سه شنبه 25 مهر 1396

Tuesday 17 October 2017

شما اینجا هستید:خانه/قدرت های بزرگ /گفتگو ( مصاحبه ها)/محدودیت ظرفیت روسیه و ترکیه برای حل بحران سوریه

محدودیت ظرفیت روسیه و ترکیه برای حل بحران سوریه

نویسنده :  پنج شنبه, 23 دی 1395    22:27    سرویس قدرت های بزرگ

مسئله سوریه با مذاکرات سه جانبۀ مسکو وارد مرحله جدیدی شده است. به نظر می رسد روسیه تلاش دارد تا هرچه سریعتر این مسئله را به سرانجام برساند و در این راه، بازی دادن بیشتر به ترکیه با حضور و مشارکت ایران را در دستور کار قرار داده است. دکتر محمود شوری، کارشناس روسیه در گفتگو با مؤسسۀ ایراس به این مسئله پرداخته است.

اینترنشنال-سرویس گفتگو/ هر چند به نظر می رسید مذاکرات اخیر مسکو میان ایران، روسیه و ترکیه، مذاکرات سه جانبه است. اما تحولات بعدی نشان داد که این مذاکرات بیشتر حالت دو جانبه دارد. یعنی این مذاکرات بین روس ها با ترک ها است و آنها بدون لحاظ ایران می توانند کار خود را پیش ببرند. از ابتدا هم به نظر می‌رسید که روس ها با وجود همکاری‌های میدانی با ایران، در بحث پیش برد مذاکرات قائل به نقش و جایگاه ایران نیستند. نظر شما در مورد این دیدگاه چگونه است؟

دکتر شوری: به هرحال طبیعی است که روسیه خود را در مذاکرات به عنوان طرف برتر بداند. چون تصور او این است که به عنوان یک عضو شورای امنیت، ابزارها و امکانات خیلی بیشتری را در اختیار دارد. بر اساس نوع رابطه‌‌ای که روسیه با تمام طرف های درگیر در بحران سوریه دارد، این امکان برای مسکو فراهم است که در فرآیند مذاکرات دست برتر را داشته باشد و بتواند با تمامی طرف‌ها، مذاکره کند. طبیعی است که این امکان برای ایران خیلی فراهم نیست. ایران نه می‌تواند با امریکا مذاکره کند و نه می‌تواند با معارضان به صورت مستقیم مذاکره داشته باشد و نه با کشورهایی مانند عربستان. شاید تنها امکانی که برای ایران وجود دارد این است که بتواند در یک شرایط خاصی با ترکیه مذاکره ای داشته باشد. بنابر این روس‌ها در مذاکرات دست برتر را با خودشان می دانند. نوع نگاه آنها به ایران بیشتر در حوزه‌های عملیاتی بوده است. تصور آنها این است که ایران یک سری ظرفیت‌ها و امکاناتی دارد که در حوزه‌های عملیاتی کاربرد دارد. در جاهایی که صحنه جنگ و نبرد بوده، طرف گفتگوی روسیه، ایران بوده است. اما اکنون که بحران سوریه وارد یک فصل جدیدی شده و فرآیند حل بحران آغاز می شود، طبیعتاٌ روسیه تلاش می کند که نقش و جایگاه برتر خودش را به نحوی اعمال نماید. از زمانی که بحث مذاکرات روسیه و ترکیه آغاز شد، این نگرانی شکل گرفت که در نوع تعامل و مذاکره ای که بین روسیه و ترکیه در حال انجام است، ایران در کدام قسمت قرار دارد و اینکه روس‌ها در این مذاکرات قرار است برای ایران چه جایگاهی را در نظر بگیرند. شاید اساساٌ اگر دست خود روس ها بود، خیلی علاقه نداشتند که پای ایران را به بحث مذاکرات سیاسی باز کنند. آنها بیشتر علاقه دارند که از جانب جبهه موافقان دولت اسد خودشان گفتگو کنند. از طرف جبهه مخالفان هم تا پیش از ترکیه، امریکا طرف مذاکره آنها بود. اکنون به دلایلی امریکا کنار رفته و ترکیه آمده است، از سوی دیگر به نظر می رسد که دست ترکیه، بازتر از امریکا است و به لحاظ عملیاتی توانایی بیشتری در تاثیر گذاری دارد. روس‌ها هم در حال استفاده از این فرصت هستند. روسیه با استفاده از فضایی که پس از تجدید رابطه با ترکیه ایجاد شده، تلاش می کند فضای مذاکرات را به سمت و سوی مطلوب خود سوق دهد. به نظر من این نگرانی هایی که طرف ایرانی دارد، نگرانی های قابل درکی هستند. چون ایران در صحنه عملیات، از تمامی ظرفیت های خودش استفاده کرده است. برای همین نمی خواهد در حوزه سیاسی چیزهایی را که در صحنه عملیاتی به سختی به دست آورده، از دست بدهد. از طرف دیگر هم، اگر چه ملاحظات و دغدغه های روسیه در خیلی از زمینه ها با ایران هم-پوشانی دارد، ولی در خیلی از زمینه ها هم ممکن است متفاوت باشد یا نوع نگاه روس‌ها به شرایط آینده سوریه و شرایط موجود ممکن است که یک تفاوت هایی با ایران داشته باشد . بنابراین طبیعی است که این تفاوت ها بر روی نوع مذاکرات هم تاثیرگذار باشد.

سؤال: یکی از موضوعاتی که در اینجا مطرح می‌شود، صرف نظر از بحث روابط دوجانبه ایران و روسیه، و مسائلی که در بحث همکاری ایران و روسیه در سوریه وجود دارد و در ادامه به آن خواهیم پرداخت، بحث روابط دوجانبه و همکاری منطقه ای روسیه و ترکیه است. به نظر می‌رسد روندی که در رابطه دو جانبه و منطقه ای مسکو و آنکارا وجود دارد، چندان منطقی نیست. این رابطه با یک حادثه تنش آمیز شده و قطع می‌شود اما بعد به سرعت نیز بازسازی می شود. بعد روسیه ای که تا همین اواخر ترکیه را متهم به حمایت از تروریست ها می کرد، ترکیه را جایگزین امریکا می کند. به نظر شما روسیه به چه دلایلی دقیقا به ترکیه رو آورده است؟ آیا این بر اساس اهدافی قابل حصول می باشد؟ در واقع آیا این همکاری می تواند نتایج و اهداف مورد نظر آنها را تامین کند؟

دکتر شوری: روسیه یک سری دغدغه ها، اهداف و منافع در سوریه دارد که اولویت های مسکو را تعیین می کند؛ اینکه روسیه این ها را به چه شکلی تامین کند و به دست بیاورد، از نظر اهمیت در موضوع بعدی قرار می‌گیرد. زمانی که روسیه وارد بحران سوریه شد، اهداف و منافع این کشور در سوریه در یک شرایط بسیار بحرانی قرار داشت. بعید نبود که اگر روسیه وارد نمی شد، اکنون هیچ جایگاهی در سوریه نداشت. در این فرآیند، برای روس‌ها اینکه با چه کسی و چه شکلی کار کنند، در درجه دوم اهمیت است. اگر می توانستند اهداف و منافع شان را با امریکایی‌ها تأمین کنند، حتماٌ این کار را انجام می دادند. اگر می-توانستند که با ایرانی ها اهداف و برنامه های خود را پیش ببرند، این کار را می کردند. حالا هم اگر بتوانند با ترکیه پیش ببرند، این کار را خواهند کرد. فی النفسه این برای هیچ کشوری ایراد محسوب نمی شود. هر کشوری همین کار را انجام می دهد. به ویژه قدرت بزرگی مانند روسیه که با دستان بازتری در سطح بین المللی و سطح منطقه ای عمل می کند. اما در ارتباط با ترکیه، روس ها الزاماتی هم دارند. بعد از بحران اوکراین و تحریم هایی که علیه روسیه شکل گرفت، روس ها به دنبال این بودند که از طریق نوع تعاملات اقتصادی که با ترکیه ایجاد می کنند و از طریق همکاری هایی که در حوزه انرژی با ترک ها دارند، بتوانند بخشی از فشارهای اقتصادی را برطرف کنند و بتوانند از طریق تعامل اقتصادی با ترکیه، هم نیازهای اقتصادی خودشان را تامین کنند و هم مسیرهای انرژی خودشان را به سمت غرب، تنوع بدهند تا تحت فشار دولت‌های اروپایی ، دچار مشکل نشوند. به همین دلیل تا پیش از سرنگونی هواپیمای روسی، روابط روسیه و ترکیه ، روابط خیلی خوبی شده بود و در سطح کاملاٌ بالایی از لحاظ اقتصادی و سیاسی قرار داشت. اما به هرحال آن اتفاق سرنگونی هواپیما، شاید شوکی بود که روس ها هم آن را باور نداشتند و تصور نمی کردند با ترکیه ای که تا این سطح از روابط چه به لحاظ سیاسی و اقتصادی دارند، با چنین مساله ای مواجه شوند. در همان موقع هم خیلی ها این برداشت را داشتند که این تنش می تواند به سرعت حل و فصل گردد، چرا که هر دو طرف روسیه و ترکیه به یکدیگر نیاز داشتند و دیدیم بعد از اتفاقاتی که افتاد، از جانب ترک ها معذرت خواهی صورت گرفت و به سرعت هم این عذر خواهی مورد پذیرش قرار گرفت و سطح روابط ترکیه و روسیه به آن سطح مطلوبی که مورد انتظار هر دو طرف بود ، رسید. اما در ارتباط با بحث سوریه، اگر خیلی از اتفاقات در داخل ترکیه و سوریه رخ نمی داد، رسیدن به این میزان از نزدیک شدن ترکیه و روسیه در مساله سوریه، به نظر من دشوار بود. به هرحال شرایط دست به دست هم داد تا امروز روسیه و ترکیه بتوانند دور یک میز بنشینند. کودتای نافرجام در ترکیه و اتفاقاتی که بعد از آن رخ داد، سپس شکست نیروهای معارض اسد در حلب، همه اینها موجب شد که ترکیه ناگزیر گردد که درسیاست های خود در مورد سوریه تجدید نظر نماید. این تجدید نظر موجب شد فضایی ایجاد شود که با روس ها تعاملات سیاسی برقرار کنند. تصور من این است که هم روسیه و هم ترکیه، اکنون در شرایطی قرار دارند که تصور می کنند اگر میزانی از تعامل را با یکدیگر داشته باشند، می توانند به یک نوع تقسیم منافع در سوریه برسند. حالا هم این تقسیم منافع را در رفتار دو کشور مشاهده می کنیم. در شهر الباب، روس ها به نوعی مانند نیروی هوایی ترکیه عمل کردند. این بدان معنی است که هم ترکیه و هم روسیه، به این نتیجه رسیده‌اند که تداوم بحران سوریه برای هر دو طرف می‌تواند مشکلات بیشتری ایجاد کند. روس ها بیش از این دیگر نمی خواهند که در بحث سوریه هزینه‌های سیاسی ، نظامی ، اقتصادی بپردازند و از طرف دیگر هم ترک ها دارند از این بحران آسیب می‌بینند. به همین دلیل دو طرف به این نتیجه رسیده اند که میزانی از تعامل را با یکدیگر داشته باشند و با یکدیگر تقسیم منافع کنند. اما برای ما دو مساله در این باره وجود دارد. یکی اینکه در این تقسیم منافع، جایگاه ایران در کجا قرار دارد و آیا در این میان، ایران نادیده گرفته شده است. دوم اینکه؛ آیا این روحیه تعامل بین دو طرف همچنان باقی خواهد ماند یا خیر؟.

درباره مساله اول، ایران با نوع تاثیرگذاری و یا مداخله ای که در صحنه عملیاتی نبرد و در همکاری‌های دوجانبه با روس‌ها داشته، توانسته است وارد مذاکرات ترکیه و روسیه شود و ما شاهد شکل‌گیری مذاکرات سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه در نشست مسکو بودیم. تا اینجای کار، به نظر می رسد که سه طرف تلاش می کنند از طریق گفتگو با یکدیگر، در مورد آینده سوریه، به یک دیدگاه مشترک برسند. اما طبیعی است که سه طرف توانمندی های یکسانی در روند مذاکرات ندارند و هر سه از قدرت انعطاف و تعامل یکسانی برخوردار نیستند. آن چیزی که طرف ایرانی می تواند بر سر آن مذاکره کند، خیلی محدود است و این مساله ای است که یک مقدار کار ما را مشکل می کند. چون ما از ابتدا به دنبال تثبیت دولت اسد در سوریه بوده ایم. این هدف تا حدی تحقق یافته اما به هرحال آینده دولت اسد مساله مهمی است که به نظر من خیلی مشخص نیست. اینکه ما تا چه اندازه می‌توانیم در مورد آینده دولت اسد با طرف روس و ترکی به توافقی مرضی الطرفین برسیم پرسشی است که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد. و لذا این مسئله یک مقدار کار را سخت می کند. اما روس ها و ترک ها چیزهای زیادی دارند که به یکدیگر بدهند. روس ها می‌توانند میزانی از منافع را برای ترک ها تامین کنند. ترک ها هم می توانند میزانی از منافع را برای روس ها تضمین کنند. این مسئله شرایط تعامل را بین سه طرف متفاوت می کند. اما درباره اینکه آینده تعامل ترکیه و روسیه به کجا می رسد، باید به این نکته توجه کرد که اگرچه هر دو طرف اراده این را دارند که با یکدیگر کار کنند و تعامل داشته باشند و مساله سوریه را به سرانجام برسانند، اما به نظر من نباید خیلی مطمئن باشند که همیشه کار به همین شکل پیش برود. این احتمال وجود دارد که معارضان دولت اسد خود را قربانی تعاملات روسیه و ترکیه تلقی کنند و در نتیجه تلاش کنند تا بازی را بهم بزنند. اگر چنین اتفاقی بیافتد شرایط هم تغییر خواهد کرد. از طرف دیگر، دولت اسد هم یک بازیگر است که میل به بقا دارد و تلاش می کند خودش را حفظ کند. طبیعی است که دولت اسد هم سعی می-کند تا میزانی از بازیگری خودش را داشته باشد. به همین دلیل، نه ترکیه می تواند آن طوری که روسیه می خواهد تضمین کند که می تواند معارضان را کاملاٌ کنترل نماید و نه روسیه آن طوری که ترکیه می-خواهد، قادر است تضمین کند که می تواند ایران و دولت اسد را در جبهه خود حفظ نماید. حداقل برای طرف ایرانی در صورتی که شرایط مذاکرات سیاسی مطلوب نباشد التزامی نسبت به این مساله وجود ندارد. بنا بر این، ما می توانیم از یک تعامل حداقلی بین سه کشور صحبت کنیم. اما هیچ تضمینی برای این قضیه وجود ندارد و هر زمانی که یکی از طرف ها احساس کند ضرر بیشتری را متحمل می شود، می-تواند بازی را کاملاٌ بهم بزند. در آن صورت وضعیت تعاملات دچار تغییرات جدی خواهد شد.

سؤال: در بحث نوع همکاری ترکیه و روسیه ، یک دیدگاه وجود دارد که شاید روسیه فکر می-کند به نسبت امریکا، می تواند در مذاکراه با ترکیه از موضع برتری برخوردار باشد و با استفاده از رابطه آنکارا با مخالفان سوری ، هزینه خود را در سوریه کاهش دهد و دستاوردهای خود را تثبیت نماید. همانطوری که خودتان هم اشاره کردید، یکی از مشکلات روسیه ، متقاعد کردن معارضان برای وارد شدن به روند مذاکره بود. کما اینکه در سال ٢٠١٤، روسیه خیلی تلاش کرد که مذاکراتی را در مسکو برگزار کند، ولی موفق نشد. آیا روسیه در برابر ترکیه می تواند در موضع برتر قرار داشته باشد؟ یا اینکه اگر در ارتباط با مخالفان اسد، بخواهد از آنکارا امتیازی بگیرد، چه ضمانت هایی را می تواند به ترکیه بدهد؟

دکتر شوری: در ارتباط با رابطه بین روسیه و ترکیه، نمی توانم بگویم که کدامیک دست برتر را نسبت به دیگری دارد. هر دو طرف یک سری نیازهایی به دیگری دارد و هر یک نیز یک سری ابزارها را در اختیار دارند. هر دو طرف نفع خود را در این می بینند که به یک نتیجه ملموس و قابل قبولی برسند و مساله را زودتر حل کنند. روس ها نمی خواهند که در سوریه بیش از این ادامه بدهند و بیش از این مداخله داشته باشند. آنها آمده بودند که در عرض چند ماه کار را به اتمام برسانند. اما یک سال است که در سوریه هستند. برای آنها فشارهای بین‌المللی وجود دارد و نگران این هستند که این مساله روی روابط آینده آنها با دولت ترامپ تاثیر بگذارد. همه اینها موضوعاتی است که کار را برای روس ها سخت می کند. از طرف دیگر برای ترک ها هم اینگونه است. ترکیه به دلیل آسیب هایی که از بحران سوریه متوجه خود می بیند می خواهد که این مساله را به یک سرانجامی برساند. بنابراین دو طرف هم میل و انگیزه کافی برای تعامل با یکدیگر دارند. و هم میزانی از ابزارها و امکانات را در اختیار دارند که با یکدیگر تعامل کنند. تا این قسمت کار، خیلی مشکلی وجود ندارد. اما همانطور که عنوان کردم در این میان یک سری بازیگرانی وجود دارند که اگر احساس کنند که دارند خیلی متضرر می شوند، ممکن است که بازی روسیه و ترکیه را بهم بزنند. هر چقدر که ترکیه و روسیه بتوانند این بازی را یک بازی گسترده تری کنند و از یک تعامل دو جانبه به تعامل چند جانبه آن را تبدیل کنند، طبیعتاٌ این مذاکرات و تعاملات، امکان موفقیت بیشتری خواهد داشت. اما اگر تصور کنند که می توانند از طریق همکاری های دو جانبه و احتمالاٌ شاید با دور زدن برخی از بازیگران این کار را انجام دهند، حتماٌ یک جایی دچار مشکل خواهند شد. من بعید می دانم که هم ترک ها و هم روس ها خیلی مایل به این مسأله باشند و فکر کنند که فقط می توانند از طریق تعاملات دو جانبه، مساله را حل کنند و دیگران را به سادگی متقاعد و یا مجبور به پذیرفتن تصمیمات خود نمایند. قطعاٌ این روند اتفاق نخواهد افتاد. در این میان، بازیگری مانند امریکا و دولت ترامپ هنوز ورود نکرده است و روشن نیست که این دولت چه بازی را در سر دارد. یک مساله این است که آیا دولت آقای ترامپ برای ورود به این بازی، تمایلی خواهد داشت یا خیر. مساله دیگر اینکه اگر دولت جدید آمریکا بخواهد به بحران سوریه ورود کند، ورود او کفه را به نفع چه کسی تغییر خواهد داد. در این میان کردها هم هستند که باید به آنها توجه شود. آنها هم یک طرف بازی هستند که در نوع تعاملات می‌ توانند تغییراتی را ایجاد کنند.

سؤال: در بحث قبلی خودتان در ارتباط با سه جانبه بودن تلاش‌ها تاکید کردید. بعد هم عنوان کردید که روسیه و ترکیه به صورت دو جانبه نمی توانند مساله سوریه را حل کنند. ولی آن چیزی که شواهد نشان می‌دهد این است که روسیه و ترکیه هدفی را تعیین کرده‌اند که به صورت دو جانبه در مورد آن تلاش می‌کنند. در قطعنامه 2336 اگر چه به نام ایران اشاره شده است، که آنهم ذیل بیانیه مسکو قرار دارد، اما از نقش ترکیه و روسیه برای برقرار آتش بس قدردانی شده است. این دو کشور حامیان فرآیند آتش بس و آینده سیاسی معرفی شده اند. به نظر شما این نشان دهنده این نیست که مسکو و آنکارا بدنبال یک کار دو جانبه هستند؟ صرف نظر از اینکه در تحلیل ها عنوان کنیم آنها نمی توانند هدف خود را از طریق تعامل دو جانبه پیش ببرند، احتمال اینکه بین روسیه و ترکیه یک توافق پنهانی برای یک همکاری مقطعی برای هدفی انجام شده باشد، چقدر است؟

دکتر شوری: به نظر من خیلی اهمیت ندارد که مثلا در قطعنامه 2336 نام ایران هست یا خیر، یا اینکه الان بر روی مذاکرات ترکیه-روسیه تاکید می شود. به نظر من مذاکرات ترکیه روسیه می‌تواند دو جانبه هم پیش برود. ولی چون قرار نیست، چیزی از جیب دیگری هزینه شود، این مشکلی ایجاد نمی کند. روس ها می‌توانند با ترک‌ها بنشینند و گفتگو کنند و در مورد برخی از موضوعات با یکدیگر به توافق برسند. کما اینکه ممکن بود ایران با روسیه چنین کارهایی را انجام بدهند. ایران و دولت سوریه هم ممکن است چنین کارهایی را انجام دهند. با اینکه ایران با هر بازیگر دیگری ممکن است این کارها را انجام دهند. بنشینند و با یکدیگر گفتگو کنند. اما زمانی این گفتگوها می تواند نگران کننده باشد که توافق دو طرف، هزینه و ضرری برای طرف سوم داشته باشد. آن موقع کار مشکل خواهد شد. روس ها و ترک ها اینقدر می دانند که اگر بخواهند یک توافقی کنند که منافع ایران و سایر بازیگران در آن در نظر گرفته نشود، این می‌تواند به راحتی به هم بخورد و شرایط تغییر کند. عملاٌ همه طرف ها اینقدر ابزار دارند که بتوانند بازی طرف دیگر را بهم بزنند. بنابراین عقل حکم می کند که اگر قرار است فرآیند مثبتی در بحران سوریه اتفاق بیفتد، این اتفاق باید با مشارکت تمام طرف ها و این با در نظر گرفتن حداقل هایی باشد که هر یک از طرفین برای خودشان قائل هستند. با توجه به اینکه شرایط در سوریه شرایط خیلی شکننده ای است، هیچ کس دست برتر را ندارد، هر کسی میزانی از ابزارها را در اختیار دارد. به همین دلیل، برای اینکه در آینده این بحران حل و فصل بشود، رسیدن به یک توافق چند جانبه، حتماٌ ضروری است. حتی بالاتر از ترکیه، روسیه و امریکا هم بصورت دو جانبه نمی توانند بنشینند و مساله بحران سوریه را حل کنند. چه برسد به اینکه روسیه و ترکیه بخواهند این کار را بکنند.

سؤال: بحث بر سر حل مساله سوریه نیست. بلکه بحث تقسیم منافع بین روسیه و ترکیه در سوریه است. تا چه حد پیشروی ترکیه در شمال سوریه را ناشی از توافق با روسیه می‌بینید. همانطور که می دانید بعد از سقوط جنگنده روس در نوامبر ٢٠١٥، روسیه ترکیه را به شدت تهدید کرده بود که هیچ جنگنده ترک نمی تواند از مرز سوریه عبور کند. ولی بعد از اینکه بحث ترمیم روابط ترکیه و روسیه پیش آمد، عملیات سپر فرات ترکیه شکل اجرایی به خود گرفت و یگان‌های ترک در شمال سوریه پیشروی کردند. به نظر شما این مساله تا چه اندازه ناشی از توافق ترکیه با روسیه است. آیا در همین راستا امکان توافق میدانی دیگری بین ترکیه و روسیه وجود دارد که مطمئناٌ منافع دولت سوریه در درجه اول و سایر بازیگران و ایران را تحت تاثیر قرار دهد؟

دکتر شوری: بحث شمال سوریه و نوع اقداماتی که ترکیه که در شمال سوریه انجام داد، قطعاٌ برای نیروهای ترک یک موضوع استراتژیک است و یکی از آن حداقل هایی است که ترک ها فکر می کنند که در هر گونه مذاکره ای باید آن را برای خود تضمین کنند. ترک ها از ابتدای بحران سعی می کردند که یک منطقه امنی را در شمال روسیه تعریف کنند. ابتدا تلاش کردند این کار را با کمک امریکا انجام دهند که نشد، حالا با کمک روسیه انجام می دهند. طبیعی است؛ بحران در مرزهای ترکیه است و این کشور می-خواهد یک عمق استراتژیک در کنار مرزهای خود تعریف کند و یک نوع نفوذ و تاثیرگذاری را در مناطقی داشته باشد. ترک ها تصور می‌کنند که ناامنی از آن طریق به داخل ترکیه سرایت می کند. بنابر این، این مساله یک حداقلی است که ترک ها روی آن تاکید می کنند. طرف مقابل چه دولت سوریه، چه ایران یا روسیه، یا این حداقل را برای ترک‌ها قائل هستند و یا نیستند. من فکر می کنم که اگر اینطور نباشد اساساٌ بحث مذاکرات ممکن است که به جایی نرسد. اما اگر به هر دلیلی و به دلیل شرایط اضطراری که وجود دارد، تمایل طرفین برای جلوگیری از درگیری، جنگ، و خونریزی بیشتر باشد، ممکن است این میزان از تاثیرگذاری یا حوزه نفوذ را برای ترکیه بپذیرند. در این صورت خیلی تفاوتی نخواهد داشت که ترکیه این میزان تاثیرگذاری را با کمک روس‌ها، یا با هر کشور دیگری و یا خودش به تنهایی به دست آورد. به همین دلیل این موضوع برای طرف ایرانی و طرف روسی ممکن است در درجه دوم اهمیت باشد. شاید برای دولت سوریه این مساله، حیاتی و استراتژیک باشد و آنها حاضر نباشند که به این کار تن بدهند. اما فکر می کنم که روس‌ها حتماٌ با این مساله خیلی مشکل نخواهند داشت. در مورد ایران خیلی مطمئن نیستم که سیاست دقیق دولت ایران در این زمینه چه هست. ولی فکر نمی کنم که وجود یک منطقه ای که به طور توافق شده حوزه امنی را برای ترکیه ایجاد کند، از سوی ایران مخالفتی را ایجاد کند. به هر حال به نظر من ایران برای حفظ مصلحت بزرگتر یعنی برای جلوگیری از خونریزی، جنگ و نابودی بیشتر، می‌تواند هر نوع توافق ترکیه با روسیه در ارتباط با شمال سوریه را بپذیرد، جدای از بحث کردها که خود عامل مهمی هم هست، و ممکن است که کردها سعی کنند که بازی را تغییر دهند.

سؤال: شما اشاره کردید که ترکیه می‌تواند منافع روسیه را در سوریه تا حدی تضمین نماید. این منافع کدام هستند؟

دکتر شوری: ترکیه از ابتدای بحران سوریه یکی از مخالفین اسد بود. اگر ترک ها با دولت اسد مخالفت نمی‌کردند، یا شعار سرنگونی دولت اسد را نمی دادند، احتمالاٌ بحران شکل نمی گرفت. در واقع از آنجا که دولت ترکیه خواهان سرنگونی دولت اسد بوده، این کشور یکی از دلایل و متغیرهای اصلی و شکل‌گیری بحران در سوریه بوده است. به عبارت دیگر این مساله موجب شد که بحران سوریه از یک مساله داخلی در سوریه به یک مساله منطقه ای و بین‌المللی تبدیل شود. اگر ترک ها بخواهند همچنان روی این مساله پا فشاری کنند، طبیعتاٌ این موضوع، کار را یک مقدار برای روس‌ها و ایرانی‌ها مشکل خواهد کرد. اگر میزان تاکید آنها روی این مساله دچار تغییراتی بشود، طبیعتاٌ هم روسیه و هم ایران با مشکل کمتری مواجه خواهند بود. بنابراین، اگر ترکیه شعار خودش را تغییر دهد و در عمل نخواهد تلاشی برای سرنگونی دولت اسد داشته باشد، این می تواند یک تضمین باشد. ضمن اینکه به هرحال خیلی از گروه ها تمامی حمایت-های سیاسی، نظامی، اقتصادی خود را از ترکیه دریافت می کنند. طبیعی است با کنترلی که ترکیه روی بسیاری از این گروه ها دارد، می تواند حضور یا عدم حضور روسیه را در سوریه تعریف کند. به همین دلیل من فکر می کنم که ترک‌ها می توانند میزانی از منافع در سوریه را برای روس ها تضمین کنند و از این بعد می توان نقش ترک‌ها در تضمین منافع روس ها را تعریف کرد.

سؤال: به نظر شما تعامل این محور با غرب چگونه خواهد بود؟ آیا همکاری روسیه با ترکیه در ارتباط با سوریه، می تواند منویات غرب را تامین کند. از طرف دیگر هم این سوال مطرح است که اساساٌ روسیه همکاری با ترکیه را در امتداد همکاری با غرب می‌بیند یا اینکه با ترکیه ای می‌بیند که در حال جدا شدن از غرب است؟

دکتر شوری: فکر نمی کنم که روس ها، ترکیه را در بحران سوریه، متمایز و جدا از غرب تعریف کنند. به هرحال امریکا فعلا خیلی تمایلی به ورود به مساله سوریه ندارد و این تمایل در اواخر دوره اوباما هم کاهش بیشتری یافته است. نشانه ای از اینکه آقای ترامپ هم بخواهد ورود به مساله سوریه کند، وجود ندارد. پس بنابراین به نظر می‌رسد روسیه تصور می‌کند که هر نوع توافقی با ترکیه یا مورد حمایت غرب خواهد بود و یا برای غرب علی‌السویه است و خیلی تفاوتی نمی کند که این توافق صورت گرفته است یا خیر و قطعاٌ مخالفت غرب را بدنبال نخواهد داشت. تصور من این است که روس‌ها با این فرض مذاکره می‌کنند که هر نوع توافقی که از مذاکرات روسیه و ترکیه بیرون بیاید مانعی از طرف غرب برای آنها ایجاد نخواهد شد.

سؤال: به نظر شما اگر همکاری ایران و روسیه در سوریه را بخواهیم آسیب شناسی کنیم، این همکاری چه نقاط قوت و ضعف و چه دستاوردهایی را داشته است؟ با توجه به اینکه ایران به نقش منطقه ای خود و دسترسی به آن فکر می‌کرد.

دکتر شوری: ایران و روسیه در سوریه یک نوع اقدامات مشترکی را انجام دادند و یک نوع اهداف مشترکی را دنبال کردند، که این اهداف مشترک فعلاٌ ادامه دارد و نمی دانیم که آیا بعد از اجلاس آستانه همچنان خواهد داشت یا خیر؟ ولی حداقل تا پیش از اجلاس آستانه، اهداف مشترک ایران و روسیه در سوریه خیلی هم‌پوشانی داشته و هر دو طرف به همدیگر کمک کرده اند. این یک بخش از بحث است. یعنی ما در سوریه اقداماتی را انجام دادیم و مسائلی را به پیش بردیم و روسیه هم احساس می کرد که این اقدامات به نفع او هم هست. متقابلاٌ روسیه در سوریه اقداماتی را انجام داد که ما تصور می کردیم که این اقدامات به نفع ما بوده است. شرایط هم تا الان این را نشان می دهد. دولت اسد اکنون در بهترین حالت خودش بعد از شروع بحران قرار دارد. هم اینکه ایران و روسیه با کمک یکدیگر و با کمک نیروهای دولتی سوریه توانستند حلب را آزاد کنند. همه اینها حاکی از این است که این همکاری، یک همکاری موفق بوده است. این مربوط به این مقطع است و به این معنا نخواهد بود که در مقطع بعدی شرایط به همین گونه پیش خواهد رفت. یا اینکه الزاماتی را که در این مقطع داشتیم در مقطع دیگر تداوم خواهند داشت. هر مقطعی شرایط و الزامات خاص خودش را دارد و به همین دلیل نباید تصور کنیم چون ما با روسیه یا روسیه با ما در سوریه این نوع همکاری را داشته ایم، الزاماٌ تا آخر مسیر با هم باشیم. ما در یک بخشی از مسیر با همدیگر همسو بودیم و با هم کار کردیم و با هم پیش رفتیم. با هم، هم مسیر بودیم اما ممکن است که یک جایی هم مسیر ایران و روسیه از یکدیگر جدا شود. البته قطعاٌ این جدا شدن ایران و روسیه در بحث سوریه اینقدر گسترده نیست که ما را در مقابل یکدیگر قرار بدهد و یا ضررهای استراتژیکی برای ما ایجاد نماید. نه رفتارهای ما در آینده برای روسیه ضررهای استراتژیک ایجاد می کند و نه متقابلاٌ اقدامات روسیه در آینده برای ما ضررهای استراتژیک ایجاد می کند. اما هیچ الزامی هم ندارد که در مرحله عملیاتی که مسیر ما یکی بود، در مرحله مذاکرات سیاسی هم مسیر ما یکی باشد. به هرحال ما یک سری ابزارها و امکانات داریم و برای رسیدن به اهداف مان از این امکانات و ابزارها استفاده می کنیم. روس‌ها هم دارند همین کار را می کنند. ولی مرحله بعد از توافق الزامات خاص خودش را خواهد داشت و ما باید با توجه به شرایط آن موقع بنشینیم و در مورد روابط ایران و روسیه صحبت کنیم. البته مسائل دو جانبه در روابط ایران و روسیه، بحث جداگانه ای است که آن هم الزامات خودش را دارد.

سؤال: با وجود رفتارهایی که بصورت جسته و گریخته از طرف روسیه می‌بینیم که چندان قائل به همکاری پایاپای با ایران در سوریه نیست، به نظر شما روسیه در آینده سوریه برای ایران نقش و جایگاهی قائل خواهد بود؟

دکتر شوری: نقش ما را در سوریه، روسیه تعریف نمی‌کند. پیش از این هم تعریف نکرده است. بعد از این هم تعریف نخواهد کرد. ما نقش خودمان را از کسی گدایی نمی کنیم. ما یک میزان از ابزارها و بازیگری و امکانات را در سوریه داریم. که این میزان از بازیگری، همچنان موجود است. این دیگران هستند که باید ببینند آن چیزی را که دارند برای آینده سوریه تعریف می‌کنند با توجه به ظرفیت و امکانات، آیا ایران هم در آن جا می گیرد یا نمی گیرد. در واقع این بیشتر مساله آنها هست. پس ما نباید خیلی نگران این باشیم که آیا روسیه برای ما نقشی قائل خواهد بود یا خیر. یا نگران این باشیم که در مذاکرات احتمالی بین روسیه و ترکیه ممکن است که ما موضوع معامله باشیم یا خیر. قطعاٌ اگر آنها بخواهند تصور کنند که ایران می تواند موضوع معامله باشد، حتماٌ یک نوع ساده‌اندیشی در این مساله وجود خواهد داشت. عقل حکم می کند که مسائل و دغدغه‌های ایران را هم در این بحث ببینند. اگر روس ها نخواهند این کار انجام بدهند، همانطور که ترک‌ها همان اشتباه را در مورد هواپیمای روسی انجام دادند، و بعد از یک مدتی ناگزیر شدند که برگردند، این اتفاق هم در مورد روسیه و ایران خواهد افتاد.

سؤال: ایران چگونه می‌تواند روسیه را نسبت به خودش علاقمند کند. می‌دانیم آن سیر همکاری که بین ایران و روسیه در سوریه بود نشان می‌داد که ایران خیلی علاقمند به حضور روسیه در سوریه است، ولی روس ها همچنان در مقاطع مختلف نشان دادند که در مورد ایران اینگونه نیستند و این علاقه را ندارند. به نظر شما ایران چگونه باید عمل کند؟

دکتر شوری: من فکر می‌کنم که ما باید یک مقدار نوع طرح مساله را تغییر بدهیم. ما باید فرض بگیریم که هر کشوری در بحران سوریه متکی به ظرفیت ها و امکانات خودش است و امکانات و ظرفیت های طرف دیگر یک موضوعی است که می تواند باشد یا نباشد. اگر باشد، بهتر است. و اگر نیست، نباید ما را دچار چالش اساسی کند. به همین دلیل، اینکه ما تصور کنیم که اساساٌ نوع بازیگری ما در سوریه، نوع بازی بوده که بر اساس حضور روسیه تعریف شده است، این طرح مساله به این شکل درست نیست. چون ما نوع بازی مان را در سوریه، حتی اگر روسیه هم نمی آمد، و حتی اگر روسیه هم در جبهه مقابل ما قرار می‌گرفت، به همین شکل ادامه می دادیم. حالا ممکن بود که سختی ها و مشکلات بیشتری برای ما ایجاد می شد. اما حالا روسیه آمده و میزانی از مشکلات ما را کمتر کرده است. ممکن است که در مقطع دیگری هم نباشد و مشکلات ما دوباره بیشتر بشود. ولی به این معنی نیست که ما نوع بازی خودمان را در سوریه براساس ظرفیت ها و توانمندی های روسیه تعریف کرده ایم که حالا بود یا نبود این ظرفیت ها و امکانات ما را دچار مشکل کند. تصور من این است که ایران مجموعه ای از اهداف، جهت گیری ها و سیاست ها را در سوریه دنبال می کند که این اهداف و جهت گیری ها منوط به هیچ کشور دیگری نیست. هر کشوری که با ما همسو شد، فَبِهاالمُراد، و اگر هم نشد، می‌توانیم بگوییم خداحافظ و کار خودمان را ادامه بدهیم. بنابراین، تعریف کردن نقش ایران در سوریه، براساس تعریف نقش روسیه، به نظر من، خیلی ما را به جایی نمی رساند. ضمن اینکه دائماٌ آن دغدغه های دائمی را برای ما ایجاد می کند که آیا روسیه ما را خواهد فروخت؟ آیا به روسیه می توانیم اعتماد کنیم؟ و همه این سوالات مشابه. در حالیکه اساساٌ در مورد سوریه ما باید موضوع روسیه را یک موضوع کمکی برای خودمان بدانیم، نه اینکه به عنوان موضوعی که حیات و سیاست های ما مبتنی بر آن است.

سؤال: اگر اختلاف ایران و روسیه در مورد آینده بشار اسد بروز کند، این چه تاثیری در سناریوهای بحران سوریه خواهد داشت؟

دکتر شوری: یکی از مسائل آینده، همین مساله دولت اسد است. که خیلی چیزها را تعیین می کند. خیلی از محوربندی ها، دوستی ها و دشمنی ها، ائتلافات را تاکنون تعریف کرده و از این به بعد هم تعریف خواهد کرد. قطعاٌ نوع سرنوشتی که برای دولت اسد تعریف می شود، می تواند بر روی روابط ما با روسیه، ترکیه و هر کشور دیگری، تاثیر بگذارد. به نظر من این موضوعی است که شاید در جمهوری اسلامی خیلی به آن فکر نشده است. آلترناتیو ما برای این مساله چه چیزی است؟ ما اساساٌ روی مساله سوریه بدون اسد، فکر نکرده ایم. و بنا هم نداریم تا رسیدن زمان انتخابات ریاست جمهوری در سوریه به این مساله فکر کنیم. این از یک طرف می تواند به عنوان نقطه ضعف باشد، از طرف دیگر نقطه ایستادن ما هست. ما در مورد آن نقطه ای که روی آن ایستاده ایم، خیلی نمی توانیم بحث کنیم. به همین دلیل من فکر می کنم که موضوع آینده دولت اسد، خیلی چیزها را تعیین می کند. آیا ما می توانیم به مکانیزمی برسیم که ایران، روسیه، ترکیه و دولت مرکزی سوریه را به نقطه اشتراک برساند؟ به نظر من این خیلی سخت است و ما ترجیح می دهیم که فکر کردن در مورد این موضوع را تا انتخابات ریاست جمهوری سوریه را به تعویق بیندازیم. باید ببینیم که شرایط چگونه خواهد شد. آیا اساساٌ ما با یک سوریه یک دست در آن مقطع مواجه خواهیم بود که با یک انتخابات کاملاٌ دمکراتیک همه مردم سوریه بتوانند در آن مشارکت داشته باشند و انتخابات را برگزار کنند یا خیر. به هر حال اینها موضوعاتی است که برای آن در ایران، نه تنها از طرف من بلکه هیچ کسی دیگر، جواب مشخصی وجود ندارد.

سؤال: در روزهای اخیر بحثی در مورد خروج نیروهای روسیه از سوریه مطرح شده، گفته می‌شود که رئیس ستاد مشترک ارتش سوریه هنگام بازدید از ناو هواپیمابر آدمیرال کوزنتسوف، گفته است که روسیه مهمترین حامی دولت سوریه بوده است. این در حالی است که دولت بشار اسد به دنبال بقا است و در واقع جنگ، جنگ بقای دولت بشار اسد است که شش سال ادامه پیدا کرده و این مساله خط قرمز ایران هم است، اما این خط قرمز روسیه نیست. برفرض اگر روزی روسیه از این خط قرمز ایران و دولت سوریه عبور کند، آیا دولت روسیه در مقابل دولت سوریه قرار خواهد گرفت؟

دکتر شوری: آن چیزی که برای روس‌ها اهمیت دارد، منافعی است که در سوریه برای خودشان تعریف کرده اند و حفظ آن پایگاه هست. قطعاٌ اگر روس ها بخواهند به سوریه پس از اسد فکر کنند، باید مکانیسم رسیدن به آن را هم تعریف کنند. قطعاٌ آنها به دنبال رسیدن به سوریه پس از اسد از طریق مقابله با اسد نیستند. ممکن است که حمایت آنها از دولت اسد کم یا قطع شود، ولی تضعیف دولت اسد می تواند به تضعیف منافع روسیه هم گره بخورد. روس ها چگونه می خواهند منافع خود در سوریه را تضمین کنند؟ باید دولت دیگری بیاید و تضمین بدهد که پایگاه روسیه در سوریه حفظ خواهد شد. اگر کاملاٌ فکر کنند که این را می توانند رها کنند، یعنی پشتوانه سیاسی دولت اسد را رها کنند و بگویند حالا هر کسی که آمد ما با او گفتگو می‌کنیم، قطعاٌ روس ها دنبال چنین مساله ای نیستند و چنین ریسکی را نمی پذیرند که با جانشین دولت اسد سر این موضوع بحث کنند. اگر آنها به سوریه پس از اسد می اندیشند، حتماٌ باید یک مکانیسم توافقی باشد. یعنی مکانیسمی باشد که دولت اسد و سایر حامیان او مانند ایران، آن را بپذیرند. و احتمالاٌ سایر بازیگران و ترکیه هم آن را بپذیرند. رسیدن به این مکانیسم، سخت و دشوار است و شاید بتوان گفت، به همان میزان که برای ما سخت است که به دولت پس از اسد فکر کنیم، برای روس ها هم سخت خواهد بود که مکانیسمی را ایجاد کنند که ضمن عبور از اسد، در عین حال تضمین کننده منافع روسیه باشد و همچنین مورد توافق دولت اسد و کشورهایی مانند ترکیه هم باشد. بنابر این، اینکه شما به چه شکلی می‌خواهید این دولت انتقالی را ایجاد کنید که در آینده هم منافع شما تضمین بشود و اینکه دولت اسد هم این را بپذیرد، همه اینها، این معادله را خیلی پیچیده کرده است. و این یک مقدار کار را سخت می کند. مگر اینکه یکی از طرفین، داوطلبانه کوتاه بیاید. یعنی اینکه اسد بپذیرد که کاندیدا نشود. یا اینکه حزب بعث، نقش آفرینی در آینده سوریه نداشته باشد. بعید است که حامیان دولت اسد در سوریه بعد از چند سال جنگیدن حاضر باشند به همین راحتی از سهم خودشان بگذرند و بپذیرند که هر کس دیگری بیاید. حتماٌ آنها هم می خواهند که میزانی از تاثیرگذاری آنها در دولت آینده تضمین شود. در واقع درباره این میزان از نقش‌آفرینی است که ما و روس ها می توانیم سهم خودمان را تعریف کنیم. بالاخره قرار است که حامیان دولت اسد، در دولت آینده سهمی و نقشی داشته باشند. نمی شود که بعد از این همه جنگیدن و منازعه، حامیان دولت اسد، نقشی در دولت آینده نداشته باشند. من فکر می‌کنم درباره اینکه حامیان دولت اسد باید در آینده سیاسی این کشور همچنان نقش جدی داشته باشند، ایران و روسیه همسو هستند. این موضوع میزانی از منافع را برای هر دو طرف تضمین کنند. به هرحال بحث کردن در مورد آینده سوریه یک مقدار سخت است. نه تنها ما، بلکه تمامی طرف های درگیر هم ترجیح می دهند که براساس شرایط موجود، گام های بعدی خودشان را تعریف و به جلو بروند. بعید است که هیچ کشوری بتواند چشم‌انداز دراز مدتی را برای خود تعریف کند و اصرار داشته باشد که حتماٌ به آنجا برسد. باید ببینیم که در این دریای طوفانی چه شرایطی رقم می‌خورد و حسب شرایط موجود باید سیاست‌های خودمان را تعریف کنیم. البته این مسأله به معنای نداشتن استراتژی نیست، بلکه به معنای تعیین تاکتیک‌های عملیاتی بر اساس شرایط میدانی است.

telegram channel

رسانه

Submit to FacebookSubmit to Twitter

نظر دادن

لطفا تمامی موارد ستاره دار را پر نمایید.

آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
آزادسازی موصل (18 تیر 1396)
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
تصاویر هفته نخست اردیبهشت
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
عکس های هفته (آخر فروردین 1396)
تصاویر هفته
تصاویر هفته