دوشنبه 20 آذر 1396

Monday 11 December 2017

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /گفتگو ( مصاحبه ها)/ایران و روسیه: نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک

ایران و روسیه: نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک

نویسنده :  چهارشنبه, 21 تیر 1396    16:28    سرویس قدرت های بزرگ

اختصاصی اینترنشنال-سرویس گفتگو/ روابط ایران و روسیه تاریخ پرفراز و نشیبی را پشت سرگذاشته است. این دو کشور به علت همجواری در بخش عمده‌ای از تاریخ خود، از جنگ گرفته تا تعریف منطقه نفوذ و تا شراکت اجباری را تجربه کرده است. با این حال در یک سال اخیر، رابطۀ بین ایران و روسیه وارد دوران جدیدی شده است که احتمالاً پیش از این سابقه نداشته است. دو کشور بر سر بحران سوریه مجموعه‌ای از همکاری‌های نظامی-امنیتی را آغاز کردند و از آن دوران، پرسش‌ها و همچنین بایدهای زیادی در مورد ماهیت این رابطه مطرح شده است. در گفتگوی مفصلی که در ادامه می‌خوانید، دکتر محمود شوری، کارشناس ارشد مسائل روسیه در گفتگویی چالشی با اینترنشنال به این مسئله پرداخته و ابعاد مختلف آن را مورد واکاوی قرار داده است.

 

پرسش: سوال اول در مورد نقش گذشته و میراث مردگان در روابط ایران و روسیه است. شما فکر می‌کنید چه قدر از تصویر منفی که در ایران راجع به روسیه است در روسیه هم وجود دارد و چه قدر این تصویر در تحلیل روابط ایران و روسیه مهم است و چه قدر باید به آن توجه شود؟
دکتر شوری: در مورد این تصویر منفی که از روسیه به لحاظ تاریخی در ایران وجود دارد و اینکه آیا این تصویر برعکسش هم در روسیه وجود دارد یا خیر باید گفت نگاه روس‌ها به ایران‌ها برابر با نگاه ایرانی‌ها به روس‌ها نیست. زیرا حضور روسیه در تاریخ ما پررنگ و تعیین کننده است اما حضور ایرانی‌ها در تاریخ روسیه خیلی پررنگ نیست. به همین دلیل مردم روسیه به لحاظ تاریخی با عنصری به نام ایران خیلی مواجه نبودند تا بخواهند در موردش قضاوت تاریخی داشته باشند. اما مردم ایران نزدیک به دو قرن است که با عاملی به نام روسیه یا شوروی مواجه بودند. به همین دلیل نوع نگاه مردم یک عامل تعیین کننده در تاریخ روابط دو کشور تلقی می‌شود. اگرچه به لحاظ حاکمیتی ممکن است در برخی دوره‌ها نقش مردم و تأثیر افکار عمومی در این روابط کاهش یا افزایش پیدا کرده باشد. اتفاقی که به ویژه بعد از فروپاشی شوروی با آن مواجه هستیم، این است که مسئله روسیه تبدیل به موضوعی در افکار عمومی شده است که البته موضوع جدیدتری در تاریخ روابط دو کشور است. این کلیشه‌های تاریخی همیشه در ذهنیت مردم در کشورهای مختلف ممکن است تعیین کننده باشد.

پرسش: از زاویه نگرشی که ما داریم و رابطه‌ای که می‌خواهیم برقرار کنیم چگونه تعیین کننده است؟
دکتر شوری: به شیوه‌های مختلف تعیین کننده بوده است. واقعیت این است که مردم عادی ما هیچ وقت نسبت به روسیه یک نگاه تحسین آمیز نداشته‌اند، بنابراین علاقه زیادی برای ارتباط مردمی با روسیه وجود نداشته است. این خود باعث کندی روابط شده است، زیرا علاقمندی چندانی وجود ندارد که مردم ما با روسیه ارتباط بگیرند. این مسأله دلایل تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی متعددی دارد. به لحاظ فرهنگی نگاه ما به روسیه این بوده است که کشور سرد و زمختی است که جذابیت ندارد. شرایط جغرافیایی روسیه هم در این نگاه تأثیر زیادی داشته، اما عدم آشنایی به زبان روسی نیز مزید علت شده است که ارتباطات مردمی اندکی میان ایران و روسیه وجود داشته باشد. به لحاظ تاریخی هم نوع برخورد روسیه با ایران در دو قرن اخیر همان‌طور که گفته شد، ذهنیتی منفی در میان مردم ایران نسبت به روسیه ایجاد کرده است.

پرسش: شما این ذهنیت را چه قدر در مورد روسیه منصفانه می‌بینید؟
دکتر شوری: بحث بر سر منصفانه بودن یا نبودن نیست، مسأله این است که شرایط در روابط دو کشور خیلی تغییر کرده است. یعنی درست است که در بسیاری از زمینه‌ها روس‌ها همان روس‌ها هستند، اما موقعیت ایران و روسیه نسبت به یکدیگر تغییر کرده است. روسیه دیگر آن قدرت بلامنازع حداقل در ارتباط با ایران نیست که بخواهد از موضع برتر به ایران نگاه کند و هرچه بخواهد به ایران دیکته کند. هم روسیه سطحش پایین آمده است و هم ایران در سطح بین‌الملل سطحش بالاتر رفته است. به همین دلیل دیگر آن فاصله بین ایران و روسیه در سطح بین‌الملل وجود ندارد که روس‌ها بخواهند از موضع برتر نسبت به ایران عمل کند. این مسئله مهم باعث شده است شرایط امروز ما با روسیه متفاوت از شرایط تاریخی شود. اگر مجدداً یک زمانی این فاصله زیاد شود یعنی روس‌ها قدرت بگیرند و یا ایران تضعیف شود به احتمال زیاد به همان رفتارهای تاریخی باز می‌گردیم، اما نباید این کلیشه‌های تاریخی باعث بن‌بست در روابط دو کشور بشود.

پرسش: اگر بخواهید جایگاه روسیه در سیاست‌های خارجی ایران و جایگاه ایران در سیاست‌های خارجی روسیه را مفهوم بندی کنید چگونه است؟
دکتر شوری: با مفاهیم مختلفی روبه رو هستیم. در مقاطع مختلف مفاهیم مختلف را می‌شود تعیین کرد.

پرسش: منظور من در چهار سال اول دولت آقای روحانی و چهارساله پیش رو است.
دکتر شوری: من در جایی نوشتم همکاری بدون شراکت است. یعنی همکار هستیم اما نمی‌توانیم شریک باشیم. یعنی در یک مسیر گام بر می‌داریم اما نمی‌توانیم همسفر باشیم. دلایل مختلفی هم دارد. زیرا در نهایت ما نمی‌دانیم روس‌ها به کجا می‌خواهند بروند. مسیری هم که ما برای خود تعیین کرده‌ایم مسیری نیست که برای روسیه کاملاً قابل درک باشد. ما در یک مقطع مهم و تعیین کننده از تاریخ دو کشور باهم هم مسیر هستیم. فعلاً منفعت هر دو کشور این است که به یکدیگر کمک کنند تا از این مرحله عبور کنند
.
پرسش: چرا فکر می‌کنید مهم است؟
دکتر شوری: زیرا ایران در مسیر قدرت‌یابی منطقه‌ای و بین‌المللی خودش است و در یک نقطه خاص تاریخی به لحاظ جهش در سطح منطقه و بین الملل قرار دارد. برعکس روسیه دارد تلاش می‌کند از سقوط و کاهش شدید قدرت جلوگیری کند. به همین دلیل ما در این مقطع به هم نیاز داریم. زیرا هم روسیه می‌تواند به ما کمک کند تا ما این فرایند قدرت‌یابی خود را با سلامت بیشتر طی کنیم هم ما می‌توانیم کمک کنیم در تلاشی که غربی‌ها برای تضعیف قدرت روس‌ها می‌کنند مانع ایجاد کنیم. کمااینکه این اتفاق در ربع قرن گذشته افتاده است. وجود ایران باعث شده است که روس‌ها در تقابلاتی که با غربی‌ها دارند تنها نباشند. متقابلاً ایران هم در ربع قرن گذشته در مواجهه با غرب کاملاً تنها نبوده است. یعنی اینکه هم وجود روسیه کمک زیادی برای ما بوده است و هم سیاست‌های ایران به شکل مستقیم یا غیر مستقیم قدرت مانور روسیه را در سطح جهانی افزایش داده است. ما غیر مستقیمکمک‌های موثری به روسیه کردیم تا همچنان یک قدرت جهانی بماند.

پرسش: مفهوم بندی قالب در روسیه در رابطه با ارتباط با ایران چیست؟ حوزه‌هایی که به عنوان کمک می‌فرمایید چیست و چه قدر جریان اصلی استراتژیک در روسیه این را قبول دارد؟
دکتر شوری: واقعیت این است که تا قبل از موضوع سوریه مسئله اهمیت جایگاه و نقش ایران در میان نخبگان و استراتژیست‌های روسی چندان جدی گرفته نمی‌شد. شاید روس‌ها به ایران به عنوان موضوعی که در مشت خود دارند و می‌توانند در شرایط مختلف بین‌المللی از آن استفاده کنند، نگاه می‌کردند. به عبارت دیگر، ایران در سپهر سیاست خارجی روسیه عملا خیلی جایگاه چندانی نداشت و به عنوان بازیگری که می‌توانند با آن تعاملات استراتژیک در سطح منطقه‌ای داشته باشند نگاه نمی‌شد. در خیلی از موارد به ایران به عنوان یک ابزار نگاه می‌شد. یعنی اینکه ایران می‌تواند ابزاری برای روسیه باشد که آن را در سیاست خارجی در حوزه‌های دیگر به کار بگیرد. اما خود ایران در سپهر سیاست خارجی روسیه تعریف نداشت. در شرایط جدید نوع تعامل ایران با روسیه در مورد سوریه باعث شده است که ایران به عنوان یک مسأله در سیاست خارجی روسیه مورد توجه قرار بگیرد.

پرسش: به عنوان یک مسأله است یا یک اولویت به آن نگاه می‌شود؟
دکتر شوری: به عنوان یک مسأله که می‌گویم منظورم مشکل نیست بلکه به عنوان یک موضوع مهم و یک گزینه و در مواقعی اولویت به آن نگاه شود. یعنی کارشناسان و استراتژیست‌های روسی به ایران فکر می‌کنند. اینکه با ایران چه باید کرد، چگونه می‌شود با ایران کار کرد و چگونه می‌شود با ایران در سطح منطقه‌ای یا بین‌المللی اهدافی را به پیش برد.

پرسش: بنابراین هنوز در حال مفهوم بندی کردن رابطه هستند.
دکتر شوری: حتماً. یعنی ما وارد گفتمان سیاست خارجی روسیه شده‌ایم، اما هنوز جایگاه ایران در این گفتمان قوام پیدا نکرده است که بگوییم ایران تعریف مشخصی در سیاست خارجی روسیه، همانطور که چین یا غرب پیدا کرده است، دارد. ایران وارد این گفتمان شده است اما هنوز روس‌ها با تردید به این موضوع نگاه می‌کنند. اگرچه از نظر عملیاتی خود را ناگزیر از پیوند خوردن با موضوع ایران می‌بینند، اما از نظر گفتمانی به نظرم هنوز نتوانسته‌اند تعریفش کنند که با ایران تا کجا می‌شود پیش رفت، چگونه با اهداف و جاه طلبی‌های ایران تعامل یا مقابله کرد و نقطه تعارض احتمالی کجا است.

پرسش: چه قدر فکر می‌کنید روند انتقال قدرت در سیستم که ما و روسیه هم بخشی از آن هستیم کمک می‌کند ایران و روسیه نزدیک ‌ر شوند یا احیانا در مسیرهای متفاوتی قرار بگیرند.
دکتر شوری: الان شرایط علی‌رغم برخی بی‌میلی‌ها در خیلی از مواقع ما را به هم نزدیک تر می‌کند.

پرسش: یعنی می‌خواهید بگویید نزدیک شدن ایران و روسیه براساس یک ضرورت بوده است نه یک انتخاب؟
دکتر شوری: بله. اگرچه برداشت من این است که بعد از آمدن آقای روحانی این روابط از حالت اضطراری به حالت انتخابی درآمده است. یعنی ما نوع تعامل با روسیه را انتخاب می‌کنیم، اما در گذشته هم ما و هم روس‌ها در بسیاری از موارد ناگزیر به همکاری با یکدیگر بودیم. شاید روس‌ها ترجیح می‌دادند به جای ایران با غربی‌ها کار کنند اما چون غربی‌ها راه را باز نکردند مجبور شدند که با ایران کار کنند.

پرسش: بنابراین ضرورت‌های ساختاری را عامل اصلی دوری و نزدیکی دو کشور می‌دانید.
دکتر شوری: بله. اگر فکر می‌کنم ضرورت‌ها نه ایدئولوژیک یا ژئوپولیتیک، بلکه بیشتر ساختاری است. ساختار نظام بین‌الملل به گونه‌ای بوده است که ایران و روسیه را به هم دائما نزدیک‌تر کرده است.

پرسش: این ضرورت‌های ساختاری در حال تشدید شدن هستند؟
دکتر شوری: بسیاری از کارشناسان ایرانی و روسی تصورشان این بود که با آمدن آقای روحانی و حل و فصل موضوع هسته‌ای باید فاصله ایران و روسیه بیشتر شود، اما عملا در این دوره ایران و روسیه نه تنها فاصله شان بیشتر نشد، بلکه به آن میزان از همکاری‌های استراتژیک و نظامی رسیدیم که پایگاه هوایی نوژه را در اختیار روس‌ها گذاشتیم و از مسیر ایران موشک‌های روسیه شلیک شد.

پرسش: با اظهارات دو طرف در آن زمان نشان داده شد که بحران اعتماد هم چنان پابرجا است.
دکتر شوری: بله. هم چنان پابرجاست و هم چنان مسائل گذشته وجود دارد، اما در عین حال پیوندها دائماً افزایش پیدا می‌کند. همین الان این بحران اعتماد را در صحنه عملیاتی سوریه در خیلی از موارد ممکن است داشته باشیم اما عملاً آنچه اتفاق می‌افتد این است که ما و روسیه مجبوریم در صحنه عملیاتی باهم بیشتر کار کنیم.

پرسش: این بحران اعتماد فکر نمی‌کنید که باعث شود این رابطه نهادینه نشود و به تعبیری یک نوع ازدواج مصلحتی باشد؟
دکتر شوری: من اسمش را بحران اعتماد نمی‌گذارم. بیشتر به این دلیل است که ما دو کشوری هستیم که هرکدام نگاه متفاوتی در رابطه با آینده خود در سطح بین‌المللی داریم.

پرسش: زمانی که مقامات بالای ایران در سطح رسانه روس‌ها را به بی معرفتی متهم کردند اگر بی‌اعتمادی نیست پس چه نامی دارد؟
دکتر شوری: این سوء تفاهم‌ها ممکن است در روابط هر دوکشوری شکل بگیرد. وقتی می‌گوییم بحران اعتماد یعنی اینکه ایران و روسیه می‌خواهند به ازدواج هم در بیایند اما تردید دارند. اما اینطوری نیست و قرار نیست که ایران و روسیه به ازدواج هم دربیایند. ایران مسیر و آینده خود را در سطح بین‌المللی دنبال می‌کند و روسیه هم به همین صورت است. در این آینده نمی‌دانیم این دو کشور بیشتر به هم نزدیک می‌شوند یا از هم دور خواهند شد، اما چیزی که الان دارد اتفاق می‌افتد این است که ما و روسیه به لحاظ عملیاتی در یک صف قرار گرفته‌ایم و به همین دلیل مجبور به کار کردن باهم هستیم. بنابراین باقی چیزها حاشیه‌ای است.

پرسش: یعنی شما نقش رهبران را در شکل دهی به روابط دوکشور کمرنگ می‌دانید؟
دکتر شوری: رهبران دو کشور در حال حاضر تمایل زیادی برای ارتقای سطح روابط دارند، اما عملا سطح روابط از چیزی که ضرورت دارد جلوتر نمی‌رود. دلایل زیادی هم وجود دارد. یک دلیلش این است که به لحاظ فرهنگی و تاریخی ما پیوندی با روس‌ها نداریم. من فکر می‌کنم هیچ کشور دیگری هم نیست که این پیوند را با روس‌ها داشته باشد. روسیه یک پدیده یا موجود قابل هضم راحتی برای همه نیست. به همین دلیل همیشه یک نوع فاصله بین روس‌ها با سایر کشورها وجود دارد که برای ایران هم است. تفاوت فرهنگی و بحث‌های تاریخی که بین دو طرف وجود دارد و عدم ظرفیت‌ها و توانمندی‌های مادی موجود دست به دست هم داده تا سطح روابط فراتر از آنچه هست نرود. در عین حال ضرورت‌های ساختاری در سطح بین‌المللی هم باعث شده فاصله ایران و روسیه از آنچه هست بیشتر نشود. یعنی ما همیشه در میزانی از فاصله هستیم که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم می‌شود.

پرسش: چه قدر ضرورت‌های ساختاری ما را در حوزه‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی به هم نزدیک کرده است؟ آیا در حوزه اقتصادی و فرهنگی هم که در سالهای اخیر کوشش‌هایی برای آن شده است تحولی را ایجاد کرده است در روابط یا همان رابطه سنتی را تداوم بخشیده است؟
دکتر شوری: در مورد وضع موجود روابط من فکر می‌کنم آقای دکتر روحانی رئیس جمهور حرف اصلی را در این زمینه زدند. تمام بسترها و ساختارهای لازم برای گسترش و تسهیل روابط اقتصادی ایران و روسیه در سال‌های اخیر فراهم شد اما عملاً شاهد گسترش چشم‌گیری در روابط دو طرف نبودیم.

پرسش: چه بستری فراهم شد؟ ما موافقت‌نامه تجارت آزاد امضا نکردیم، علاوه بر این، ما عضو WTO نیستیم اما آنها هستند؟
دکتر شوری: ما موافقت‌نامه‌های متعدد گمرکی با هم امضا کردیم. کریدور سبز برای ایران تعریف شده است. در برخی از محصولات و کالاها تعرفه‌ها برای ایران به شدت کاهش پیدا کرده و در برخی از کالاها برای ایران به صفر رسیده است. امکانات حمل و نقلی گسترش پیدا کرده است و در سطح مسائل بانکی توافقات زیادی بین بانک‌های ایران و روسیه شکل گرفته است.

پرسش: پس به چه دلیلی میوه این شرایط چیده نشده است؟
دکتر شوری: همانطور که آقای روحانی گفتند مقداری مشکل در ایران است. ظرفیت‌های لازم برای استفاده از این فرصت فراهم نیست. ما کالاهای آنچنانی برای عرضه نداریم. این مشکل داخلی است. اگر هم کالایی داریم قیمت تمام شده آن آنقدر زیاد است که قابل رقابت در بازار روسیه نیست. وگرنه بازار روسیه برخلاف گذشته که بازار بسته‌ای بود و حضور در آن سخت بود و اغلب تجار به طور مقطعی در آن حضور پیدا می‌کردند و بعد از مدتی خارج می‌شدند، نیست. الان بازار بازتر و امکانات فراهم‌تر است اما تاجر ما ظرفیت و امکانات لازم را برای ورود به این بازار رقابتی ندارد. تاجران ما متاسفانه در این مدت فقط با بازار کشورهایی که دچار مشکلات اساسی بودند کار کرده‌اند و به همین دلیل توانایی کار کردن با کشورهایی که در برخی موارد با استانداردهای اروپایی عمل می‌کنند را ندارند و نمی‌توانند این استانداردها را رعایت کنند.

پرسش: بنابراین پیش بینی می‌کنید روابط ما از حد روابط امنیتی و ژئوپولیتیکی فراتر نخواهد رفت.
دکتر شوری: بله. دلیل اصلی اهمیت رابطه ایران و روسیه تا آینده قابل پیش بینی مسائل سیاسی و امنیتی است. یعنی ایران و روسیه نمی‌توانند سطح روابط اقتصادی را آنقدر بالا ببرند که بتوانند این همکاری را جایگزین تحریم‌هایی که علیه دو کشور جاری است بکنند. یعنی بتوانند بخشی از فشار تحریم‌های علیه خود را از طریق این همکاری جبران کنند. این خیلی محدود است. اگر ایران یا روسیه ظرفیت‌های بیشتری داشتند می‌توانستند بخشی از مشکلات ناشی از تحریم‌های غرب را پشت سر بگذارند. ولی متاسفانه چنین شرایطی در دو کشور وجود ندارد. در روسیه هم ظرفیت و امکاناتی که بتواند ایران را متقاعد کند به لحاظ اقتصادی، تکنولوژی و سرمایه نگاه خودش را به سمت روسیه کند وجود ندارد.
پرسش: در سطح تحلیل منطقه‌ای چه قدر سیاست خاورمیانه‌ای ایران و روسیه به آن نظم منطقه‌ای مطلوبی که دو کشور تصور می‌کنند در منطقه باید ایجاد شود هم پوشی دارد و هم راستا است؟ به خصوص در حوزه استراتژیک.

دکتر شوری: به نظرم هنوز زود است در مورد یک نظم منطقه‌ای جایگزین که در این نظم منطقه‌ای ایران و روسیه بازیگران اصلی باشند فکر کنیم. تصورم این است که باید به یک اصل اساسی توجه کنیم. ما در خاورمیانه و حتی در سطح بین‌المللی دشمنان مشترکی داریم اما دوستانمان متفاوت هستند. یعنی در این مورد که غرب نباید نظم مورد نظر خود را در منطقه حاکم کند نگاه مشترکی داریم یا در مقابله با تروریسم و داعش نگاه مشترک با روسیه داریم و این عوامل ایران و روسیه را به هم نزدیک می‌کند، اما دوستانمان متفاوت است. نوع نگاه روسیه به اسرائیل و کشورهای عربی و جریان‌های فروملی از کردها گرفته تا حزب الله لبنان تا سایر جریان‌ها و گروه‌های منطقه با ما تفاوت دارد. بنابراین، ما در مقابله با دشمنان دلایل زیادی برای همکاری باهم داریم، اما اگر به وجه ایجابی قضیه برسیم و بخواهیم از یک نظمی که می‌خواهد حاکم شود و طبیعتاً این نظم براساس تفاهمی بین بازیگران شکل می‌گیرد صحبت کنیم من فکر می‌کنم در اینجا ما ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم. ما نمی‌دانیم روس‌ها تا چه اندازه در آینده نگاهشان به منطقه یک نگاه ایجاد نظم هم هست. زیرا آنها الان در شرایطی هستند که اجازه ندهند یک نظم یا تهدید امنیتی نگران کننده برای آنها در آنجا تثبیت شود. ما هم در چنین شرایطی هستیم و فعلا به دنبال این هستیم که رفع تهدید کنیم.

پرسش: ما و روسیه در مسیر موازی یا مسیر مشترک در رابطه با خاورمیانه حرکت می‌کنیم یا اینکه این مسیرها ربطی به یکدیگر ندارد؟
دکتر شوری: در مقابله با تهدیدها مسیرهای مشترکی را دنبال می‌کنیم اما در وجه ایجابی قضیه من نمی‌توانم بگویم که مسیر مشترکی را دنبال می‌کنیم یا خیر. ضمن اینکه من هنوز نمی‌توانم بگویم که روسیه اساساً در این جایگاه هست که در وجه ایجابی نظم سازی در منطقه نقش فعالی را ایفا کند یا حتی توانمندی ایفای ان را داشته باشد.

پرسش: یعنی تصمیمی برای روسیه در این زمینه فعلا وجود ندارد؟
دکتر شوری: اگر هم وجود داشته باشد روسیه ابزار و امکانات محدودی دارد.

پرسش: یعنی روسیه را یک بازیگر فرصت‌طلب در خاورمیانه تعریف می‌کنید؟
دکتر شوری: خیر، روسیه بازیگری است که برای مقابله با تهدیدات به منطقه خاورمیانه ورود کرده است.

پرسش: بیشتر برای مقابله با تهدید بوده است یا سوریه فرصتی برای روسیه جهت حل بحران اوکراین بوده است؟
دکتر شوری: خیر. به هرحال سوریه به ماهو سوریه برای روسیه اهمیت داشته است. علاوه بر موضوع مقابله با تهدیدها، پایگاه طرطوس تنها پایگاه خارجی برای روسیه است و تنها پایگاهی است که به روسیه اجازه می‌دهد در دریای مدیترانه نقش و حضور داشته باشد. طبیعتاً روسیه نمی‌خواهد این تنها امکان خود را از دست بدهد. حفظ این پایگاه برایش مهم است. اگر شرایط به گونه‌ای پیش می‌رفت که روسیه می‌توانست بدون ورود نظامی به بحران سوریه این پایگاه را حفظ کند، احتمالاً این کار را نمی‌کرد. به نظرم منافع و تهدیداتی که برای روسیه در سوریه وجود دارد به خودی خود این قدر مهم هستند که روسیه را وادار به ورود به بحران سوریه بکند. بنابراین سوریه به ماهو سوریه برای روس‌ها قابل اهمیت است، اما خیلی‌ها معتقدند روسیه با آمدن در سوریه بازی را از اوکراین خارج کرد.

پرسش: البته شما طرفدار این نگاه نیستید.
دکتر شوری: چرا، به هرحال نمی‌شود گفت روسیه نیم نگاهی به این مسئله نداشته است، اما دلیل اصلی را این نمی‌دانم. یعنی اینکه صرفاً بگوییم سوریه به خاطر اوکراین برای روسیه اهمیت پیدا کرد درست نیست. برخی فکر می‌کنند که روسیه فقط به این دلیل که اگر قرار است جنگی با غرب داشته باشد یا اگر قرار است مسئله‌ای در دنیا باشد، این مسئله بهتر است در سوریه باشد تا در اوکراین به سوریه وارد شد. واقعیت این است که غربی‌ها حتی اگر بخواهند نمی‌توانند مسئله اوکراین را فراموش کنند. همانطور که روسیه نمی‌تواند فراموشش کند. بنابراین، موضوع سوریه، مسئله‌ای در کنار اوکراین برای روس‌ها است که نمی‌شود آن را نادیده گرفت. به هرحال اگر تهدید افراط گرایی در منطقه تثبیت می‌شد می‌توانست برای روسیه خیلی جدی تر از هر کشور دیگری باشد. روسیه کشوری است که می‌خواهد به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی در سطح جهانی عمل کند. اگر مرزهای روسیه مثلا از اوکراین به یک شکل و از سمت قفقاز در مورد افراط‌گرایی به یک شکل دیگر، دائما دچار تهدید باشد نمی‌تواند نقش قدرت بزرگ را در سطح جهانی ایفا کند.

پرسش: اگر روسیه این درجه از تهدید را نسبت به ترور احساس می‌کند، بنابراین رابطه ما و روسیه حداقل در خاورمیانه تا سال‌های آتی باید براساس متغیر تروریسم تعریف و تثبیت شود.
دکتر شوری: بله. تا زمانی که این تهدید مشترک وجود داشته باشد دلیل محکمی برای همکاری ایران و روسیه در منطقه خاورمیانه وجود دارد زیرا هیچ کشور دیگری در خاورمیانه از این لحاظ با روسیه دیدگاه مشترک ندارد. علاوه بر این، در حالت دیگر اگر آمریکایی‌ها بخواهند نظم مورد نظر خود را با استفاده از امکاناتی که دارند در منطقه حاکم کنند ما و روسیه دلایل زیادی برای همکاری در خاورمیانه خواهیم داشت.

پرسش: در تهدیدات کلاسیک خاورمیانه به خصوص رقابت استراتژیک ایران با عربستان سعودی که به سمت منازعه پیش می‌رود، رفتار روسیه به چه شکل خواهد بود؟
دکتر شوری: برای روسیه اگر شرایط به گونه‌ای پیش برود که بخواهد بین هرکدام از بازیگران در خاورمیانه انتخابی انجام دهد، انتخاب سخت و دشواری خواهد بود. این بازیگران شامل ایران، ترکیه، اسرائیل و کشورهای عربی می‌شود. روسیه تاکنون تلاش کرده است تا با همه این بازیگران روابط نسبتاً خوبی داشته باشد، اما اگر تنش‌ها در روابط ایران و عربستان افزایش پیدا کند، به نفع روسیه نیست که موازنه به ضرر ایران در منطقه تغییر کند.

پرسش: اما در بحران سوریه این انتخاب را انجام داد.
دکتر شوری: خیر انتخابی انجام نداد. در بحران سوریه روس‌ها خود را در برابر هیچ یک بازیگران منطقه‌ای تعریف نکردند. یعنی بحران سوریه باعث نشد روس‌ها و ترک‌ها و یا عربستانی‌ها در تقابل جدی قرار بگیرند. حتی زمانی که ترکیه اقدام به سرنگونی هواپیمای روسی کرد بازهم در اولین فرصت این مشکل از سوی هردو طرف اصلاح شد. علی‌رغم تعارضی که روس‌ها با عربستانی‌ها با قطری‌ها و سایر کشورهای عربی حامی مخالفین اسد در سوریه داشتند، این را به روابط دوجانبه تسری ندادند. متقابلا کشورهای منطقه مانند اردن، عربستان و ترکیه علاقه‌ای نداشتند که تقابل خود در سوریه را تبدیل به تقابل با روسیه کنند.

پرسش: حضور روسیه در خاورمیانه را حضور تثبیت شده‌ای می‌دانید؟ یعنی معتقد هستید که از این به بعد خاورمیانه بدون روسیه قابل تعریف نیست یا اینکه حضور روسیه یک روند برگشت پذیر است و خاورمیانه بازهم می‌تواند بدون روسیه تعریف شود.
دکتر شوری: به هرحال خاورمیانه در وضعیتی قرار گرفته است که نمی‌شود گفت قدرت‌های بزرگ در آن نقش اصلی را برعهده دارند. این انتخاب‌های دولت منطقه است که می‌تواند تعیین کننده باشد.

پرسش: در بحران سوریه که اینگونه نبود یعنی انتخاب‌های دولت‌های منطقه نقش چندانی نداشت. تا زمانی که اولا روسیه و آمریکا در زمینه خلع سلاح شیمیایی موثر واقع شدند. هم چنین روسیه و چین از طریق قطعنامه شورای امنیت جلوی سرنگونی را گرفتند و سوم اینکه روسیه با حضور نظامی خودش معادلات را تغییر داد.
دکتر شوری: درست است. اما اگر صرفاً به روسیه و آمریکا بود تا الان بحران سوریه با نوعی تقسیم منافع به پایان رسیده بود. یعنی روسیه و آمریکا علی رغم اینکه دلایل زیادی داشتند که مسئله سوریه را جمع کنند اما شرایط منطقه‌ای و تقابل منافع و رویکردهای قدرت‌های منطقه‌ای اجازه چنین کاری را به آنها نداده است.

پرسش: چرا روسیه باید این مسئله را جمع کند در حالی که این یک فرصت استراتژیک است؟ این موضوع مسئله اوکراین را به حاشیه برد و روسیه را از یک متهم به یک مدعی تبدیل کرده است.
دکتر شوری: خیر . فکر نمی‌کنم. بحث اوکراین هم چنان یک پرونده مفتوح در روابط روسیه و غرب است. کمااینکه دیدیم یکی از محورهای اصلی تحریم‌های امریکا علیه روسیه بحران اوکراین است. حتی با آمدن ترامپ و نوع نگاه مثبتی که در دولت او می‌توانست نسبت به روسیه وجود داشته باشد بازهم شاهد این هستیم که مسئله اوکراین وجود دارد.

پرسش: اما نسبت به گذشته کم رنگ تر شده است.
دکتر شوری: کمرنگی آن به خاطر مسئله سوریه نیست بلکه به خاطر این است که دو طرف ابزار زیادی ندارند که علیه هم در اوکراین به کار بگیرند. تشدید اوضاع نیز به نفع هیچ کدام نیست.

پرسش: اما در این بین سوریه بزرگ ترین اهرم ژئوپولیتیک روسیه در سیاست بین‌الملل فعلی است. اگر سوریه از روسیه گرفته شود روسیه با کدام اهرم بین‌المللی می‌خواهد با کشورهای دیگر چانه‌زنی کند؟
دکتر شوری: خیر. الان روسیه سر سوریه با کسی چانه‌زنی نمی‌کند.

پرسش: به عنوان بازیگر کلیدی در امنیت بین‌المللی روسیه به غیر از سوریه در چه جاهایی می‌خواهد ایفای نقش کند؟
دکتر شوری: تردیدی نیست که موضوع سوریه سطح بازیگری یا قدرت مانور روسیه را در سطح جهان افزایش داده است و روسیه را به عنوان یک قدرت تعیین کننده تعریف می‌کند. اما این به معنی آن نیست که روسیه با غرب این بازی را در سوریه انجام می‌دهد. من معتقد نیستم که روسیه در سوریه در تقابل با غرب عمل می‌کند. روس‌ها در چند سال اخیر تمام تلاششان را کرده‌اند که در تعامل با غرب مسئله سوریه را حل کنند. برای روسیه حل شدن مسئله سوریه به گونه‌ای که منافعشان نیز تامین شود اولویت دارد. روس‌ها فقط به دنبال بازیگری کردن و به دنبال امتحان کردن اسلحه‌های خودشان نیستند.

پرسش: حل شدن بحران سوریه چه منافعی برای روسیه دارد؟
دکتر شوری: بدیهی است که هرگونه حل و فصلی به نفع روسیه نیست. روسیه به دنبال تثبیت شرایط سوریه به گونه‌ای است که اولا تهدیدهای تروریسم در منطقه را حذف یا کنترل کند و ثانیاً منافع روسیه را در سوریه تثبیت و تضمین نماید.
پرسش: این حضور الان هم وجود دارد؟
دکتر شوری: بله، اما در آغاز بحران سوریه داشت تلاش می‌شد که این حضور از بین برود. روس‌ها این را تثبیت کردند. به شکلی که الان کسی نمی‌تواند بگوید اسد باید برود یا اگر اسد برود منافع روسیه هم باید از بین برود. حتی اگر اسد هم برود به مکانیزمی اندیشیده می‌شود که منافع روسیه در سوریه تضمین شود. در هیچ حالت دیگری نمی‌توانید فکر کنید که اتفاقی در آینده سیاسی سوریه بیفتد که منافع روسیه در آن تضمین شده نباشد. یعنی قرارداد 49 ساله‌ای که بسته شده است که پایگاه حمیمیم و طرطوس در اختیار روسیه باشد، از بین برود. بنابراین، روس‌ها این موقعیت که در حال از دست رفتن بود را برای خود تثبیت کرده‌اند. دوم اینکه حضور داعش در سوریه که در حال تثبیت شدن بود را متوقف کردند. روسیه این روند را برهم زد. بنابراین اگر داعش از بین برود و اگر منافع روسیه در سوریه تثبیت شود روسیه به آنچه می‌خواسته، رسیده است. هزینه روس‌ها در سوریه معنا ندارد. روسیه نیازی ندارد که بیشتر از این هزینه و خود را درگیر کند. بنابراین، من فکر می‌کنم روسیه به حل مسئله فکر می‌کند، برخلاف امریکایی‌ها که به حل مسئله فکر نمی‌کنند. آمریکایی‌ها هزار و یک مسئله دیگری را در لابه لای این مسئله برای خودشان می‌بینند، مثل درگیر کردن ایران.

پرسش: در لایه سوم رابطه ما که یک لایه جهانی است و همیشه مثلث رابطه ایران، آمریکا و روسیه در شکل دهی به رابطه ما نقش داشته است، فکر می‌کنید این مثلث در چه وضعیتی قرار دارد و تاثیرش در این رابطه چیست؟ مثلا در دهه 90 روس‌ها به آمریکایی‌ها نزدیک شدند بنابراین رابطه آنها با ما تحت‌الشعاع قرار گرفت. اما به نظر می‌آید بعد از تحریم روسیه این مثلث استراتژیک درحال دگرگونی است.

دکتر شوری: فکر می‌کنم که عامل آمریکا در روابط ایران و روسیه به خصوص پس از بحران اوکراین خیلی کم رنگ شده است.

پرسش: کم رنگ شده است یعنی به نفع گسترش این رابطه است؟
دکتر شوری: ما را از آن شرایط اضطراری رها کرده و به یک شرایط انتخابی می‌رساند. یعنی رابطه ایران و روسیه به عنوان دو کشور قدرتمند که همجواری جغرافیایی و منافع مشترک دارند بر اساس منافع و اهداف مشترک شکل می‌گیرد و نه بر اساس ضرورت تعامل یا تقابل با امریکا.

پرسش: اما شواهد چیز دیگری را نشان می‌دهد، زیرا امریکایی‌ها یک تحریم مشترک را علیه ایران و روسیه تصویب می‌کنند. معمولا هم در مباحثشان از چهار تهدید کنار هم نام می‌برند؛ ایران، روسیه، چین و کره شمالی. به نظر می‌رسد در ادبیات تیم ترامپ ایران و روسیه در یک قالب قرار می‌گیرند. بنابراین چگونه شما این بحث را مطرح می‌کنید؟
دکتر شوری: من بحثم این بود که عامل آمریکا در رابطه ایران و روسیه عامل کمرنگی می‌شود.

پرسش: وقتی آمریکا فشار مضاعف را به دو طرف ایجاد کند یعنی عامل پررنگی است.
دکتر شوری: این یک بحث دیگر است. یک زمانی است که ایران ابزاری برای تعامل روسیه با آمریکا است. به این معنا دیگر وجود ندارد. دیگر این نیست که اگر آمریکایی‌ها نیاز به همکاری روس‌ها در ارتباط با ایران داشته باشند و بخواهند به این دلیل امتیازی به روسیه بدهند.

پرسش: چرا این پارادایم تغییر کرده است.
دکتر شوری: به چند دلیل. اولاً با توافق برجام پرونده هسته‌ای ایران به سرانجام رسید و این موضوع که مهمترین موضوع چانه‌زنی و احیاناً تعامل امریکا و روسیه بر سر ایران بود بسته شد. در بحث هسته‌ای رأی روس‌ها در شورای امنیت می‌توانست هم برای امریکا و هم برای ایران ارزش زیادی داشته باشد فلذا قدرت مانور روس‌ها در این زمینه زیاد بود. دوم اینکه در سال‌های اخیر و مشخصاً پس از بحران اوکراین روسیه با غرب دچار مشکلات جدی شده است که اجازه نمی‌دهد آن تعامل گذشته را با غرب داشته باشد. یعنی دیگر هیچ وقت رابطه روسیه و غرب آنقدر خوب نمی‌شود که موضوع ایران به موضوعی برای چانه زنی این دو محسوب شود. بنابراین چون این دوعامل از بین رفته است ایران دیگر ابزاری در روابط روسیه و غرب نیست. علاوه براین، در سال‌های اخیر ایران سطحی از قدرت را در منطقه برای خود تعریف کرده است که دیگر نمی‌تواند موضوع تعامل روسیه و امریکا باشد. اما غرب می‌تواند به عنوان تهدید مشترک هر دو کشور را به سمت گسترش روابط سوق بدهد. الان ایران و روسیه در یک وضعیت کم و بیش برابری نسبت به امریکا قرار دارند. در لایحه تحریم‌های اخیر سنای امریکا ایران و روسیه در یک کفه قرار داده شده‌اند. در گذشته روسیه در تقابلات ایران و امریکا نقش بازیگر میانی را داشت که می‌توانست شدت ضربات را کنترل کند و از این ابزار برای اهداف خود بهره بگیرد، اما الان مسائل روسیه در برابر امریکا کمتر از مسائل ایران در برابر امریکا نیست. حتی در سوریه هم امکان زیادی برای تعامل امریکا و روسیه وجود ندارد.

پرسش: آن چیزی که دارد جایگزین متغیر آمریکا می‌شود چیست؟ زیرا متغیر آمریکا در دهه‌های گذشته بعد از جنگ سرد نقش کلیدی داشته است. چه متغیری در رابطه ایران و روسیه می‌تواند جایگزین امریکا ‌شود؟
دکتر شوری: من فکر می‌کنم چیزی که می‌تواند باشد ثبات و امنیت منطقه‌ای است.

پرسش: چه قدر تعریف ما از منطقه با روس‌ها هم پوشانی دارد؟
دکتر شوری: در دو منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه متفاوت است. در خاورمیانه که تحولات آن چند سالی است دلیل تازه‌ای برای همکاری ایران و روسیه ایجاد کرده است، متغیرهای زیادی در شکل‌دهی به این روابط مداخله دارند و هنوز نمی‌توان تصویر دقیقی از آینده این همکاری‌ها ارائه کرد. اما در آسیای مرکزی و قفقاز ایران و روسیه در مورد تثبیت امنیت در منطقه تقریباً به یک مفاهمه رسیده‌اند و یک نوع تعامل نامحسوس را در خیلی از زمینه‌ها باهم داشته‌اند. میزان قدرت و مداخله هم‌دیگر را هم پذیرفته‌اند. بنابراین می‌توانیم اگر هم مشکلی در منطقه ایجاد شود باز به یکدیگر برای مقابله با تهدیدات کمک کنیم. ضمن اینکه تهدیدات نیز تهدیدات مشترک است. یعنی الان تنها چیزی که می‌تواند در آسیای مرکزی و قفقاز نگران کننده باشد بحث افراط‌گرایی مذهبی است که میان ایران و روسیه مشترک است.

پرسش: اگر به این مفاهمه رسیده‌ایم چرا روس‌ها آن سیاست مبهم را در مورد عضویت ما در سازمان همکاری‌های شانگهای دنبال می‌کند؟
دکتر شوری: به هر حال روسیه خیلی نمی‌خواهد بیشتر از آنچه سهم ما است در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز داشته باشیم.

پرسش: یعنی سهم ما از کشوری مانند قرقیزستان نیز در آن سازمان کمتر است؟
دکتر شوری: خیر. قرقیزستان در سازمان همکاری شانگهای بازیگر نیست. بلکه روسیه و چین در آن بازیگر هستند. الان هند هم به آن اضافه شده است. اگر ما کشوری مانند قرقیزستان، تاجیکستان یا قزاقستان می‌شدیم برای روس‌ها خیلی خوب بود. آنها جاه طلبی‌های منطقه‌ای و طرح متفاوت و نگاه متفاوتی را در سطح جهان ندارند.
پرسش: اما قزاقستان سعی می‌کند به عنوان‌ کانون منطقه‌گرایی در آنجا نقش داشته باشد.
دکتر شوری: بله اما این روس‌ها را نگران نمی‌کند یعنی برای روس‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند.

پرسش: چه اقدام ما برای روس‌ها مشکل ایجاد می‌کند؟
دکتر شوری: روس‌ها به نوع نگاه بین‌المللی ما با نگاه تردید و ابهام نگاه می‌کنند.

پرسش: ما در مورد منطقه بحث می‌کنیم. در منطقه چه عاملی باعث می‌شود که آنها فضا را به راحتی در اختیار ایران قرار ندهند؟
دکتر شوری: فرقی نمی‌کند. رویکردی که ما در سیاست خارجی دنبال می‌کنیم برای روس‌ها کاملاً شفاف نیست و در هیچ شرایطی نمی‌تواند در ذیل سیاست‌های روسیه قرار بگیرد. یعنی اینکه ایران هیچگاه برای روسیه کشوری مانند قزاقستان، قرقیزستان و یا حتی ازبکستان نمی‌شود. روسیه ابزارهای کنترلی زیادی در برابر این کشورها دارد. ایران برای روسیه نه آنقدر دور است که بتوان آن را نادیده گرفت و نه آنقدر نزدیک است که بتوان آن را تحت کنترل قرار داد. درست است که در بسیاری از موارد سیاست‌های ایران در کنار سیاست‌های روسیه قرار دارد، اما تحت کنترل روسیه نیست. پس از فروپاشی شوروی روس‌ها تصور می‌کردند که ایران اهداف مذهبی خود را در آسیای مرکزی و قفقاز دنبال می‌کند. به همین دلیل نوع نگاه مذهبی ایران و مداخله دادن متغیرهای ایدئولوژیک در سیاست خارجی ایران را تهدیدی برای حضور خود در آسیای مرکزی می‌دانستند و فکر می‌کردند اگر ایران به لحاظ فرهنگی بخواهد در آسیای مرکزی گسترش بیشتری پیدا کند جا را برای روسیه تنگ می‌کند. اما در عمل دیدند آلترناتیو این جریان یعنی آن جریان افراط گرایی مذهبی که از طریق جریان‌های وابسته به عربستان در منطقه گسترش پیدا کرد، باعث تهدید شد. اما با این حال هنوز مطمئن نیستند که حضور گسترده‌تر فرهنگی و مذهبی ایران در منطقه می‌تواند به نفعشان باشد یا حداقل تهدیدی برایشان ایجاد نکند.

پرسش: بنابراین فکر می‌کنید که پرونده نگرش روسیه و حضور ما در شانگهای یا اتحادیه اقتصادی اورسیا همچنان مبهم خواهد ماند؟
دکتر شوری: البته قضیه اتحادیه اوراسیا متفاوت است، اما در مورد شانگهای باید گفت که به نظر من روس‌ها دیگر مسئله‌شان این نیست که ایران در شانگهای باشد یا نباشد؛ مخصوصاً با عضویت هند و پاکستان. زیرا یک زمانی شانگهای یک سازمان روسی و چینی بود. روس‌ها نمی‌خواستند آن را تقسیم به یک سازمان روسی، چینی و ایرانی کنند، زیرا با حضور ایران این اتفاق می‌افتاد. الان دیگر عملاً این سازمان گسترده‌تر شده است و بودن ایران مشکلی ایجاد نمی‌کند. اما بحث اتحادیه اوراسیا به گونه‌ای است که روس‌ها تمایل دارند که ایران به آن بپیوندد. اما به هرحال خیلی موانع وجود دارد.

پرسش: اینها عمدتاً موانع فنی هستند؟
دکتر شوری: بله کاملا فنی است. مجموعه ساختار اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه ساختار به ارث رسیده از شوروی است. اینها پیوندهای گذشته را باهم دارند و همدیگر را می‌فهمند. خیلی از ساختارهای اقتصادی آنها مشابه یکدیگر است و بانک‌هایشان با یکدیگر کار می‌کنند، بازار کارشان و بازار سرمایشان می‌تواند به راحتی با هم ادغام شود، کالاهایی که در آنجا وجود دارد به طور تاریخی یک نوع موازنه بینشان ایجاد شده است. اما اگر ایران بخواهد به این اتحادیه بپیوندد دچار مشکل خواهد شد. زیرا در بسیاری از زمینه‌ها مجبوریم که تعرفه‌هایمان را کاهش بدهیم یا صفر کنیم که در خیلی از آنها ما خودمان مزیت داریم. یا خودمان تولید داریم.

پرسش: اگر ما در اینجا این پیش شرط‌ها را داشته باشیم با اولویت دیگر ما که ارتباط اقتصادی گسترده با روسیه است تعارض پیدا می‌کنیم.
دکتر شوری: بله و دقیقا به همین دلیل است که ما نتوانستیم تا الان با روسیه به لحاظ اقتصادی به یک تعریف و شرایط جدید برسیم. به همان دلیلی که روابط اقتصادی ایران و روسیه گسترش پیدا نمی‌کند به همان دلیل روابط ایران با اتحادیه اورسیا نیز نمی‌تواند خیلی جدی باشد. اگرچه هیچگاه بحث پیوستن ایران به اتحادیه مطرح نبوده است، اما در مورد برقراری تعرفه‌های ترجیحی نیز مذاکرات سختی میان دو طرف دنبال شده است، زیرا در خیلی از محصولاتی که می‌توانیم صادرات داشته باشیم آنها نیاز ندارند یا خیلی از محصولات آنها را ما نیاز نداریم یا اگر به بازار بیاید، بازار داخلی خراب می‌شود. البته ظاهراً در آخرین اجلاس کاری دو طرف در ایروان توافقی در مورد برخی تعرفه‌های ترجیحی میان ایران و اتحادیه اوراسیا حاصل شده است. به هرحال این مشکلات وجود دارد، اما واقعیت این است که همکاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان مهمترین اتحادیه اقتصادی همجوار ایران برای ما خیلی مهم است. ضمن اینکه این مسئله می‌توانست آزمایشی برای پیوستن به WTO باشد. اگر ما اقتصاد قوی و توانمندی صادراتی قوی داشتیم طبیعتا پیوستن به این اتحادیه می‌توانست برایمان مطلوب باشد.

پرسش: بحرانی که در آن منطقه تعامل روسیه و ما است بحران افغانستان است. برخی معتقدند ایران و روسیه درکنار هم قرار گرفته و از طالبان حمایت می‌کنند و سعی می‌کنند نفوذ آمریکا را در افغانستان کاهش دهند. چه قدر ما و روسیه در آینده افغانستان می‌توانیم نقش آفرینی مشترکی داشته باشیم؟
دکتر شوری: برخلاف منطقه خاورمیانه، در افغانستان، ایران و روسیه ممکن است انگیزه یا موضوع زیادی برای همکاری با یکدیگر نداشته باشند. روس‌ها بعد از تجریه تاریخی که داشتند سعی کردند خود را درگیر مسئله افغانستان نکنند. تا دو سال پیش روس‌ها سعی می‌کردند بار هزینه‌های بحران افغانستان را روی دوش غربی‌ها بیاندازند و اجازه بدهند آنها هزینه‌های این بحران را تحمل کنند و با طالبان بجنگند و درگیر باشند. بنابراین حاضر نبودند هزینه‌ای بپردازند و هزینه‌هایشان محدود و مقطعی بود. اما تا چند سال پیش و از زمانی که داعش شکل گرفت شرایط برای روس‌ها در افغانستان هم تغییر کرد. روس‌ها با پدیده‌ای مواجه شدند که الزاماً بومی، محلی و قومی نبود و فقط نمی‌خواست در افغانستان باقی بماند، بلکه میل داشت گسترش پیدا کند و خلافت اسلامی را گسترش بدهد و از خراسان بزرگ صحبت می‌کند. وجود چنین پدیده‌ای آنها را نگران کرد. ضمن اینکه آنها مطمئن نبودند که غربی‌ها به همان میزان که حاضرند با طالبان بجنگند به همان میزان علاقه داشته باشند که با داعش هم مقابله کنند. مسئله دیگر این بود که بخش عمده‌ای از چندهزار نفری که از آسیای مرکزی و قفقاز به داعش پیوسته بودند بیایند و در این منطقه مستقر شوند. بنابراین، حضور داعش در افغانستان داشت به یک کانون بحران جدید برای روسیه تبدیل می‌شد. به همین دلیل است که مجددا شاهد فعال شدن روسیه در چند بعد هستیم. هم به لحاظ دیپلماتیک روس‌ها به افغانستان آمدند و ابتکاراتی را به خرج می‌دهند و گفت و گویی‌هایی را با چین، پاکستان و ایران و حتی آمریکایی‌ها دنبال می‌کنند و هم به لحاظ عملیاتی شاهد این هستیم که گفت و گوهایی را با طالبان دنبال می‌کند. دولت افغانستان معتقد است که کمک‌های نظامی از سوی روسیه به طالبان شده است. اگرچه به صراحت این را نگفته اند اما به هرحال می‌گویند اسلحه و امکاناتی را از طالبان گرفته‌ایم که متعلق به روسیه است.

پرسش: به هرحال رویکرد استراتژیک روسیه تغییر کرده است.
دکتر شوری: بله با آمدن داعش به منطقه تغییر کرده است و دارند تلاش می‌کنند از طریق تعامل با طالبان داعش را مهار کنند.

پرسش: آیا این موضوع نمی‌تواند به موضع همکاری مشترک ایران و روسیه در افغانستان تبدیل شود؟
دکتر شوری: اگر داعش به یک تهدید جدی در افغانستان تبدیل شود طبیعتاً برخی از همکاری‌ها هم می‌تواند بین ایران و روسیه شکل بگیرد، اما میزان نگرانی ما از حضور داعش در افغانستان به اندازه میزان نگرانی روس‌ها به ویژه تا یکسال آینده نیست. زیرا روس‌ها در یک سال آینده با موضوع برگزاری جام جهانی فوتبال روبه رو هستند و به دنبال این هستند که اجازه ندهند کوچکترین عملیات تروریستی در روسیه انجام شود. حضور داعش در افغانستان به ویژه در شمال افغانستان و در مرزهای تاجیکستان به معنای این خواهد بود که نیروهای داعش در یک فاصله زمانی اندک می‌توانند خودشان را به یکی از مرزهای روسیه برسانند و عملیات تروریست انجام بدهند. با توجه به اینکه بسیاری از اعضای داعش شهروندان کشورهای آسیای مرکزی هستند ترددشان می‌تواند خیلی راحت باشد. بنابراین احساس این تهدید برای روسیه ملموس‌تر است و از آنجا که مشکل برگزاری جام جهانی فوتبال را دارند، بنابراین هرگونه عملیات تروریستی برای آنها می‌تواند نگران کننده باشد.

پرسش: دولت جدید روحانی در حال شکل گرفتن است. دولت باید چه اقداماتی را در پیش بگیرد تا منافع ملی ما به نحو بهتری در تعامل با روسیه تأمین شود؟
دکتر شوری: من فکر می‌کنم ایران و روسیه هم چنان در آینده قابل پیش‌بینی به هم نیاز خواهند داشت. حتماً در سطح منطقه‌ای ایران باید رایزنی‌ها و همکاری‌های خودش را با روسیه تداوم بدهد. حداقل در چهار سال آینده مسائل منطقه هم چنان مسائلی است که ایران و روسیه را ناگزیر به همکاری باهم می‌کند. اما در حوزه همکاری‌های اقتصادی متاسفانه نسبت به بروز تحول چشم‌گیری در روابط اقتصادی ایران و روسیه نمی‌توان چندان خوش‌بین بود. فکر نمی‌کنم اتفاق خاصی بیافتد که دو کشور را به شریک اقتصادی هم تبدیل کند. اگرچه برخی زمینه‌ها وجود دارد. به هرحال در بحث کریدور شمال و جنوب شاید ایران و روسیه خیلی بیشتر از این‌ها می‌توانستند باهم همکاری کنند. یا در بحث انرژی ایران و روسیه می‌توانند باهم همکاری داشته باشند. به نظرم ما باید اگر می‌خواهیم تغییر مثبتی در روابط ایران و روسیه انجام شود باید حوزه‌ای از همکاری استراتژیک اقتصادی برای خود تعریف کنیم. ما همکاری اقتصادی داریم و این همکاری ممکن است به لحاظ کمی تغییر کند اما به لحاظ کیفی تغییر نخواهد کرد. ما به لحاظ همکاری استراتژیک اقتصادی نتوانتسیم هنوز حوزه تازه‌ای را بعد از پایان یافتن نیروگاه هسته‌ای بوشهر باهم تعریف کنیم. نیروگاه هسته‌ای بوشهر در حالی که یک همکاری فنی و تکنولوژیک اقتصادی بین دو کشور بود، اما سال‌های سال ایران و روسیه را بهم پیوند زد و اجازه نداد که ایران و روسیه از هم فاصله بگیرند. حتی الان ساخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر دو و سه آن کارکرد را دیگر در روابط دو کشور ندارد. یعنی تبدیل به همکاری استراتژیک اقتصادی نمی‌شود. مگر اینکه مسیرهای ترانزیتی و تجارت را به هم پیوند بزنیم. یعنی روس‌ها بیایند میزانی از خطوط مواصلاتی خود یا میزانی از صادرات انرژی خود را از ایران تعریف کنند یا یک نوع همکاری انرژی بین ایران و روسیه می‌تواند شکل بگیرد. حتی روسیه می‌توانست در بحث خط لوله صلح بین ایران، پاکستان و هند به عنوان یک تضمین دهنده باشد. زیرا به هرحال هندی‌ها یا پاکستانی‌ها نگران این بودند که در مقطعی ممکن است این خط لوله به عنوان ابزار سیاسی مورد استفاده قرار بگیرد، روس‌ها می‌توانستند تضمین کننده این باشند که با کمک ایران گاز را همیشه تامین کنند. یا حتی درکنار خط لوله تاپی که هنوز پا در هوا است و مشخص نیست به کجا می‌رسد شاید ما می‌توانستیم خطوط لوله دیگری را تعریف کنیم. تنها در صورتی که ایران و روسیه به این سمت بروند می‌توانیم شاهد روابط چشمگیر بین دو کشور باشیم.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته