نفر از مردم این کشور را از خط فقر خارج کرد. نرخ درآمد سرانه از 190 دلار در سال 1978 به تقریباً 8 هزار دلار در سال 2016 افزایش یافت و چین را از یک کشور با درآمد کم به کشوری با درآمد سرانه متوسط تبدیل کرده است و همچنین میزان امید به زندگی نیز از 35 سال در زمان تأسیس چین جدید یعنی در سال 1949 به 76 سال در سال 2016 افزایش یافته است. از این رو می‌توان گفت که چین در تاریخ توسعه جهان به جد یک معجزه را تجربه کرده است. علاوه بر آنچه که بیان شد چین و روسای جمهور این کشور به‌خصوصشی جین پینگ به دنبال یک معجزه دیگر و آن هم ساخت یک «مکتب چینی» مکتبی که بتواند برای مشکلات و معضلات جهانی برنامه و راه حل ارائه کند، است. اگرچه مباحث بسیاری از سوی اندیشمندان مختلف در ارتباط با ناتوانی این کشور در این مسیر وجود دارد و هر کدام هم دلایل خاص خود را بیان می‌کنند، لیکن چینی‌ها ساخت این «مکتب» را امکان‌پذیر دانسته و معتقدند که شرایط موجود نظم جهانی، فرصت تاریخی بسیار خوبی را برای این امر در اختیار این کشور قرار داده است و زمانی که چنین «رنسانس بزرگی» در چین اتفاق افتد، انقلابی اساسی در «پارادایم ساخت دانش» هم اتفاق خواهد افتاد و پس از آن «مکتب یا رهیافت چینی» هم ایجاد و به منصه ظهور خواهد رسید. از منظر نخبگان سیاسی و همچنین دیگر اندیشمندان چینی، وظیفه این مکتب جدید، حل مشکلات چین و همچنین ارائه برنامه‌های لازم برای توسعه انسانی و رفع مشکلات و معضلات دیگر کشورها نیز هست. نخبگان و اندیشمندان چینی معتقدند که تمدن غربی فرزند جهان یونانی بود اما توانست دامنه و سیطره خود را با ایجاد یک شبکه و سیستم دانش خاص به دیگر مناطق و کشورها نیز بسط داده و با توجه به قدرتی که در این مسیر کسب کرده بود، بقیه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را در قالب‌هایی مانند پیشامدرن و پیرامونی طبقه بندی کرده و مانع از شکوفایی آنان شود. این شبکه و سیستم دانش معتقد است که تنها راه و بلیط ورود به جهان مدرن، پذیرش ارزش‌های غربی است. پذیرش این ارزش‌ها است که تمدن‌های غیرغربی را از بربریت به مدرنیته و از عقب ماندگی به توسعه و رستگاری انتقال می‌دهد.

به نظر می‌رسد که رهبران امروز چین در حال تلاش و آماده‌سازی خود برای برخورد با این پارادایم مسلط و ایجاد بسترهای لازم برای ساخت مکتبی با ویژگی‌های چینی هستند. چینی‌ها معتقدند تمدن چین با قدمت چند هزار ساله، قادر است که مسیر و ظرفیتی دیگرگون تعریف کند و این حصر ارزشی تمدن غربی را بشکند. چینی‌ها معتقدند که احیای عظمت مجدد چین، داستان متفاوتی از خیزش و قدرت‌یابی جهان غرب خواهد داشت و نمی‌توان این خیزش و قدرت‌یابی را در شبکه و سیستم دانش غربی تبیین و توضیح داد. نخبگان و اندیشمندان چینی معتقدند که مبنا و پایه‌های اساسی این قدرت‌یابی و ساخت چین مدرن می‌بایست بر مبنای تمدن پایدار و خدشه‌ناپذیر چینی بنا شود و رفتار و انتخاب‌های استراتژیک این کشور هم می‌بایست بر مبنای همین سیستم دانش چینی که قادر است یک سبک خاص چینی نیز تعریف و ایجاد کند بنا شود. متفکرین چینی و همچنین مقامات ارشد حزب کمونیست چین بیان می‌دارند که «مکتب چینی» تنها یک تئوری خاص‌گرا و مخصوص چین نیست بلکه باید بتواند مشکلات و نگرانی‌های دیگران را نیز حل و فصل کرده و برنامه‌هایی با مشخصات چینی برای حل و فصل آنها نیز ارائه کند. این متفکرین برای این منظور سه منبع و آبشخور اساسی یعنی مارکسیم و اصول اساسی آن، فرهنگ سنتی چین، و فلسفه (جهان) و علوم اجتماعی و به‌خصوص استخراج نتایج مثبت این دو حوزه به نحوی که بتواند به بلوغ «مکتب و رهیافت چین» کمک کند را معرفی و بیان کرده‌اند. در همین راستا است که شی جین پینگ در 29 سپتامبر 2017 طی صحبتی در اداره سیاسی حزب کمونیست بیان می‌دارد که رها کردن سوسیالیسم به معنای از دست دادن روح و جهت حزب کمونیست چین است و از این‌رو باید تمام تلاش‌ها در جهت حفظ و تداوم این «روح» انجام شود.

طبیعتاً تحقق چنین فرایند بزرگ و عظیمی ملزومات خاصی را طلب می‌کند که به نظر نمی‌رسد، هنوز چین و حزب کمونیست این کشور توانسته باشند حرکتی اساسی در این مسیر انجام داده باشند لیکن همان‌گونه که بیان شد در حال حاضر میزان اعتماد به نفس ملی چین برای انجام چنین مهمی به نسبت گذشته بسیار بیشتر شده است. هرچند مائو قبلاً چرخه «تمرین، فهم، تمرین مجدد، فهم مجدد» را برای این منظور معرفی کرده بود لیکن از آنجا که منطق موجود در این چرخه، منطقی بسته و محصور بود، طبیعتاً نمی‌توانست نیروی لازم برای انجام چنین تحول بزرگی را فراهم آورد. از این‌رو یکی از ویژگی‌های مهمی که نخبگان چینی برای ساخت «مکتب چین» بیان می‌دارند آن است که ساخت چنین مکتبی در پشت درهای بسته امکان‌پذیر نیست، بلکه باید تلاش نمود تا از تجربیات مثبت جهانی به‌خصوص تجربیاتی که بتواند به این بلوغ کمک کند، استفاده لازم را نمود. البته این نکته را باید بیان داشت که اساس ساخت این مکتب در این رویکرد بر «خوداتکایی یا خوداعتمادی» (self – confidence) است لیکن این نگاه برونگرایانه برای ساخت چنین مکتبی، بیشتر به عنوان یک کاتالیزور در این مسیر نگریسته می‌شود. کاتالیزوری که می‌تواند ساخت این مکتب را سرعت بخشد.

علاوه بر این مسئله، همچنین اندیشمندان چینی گام دیگری هم برای این تحقق این مهم بیان می‌دارند و آن هم بازنگری و تغییر سیستم ارزیابی آکادمیک چین است. از این منظر، سیستم ارزیابی کنونی آکادمیک چین یک سیستم غربی است و بسیار بر شاخص‌های کمی تأکید دارد این در حالی است که ساخت مکتب چین می‌بایست از حوزه کمیت فراتر رفته و بتواند حوزه‌های کیفی را بیش از گذشته لمس کرده و پوشش دهد.

در هر حال و فارغ از اینکه این فرایند بتواند موفق شود یا خیر، امروزه این مسئله به یکی از دغدغه‌ها و روندهای مهم داخلی چین تبدیل شده است و بخشی از تمرکز و انرژی حزب کمونیست چین را به خود اختصاص داده که البته هنوز باید منتظر ماند و نتایج آن را به‌خوبی مورد بررسی قرار داد.

 

*محمد زارع، پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک

 

telegram channel

درباره نویسنده

محمد زارع

محمد زارع

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته